ارسال به دوستان
کد خبر : 182639
تاریخ انتشار : 5/13/2016 2:00:11 PM

گزارش جشن ولادت های هفته نخست شعبان المعظّم در مرکز اسلامی هامبورگ


همزمان با فرا رسيدن ایّام ولادت سرور آزادگان حضرت اباعبدالله الحسين(ع) ، حضرت اباالفضل العباس(ع) و سيد الساجدين حضرت علی بن الحسين(ع) ، مرکز اسلامی هامبورگ صحنه حضور جمع کثیری از مسلمانان و دوستداران اهل البیت(ع) با ملّیت های مختلف بود که به مناسبت میلاد این سه مولود خجسته در کنار هم به شادی و سرور پرداختند.

این جشن با شکوه که در روز سه شنبه 10 مای 2016 برگزار گردید، شامل برنامه های متنوعی از جمله: تلاوت قرآن، شعرخوانی، سخنرانی، مداحی، دکلمه خوانی به زبان آلمانی و مسابقه کتبی بود.


در این مراسم آیت الله رمضانی، امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ ضمن تبریک اعیاد خجسته شعبانیه، به تبیین و بررسی روایات متعددی که پیرامون مسأله مودّت و محبّت اهل بیت پیامبر(ص) وارد شده است پرداخته و افزودند: در قرآن کریم و روایات اسلامی ـ اعمّ از شیعی و سنّی ـ بر مودّت و محبّت اهل بیت پیامبر(ص) تأکید فراوان شده است. امّا این بدان جهت که آن بزرگواران فرزندان پیامبر(ص) و از نسل اویند، نبوده است؛ زیرا محبّت حقیقی به کمال تعلّق می یابد و هرچه کمال بیشتر باشد محبّت نیز بیشتر خواهد بود. لذا اهل بیت عصمت و طهارت (ع) از آن جهت که در قلّه فضایل و کمالات حضور دارند، دوست داشتن آنان در حقیقت محبّت به اصل و اساس همه خوبی هاست.

به همین جهت رسول خوبی ها محمّد مصطفی(ص) فرمود: «أساسُ الاِسْلامِ حُبِّی وَ حُبِّ أهْل بَیْتی؛ اساس اسلام، دوستی من و اهل بیت من است.» و باز مى‏فرمايد: «لايؤمن احدكم حتى اكون احبّ اليه من ولده و والده و الناس اجمعين؛ هيچ یک از شما ايمان ندارد؛ مگر اينكه من نزد او، از فرزندانش و پدرش و همه مردم محبوب‏تر باشم».

آن حضرت در روایتی دیگر اصل ايمان را مشروط به «حبّ» خود مى‏داند و براى آن، مرتبه بسیار بالایی را بیان کرده و فرمود: « لایومن عبد حتی أکون أحب الیه من نفسه و أهلی أحبّ الیه من أهله و عترتی أحب إلیه من عترته و ذاتی أحب الیه من ذاته ؛ هیچ بنده ای ایمان کامل پیدا نمی کند؛ مگر اینکه من دوست داشتنی تر نزد او از خودش باشم و نیز اهل بیتم از اهلش محبوب تر و عترتم از عترتش دوست داشتنی تر و ذاتم از ذاتش محبوب تر باشد. »  و از این نوع روایات صحیح بسیار فراوان است، مانند آنچه در زیارت جامعه کبیره آمده : «مَنْ أَحَبَّكُمْ فَقَدْ أَحَبَّ اللَّهَ وَ مَنْ أَبْغَضَكُمْ فَقَدْ أَبْغَضَ اللَّهَ».


البته بسیار واضح و روشن است که این روایات باید به درستی معنا شوند؛ چرا که در غیر اینصورت ممکن است برخی به علت عدم دقت لازم دچار افراط و یا تفریط بشوند؛ متاسفانه برخی تنها شعار محبت و ارادت به اهل بیت(ع) را سر می دهند و نه تنها ملتزم و پایبند به عمل نیستند بلکه از قرآن و معارف وحیانی نیز فاصله گرفته اند، و البته از سوی دیگر برخی نیز فقط به قرآن تمسک کرده و از اهل البیت(ع) که زبان قرآن کریم و وسیله راه یابی به معانی و معارف الهی هستند دوری گزیده اند که هر دوی این امور ناشایست و خطرناک است. بلکه محبّان واقعی اهل بیت علیهم السلام تلاش می کنند بر اساس آموزه های قرآن به وظیفه و تکلیف دینی خود عمل کنند و در رفتار و اخلاق و کردار به فضائل آراسته و از رذائل مبرّا باشند و اخلاق و رفتار خود را قرآنی نمایند.


همچنین باید توجّه داشت که این محبت آثار و برکات بسیار زیاد و فراوانی برای محبّ دارد و اگر کسی به مقام محبّت برسد، از برکات و آثار این محبت، بهره مند خواهد شد. در روایتی از پیامبر اکرم (ص) بیان شده است که: « مَنْ رَزَقَهُ اللهُ حُبَّ اْلأئِمَةِ مِنْ اَهْلِ بَیْتی فَقَدْ اَصابَ خَیْر الدُّنْیا وَ اْلآخِرَةِ فَلا یَشُکَّنَّ اَحَدٌ اَنَّهُ فِی الْجَنَّةِ فَاِنَّ فی حُبِّ اَهْلِ بَیْتی عِشْریْنَ خَصْلَةً عَشْرٌ مِنْها فی الدُّنْیا وَ عَشْرٌ فی الآخِرَة. کسی که خداوند محبت امامان از اهل بیت من را روزی او گرداند، به حقیقت به خیر دنیا و آخرت دست یافته است. هیچ کس شک نکند که چنین فردی در بهشت جای دارد؛ زیرا در دوستی اهل بیت من بیست خصلت وجود دارد که ده خصلت آن در دنیا و ده تای دیگر در آخرت است. اَمَّا فی الدُّنیا: فَالزُّهْدُ وَالْحِرْصُ عَلی الْعَمَلِ وَالْوَرَعُ فی الدّینِ وَالرَّغْبَةُ فی الْعِبادَةِ وَالتَّوْبَةُ قَبْلَ الْمَوْتِ وَالنِّشاطُ فی قِیامِ اللَّیْلِ وَالْیَاسُ مِمّا فی اَیْدِی النّاسِ وَالْحِفْظُ ِلأَمْرِالله وَ َنْهِیِه عَزَّوَجَلَّ، وَالتّاسِعَةُ بُغْضُ الدُّنیا وَالْعاشِرَةُ اَلسَّخاءُ. اما در دنیا: زهد و حرص بر عمل، ورع در دین، عشق به عبادت، توبة پیش از مرگ، نشاط در شب بیداری، ناامیدی از آنچه که در دست مردم است، حفظ امر و نهی الهی، و نهم، بغض دنیا و دهم، سخاوتمندی است. وَاَمّا فی اْلآخِرَةِ: فَلا یُنْشَرُ لَهُ دیوانٌ وَلا یُنْصَبُ لَهُ میزانٌ وَیُعْطی کِتابُهُ بِیَمینِهِ وَیُکْتَبُ لَهُ بَراءَةٌ مِنَ النّارِ وَیُبَیَّضُ وَجْهَهُ وَیُکْسی مِنْ حُلَلِ الجَنَّةِ وَیَشْفَعُ فی مِأَةٍ مِنْ اَهْلِ بَیْتِهِ وَیَنْظُرُ اللهُ اِلَیْهِ بِالرَّحْمَةِ وَیُتَوَّجُ مِنْ تیجانِ الجَنَّةِ وَ الْعاشِرَةُ یَدْخُلُ الجَنَّةَ بِغَیْرِ حِسابٍ فَطُوبی لِمُحِبّی اَهْلِ بَیْتی؛ و اما در آخرت: پس پرونده ای برای او باز نمی شود و برای او ترازویی نصب نمی شود، و نامة عملش به دست راستش داده می شود، و برای او نجات از آتش نوشته می شود، و صورتش سفید می شود و از جامه های بهشتی بر او پوشانده می شود، و تا صد نفر از خویشاوندان خود را شفاعت می کند، و خداوند به نظر رحمت به او می نگرد، و تاج بهشتی بر سر او نهاده می شود، و دهم اینکه بدون حساب وارد بهشت می شود. پس خوشا به حال دوستداران اهل بیت من».


البته این نکته را هم باید توجه داشت که همه دوستداران اهل البیت (ع) در یک درجه و رتبه نیستند، چنانکه از امام صادق (ع) روایت شده که فرمودند: دوستداران ما سه گروهند: گروهى كه ما را در ظاهر دوست دارند ولى در باطن دوستمان ندارند و گروهى كه ما را در باطن دوست دارند ولى در ظاهر اظهار دوستى نمى‏كنند و گروهى كه هم در ظاهر دوست دارند و هم در باطن. و اینان دوستان درجه یك ما هستند. اینکه دوستی به پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) واجب و لازم دانسته شده، به این جهت است. مگر می شود انشان کمال جو باشد و کمال را دوست داشته باشد اما آنکه از کمال و بلکه بالاترین کمالات انسانی برخوردار است را دوست نداشته باشد و لذا مگر می شود انسان راستی را دوست بدارد ولی آنکه در راس پاکی و راستی و عدالت و علم و معنویت است را دوست نداشته باشد. مگر می شود کسی بگوید من زهد را دوست دارم ولی زاهد واقعی را دوست ندارم. مگر می شود کسی بگوید من خوبی را دوست دارم ولی خوبان عالم را دوست ندارم؛ این محال است و در حقیقت مگر می شود کسی فضائل انسانی را دوست داشته باشد اما آنان که صاحبان این فضیلت ها به معنای واقعی هستند آنها را دوست نداشته باشند.


از سوی دیگر اگر ما از بدی تنفر داشته باشیم، باید از آدم های بد هم تنفر داشته باشیم و بدون شک این موضوع افراط نیست. مگر می شود آدمی عقلاً پیامبر اسلام(ص) را که منادی رحمت و عقلانیت و تسلیم در برابر حق است را دوست نداشته باشد. ما تمام خوبی ها را در وجود پیامبر (ص) و امام علی (ع) و امام حسین (ع) و دیگر ائمه علیهم السلام می بینیم. اگر کسی قرب الهی را دوست داشته باشد، نمی شود مقرّبان عالم را دوست نداشته باشد. لذا پیامبر(ص) فرمود: هر کس مرا دوست دارد، باید اهل بیت مرا نیز دوست داشته باشد.

امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ در بخش پایانی سخنرانی خود به خصوصیات محبّین اهل البیت(ع) اشاره کرده و افزودند: علاقه به یک چیزی و محبت داشتن به آن، علائم و نشانه هایی دارد و بدون آن انسان نمی تواند به حقیقت ادعای دوستی کسی پی ببرد و حتی گاهی ممکن است انسان در حقیقی بودن ادعای دوستی، دچار تردید و اشتباه شود. اگر کسی محبّ اهل بیت(ع) است سعی می کند خود را به شکل محبوب در آورد. لذا ما باید در عمل و رفتار و کردار شبیه اهل بیت (ع) باشیم. لذا از امام رضا (ع) روایت شده که فرمودند: لَا تَدَعُوا الْعَمَلَ الصَّالِحَ وَ الِاجْتِهَادَ فِي الْعِبَادَةِ اتِّكَالًا عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ علیهم السلام‏ لَا تَدَعُوا حُبَّ آلِ مُحَمَّدٍ ع وَ التَّسْلِيمَ لِأَمْرِهِمْ اتِّكَالًا عَلَى الْعِبَادَةِ فَإِنَّهُ لَا يُقْبَلُ أَحَدُهُمَا دُونَ الْآخَر؛ مبادا اعمال نیک را به اتکاى دوستى آل محمد علیهم السلام رها کنید و مبادا دوستى آل محمد علیهم السلام را به اتکاى اعمال صالح از دست بدهید زیرا هیچ کدام از ایـن دو , به تنهایى پذیرفته نمى شود.


از امام باقر(ع) نقل شده که فرموده اند: «يا جابر! بلّغ شيعتى عنّى السلام و اعلمهم انه لا قرابة بيننا و بين اللّه عزوجل و لا يتقرّب اليه الا بالطاعة يا جابر من اطاع اللّه و احبنا فهو ولينا و من عصى اللّه لم ينفعه حبنا ؛ اى جابر! از طرف من، به شيعيانم سلام برسان و به آنان اعلام كن كه هيچ قرابت و خويشاوندى بين ما و خداى عزوجل نيست و فقط با اطاعت و بندگى به درگاه الهى تقرّب مى‏يابد. اى جابر! هركس خدا را اطاعت كند و همراه آن به ما محبت ورزد، دوست و محبّ ما است و هركس خدا را معصيت كند، حب ما برايش نافع نيست»


بنابراين اولين شرط محبّت اهل بيت‏(ع)، اطاعت از حق تعالى و پرهيز از گناه است. ممكن است كسى درجه پايين محبت (همان ميل باطنى و رغبت درونى) را داشته باشد؛ ولى عملاً اهل معصيت هم باشد! چنين حبّى، چندان سود بخش نيست. به همین دلیل حضرت على‏(ع) فرموده اند: «انا مع رسول ‏الله و معى عترتى على الحوض، فمن ارادنا فليأخذ بقولنا وليعمل بعملنا؛ من با رسول خدا(ص) در حالى كه عترت من هم با من هستند، بر حوض اشراف داريم. پس هر كس ما را مى‏خواهد، هم بايد گفتار ما را بگيرد و هم عمل ما را، عمل كند ...». بنابراين محبت بايد در عمل جلوه‏گر شود








نظر شما



نمایش غیر عمومی