ارسال به دوستان
کد خبر : 183092
تاریخ انتشار : 8/5/2016 1:24:00 PM

اسلام شناسی 186 ــ اسلام و حقوق اخلاقی 31

خطیب: آیت الله دکتر رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ
تاریخ: 05.08.2016 

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

در گذشته بارها اشاره گردید که اسلام نسبت به آنچه در سلامت و سعادت فردی و جمعی انسانها نقش ایفاء می­کند برنامه ارائه می دهد و حتی حقوق آنها را یادآور می گردد. لذا توجّه به رساله حقوق امام سجاد(ع) نگرش انسان در امورات گوناگون را جهت می دهد. این رساله حتی اموال حقوقی را مورد تبیین قرار داده، و در زمینه کسب و کار اگر انسان شریکی داشته باشد، حق او را مورد توجّه قرار می دهد. جالب آنکه قاعده و ضابطه کلی این است که انسان هر کاری که انجام می دهد، باید دارای مصلحت باشد. به همین جهت آنچه که به نوعی در آن مفسده و فساد و هلاکت است، چه درباره خود و چه دربارۀ دیگران باید ترک شود.

حق شریک

اسلام هم بر نجات خود و هم بر نجات دیگران تأکید می کند، و هر نوع "مکر و حیله و فریب و نیرنگ و خدعه" را چه دربارۀ خود و چه دربارۀ دیگران نهی می کند. در حقیقت درصدد است از سویی راه و مقصد زندگی را به شکل صحیح به انسان نشان دهد و از سوی دیگر چگونگی طی کردن این راه را مشخص نماید و اجازه نمی دهد از هر وسیله ای ـ اگر وسیله غیرمعقول و غیرشرعی باشد ـ استفاده گردد. لذا امام سجاد(ع) در بیان نمودن چند حق مانند: حق شریک، حق مال، و حق طلبکار، به جهت مشخص نمودن حقوق اخلاقی و قانونی، نکات مهمی را یادآور می­شود. ایشان در خصوص حق شریک یعنی کسی که در کاری یا در چیزی با دیگری سهیم و شریک است، می فرماید:

«وَ أَمَّا حَقُ‏ الشَّرِيكِ‏ فَإِنْ غَابَ كَفَيْتَهُ وَ إِنْ حَضَرَ سَاوَيْتَهُ‏ وَ لَا تَعْزِمْ عَلَى حُكْمِكَ دُونَ حُكْمِهِ وَ لَا تَعْمَلْ بِرَأْيِكَ دُونَ مُنَاظَرَتِهِ وَ تَحْفَظُ عَلَيْهِ مَالَهُ وَ تَنْفِي عَنْهُ خِيَانَتَهُ فِيمَا عَزَّ أَوْ هَانَ‏ فَإِنَّهُ بَلَغَنَا أَنَّ يَدَ اللَّهِ عَلَى الشَّرِيكَيْنِ مَا لَمْ يَتَخَاوَنَا وَ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّه‏؛ و اما حق شریک آن است که اگر غائب بود امورش را کفایت کنی، و اگر حاضر بود همانند او انجام وظیفه کنی، و به نظر و رأی خود بدون مشورت او تصمیم نگیری، و مال او را برایش حفظ کنی، و در امور او کم یا بیش خیانت نکنی، زیرا به ما رسیده است که دست خدا با دو شریکی است تا زمانی که به هم خیانت نکنند. و هیچ قدرتی جز به کمک خدا وجود ندارد».[1]

در مباحث فقهی احکام زیادی دربارۀ انواع شرکت آمده که باید به کتب مربوطه مراجعه شود. چه اینکه در روایات هم مباحث زیادی دربارۀ حقوق شریک ذکر شده و بر این نکته تأکید شده که دو شریک باید حق همدیگر را به درستی بشناسند و آن را رعایت کنند. لذا از منظر امام سجاد(ع) انسان نباید در غیاب شریک خود تصرف و دخالتی داشته باشد، بلکه می­بایست در غیبت او مصالح شریکش را مورد توجه قرار بدهد. دیگر آنکه در حضورش باید حق او را رعایت نماید. و هر دوی آنها باید مساوات و برابری را رعایت کنند، و با توجّه به نظر یکدیگر تصمیم بگیرند. و نیز حافظ و نگهبان مال یکدیگر بوده، و به هیچ وجه در فکر خیانت یکدیگر نباشند. حضرت(ع) در سیر مباحث خود پیرامون این موضوع، به حق مال نیز اشاره فرموده اند. از این حیث که هر مسلمانی باید توجّه داشته باشد به اینکه درآمدهایش از چه راهی است؛ زیرا انسان مسلمان باید مال را به شکل صحیح به دست آورد، و آن را در جای خود و در راه صحیح و عقلانی استفاده نماید.

نقش کسب روزی حلال در تربیت انسان

مال پاک و حلال در تربیت انسان از نظر دین اسلام نقش بسیار مهمی دارد، لذا امام سجاد(ع) به­حق مال اشاره می کند و می فرماید: «وَ أَمَّا حَقُ‏ الْمَالِ‏ فَأَنْ لَا تَأْخُذَهُ إِلَّا مِنْ حِلِّهِ وَ لَا تُنْفِقَهُ إِلَّا فِي حِلِّهِ وَ لَاتُحَرِّفَهُ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَ لَاتَصْرِفَهُ عَنْ حَقَائِقِهِ وَ لَاتَجْعَلَهُ إِذَا كَانَ مِنَ اللَّهِ إِلَّا إِلَيْهِ وَ سَبَباً إِلَى اللَّهِ وَ لَا تُؤْثِرَ بِهِ عَلَى نَفْسِكَ مَنْ لَعَلَّهُ لَا يَحْمَدُكَ وَ بِالْحَرِيِّ أَنْ لَايُحْسِنَ خِلَافَتَهُ فِي تَرِكَتِكَ‏ وَ لَايَعْمَلَ فِيهِ بِطَاعَةِ رَبِّكَ فَتَكُونَ مُعِيناً لَهُ عَلَى ذَلِكَ أَوْ بِمَا أَحْدَثَ فِي مَالِكَ أَحْسَنَ نَظَراً لِنَفْسِهِ فَيَعْمَلَ بِطَاعَةِ رَبِّهِ فَيَذْهَبَ بِالْغَنِيمَةِ وَ تَبُوءَ بِالْإِثْمِ وَ الْحَسْرَةِ وَ النَّدَامَةِ مَعَ التَّبِعَةِ وَ لاقُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ‏؛ اما حق مال آن است كه آن را جز از راه حلال به دست نياورى و جز در راه حلال مصرف نكنى و از جايگاه مناسبش بيرون نسازى و از كاركردهاى حقيقى‏اش دور نگردانى و حال كه مال از آن خدا است، آن را جز داراى سمت و سويى خدايى و به منزله دستاويزى به حضرت او قرار ندهى و در آن، كسى را بر خويش ترجيح ندهى كه شايد شاکر تو نباشد و شأنش چنين است كه بازمانده مالت را به نيكى مصرف نكند و با آن به اطاعت پروردگارت نپردازد؛ كه در اين صورت، تو نيز ياور او [در اين گناه‏] خواهى بود. شايد هم وى با آن چه در مال تو روا مى‏دارد، در كار خويش نيك نظر كند و به اطاعت پروردگارش پردازد و خود سود برد و تو فقط حسرت و پشيمانى در پى داشته باشى!»[2]

حضرت(ع) در بیان حق مال به نکات مهمی اشاره کرده­اند، که از جمله آنها اینست که کسب و درآمد باید از راه حلال باشد تا انسان به مال طیب و طاهر و پاک برسد. و باید آنرا در جای خود هزینه کند، و چون از جانب خداست باید در راه خدا هزینه کرد و به شکل صحیح و عقلانی از آن استفاده کند.

سعادت انسان در گرو عدم وابستگی به دنیا

یکی از مسائل مهمی که انسان باید بدان توجه داشته باشد، اینست که نباید به مال دنیا وابستگی و تعلق خاطر داشته باشد؛ چراکه بدون شک علاقه به مال، انسان را با مشکلات عدیده ای مواجه خواهد ساخت. «وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ؛ و او علاقه شديد به مال دارد!».[3] و این بدین معنا نیست که داشتن مال مذموم و نکوهیده باشد، بلکه اگر مال و ثروت در خدمت انسان باشد و برای حل مشکلات او سودمند باشد برای سعادت انسان هم در دنیا و آخرت مفید خواهد بود. لذا بدون تردید از جمله کسانی که انسان باید مال را برای آنها هزینه کند، افرادی هستند که تأمین معاش آنها از جمله وظایف صاحب مال شمرده می­شود. مانند: دادن نفقه به زن و فرزند. البته تلاش و جمع کردن مال برای چنین خدمتی مانند فردی است که در راه خدا جهاد کرده است. چراکه امام صادق(ع) در این خصوص فرموده­اند: «الكَادُّ عَلَى‏ عِيَالِهِ‏ كَالْمُجَاهِدِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ؛ کسی که برای اداره زندگی زن و فرزند تلاش می کند همانند مجاهد در راه خدای بزرگ است».[4] و در نتیجه اگر مال با زحمت و رنج به دست آید و در مسیر خدا قرار گیرد خوشبختی در دنیا و آخرت را به دنبال دارد.[5]

دستگیری از دیگران در مسائل مالی

یکی دیگر از موارد مصرف مال، کمک کردن به دیگران است. بدین بیان که انسان آنرا به­صورت قرض یا ... در اختیار دیگران قرار دهد، و در صورتی که قرض گیرنده توان پرداخت داشته باشد، بالطبع باید آنرا به صاحب مال بدهد. لذا امام سجاد(ع) در فراز بعدی به­حق طلبکار اشاره کرده و می­فرمایند: «بدهکار در صورتی که توانایی پرداخت قرض و یا مالی که به فرد کمک شده داشته باشد باید بپردازد و نباید در آن تأخیر نماید؛ و اگر توان مالی داشته باشد و در پرداخت تأخیر کند، پیامبر اکرم(ص) فرمودند او ستمکار است: «مَطْلُ الْغَنِيِّ ظُلْمٌ». و تعبیر امام سجاد(ع) در حق المال بدین بیان است: «وَ أَمَّا حَقُّ الْغَرِيمِ الطَّالِبِ لَكَ‏ فَإِنْ كُنْتَ مُوسِراً أَوْفَيْتَهُ وَ كَفَيْتَهُ وَ أَغْنَيْتَهُ وَ لَمْ تَرْدُدْهُ وَ تَمْطُلْهُ‏ فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ مَطْلُ الْغَنِيِّ ظُلْمٌ وَ إِنْ كُنْتَ مُعْسِراً أَرْضَيْتَهُ بِحُسْنِ الْقَوْلِ وَ طَلَبْتَ إِلَيْهِ طَلَباً جَمِيلًا وَ رَدَدْتَهُ عَنْ نَفْسِكَ رَدّاً لَطِيفاً وَ لَمْ تَجْمَعْ عَلَيْهِ‏ ذَهَابَ مَالِهِ وَ سُوءَ مُعَامَلَتِهِ فَإِنَّ ذَلِكَ لُؤْمٌ وَ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ‏؛ و اما حق طلبکار تو این است که اگر دارا هستی به او بپردازی، و کارش را راه بیاندازی، و غنی و بی نیازش کنی، و او را تأخیر نیاندازی و معطل نکنی، زیرا پیامبر اکرم(ص) فرمود: «نپرداختن توانگر، بدهکاری خود را ستم است». و اگر نداری او را به خوش زبانی خشنود کن و از او به آرامی مهلت بخواهی! و او را به خوشی از خود بازگردانی، و با این که مالش را بردی با او بد رفتاری نکن، زیرا این پستی است. و قوه ای جز به کمک خداوند نیست».[6]

یکی از سفارش­ های مهم اسلام، برای رفع مشکلات دیگران این است که افراد در صورت تمکن مالی، اگر می توانند قرض بدهند تا اشخاص نیازمند بتوانند بر مشکلاتشان فائق آیند. و آنها نیز در زمان تعیین شده قرض را برگردانند. لذا در آیات و روایات، پاداش قرض دادن بسیار زیاد دانسته شده است. به­گونه ای که آنرا قرض به خدا می داند: «مَنْ ذَا الَّذي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ كَريم‏؛ كيست كه به خدا وام نيكو دهد (و از اموالى كه به او ارزانى داشته انفاق كند) تا خداوند آن را براى او چندين برابر كند؟ و براى او پاداش پرارزشى است!».[7] و در جای دیگر فرمودند: «إِنَّ الْمُصَّدِّقينَ وَ الْمُصَّدِّقاتِ وَ أَقْرَضُوا اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً يُضاعَفُ لَهُمْ وَ لَهُمْ أَجْرٌ كَريم‏؛ مردان و زنان انفاق كننده، و آنها كه (از اين راه) به خدا «قرض الحسنه» دهند، (اين قرض الحسنه) براى آنان مضاعف مى‏شود و پاداش پرارزشى دارند!».[8] همچنین در آیات و روایات تأکید شده است که اگر به کسی کمک کردید و قرض دادید، او را تحت فشار قرار ندهید تا اینکه مجبور شود مال ناپاکی را دنبال کند. بلکه جهت ادای قرضش به او مهلت بدهید: «وَ إِنْ كانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلى‏ مَيْسَرَةٍ وَ أَنْ تَصَدَّقُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ؛ و اگر (بدهكار،) قدرت پرداخت نداشته باشد، او را تا هنگام توانايى، مهلت دهيد! (و در صورتى كه براستى قدرت پرداخت را ندارد،) براى خدا به او ببخشيد بهتر است؛ اگر (منافع اين كار را) بدانيد!».[9]

البته در خصوص مباحث اقتصادی اسلام نکات بسیار مهم و دقیقی است که در جای خود از آن بحث می شود.

 



[1]. ابن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول، ص267، قم، جامعه مدرسين، چ دوم، 1404.

[2]. همان.

[3]. العادیات/8.

[4]. كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، ج5، ص8، ح1، تهران، دار الكتب الإسلامية، چ چهارم، 1407ق.

[5]. در همین راستا روایتی بسیار پر مغز از رسول خدا(ص) نقل شده است که در این باره می­فرمایند: «إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله لَمّا أقبَلَ مِن غَزوَةِ تَبوكَ استَقبَلَهُ سَعدٌ الأَنصارِيُّ، فَصافَحَهُ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله، ثُمَّ قالَ لَهُ: ما هذَا الَّذي‏ أكتَبَ‏ يَدَيكَ؟ قالَ: يا رَسولَ اللّهِ، أضرِبُ بِالمَرِّ وَ المِسحاةِ فَانفِقُهُ عَلى عِيالي. فَقبَّلَ يَدَهُ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله، و قالَ: هذِهِ يَدٌ لا تَمَسُّهَا النّارُ؛ هنگامى كه پيامبر خدا(ص) از جنگ تبوك باز گشت، سعد انصارى، به استقبال ايشان آمد و پيامبر(ص) با او دست داد. سپس به او فرمود: چرا دستانت، پينه بسته؟ گفت: اى پيامبر خدا! طناب مى‏كشم و بيل مى‏زنم تا خرجى خانواده‏ام را فراهم آورم. پيامبر(ص) دست او را بوسيد و فرمود: اين، دستى است كه آتش [دوزخ‏]، به آن نمى‏رسد»(ابن الأثير الجزري، أبو الحسن عزّالدين عليّ بن أبي الكرم، اسد الغابة في معرفة الصحابة، ج2، ص420، الرقم1967، تحقيق علي محمّد معوّض، وعادل أحمد، بيروت، دارالكتب العلمية، الطبعة الاولى، 1415ق).

[6]. ابن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول، ص267.

[7]. الحدید/11.

[8]. الحدید/18.

[9]. البقرة/280.



نظر شما



نمایش غیر عمومی