ارسال به دوستان
کد خبر : 182813
تاریخ انتشار : 6/24/2016 3:27:00 PM

اسلام شناسی 182 ــ اسلام و حقوق اخلاقی 27

خطیب: آیت الله دکتر رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ
 تاریخ: 24.06.2016 

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

در اسلام اموری که به جمع مربوط می­شود از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند، زیرا در اسلام احکام اجتماعی که به کل جامعه بازگشت نماید فراوانند. و همه این احکام، چه در عبادات مانند: حجّ و چه در مسائل مالی مانند: خمس و زکات و یا در معاملات مانند: قوانین مربوط به کسب های حلال و حرام، و چه قوانین مدنی و جزائی، در اسلام به صورت دقیقی مورد توجّه قرار گرفته اند.

حق مؤذن و امام جماعت

اسلام در بخش عبادات دارای احکامی است که به مسائل اجتماع بازگشت می کند مانند نماز جمعه و جماعت، که هر کدام احکام مختص به خود را دارد. و همه­ی آنها برای تصحیح و تقویت روابط میان مسلمانان است، بدین جهت که عبادت خدای متعال را به صورت جمعی انجام بدهند. لذا در این قسمت امام سجاد(ع) به دو حق از این احکام عبادی اشاره کرده، که ثوابها و پاداشهای بسیاری برای آن ذکر شده است. یکی «حق موذن» و دیگری «حق امام جماعت» برای برپائی نماز جماعت است.

موذّن به عنوان کسی که اذان می گوید و وقت نماز را اعلام می نماید، از این جهت به دنبال جمع شدن مسلمانان است، برای اینکه آن عبادت مهم را به شکل جمعی انجام دهند؛ لذا این عمل او از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در گذشته نیز پیروان ادیان برای جمع کردن همکیشان خود از علامتها و نشانه هایی بهره می بردند. مانند: به صدا در آوردن ناقوس که مربوط به مسیحیان است، و نیز استفاده از بوق توسط یهودیان، و دف زدن که رومی­ها از آن استفاده می­کرند. و برخی هم  با روشن کردن آتش و ایجاد شعله، مردم را گرد هم جمع می­کردند، که این عمل مربوط به مجوسیان،[i] بوده است. و عده­ای هم برای گردآوری پیروان خود پرچمهایی را بلند می کردند. اما پیامبر(ص) پس از شنیدن همه­ی نظرها منتظر وحی شد که جبرئیل امین نازل شد. و این زمانی بود که پیامبر(ص) در منزل علی(ع) بود و حکم اذان را از طرف خداوند به مسلمین اعلام کرد. لذا در روایتی نقل شده که امام صادق(ع) فرمود: «جبرئیل وقتی به رسول خدا نازل شد که در منزل علی(ع)، و در حال خواب بود. و اذان و اقامه گفت بعد پیامبر فرمود: علی جان شنیدی؟ عرض کرد: بله یا رسول الله(ص)، فرمود: حفظ کردی؟ حضرت علی(ع) عرض کرد: بلی! فرمود: پس به بلال تعلیم نما، و آنگاه حضرت علی(ع) اذان را به بلال تعلیم داد».[ii]

امام سجاد(ع) در بیان «حق مؤذن» به چند نکته اشاره کرده­اند، که مهمترین آنها این است که چون مؤذن انسان را به یاد پروردگار می اندازد، و او را دعوت می کند. لذا بهره و نصیبی از ناحیه­ی نماز به او می رسد، چراکه در واقع او بهترین کمک کننده بر اداء فریضه ای می­باشد، که خداوند بر همگان واجب کرده است. به­همین جهت باید از او تشکر کرد.[iii] زیرا او منادی دعوت به رابطه با خدا است، که یادآوری می کند انسان باید بخشی از زمانش را به معنویات اختصاص داده، و در آن راه صرف نماید. ارزش یک موذن به خاطر این دعوت، در روایات بسیار مهم دانسته شده است. به­همین جهت در کتب فقهی، احکام فقهی زیادی برای آن ذکر شده است؛ که علاقه مندان می توانند به احکام مربوط به اذان و مؤذن، به این کتب مراجعه کنند.

ارزش مؤذن در روایات

در روایات آمده که اگر مؤذنی برای رضای خدا اذان بگوید، پاداش فراوانی برای او قرار داده شده است.[iv] و در مجموع این اذان زمانی برای اعلان است، که مردم خود را برای فریضه ای بزرگ الهی آن هم به صورت جمعی آماده نمایند.

حق امام جماعت

با توجه به مطالبی که در خصوص مؤذن ـ که سبب جمع شدن افراد برای نماز جماعت می­شود ـ و حق وی عنوان شد، ­باید حق امام جماعت، که محور این جماعت است دانسته شود. چراکه در حقیقت امام جماعت باید با امامت خود همه را به سرچشمۀ کمال مطلق هدایت کند، و آنها را با خدای متعال مرتبط و مأنوس نماید و همه را به بالاترین تواضع و فروتنی نسبت به حضرت حق، رهنمون سازد. از این رو امام سجاد(ع) به بیان حق امام جماعت اشاره کرده و می­فرمایند: «وَ أَمَّا حَقُّ إِمَامِكَ فِي صَلَاتِكَ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّهُ قَدْ تَقَلَّدَ السِّفَارَةَ فِيمَا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ اللَّهِ وَ الْوِفَادَةَ إِلَى رَبِّكَ وَ تَكَلَّمَ عَنْكَ وَ لَمْ تَتَكَلَّمْ عَنْهُ وَ دَعَا لَكَ وَ لَمْ تَدْعُ لَهُ‏ وَ طَلَبَ فِيكَ وَ لَمْ تَطْلُبْ فِيهِ وَ كَفَاكَ هَمَّ الْمَقَامِ بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَ الْمُسَاءَلَةِ لَهُ فِيكَ وَ لَمْ تَكْفِهِ ذَلِكَ فَإِنْ كَانَ فِي شَيْ‏ءٍ مِنْ ذَلِكَ تَقْصِيرٌ كَانَ بِهِ دُونَكَ وَ إِنْ كَانَ آثِماً لَمْ تَكُنْ شَرِيكَهُ فِيهِ وَ لَمْ‏ يَكُنْ لَهُ عَلَيْكَ فَضْلٌ فَوَقَى نَفْسَكَ بِنَفْسِهِ وَ وَقَى صَلَاتَكَ بِصَلَاتِهِ فَتَشْكُرَ لَهُ عَلَى ذَلِكَ وَ لَا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ‏؛ و اما حق امام جماعت در نماز بر تو این است که بدانی او مأموریت سیر به سوی پروردگارت را بین تو و خدا به گردن گرفته، و در این مقام از طرف تو سخن می گوید و تو از جانب او حرف نمی زنی، او برای تو دعا می کند و تو برای او دعا نمی کنی، او برای تو می خواهد و تو برای او نمی خواهی، و اهمیت مقام و ایستادن در پیشگاه خدا و سوال از او را، از طرف تو به عهده گرفته و تو چیزی از او را کفایت نکرده و به عهده نگرفته ای، و اگر عیبی در این کار پدید آید متوجّه او است نه تو، و اگر گناهی کند تو در گناه، شریک او نیستی و او را بر تو برتری نیست. او خود را سپر تو کرده و نمازش را سپر نماز تو قرار داده است. بنابراین باید بدین خاطر سپاسگزار او باشی و قوه و قدرتی جز از ناحیه خدا نیست».[v]

حکمت تشریع نماز جماعت

نکته­ای در خصوص نماز جماعت و حکمت تشریع آن که شایسته است دانسته شود، این است نماز جماعت و آثار آن بسیار زیاد است؛ از جمله: جلوه گری عظمت حق­تعالی در یک عبادت جمعی در قیام، رکوع، سجده و دیگر اجزاء نماز، که خود نوعی تأثیر خاص بر تک تک نمازگزاران می گذارد. و دیگر اینکه می­توان مؤمنین را بواسطه­ی اقتدا کردن به امام جماعت، به نظم در امور و اعتدال، توجّه داد. و نیز می توان ایجاد پیوند و علقه های اجتماعی و صفا و صمیمیت و برادری را، از جمله آثارِ این عبادتِ جمعی دانست. چراکه اعتماد به یکدیگر در امور جاری زندگی بیشتر خواهد شد، و ایشان بر امور یکدیگر بهتر و زودتر آگاهی می یابند. و با حضور همه­ی اقشار جامعه اسلامی از زن و مرد، فقیر و غنی، سیاه و سفید، نمونه ای از تقوای جمعی ظهور و بروز پیدا خواهد کرد. البته همین که مومنین در نماز اوّل وقت، در کنار همدیگر قرار گیرند و خدای بزرگ را بندگی کنند، و در یک مدت زمانی از امور مادی خود را فاصله گیرند، و از ایمان خود مراقبت داشته باشند، و بهترین زمان را برای تقرب و نزدیکی به خدا اختصاص دهند، به نوعی تفسیر صحیح از زندگی مؤمنانه خواهد بود. چراکه انسان در هر حالی، نباید از هدف زندگی انسانی با همۀ نعمتهای الهی فاصله بگیرد؛ بلکه باید هر روز بر آن عمل اهتمام ورزد. به همین جهت نماز جماعت در آیات و روایات از اهمیت خاصی برخوردار می باشد. چه اینکه امام رضا(ع) فرموده­اند: «نماز جماعت بدان جهت تشریع شده است که اخلاص در یکتاپرستی و تسلیم در مقابل حق و بندگی خدا تحقق نمی یابد، مگر آشکارا و بی پرده و علنی،! زیرا اظهار اینها حجتی است برای خدای واحد بر مردم شرق و غرب، و برای اینکه منافق و آنکه نماز را سبک می شمارد، حق آن چه را که به زبان اقرار کرده عملاً اداء کند. و اسلام خود را و متعهد بودنش به آن را آشکار سازد. و برای این که گواهی دادن به مسلمانی یکدیگر، امری جایز و ممکن شود. علاوه بر اینها در اقامه­ی نماز جماعت دستگیری از یکدیگر و تعاون بر نیکی و خداپرستی برای مردم مسیر می شود. و به سبب نماز جماعت از بسیاری از منکرات و نافرمانیهای خدای متعال منع می شود».[vi]

نماز جماعت عنصر وحدت و انسجام جامعه

یکی از نکات مهمی که در خصوص نماز جماعت با محوریت امام جماعت لازم است دانسته شود، اهمیت این عبادت جمعی است. چراکه جهت آن این است که سبب می­شود جامعه با یک باوری عمیق به زندگی مؤمنانه، در مسیر هدف اصلی خلقت و آفرینش قرار گیرد. و بی­شک باور و اعتقاد داشتن نسبت به حق تعالی، و تقرب جستن به خدای متعال همراه با احساس حضور او در تمام لحظه های زندگی، نقش بسیار مهمی را در رشد معنوی افراد جامعه ایفاء می­کند. بنابراین با همدلی و کمک به هم باید تلاش کرد تا خود را در مسیر زندگی واقعی قرار دهیم. و اگر امام جماعت بتواند محور این وحدت و انسجام و همراهی و توجّه دادن مأمومین به قرب الهی باشد، و این امامت را به درستی جهت دهد، و مردم را به سرچشمه معنویت مرتبط و متصل نماید، به وظیفه و رسالت مهم خود عمل کرده است. لذا بر مأموین نیز لازم است به درستی حق او را اداء نمایند. و همچنین حق موذن را، به عنوان کسی که همه را متوجّه این عبادت جمعی و حضور پرشکوه می نماید.



[i]. آتش پرستان.

[ii]. عَنْ مَنْصُورِ بْنِ‏ حَازِمٍ‏ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَمَّا هَبَطَ جَبْرَئِيلُ (ع) بِالْأَذَانِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ (ص) كَانَ رَأْسُهُ فِي حَجْرِ عَلِيٍّ (ع) فَأَذَّنَ جَبْرَئِيلُ (ع) وَ أَقَامَ فَلَمَّا انْتَبَهَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) قَالَ يَا عَلِيُّ سَمِعْتَ قَالَ نَعَمْ قَالَ حَفِظْتَ قَالَ نَعَمْ قَالَ ادْعُ بِلَالًا فَعَلِّمْهُ فَدَعَا عَلِيٌّ (ع) بِلَالًا فَعَلَّمَهُ. (كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، ج3، ص302، ح2، تهران، دار الكتب الإسلامية، چ چهارم، 1407ق؛ و ابن بابويه، محمد بن على، من لا يحضره الفقيه، ج1، ص282.)

[iii]. «وَ أَمَّا حَقُ‏ الْمُؤَذِّنِ‏ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّهُ مُذَكِّرُكَ بِرَبِّكَ وَ دَاعِيكَ إِلَى حَظِّكَ وَ أَفْضَلُ أَعْوَانِكَ عَلَى قَضَاءِ الْفَرِيضَةِ الَّتِي افْتَرَضَهَا اللَّهُ عَلَيْكَ فَتَشْكُرَهُ عَلَى ذَلِكَ شُكْرَكَ لِلْمُحْسِنِ إِلَيْكَ وَ إِنْ كُنْتَ فِي بَيْتِكَ مُهْتَمّاً لِذَلِكَ لَمْ تَكُنْ لِلَّهِ فِي أَمْرِهِ مُتَّهِماً وَ عَلِمْتَ أَنَّهُ نِعْمَةٌ مِنَ اللَّهِ عَلَيْكَ لَا شَكَّ فِيهَا فَأَحْسِنْ صُحْبَةَ نِعْمَةِ اللَّهِ بِحَمْدِ اللَّهِ عَلَيْهَا عَلَى كُلِّ حَالٍ وَ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ‏؛ حقّ مؤذّن‏ اين است كه بدانى او پروردگار عزّوجلّ تو را به يادت مى‏آورد و تو را به بهره‏ات فرا مى‏خواند و يارى‏ات مى‏رساند تا واجب الهى را بگزارى. پس، براى اين كارها از او سپاسگزارى كن، همچنان كه اگر كسى به تو خوبى كند تشكّر مى‏كنى. و چنانچه خود در خانه‏ات بدين امر اهتمام دارى [يا از وى غم و ناراحتى دارى‏]، نبايد به او در كارى كه براى خداست شك كنى، و يقينا بدانى كه او بر تو نعمتى الهى است، پس شكرانه اين نعمت الهى را در هر حال بجاى آور، و نیرویی جز از ناحیه­ی خداوند نیست».(ابن شعبه حرانى، حسن بن على، قم، تحف العقول، ص265).

[iv]. مانند این روایت از رسول خدا(ص) که می­فرمایند: «يَغفِرُ اللَّهُ لِلمُؤَذِّنِ مُنتَهى‏ أذانِهِ، ويَستَغفِرُ لَهُ كُلُّ رَطبٍ ويابِسٍ سَمِعَ صَوتَهُ؛ تا آن جا كه صداى اذانِ مؤذّن برسد، خداوند، گناهانش را مى‏آمرزد و هر تر و خشكى كه صداى او را بشنود، برايش آمرزش مى‏طلبد».( الإمام أحمد بن حنبل، مسند أحمد، ج2، ص136، بیروت، دار صادر، بی­تا). و نیز در بیانی دیگر امام باقر(ع) می­فرمایند: «مَن‏ أذَّنَ‏ عَشرَ سِنينَ‏ مُحتَسِباً يَغفِرُ اللَّهُ لَهُ مَدَّ بَصَرِهِ وصَوتِهِ فِي السَّماءِ، ويُصَدِّقُهُ كُلُّ رَطبٍ ويابِسٍ سَمِعَهُ، ولَهُ مِن كُلِّ مَن يُصَلّي مَعَهُ في مَسجِدِهِ سَهمٌ، ولَهُ مِن كُلِّ مَن يُصَلّي بِصَوتِهِ حَسَنَةٌ؛ هر كس به مدّت ده سال، براى رضاى خدا اذان بگويد، خداوند به اندازه‏اى كه نگاه و صداى مؤذّن در آسمان مى‏رسد، گناهانش را مى‏آمرزد، و هر تر و خشكى كه بانگ اذانش را بشنود، او را تصديق مى‏كند، و از [پاداش‏] هر كه در مسجد او با وى نماز بخواند، او را سهمى است، و از [حسناتِ‏] هر كه با صداى او نماز بخواند، برايش حسنه‏اى است».(طوسى، همان، ج2، ص284، ح1131.).

 

[v]. ابن شعبه حرانى، همان، ص265.

[vi]. الإمامُ الرِّضا عليه السلام: «إنّما جُعِلَتِ‏ الجَماعَةُ لِئَلّا يكونَ الإخلاصُ والتَّوحيدُ والإسلامُ والعِبادَةُ للَّهِ إلّاظاهِراً مَكشوفاً مَشهوراً؛ لأنَّ في إظهارِهِ حُجّةً على‏ أهلِ الشَّرقِ والغَربِ للَّهِ وَحدَهُ، ولِيَكونَ المُنافِقُ والمُستَخِفُّ مُؤَدِّياً لِما أقَرَّ بهِ يُظهِرُ الإسلامَ والمُراقَبَةَ، ولِيَكُونَ شَهاداتُ الناسِ بالإسلامِ بعضِهِم لِبَعضٍ جائزَةً مُمكِنَةً، مَع ما فيهِ مِنَ المُساعَدَةِ على البِرِّ والتَّقوى‏، والزَّجرِ عن كثيرٍ مِن مَعاصِي اللَّهِ عَزَّوجلَ‏». (ابن بابويه، محمد بن على، عيون أخبار الرضا (ع)، ج2، ص109).



نظر شما



نمایش غیر عمومی