ارسال به دوستان
کد خبر : 182971
تاریخ انتشار : 7/22/2016 3:00:00 PM

خانواده در قرآن کریم 28 (برکات و آثار مثبت خانواده داری)

بشریت شرمسار چیزی است که در بحرین و یمن اتفاق می افتد.
تاریخ: 22.07.2016



حطیب: حجت الاسلام والمسلمین دکتر ترابی

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه و لا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه. وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. عبادالله، أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.
قال الله الحکیم فی محکم کتابه. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم:

قَالُواْ لاَ تَوْجَلْ (لاتخف) إِنَّا نُبَشِّرُكَ (وَبَشَّرُوهُ) بِغُلامٍ عَلِيمٍ        الحجر/53  (الذاریات/28)

مقدّمه:

در خطبه­های گذشته از آثار و برکات خانواده و همسرداری سخن گفتیم و دانستیم هر انسان عادی نیازهای عاطفی فراوانی دارد و خانواده بهترین محمل برای برآورده شدن نیازهای عاطفی و کسب حمایت عاطفی است، نیازهایی مانند: «محبّت»، «احترام»، «قبول عذر»، «امنیت عاطفی و روانی»، «نیاز به قدردانی و تشکّر» و «نیاز به ابراز وجود» و ... . امروز بإذن الله به «تعریف و تحسین» و نقش مثبتی که خانواده در این­باره می­تواند ایفا کند می­پردازیم.


مطلب اوّل: (معنای تعریف)

در آیه شریفه ای که تلاوت شد فرشتگان الهی میلاد حضرت اسماعیل (یا حضرت اسحق، علی رأی آخر) را به حضرت ابراهیم علیهما السلام بشارت دادند و حتی پیش از آنکه آن حضرت به دنیا بیاید با عنوان «غلام علیم» از او تعریف و ستایش به عمل آوردند و او را علیم یعنی دانا خواندند: گفتند: «مهراس، که ما تو را به پسری دانا مژده می دهیم.»

امّا تعریف یعنی چه و فرق آن با «تشکّر و تقدیر» و «احترام» و «محبت» چیست؟ باید توجّه شود که هر کدام از این عناوین یک نیاز عاطفی مستقل و متفاوت از دیگری است، گرچه تفاوت بین آن­ها ظریف است. این مسأله مانند تفاوت بین انواع و اقسام ویتامین هاست که هر کدام از آنها اثر خاصی دارد که دیگری ندارد، به طوری که گاهی فقط با وجود یک ویتامین، کمبود ویتامین دیگر مشکل ایجاد می کند، این جا هم با وجود پاسخ گویی به یکی از نیازهای عاطفی مذکور به دلیل کمبود نیاز عاطفی دیگر برای انسان مشکل ایجاد می شود. به طور خلاصه «تشکّر و تقدیر برای عمل خوبی است که شخص انجام می دهد.» «احترام رعایت حریم و مراعات و ملاحظه­ی حقوق مادی و معنوی دیگران به حسب درجات علمی و عملی آنان است» «محبّت دوست داشتن و علاقمند بودن است» و «تعریف و تمجید به معنای ستایش کردن و ذکر خوبی ها و توانمندی ها و نکات مثبت کسبی یا اکتسابی دیگران است.» مثلا وقتی به دختر کوچکت می گویی «تو چقدر زیبا و خوش اخلاق هستی» این تعریف از اوست. وقتی میگویی «عزیزم دوستت دارم» این ابراز محبت است. وقتی می گویی «به خاطر کمکت از تو ممنونم» این تشکر و تقدیر است. وقتی «فاطمه خانم» صدایش می کنی این احترام است.

مطلب دوم:

در مورد تعریف و تمجید از دیگران سه رویکرد وجود دارد:

1ـ رویکرد امساک وخود داری: برخی از مردم گمان می کنند نباید از تعریف کرد چون ممکن است مغرور (یا به قول عامیانه حتی پر رو) شوند یا چشم بخورند (و مورد حسودی دیگران قرار بگیرند) یا ...

2ـ رویکرد افراط و غلو: برخی گمان می کنند باید در تعریف سنگ تمام گذاشت تا از یک طرف شخص تعریف شده هر چه بیشتر خودش را قمیتی و ارزشمند ببیند و عزّت نفس درونی پیدا کند و از طرف دیگر مایه افتخار و مباهات و سربلندی نزد دیگران باشد.

3ـ رویکرد بذل و حد نگهداری: رویکرد سوم که راه درست و طریق قرآن و اهل البیت علیهم السلام است اعتدال در تعریف و تمجید است. امّا رویکرد دوم غلط است چون دروغ یا مبالغه است و انسان را به اشتباه می اندازد و موجب توهم و اضلال است. رویکرد اوّل هم غلط بود و این که گفته می شود « اگر کسی تو را مدح و تعریف و ستایش کرد تو را ذبح کرده: من مدحک ذبحک» به نظر می رسد به معنای ممنوع بودن مدح یا مدح کسی در حضور او نیست؛ بلکه چون این یک نیاز عاطفی است و قرآن کریم مستقیما از پیامبرش مدح کرده و فرمود: انک لعلی خلق عظیم. آیا خداوند پیامبرش را ذبح کرده وقتی که او را مدح فرمود؟ مسلما خیر. بلکه مراد از روایت این است که دوست نداشته باش در حضورت مدحت کنند چرا که این اخلاق حسنه نیست. ثانیا اگر مدحت کردند خوشحال نباش چون کارت سخت تر شده و برای تو تعهد سنگینی درست شده است و باید بر آن نیکی مداومت داشته باشی. به علاوه باید مدح ها را در اصل به خدای سبحان که ولی همه نعمت هاست ارجاع بدهی وگرنه در صورت فکر فرعونی و فکر قارونی و انتساب نیکی به خودت در درون نفست از نظر معنویت ساقط می شوی. 

مطلب سوم:

معلوم شد می توانیم بلکه گاهی باید در غیاب و حضور دیگران  با رعایت حد و اندازه از آنان تعریف کنیم.

امّا آثار تربیتی تعریف از دیگران و شرایط آن چیست؟

باید بگوییم فوائد تعریف کردن از همسر و فرزندان و دوستان آن قدر زیاد است که آن را به یک نیاز عاطفی و یک ضرورت تربیتی تبدیل می کند، از جمله این که

ـ اولا موجب قوت قلب و باعث تشویق به ادامه روند مورد تعریف است.

ـ ثانیاً موجب عزت نفس و اعتماد به نفس درونی می شود.

ـ ثالثا موجب رفع سوء تفاهمات می شود.

ـ رابعا زمینه را برای پذیرش انتقادات و اشکالات فراهم می کند.

لذا تعریف انسان حتی در مواقع نا آرامی انسان را آرام می سازد و به او اطمینان می بخشد. به همین جهت انسان همیشه به تعریف و تحسین و تمجید دیگران نیازمند است.

البته همان طور که اشاره شد تعریف و تمجید مثل هر چیز دیرگی حد و اندازه و شروطی دارد و  بی حساب و کتاب نیست، از جمله:

ـ تعریف باید نباید دروغ باشد. نباید کسی بگوید آخر فرزند یا همسرم هیچ تعریف ندارد. هر تعریفی از او بکنم دروغ است. جوابش این است که چشم ها را باید شست و جور دیگر باید دید. معلوم می شود شما انسان منصفی نیستید وگرنه خدای سبحان هیچ موجودی نیافریده که هیچ تعریف و نکته مثبتی نداشته باشد. حضرت عیسی سلام الله علیه از سگ مرده­ی گندیده تعریف کرد و فرمود چه دندان سفیدی دارد. با این کار می خواست زیبا دیدن را به شاگردانش یاد بدهد.

ـ تعریف باید عادلانه باشد و مبالغه و غلو نباشد و موجب تصویر غلط و غیر واقعی نگردد.

ـ تعریف باید بجا و به موقع باشد. و شروط دیگر.

مطلب چهارم:

نمونه ها و مصادیق زیادی از تعریف و تمجید در قرآن کریم و روایات وجود دارد که بررسی آنها می تواند درس آموز باشد ولی به علت فرصت کم از آنها می گذریم. خلاصه درس قرآن و اهل البیت این است که مثل مگس نباشیم که روی ضعف ها بنشینیم. بلکه مانند پروانه یا زنبور عسل هر جا خوبی دیدیم مغتنم بشمریم. همچنین این که از چه چیزهایی باید تعریف کنیم و چگونه؟ نیازمند بسط کلام است که فرصت نیست و فقط فهرست وار به آن اشاره می کنیم مانند تعریف بابت حسن و زیبایی ظاهری، تعریف به خاطر صفات اخلاقی مثبت ، تعریف به خاطر و ویژگی های شخصیتی مثل پشت کار، تلاش، درک و فهم و هوش و زکاوت، تعریف برای توانمندی های عملی و اجرایی و هنری، تعریف برای فضایل معنوی مثل ایمان و عمل صالح و....

موضوع خطبه دوم: مسئله بحرین

مسأله اول: رحلت حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام از نوادگان حضرت امام حسن مجتبی علیه السّلام است به. درسی که از آن حضرت می گیریم این است که ایشان با آن همه اطلاعات وسیع دینی که داشت باز هم به آن قناعت نکرد و به محضر امام معصوم به عنوان میراث دار دین رسید و تقاضا کرد معارف وی را تصحیح کند.

مسأله دوم: حادثه «نیز» فرانسه با 84 کشته و 100 مجروح توسط مردی که در  زندگی شخصی خودش نشان داده بود که هیچ پایبندی واعتقادی به اسلام ندارد؛ کودتا در ترکیه و محکومیت هر نوع اقدام های براندازی و خشونت آمیز و تقابل با مردم سالاری، بیانیه علمای بحرین انعکاس مظلومیت مردمی است که در خانه خود غریب هستند. با فجایعی که در یمن رخ می دهد «دولت کودک کش» در ادبیات رسانه ای به واژه ای پر استعمال بدل شده است.


نظر شما



نمایش غیر عمومی