ارسال به دوستان
کد خبر : 10794
تاریخ انتشار : 8/4/2012 9:34:00 AM

امامان مرکز

زندگی نامه امامان مسجد

منزلت امامت مسجد

بی تردید نقش امامان مسجد و مدیران مرکز اسلامی هامبورگ در شکل گیری تاریخ آن بی بدیل و ممتاز بوده؛ بلکه باید آنان را جزئی مهم از تاریخ این مسجد برشمرد. ریشه این امر در فرهنگ اسلامی  ـ خصوصاً شیعه ـ نهفته که در آن، امامان جماعت دارای مقامی بس ارجمندند و نمازگزاران و اهل مسجد احترام بسیاری برای امام قائل هستند و معتقدند نماز را باید امام عادل اقامه کند.

این در حالی است که امامان مسجد هامبورگ علاوه بر حقّ امامت در نماز، همواره از دو مزیّت دیگر نیز برخوردار بوده اند: یکی انتساب آنان به مرجعیت و تعیین آنان توسّط مراجع عظام و دیگری برخورداری از علم و شایستگی برای تصدّی این مقام معنوی.

 

  آیت الله دکتر رضا رمضانی گیلانی ( امام کنونی مرکز)

او در سال 1342ش در خانواده ای مذهبی در رشت متولّد شد و از سال 1359ش در حدود هفده سالگی در کنار مدرسه، تحصیلات مقدّماتی حوزه را آغاز کرد. در سال 1360ش ديپلم گرفت و تا سال 1362 بخشی از دروس سطح را نزد اساتیدی چون آیت الله لاکانی، انشائی و ظهیری گذراند.

سپس راهی مشهد شد و تا سال 1367 به مدّت پنج سال نزد حضرات آيات فقیه سبزواری، صالحی خراسانی، سعیدی، رضازاده و مرتضوی تحصیل کرد و بخشی از فلسفه را نزد حکیم بلندآوازه سیّد جلال الدین آشتيانی آموخت. سپس عازم شهر قم شد و با اشتياق کامل، به مدّت چهارده سال فقه و اصول را نزد حضرات آيات عظام فاضل لنکرانی، وحید خراسانی، مکارم شیرازی، جعفر سبحانی و بهجت فومنی، و فلسفه، عرفان و اخلاق را به مدّت چهارده سال نزد حضرات آيات علّامه جوادي آملی، علّامه حسن زاده آملی، انصاری شیرازی، حکیم عسگری و دکتر احمد بهشتی، و تفسیر قرآن را به مدّت شش سال نزد حضرات آيات جوادی آملی و معرفت دنبال کرد.

پرکاری ایشان در تمام این دوران زبانزد محافل دوستان بود و کلاس های تدریس وی (همچون مغنی، مختصر، حادی عشر، اصول فقه، لمعه، تجرید، شرح منظومه، اشارات، اسفار، جامع السعادات، تمهیدالقواعد، مجمع البيان، نهج البلاغه، مکاسب، کفایه و خارج اصول و فقه) معمولًا از پرجاذبه ترین دروس حوزه در نوع خود بود و به همین دلیل تأیید و تشویق مراجع بزرگوار حوزه را بر می انگیخت.

آیت الله العظمی فاضل لنکرانی در این باره در دو متن جداگانه نوشت: «گواهی می شود جناب حجّت الاسلام والمسلمین آقای حاج شیخ رضا رمضانی دامت افاضاته حدود دوازده سال در بحث های خارج فقه و اصول حوزه مقدّسه قم شرکت نموده اند و بحمدالله از فضلای مبرّز و مدرّسین ارزشمند حوزه می باشند و آراسته به سجايای اخلاقی هستند» و نیز « ... ایشان از فضلاء ارزنده و جدّی است و به مراتبی از علم و عمل نائل گشته اند و امید است مراکز علمی و محافل دینی، از برکات ایشان بهره مند گردند». آیت الله علامه جوادی آملی می نویسد: «یکی از عالمان دینی که ساليان متمادی به فراگیری علوم اسلامی اشتغال داشت و بحمدالله در صدد تذکیه عقول و تزکیه نفوس برادران و خواهران ایمانی هستند، حجّت الاسلام والمسلمین جناب آقای حاج شیخ رضا رمضانی دامت برکاته اند. انتظار می رود...  امّت اسلامی را در هر اقلیم در گستره زمین به اسلام ناب دعوت نمایند».

وی پس از طی مدارج علمی در سال 1385 مدرک سطح چهار )دکتری( حوزه را دريافت کرد و در همان سال با تأیید درجه اجتهادش توسط فقهای شورای نگهبان، با اکثریت قاطع آرای مردم شریف استان گیلان، به دوره چهارم مجلس خبرگان راه يافت. وی در دوره پنجم خبرگان (اسفند سال 1394) نیز شرکت کرده و بار دیگر با اکثریت آراء از طرف مردم شریف گیلان انتخاب شدند. ایشان در طول این سال ها همواره در دانشگاه نیز حضوری جدّی داشت؛ چنان که در سال 1373ش در دانشگاه تربیت مدرّس قم از رساله «اسماء الهی در قرآن و عرفان » با نمره 19 دفاع کرد و مدرک کارشناسی ارشد دريافت نمود. از سال 1375 در مقطع کارشناسی ارشد به تدریس در دانشگاه های مختلف پرداخت و نیز چندین رساله ارشد و دکتری را مشاوره و راهنمایی کرد.

 در 1381 به عضویت هيأت علمی پژوهشکده فرهنگ و اندیشه اسلامی درآمد و در نوشتن دائرة المعارف قرآن در گروه فلسفه و عرفان مشارکت جست. در سمینارهای علمی - اسلامی متعدّدی در ایران و خارج از ایران شرکت کرد و اکنون در حال تحقیق و نوشتن رساله ای در آرای اخلاق جهانی هانس کونگ و مقایسه آن با دیدگاه علّامه طباطبایی می باشد. وی برای مراجعه مستقیم به کتاب ها و منابع آلمانی مدّتی تلاش کرد و ديپلم زبان آلمانی B2 دريافت نمود. برخی از تألیفات وی عبارتند از:

 رابطه ها در حوزه انسان؛ نگرشی بر خود نوعی انسان؛ اسماء الهی در قرآن و عرفان؛ آراء اخلاقی علّامه طباطبائی؛ آسیب شناسی دینی در نهضت عاشورا؛ گناه شناسی؛ نظام حقوقی و اخلاقی خانواده در اسلام؛ محبّت در اسلام؛ تبلیغ با نگاهی به مقوله ی رسانه؛ نقد کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان؛ آداب علم آموزی؛ مقالات قرآنی؛ انسان شناسی در قرآن؛ توبه در قرآن؛ هندسه زندگی قرآنی؛ اسلام شناسی؛ ارتداد؛ اجتهاد و تقلید؛ و...  که بخشی از آن ها به انگلیسی، آلمانی، ترکی، عربی و مالایی ترجمه شده است. وی پس از 4 سال تجربه امامت جمعه در کلان شهر کرج و سفر به کشورهای مختلف، در سال 2006میلادی رياست مرکز اسلامی وین را پذیرفت و سپس در سن 46 سالگی، از آوریل 2009 از سوی مرجعیت اعلای شیعه، به عنوان امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ منصوب شد. او همچنین از سوی سایر مراجع معظّم مأذون می باشد. وی در اکتبر 2010م به اتفاق آراء به رياست هيأت علمای اتّحادیه مراکز شیعه در آلمان برگزیده شد و در می 2014 به ریاست

اتّحادیه ی اروپایی علماء و تئولوگ های شیعه انتخاب گردید. نامه ی او به پاپ و پاسخ وی در مورد ضرورت حفظ حرمت انبیاء فصل جدیدی از ارتباط مرکز اسلامی با رهبران ادیان گشود.

1ـ حجّت الاسلام و المسلمین استاد محمّد محقّقی لاهیجی

وی در سال 1289خورشیدی در لاهیجان به دنيا آمد. پدرش آقا میرزا کاظم، مردی پرهیزگار بود. او پس از تحصیلات ابتدایی در رشت به تهران رفت و ضمن ادامه­ تحصیل در مدرسه­ کمال الملک و دارالفنون با زبان فرانسه و روسی آشنا گردید. استاد محقّقی مقدمات ادبيات عرب را در مدرسه مروی تهران به پايان رساند و سپس برای تحصیل علوم حوزوی به مشهد مقدّس شتافت و در همان حال به تدریس رياضيات پرداخت.

سپس در بیست وسه سالگی به حوزه علمیّه قم آمد و در درس خارج آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری شرکت کرد و همزمان به تدریس هيأت، فیزیک و سایر علوم طبیعی همّت گمارد. استاد محقّقی در طول تحصیل، از محضر بزرگان دیگری نیز بهره برد؛ از جمله: آيات عظام سیّد محمّدتقی خوانساری و سیّد شهاب الدین مرعشی نجفی؛ و نیز حضرات آيات محمّد همدانی؛ شیخ علی دامغانی؛ مدرّسی و عبدالنبی نوری. با رحلت حاج شیخ، استاد محقّقی به همدان رفت و مدّتی در آن شهر به خدمات دینی و فرهنگی اشتغال یافت. سپس به قم بازگشت و به تحقیق، مطالعه و تدریس فلسفه، طبیعيات و زبان خارجه در حوزه علمیّه قم پرداخت. سبک تدریس فلسفه وی ابتکاراتی داشت که نظر آیت الله بروجردی را به خود جلب کرد. آیت الله شبیری زنجانی در این باره می گوید: « آقای محقّقی یک درسی داشت که در آن اطلاعات جدیدی که غالب طلاب به آن احتياج داشتند، به صورت تلفیقی با دروس حوزه مطرح می کردند. بنده هم درس ایشان می رفتم. در آن درس سیّد عبدالجواد جبل عاملی نیز که استاد شرح لمعه ما بود، شرکت کردند. »

سپس با رحلت پدر همسرش (مرحوم حجّت الاسلام سیّد محمّد مدرّس سعیدی یزدی) مدّتی نیز به یزد رفت و به تبلیغ پيام دین پرداخت. استاد محقّقی در سال 1330ش در چهل و یک سالگی به تهران مهاجرت کرد و در دانشکده الهيات دانشگاه تهران به تدریس اشتغال یافت و در 45 سالگی به دنبال درخواست ایرانيان مقیم آلمان در سال 1334ش) 1955م( از سوی آیت الله العظمی بروجردی به هامبورگ اعزام شد.

در مأموریت آلمان، آشنایی استاد محقّقی با اندیشه های نو، زبان خارجی و مهارت در علوم اسلامی، به ویژه فلسفه و عملکرد شایسته ایشان در آن زمان، موجب بازتاب های گسترده ای شد. یکی از این اقدامات، آغاز به احداث مسجد بزرگ هامبورگ بود که کلنگ آن به وسیله وی بر زمین زده شد.

استاد محقّقی در هامبورگ با علاقه فراوان به راهنمایی مسلمانان پرداخت و در مدّت کوتاهی، اعتماد طبقات مختلف را با رفتار دلنشین و روحیه خدمت گزاری جلب کرد. او با مسلمانانی از کشورهای دیگر هم مکاتبه داشت و آن ها را از راه دور و به صورت کتبی راهنمایی می کرد. در اسنادی که از زمان حضور ایشان در مسجد هامبورگ بر جای مانده است، گواهی افراد زيادی که از سراسر جهان به اسلام گرویده اند، یافت می شود. علاوه بر این، برای اوّلین بار، کتب تعالیم اسلامی در مسجد هامبورگ به زبان آلمانی ترجمه شد. جمعیت اسلامی ایرانيان هامبورگ در آن زمان، جلسات خود را در منزل آقای محقّقی برگزار می کرد؛ زیرا در زمان حضور وی در این شهر، با آنکه زمین مسجد هامبورگ خریداری شده و به ثبت رسید و بخشی از ساختمان مسجد نیز ساخته شد، ولی بنای نیمه تمام در وضعیتی نبود که مسلمانان بتوانند در آن گرد هم آیند و جلسات خود را در آنجا برگزار کنند. وی در مدّتی که در هامبورگ اقامت داشت، علاوه بر راهنمایی دینی، فرهنگی و اجتماعی، به دعوت دانشگاه هامبورگ، مطالعات خود را در زمینه اديان و فلسفه تکمیل کرد. وی در اين دانشگاه با پروفسور کراوس، رياست کرسی سمینار «عهد عتیق»، همچنین با انجمن های اسلامی کشورهای مختلف و استادان برجسته مسلمان و غیر مسلمان در آلمان و سراسر جهان مکاتبات علمی و فرهنگی داشت.

ایشان پس از رحلت آیت الله العظمی بروجردی نیز حدود دو سال، تا زمان تکمیل اسکلت ساختمان مسجد در آلمان ماند و آنگاه در سال 1342ش) 1963م( پس از هشت سال کار و تلاش مداوم به ایران بازگشت و تا پايان عمر در شهر مقدّس قم اقامت گزید و سرانجام در سال 1348ش در 59سالگی بر اثر سکته قلبی به رحمت حق پیوست و در «بقعه العلماء» قبرستان ابوحسین قم، نزدیک حرم حضرت معصومه سلام الله علیها به خاک سپرده شد.

 

آیت الله شهید دکتر سیّد محمّد حسینی بهشتی

سیّد محمّد حسینی بهشتی در دوم آبان ماه 1307ش نزدیک محلّه چهارسوق اصفهان متوّلد شد. پدرش سیّد فضل الله حسینی، روحانی بود. از چهار سالگی تحصیل در مکتب خانه را آغاز کرد. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه ثروت به پايان رساند. در دوازده سالگی تحصیلات متوسطه را در دبیرستان سعدی اصفهان آغاز کرد. از شهریور 1320ش که مصادف با برکناری رضاخان بود و فشار رژیم بر روحانیون تا حدودی کم شد و تعداد زيادی از جوانان به حوزه علاقه مند شدند، دکتر بهشتی نیز در حالی که چهارده سال داشت، به پیشنهاد یکی از همکلاسی های خود، وارد حوزه علمیّه صدر اصفهان شد. بنابراین، تحصیل در دبیرستان برای مدتی متوقّف ماند و چهار سال به تحصیل ادبيات عرب، منطق کلام، سطوح فقه و اصول و دروس ابتدایی فلسفه پرداخت. وی از شهریور 1325ش در هجده سالگی وارد حوزه علمیّه قم شد و نزد آيات محقّق یزدی، اردکانی، شیخ مرتضی حائری یزدی، محقّق داماد، سیّد محمّدتقی خوانساری و آیت الله العظمی بروجردی و امام خمینی  رحمه الله درس خواند. حضرات آيات مرتضی مطهری، میرزا علی مشکینی و موسی صدر، از هم دوره های او بودند. وی از سال 1327ش تحصیلات کلاسیک را دوباره آغاز کرد و پس از گرفتن مدرک ديپلم ادبی، در رشته فلسفه در دانشکده الهيات دانشگاه تهران، تا مرحله دکترا پیش رفت. در سال 1328ش با حضور آیت الله مطهری و آیت الله طالقانی، جلساتی را در تهران برگزار کرد که حاصل آن، نشر مقالاتی در کتاب های «گفتار ماه» و «گفتار عاشورا» بود. سال های 1329ـ 1330 که در تهران به تحصیل در دانشگاه اشتغال داشت، با اوج مبارزات سياسی اجتماعی نهضت ملّی نفت مصادف بود و او در هیبت یک روحانی جوان مشتاقانه در اجتماعات شرکت می کرد. لذا در تابستان 1331 که سفرش به اصفهان با اعتصاب 26 تا 30 تیر همزمان شد، اوّلین یا دومین سخنرانی اعتصاب را که در ساختمان تلگراف خانه بود، بر عهده گرفت. پس از بازگشت از تهران به قم، مدّت پنج سال کتاب فلسفی «اسفار» صدرالمتألهین )ملاصدرا) و «شفای» ابن سینا را نزد علّمه طباطبایی فرا گرفت و در جلسات شب های چهارشنبه که استاد بزرگوار علّمه طباطبایی، اصول فلسفه و روش رئالیسم را تدریس می کرد، به طور منظّم شرکت می کرد.

آیت الله بهشتی و مطهری از اعضای مهم آن جلسه بودند. آن ها حتی زمانی که در تهران سکونت داشتند، هنگامی که به قم می آمدند، مزار آیت الله دکتر بهشتی در بهشت زهرای تهران شرکت در این جلسه را وظیفه خود می دانستند. دکتر بهشتی مدّت ها زبان انگلیسی را در دبیرستان حکیم نظامی قم تدریس کرد. در سال 1333 دبیرستان «دین و دانش» را تأسیس کرد و تا سال 1342ش خود مسؤولیت آن را بر عهده داشت. او شب ها در همان دبیرستان برای طلاب حوزه، کلاسهایی با این موضوعات تشکیل داد: زبان انگلیسی، فیزیک، شیمی، جامعه شناسی، تاریخ علم و روا نشناسی. دکتر بهشتی در درس تاریخ علم توضیح می داد که چگونه علوم مسلمانان طی جنگ های صلیبی به اروپا راه يافت و باعث بیداری علمی مغرب زمین شد. همکاری در تأسیس مدرسه منتظریه (حقّانی( برای تربیت روحانیون آشنا با علوم زمان و فرهنگ ها و اديان، از دیگر اقدمات اوست. فعّالیت های انقلابی او علیه شاه باعث شد تا از زمستان 1342 از فعّالیت وی در دبیرستان دین و دانش جلوگیری شود. دکتر بهشتی سپس از قم عازم تهران شد و مسؤولیت بررسی کتاب های درسی در وزارت فرهنگ را برعهده گرفت. وی در سال 1344ش در حالی که 37 سال از عمرش می گذشت، از طرف مراجع تقلید به هامبورگ آمد و حدود پنج سال مسؤولیت مسجد را بر عهده گرفت و خدمات شايانی به انجام رساند.آیت الله دکتر بهشتی در «زندگی من» درباره بازگشت از هامبورگ می گوید: «در طی 5 سال (که در هامبورگ بود) یک بار به حج مشرّف شدم. سفری هم به سوريه و لبنان داشتم و بعد به ترکيه رفتم...  در سال 1348ش سفری هم به عراق کردم و به خدمت امام رفتم، و به هر حال کارهای آنجا سر و سامان گرفت و در سال 1349ش به ايران آمدم. امّا مطمئن بودم که با اين آمدن امکان بازگشتم کم است. يک ضرورت شخصی ايجاب می کرد که حتما به ايران بيايم. به ايران آمدم و همان طور که پيش بينی می کردم، مانع بازگشتم شدند.

آیت الله دکتر بهشتی دو سال پیش از بازگشت به ایران، در سال 1348ش) ۱۹۶۸م) از حجّت الاسلام محمّد شبستری برای همکاری با مرکز اسلامی هامبورگ دعوت کرده بود و پس از خود، وی را به سرپرستی آنجا گماشت؛ ولی تا زمان شهادت، همچنان نظارت عالی بر کارها و هدایت فکری بر عهده خود وی بود. دکتر بهشتی در ایران برای تربیت روحانیونی که بتوانند در خارج از کشور حضور پیدا کنند، برنامه جامع پنج ساله ای را طراحی کرد که خود به عنوان استاد راهنما، بر اجرای كامل آن نظارت می کرد. مواد درسی، پژوهشی و تحقيقاتی این دوره عبارت بودند از: تفسير و معارف قرآن، تكميل فلسفه اسلامی و فلسفه اروپا، تكميل زبان عربی و انگليسی، شناخت مسيحيت و یهود، بررسی تاريخ اسلام و اروپا، روان شناسی، تحقيق در درايه، رجال و ادامه دروس فقهی. وی در سال های 1354 و 1357 از سوی رژیم شاهنشاهی ایران دستگیر و برای مدّتی زندانی شد. آیت الله دکتر بهشتی پس از پیروزی انقلاب اسلامی تا زمان شهادت، در دوران نسبتا کوتاه عمرش به سبب شناخت عمیق از اسلام و تجارب ممتد در غرب، در مقام رياست اجلاس پیش نویس قانون اساسی، نقش بسيار مهمّی در تبیین و تثبیت زعامت و ولایت فقیه ایفا کرد. همچنین او به عنوان رئیس دیوان عالی کشور برای تأسیس دستگاه قضایی اسلامی بسیار تلاش کرد. دکتر بهشتی سرانجام به همراه هفتاد و دو تن از وزرا، نمایندگان مجلس و چهره های مطرح کشوری در هفتم تیر 1360ش در جريان بمب گذاری که سازمان مجاهدین (منافقین( به آن متّهم شد، به شهادت رسید. آرامگاه او اینک به یک محلّ زیارتی تبدیل شده است.

 

3ـ دکتر محمّد مجتهد شبستری

محمّد مجتهد شبستری در سال 1315ش در شبستر، از شهرهای آذربایجان شرقی متولد شد. او در سال 1329ش در چهارده سالگی برای تحصیل علوم اسلامی وارد حوزه علمیّه قم شد. تحصیلات او هجده سال طول کشید و در اواخر تحصیل خود در قم، عضو هيأت تحریریه مجلّه «مکتب اسلام» و فصلنامه و سالنامه «مکتب شیعه» شد. وی به دعوت آیت الله دکتر بهشتی، برای اداره امور فرهنگی مرکز اسلامی هامبورگ در سال 1348ش به همراه خانواده عازم آلمان شد و مدّت دو سال معاون مرکز بود. وی پس از بازگشت آیت الله بهشتی از مهر ماه سال 1349ش مدیریت مسجد را بر عهده گرفت و تا یک سال پیش از اوج گیری انقلاب اسلامی به مدّت هفت سال و اندی سرپرستی آن را بر عهده داشت.

هنگامی که وی مسؤولیت مرکز اسلامی هامبورگ را بر عهده گرفت با کارشکنی های سفارت وقت ایران و مسدود کردن حساب بانکی مرکز اسلامی هامبورگ مواجه شد. این امر فشار مضاعفی بر فعّالیت های رو به گسترش مسجد ایجاد کرد. امّا وی با تلاش بیشتر و با همیاری جمعی از مسلمانان علاقه مند توانست مشکلات مالی خود را تا حدّ زیادی برطرف کند. با پایان یافتن این دوره کار ساختمانی مربوط به سالن سخنرانی، رو کار مسجد و بخشی از زیر زمین نیز به اتمام رسید.

در دوران وی علاوه بر تکمیل امور ساختمانی مسجد، فعّالیت های علمی و فرهنگی دیگری نیز انجام شد؛ از جمله: تهیّه کتب اسلامی، تلاش برای حلّ مشکلات مسلمانان ساکن هامبورگ، طرح تأسیس شورای اسلامی اروپا، روابط با کلیسای مسیحی آلمان، شرکت در کنفرانس بین المللی مذاهب برای صلح، گفتگوهای مشترک بین مذاهب و اديان، همکاری با گروه کار مشکلات خارجيان آلمان و روابط با برخی از کشورهای اسلامی مانند مصر و عربستان سعودی.

 همچنین از زمان مسؤولیت ایشان و به پیشنهاد وی، موضوع برگزاری دروس دینی برای دانش آموزان و معلّمان در مدارس پیگیری شد. با این حال، در این دوره، فعّالیت های داخلی مسجد رو به افول نهاد؛ به طوری که به گفته خود ایشان، گاهی حتی نماز جمعه به دلیل این که تعداد نمازگزاران به حدّ نصاب نمی رسید، تعطیل می شد.

اقامت وی در اروپا فرصتی بود تا با تسلّط بر زبان آلمانی، با فرهنگ و تمدّن غرب و به ویژه فلسفه جدید و الهيات مسیحی از نزدیک آشنا شود و در این زمینه مطالعات و تحقیقاتی انجام دهد. او در این مدّت برای شرکت در نشست ها و کنفرانس های بین المللی فلسفی و الهيات و سخنرانی در همایش ها به کشورهای مختلف اروپای غربی و آمریکا سفر کرد و با شخصیت های برجسته مسلمان، یهودی، مسیحی و بودایی از نقاط مختلف جهان به گفتگو پرداخت. وی در فروردین 1350ش از امام موسی صدر برای سخنرانی دعوت کرد. امام موسی صدر در این سخنرانی زیبا به طور تلویحی از عدم رونق فعّالیت های داخلی مسجد و ضعف جلسات سنّتی و معنوی آن اظهار نگرانی کرد و تشکیل جلسات منظّم و گسترده در مسجد را تنها راه حفظ طراوت ایمان در دنيای

مادّی برشمرد. امام موسی صدر در آن بازدید پیشنهاد کرد این جلسات بیشتر برگزار شود تا به این ترتیب بتواند برادران و همراهان مسلمان دیگر را هم جذب کند و تأکید کرد: «مسجدی که در حقیقت خلاصه زندگی و عصاره حيات بسياری از افراد است، باید رونق