ارسال به دوستان
کد خبر : 183136
تاریخ انتشار : 8/12/2016 12:28:00 PM

اسلام شناسی 187 ــ اسلام و حقوق اخلاقی 32

خطیب: آیت الله دکتر رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ
تاریخ: 12.08.2016 

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

از آنجا که انسان در زندگی فردی و اجتماعی خود، با اشخاص و افراد گوناگونی مرتبط و مواجه است، در هر یک از این ارتباطات احکام و آداب خاصّی را باید مورد توجّه قرار دهد که امام سجاد(ع) در رساله حقوق به غالب آنان اشاره کرده است. آنحضرت در رساله خود به این نکته اشاره می کنند که عده ای نقش «معاشر» یعنی شریک و همکار و هم کلاس و دوست را دارند که چنین افرادی نیز، نوعی حق بر انسان دارند.

امام سجاد (ع) در تبیین حقوق کسانی که به نحوی با انسان معاشرت داشته و در ارتباط هستند، می­فرماید: «وَ أَمَّا حَقُّ الْخَلِيطِ فَأَنْ لَا تَغُرَّهُ وَ لَاتَغُشَّهُ وَ لَا تَكْذِبَهُ وَ لَا تُغْفِلَهُ وَ لَا تَخْدَعَهُ وَ لَا تَعْمَلَ فِي انْتِقَاضِهِ عَمَلَ الْعَدُوِّ الَّذِي لَا يَبْقَى عَلَى صَاحِبِهِ وَ إِنِ اطْمَأَنَّ إِلَيْكَ اسْتَقْصَيْتَ لَهُ عَلَى نَفْسِكَ‏ وَ عَلِمْتَ أَنَّ غَبْنَ الْمُسْتَرْسِلِ رِبًا وَ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ‏؛ و اما حق معاشر با تو اینست که او را فریب نداده، و با او به دروغ و نیرنگ دوستی ننمایی، و او را گول نزده و برای او کارشکنی نکنی! مانند دشمنی که برای طرف خود ملاحظه ندارد، و اگر به تو اعتماد کرد هرچه توان داری برای او بکوشی، و بدان که فریب دادن کسی که به تو اعتماد کرده است، مانند ربا است. و هیچ قوه ای جز از طرف خدا نیست».[1]

البته این موضوع مهم است که انسان در زندگی با چه کسانی معاشرت می کند، زیرا یکی از عوامل سعادت و خوشبختی انسان داشتن دوستان صمیمی و بزرگوار است. لذا امام صادق(ع) به نقل از پیامبر اکرم(ص) می فرمایند: «وَ أَسْعَدُ النَّاسِ‏ مَنْ‏ خَالَطَ كِرَامَ النَّاسِ؛ سعادت­مند ترین مردم کسی است که با انسان­های بزرگوار معاشرت داشته باشد».[2] بدیهی است برقراری ارتباط با این افراد به انسان در شناخت اموری که روزانه با آن مواجه است، کمک می کند و او را قادر به تشخیص راه صحیح از ناشایست می نماید تا کمتر با مشکل مواجه گردد.

با توجه به آموزه های اسلامی یک مسلمان می بایست نسبت به ارتباطاش با افراد گوناگون مراقب باشد تا از هدف و مقصد و مسیر منحرف نشود. به همین جهت در خصوص ویژگی های افراد خوب و بد روایات بسیاری وارد شده است، که توجّه و عمل به آنها برای هر کسی که در جستجوی کمال است ضرورت دارد.

در فرازهای بعدی امام سجاد(ع) به حق مشورت کننده اشاره می کند. به این بیان که اگر می خواهید به کسی مشورت بدهید باید تلاش جدّی داشته باشید تا بر اساس دانسته های خود، او را هدایت کرده و کمک نمائید؛ و مطالب لازم را برای او تبیین کنید. همچنین باید این اعتماد را در او که با تو مشورت می کند به وجود آوری تا نسبت به تو اطمینان داشته باشد. از این رو در اسلام موضوع مشاوره از اهمیت ویژه ای برخوردار است. به عنوان مثال در مشورت گرفتن از افرادی که امین و آگاه هستند، هیچگاه نباید کوتاهی کرد و نیز در مشورت دادن، باید همه جوانب را در نظر گرفت.

حق مشورت کننده

امام سجاد(ع) در مورد حق مشورت کننده می فرماید: «وَ أَمَّا حَقُّ الْمُسْتَشِيرِ فَإِنْ حَضَرَكَ لَهُ وَجْهُ رَأْيٍ جَهَدْتَ لَهُ فِي النَّصِيحَةِ وَ أَشَرْتَ عَلَيْهِ بِمَا تَعْلَمُ أَنَّكَ لَوْ كُنْتَ مَكَانَهُ عَمِلْتَ بِهِ وَ ذَلِكَ لِيَكُنْ مِنْكَ فِي رَحْمَةٍ وَ لِينٍ فَإِنَّ اللِّينَ يُؤْنِسُ الْوَحْشَةَ وَ إِنَّ الْغِلَظَ يُوحِشُ مَوْضِعَ الْأُنْسِ وَ إِنْ لَمْ يَحْضُرْكَ لَهُ رَأْيٌ وَ عَرَفْتَ لَهُ مَنْ تَثِقُ بِرَأْيِهِ وَ تَرْضَى بِهِ لِنَفْسِكَ دَلَلْتَهُ عَلَيْهِ وَ أَرْشَدْتَهُ إِلَيْهِ فَكُنْتَ لَمْ تَأْلُهُ خَيْراً وَ لَمْ تَدَّخِرْهُ نُصْحاً وَ لَا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّه‏؛ و اما حق کسی که با تو مشورت کند این است که اگر نظر روشنی در کار او داری در نصیحت او بکوشی، و هر چه می دانی به او بفهمانی و بگویی که اگر به جای او بودی آن را بکار می بستی. و این برای آن است که از طرف تو مورد مهر و نرمش باشد زیرا نرمش، وحشت را ببرد. و اگر برايش هيچ فكرى به ذهنت نرسيد، ولى شخص ديگرى را مى‏شناسى كه به فكرش اعتماد دارى و براى خود مى‏پسندى بايد او را به وى راهنمائى و ارشاد كنى، در نتيجه تو با اين طرز رفتار نه در باره‏اش كوتاهى كرده‏اى و نه هيچ راهنمائى را از او دريغ داشته‏اى‏! و حول و قوه ای جز به کمک خداوند نیست».[3]

بسیار روشن است کسانی که در کارها مشورت می کنند، کمتر با لغزش و اشتباه مواجه می شوند. در روایتی در این خصوص آمده است: «لَا ظَهِيرَ كَالْمُشَاوَرَةِ؛ هيچ پشتيبانى چون مشاوره نيست».[4] یکی از آثار مشورت آنست که انسان کمتر به حسادت مواجه می شود. زیرا دیگران خود را در موفقیت او سهیم می دانند، و در چنین موقعیتی انسان شخصیت افراد و دلسوزی آنها را بهتر خواهد شناخت.

جایگاه مشورت از منظر اسلام

مسأله مشورت در اسلام آنقدر مهم است که خدای متعال با اینکه پیامبر اکرم(ص) در جایگاه بزرگ معنوی و علمی است، و از عصمت در تصمیم گیری برخوردار است، فرمان به مشورت می دهد و می فرماید: «وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْر؛ و در كارها، با آنان مشورت كن‏».[5] در قرآن نیز سوره ای به نام «شوری» وجود دارد تا اهمیت این موضوع برای همه روشن شود.

پر واضح است که انسان باید با افرادی که عاقل، آگاه و امین هستند، مشورت کند نه با کسانی که بخیل و جاهل و ترسو و حریص و ... باشند. زیرا افرادی که شرائط مشورت را نداشته باشند، آدمی را در مسیر انحراف و خطا قرار می دهند، اما آنان که شرائط مشورت گرفتن را داشته باشند بی­شک یار و یاور خواهند بود.

لذا امام صادق(ع) در این باره می فرمایند: «إِنَّ الْمَشُورَةَ لَا تَكُونُ إِلَّا بِحُدُودِهَا فَمَنْ عَرَفَهَا بِحُدُودِهَا وَ إِلَّا كَانَتْ مَضَرَّتُهَا عَلَى الْمُسْتَشِيرِ أَكْثَرَ مِنْ مَنْفَعَتِهَا لَهُ فَأَوَّلُهَا أَنْ يَكُونَ الَّذِي يُشَاوِرُهُ عَاقِلًا وَ الثَّانِيَةُ أَنْ يَكُونَ حُرّاً مُتَدَيِّناً وَ الثَّالِثَةُ أَنْ يَكُونَ صَدِيقاً مُؤَاخِياً وَ الرَّابِعَةُ أَنْ تُطْلِعَهُ عَلَى سِرِّكَ‏ فَيَكُونَ‏ عِلْمُهُ‏ بِهِ‏ كَعِلْمِكَ‏ بِنَفْسِك‏؛ مشورت روا نیست مگر با حد و اندازه، اگر با اندازه نبود ضررش برای مشورت کننده بیش از نفع آن است: اول این که با عاقل مشورت کند. دوم با مرد آزاد متدین یعنی آزاد اندیش، سوم دوستی و برادری داشته باشد، و چهارم به گونه ای باشد که اگر او را به راز خود واقف نمودی همانند خودت رازدار باشد».[6]

حق مشاور

در ادامه امام سجاد(ع) به حق مشاور و آنکه نظر مشورتی خود را در  اختیار دیگری قرار می دهد اشاره کرده و می­فرمایند: «وَ أَمَّا حَقُ‏ الْمُشِيرِ عَلَيْكَ فَلَا تَتَّهِمْهُ فِيمَا لَا يُوَافِقُكَ عَلَيْهِ مِنْ رَأْيِهِ‏ إِذَا أَشَارَ عَلَيْكَ فَإِنَّمَا هِيَ الْآرَاءُ وَ تَصَرُّفُ النَّاسِ فِيهَا وَ اخْتِلَافُهُمْ فَكُنْ عَلَيْهِ فِي رَأْيِهِ بِالْخِيَارِ إِذَا اتَّهَمْتَ رَأْيَهُ فَأَمَّا تُهَمَتُهُ فَلَا تَجُوزُ لَكَ إِذَا كَانَ عِنْدَكَ مِمَّنْ يَسْتَحِقُّ الْمُشَاوَرَةَ وَ لَا تَدَعْ شُكْرَهُ عَلَى مَا بَدَا لَكَ مِنْ إِشْخَاصِ رَأْيِهِ وَ حُسْنِ وَجْهِ مَشُورَتِهِ فَإِذَا وَافَقَكَ حَمِدْتَ اللَّهَ وَ قَبِلْتَ ذَلِكَ مِنْ أَخِيكَ بِالشُّكْرِ وَ الْإِرْصَادِ بِالْمُكَافَأَةِ فِي مِثْلِهَا إِنْ فَزِعَ إِلَيْكَ‏ وَ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّه‏؛ و اما حق کسی که مشاور تو است و نظر مشورتی خود را در اختیارت قرار می دهد این است که او را در رأیی که موافق نظر تو نیست، نسبت اتهام ندهی! زیرا در مسائل نظری میان مردم اختلاف وجود دارد و با هم متفاوتند. و البته اگر نسبت به نظر او بدبین هستی مختار می باشی، و می توانی به خلاف نظر او عمل کنی بدون آنکه به او اتهام بزنی. و اگر در مشورت رأی خوبی را ارائه داد از او تشکر کنی، و او را هیچ وقت از دست ندهی و همیشه با او مشورت داشته باشی. و بی شک نیرویی جز از ناحیه خداوند وجود ندارد».[7]

البته باید توجّه داشت در مقام عمل مشورت آنقدر ارزش دارد که آموزه­های اسلامی تأکید دارند حتی آن کسی که به لحاظ علمی از تو پائین است از او نیز مشورت بخواهید. مانند آنچه که از فضیل بن یسار نقل شده که: «اسْتَشَارَنِي‏ أَبُوعَبْدِ اللَّهِ(ع) مَرَّةً فِي أَمْرٍ فَقُلْتُ أَصْلَحَكَ اللَّهُ مِثْلِي يُشِيرُ عَلَى مِثْلِكَ قَالَ نَعَمْ إِذَا اسْتَشَرْتُكَ؛ امام صادق(ع) درباره موضوعی از من مشورت خواست، به ایشان عرض کردم مثل من می­تواند نظر مشورتی به شخصی مانند شما بدهد. حضرت فرمودند: بلی، هر زمانی که از تو مشورت خواستم».[8] لذا در هر صورت باید قدر و جایگاه و احترام مشاور را حفظ نمود البته در این زمینه مباحث فراوانی مطرح است.

 



[1]. ابن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول، ص286، جامعه مدرسين، چ دوم، 1404ق.

[2]. ابن بابويه، محمد بن على، من لا يحضره الفقيه، ج4، ص395، ح5840، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چ دوم، 1413ق.

[3]. ابن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول، ص269.

[4]. نهج البلاغة، حکمة/54.

[5]. آل عمران/159.

[6]. برقى، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، ج2، ص602، ح28، قم، دار الكتب الإسلامية، چ دوم، 1371ق.

[7]. ابن شعبه حرانى، همان.

[8]. برقی، همان، ج2، ص601، ح22.



نظر شما



نمایش غیر عمومی