ارسال به دوستان
کد خبر : 183023
تاریخ انتشار : 7/29/2016 10:46:00 AM

عقل و خرد

خطیب: حجت الاسلام والمسلمین انصاری
تاریخ: 29.07.2016



بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه و لا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه. وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. عبادالله، أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

خودم و همه خواهران و برادران را به تقوای الهی توصیه سفارش می کنم. امام علی السلام می فرماید: عقل، درختى است كه ريشه آن تقوا، شاخه هايش حياء و ميوه آن، پارسايى است.

در ابتدا لازم است شهادت امام صادق (ع) را به همه نماز گزاران تسلیت عرض کنم. بخشی از دوره امام باقر (ع) و امام صادق (ع) از درخشان ترین دوره ها در تاریخ اسلام است. در این دوره به جهت درگیری که بین بنی امیه و بنی العباس بوجود آمد این دو امام فرصت مناسبی جهت تبیین ابعاد مختلف اسلام ناب محمدی (ص) پرداختند و دانشمندان مسلمان زیادی در این دوران تربیت شدند و از علم این دو امام همام بهره بردند. از همه فرق اسلامی از اهل سنت و از شیعه از این مکتب بهره ها گرفتند. مورخان تعداد کسانی که از امام صادق (ع) روایت نقل کرده اند 4000 نفر ذکر کرده اند که با آراء و اعتقادات گوناگون بودند. کسانی هم چون زرارة بن اعین، محمد بن مسلم ثقفی، فضیل بن یسار و... از فقیهان شیعه و عالمانی همانند ابن جریح، حجاج بن ارطاة، سفیان بن سعید، یحیی بن سعید انصاری، عبدالملک بن عبدالعزیز بن جریح کلی، ابوسعید یحی بن سعید قطان بصری، محمد بن اسحق صاحب مغازی، شعبة بن حجاج، و... از عالمان اهل سنت اند و امام فقهی اهل سنت مالک بن انس از صاحبان فتوای اهل سنت از مکتب این امام بهره بردند.

بنابراین امام صادق علیه السلام به عنوان یک شخصیت ارزشمند و مورد احترام در میان مسلمانان مطرح است که جهان اسلام از وجود با برکت آن امام بهره مند گردید.

امام صادق ع در دوران خودش با نهضت علمی تلاش در ترقی و رشد عقل بشریت، که یکی از بزرگترین نعمتهای خداوند برای بشر است نمود. تکیه گاه اخلاق و اعتقادات عقل است. به همین جهت در مباحث اخلاقی و اعتقادی و احکام، عقل مورد خطاب قرار می گیرد.

از نظر اسلام، خِرد، اصل انسان، معيار ارزش و درجات كمال او، ملاك ارزيابى اعمال، ميزان جزا و حجّت باطنى خداوند متعال است. خِرد، از بهترين هديه هاى الهى به انسان، نخستين پايگاه اسلام، اساسى ترين پايه زندگى و زيباترين زيور انسان است. خِرد، گران بهاترين ثروت، بهترين دوست و راهنما، و اصلى ترين تكيه گاه اهل ايمان است .

عقل خرد و اندیشه نیرویی است که اگر در انسان باشد فهم و علم انسان هم زیاد می شود. درک و وجدان انسان هم بواسطه آن تقویت می شود. اما بر عکس اگر علم کسی زیاد باشد ولی عقل او کم باشد علم برای او دردسر ساز می شود. امام علی علیه السلام می فرماید: من زاد علمُه على عقله كان وبالاً علیه[1] کسی که علمش بیشتر از عقلش باشد، همین علم برای او وزر و وبال می شود. مثل بعضی از دانشمندان که علم دارند اما این علم را بر علیه بشریت بکار می گیرند، سلاح درست می کنند هم برای خودشان هم برای بشریت مشکل ساز می شوند.

این که در قرآن 49 مرتبه آمده و به آن تأکید شده نشان دهنده اینست که عقل نعمت بزرگی است. عقل که در مورد آن صحبت می کنیم در مقابل جنون نیست بلکه در مقابل جهل است. یعنی به کار گرفتن عقل، یعنی استفاده از عقل. منافقین دیوانه نبودند ولی قرآن می گوید اینها سفیه هستند. دیوانه بودند؟ نه. دیوانه را که مؤاخذه نمی کنند، جهنم هم نمی برند، سرزنش هم نمی کنند. دیوانه تکلیفی ندارد. آنها از عقلشان استفاده نمی کنند.

زمانی که قبله تغییر کرد منافقین مسخره کردند قرآن می فرماید این سفها و کم عقل ها می آیند و تو را مسخره می کنند. اینها سفها هستند، چون از عقل و خردشان استفاده نمی کنند. سَيَقُولُ السُّفَهَاءُ مِنَ النَّاسِ مَا وَلَّاهُمْ عَن قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُوا عَلَيْهَا[2]. به زودى مردم كم خرد خواهند گفت: «چه چيز آنان را از قبله اى كه بر آن بودند رويگردان كرد؟

چون حکمت این کار را نمی دانستند و عقلشان نمی رسید تمسخر کردند.

یک روز هم مردم جاهل نوح (ع) را مسخره میکردن که در خشکی چرا کشتی می سازد «وَيَصْنَعُ الْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلَأٌ مِّن قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ»[3] چون عقلشان نمی رسید.

می بینیم که قرآن در این قضایا تمسخر را نتیجه و نشانه­ی بی عقلی و جهل معرفی می کند.

در جایی دیگر قرآن مکالمه کسانی که به پیام وحی بی توجهی کردند و عقلشان را به کار نگرفتند اینگونه ترسیم می کند: «وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ. فَاعْتَرَفُوا بِذَنبِهِمْ فَسُحْقًا لِّأَصْحَابِ السَّعِيرِ» و گويند: اگر [سخن حق را] شنيده [و پذيرفته] بوديم يا خردورزى مى نموديم، در [ميان ]دوزخيان نبوديم. پس به گناه خود، اقرار مى كنند؛ و مرگ باد بر اهل جهنّم!»[4]

وقتی کسی از عقلش استفاده کرد، بعضی خصلت های او و بعضی چیزها در زندگی او کم می شود. مثلا در روایت است: إذا كمل العقل نقصت الشهوة.[5] وقتی عقل کامل شود شهوت کم می شود و انسان می تواند بر شهوت خویش غلبه کند. یا در روایت دیگر إذا تم العقل نقص الكلامه.[6] وقتی عقل کامل شد کلام کوتاه می شود. اما از اون طرف برعکس أعقل الناس أحیاهم.[7] اگر کسی عقلش بیشتر باشد حیائش هم بیشتر خواهد بود. یعنی اگر کسی را دیدید که آدم با حیائی هست این شخص عاقلی است. اگر بی حیا هست از عقل استفاده نمی کند، چون حیا لشکر عقل است.

اگر کسی عاقل باشد تا اشتباه کرد عذرخواهی می کند و اشتباهش را توجیه نمی کند: أعقل الناس أعذرهم للناس. یا در روایت دیگر می فرماید: عاقل ترین مردم متواضع ترین آنهاست. تواضع للحق تكن أعقل الناس[8]

عقل آن قدرت و قوه ای است که به انسان می گوید خوبی ها را انجام بده و از زشتی ها دوری کن. آنوقت وجدان، حیا، حافظه، علم و درک زیر مجموعه آن قرار می گیرد.

علت طرح این بحث هم اینست که انسان توانایی آن را دارد. توانایی استفاده از آن را دارد و چیز غیر ممکنی نیست. خدا یک ظرفیتی به انسان داده به نام عقل؛ می شود روی آن خاک ریخت و آنرا دفن و اصلا آنرا فراموش کرد. می توان آنرا استفاده کرد و روز به روز آن را رشد داد و تقویت کرد. ارتباط با وحی، ارتباط با علماء، مشورت با دیگران، استفاده از تجارب اینها عوامل رشد و تقویت عقل است.

روایت از امام علی علیه السلام است که می فرماید: ستة تختبر بها عقول الناس: الحلم عند الغضب، والصبر عند الرهب، والقصد عند الرغب، وتقوى الله في كل حال، وحسن المداراة، وقلة المماراة.[9] با شش چیز می توانید عقل انسانها را محک بزنید. یعنی اگر می خواهید ضریب خرد کسی را تشخیص بدهید ببینید کدام یک از این ویژگی ها در او وجود دارد: الحلم عند الغضب آدم عاقل هنگام غضب و عصبانیت بردباری از خودش نشان می دهد. غضب شاخه ای از دیوانگی است. وقتی یکی به مالک اشتر توهین کرد برنگشت نگاه کند ببیند چه کسی به او توهین کرد، بلکه به مسجد رفت و براش دعا و طلب مغفرت کرد. والصبر عند الرهب صبر و مقاومت در برابر ترس و مشکلات. القصد عند الرغب عاقل کسی است که میل و رغبت زیاد دارد، اما میانه رو است و افراط نمی کند. در جایی که می تواند زیاده روی کند، افراط نمی کند. این نشانه عاقل است. وتقوى الله في كل حال رعایت تقواى الهى در هر زمان و مکان، وحسن المداراة مدارا و خوش گفتارى با مردم، وقلة المماراة کم کردن مجادله و ستیز.

در دعاها نیز بر عقل و تعقل تأکید شده و از خدا می خواهیم به ما توفیق بهره برداری از این نعمت بزرگ را عنایت بفرماید و قدردان این نعمت بداند و ما را از سفاهت دور بفرماید.

 



[1]  غرر الحکم، حدیث 7016

[2] سورة البقرة، 142

[3] سورة هود، 38

[4] سورة الملك، 10 و 11

[5] غرر الحكم، حدیث 4054

[6] نهج البلاغة، الحكمة 71

[7] غرر الحكم، حدیث 5440

[8] بحار الأنوار ج78 ص300

[9] غرر الحکم، حدیث ۵۶۰۸



نظر شما



نمایش غیر عمومی