ارسال به دوستان
کد خبر : 183258
تاریخ انتشار : 8/31/2016 12:03:00 PM

برگزاری جشن میلاد حضرت امام رضا علیه السلام

در شب خجسته میلاد با سعادت حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا علیه السلام ( شنبه 13 آگوست 2016 ) مرکز اسلامی هامبورگ بار دیگر صحنه حضور با شکوه مسلمانان، شیفتگان و ارادتمندان خاندان عصمت و طهارت از ملیت­های مختلف بود که با شرکت در این مراسم با شکوه این روز عزیز را گرامی داشتند. 

مراسم جشن عید رضوی شامل برنامه های متنوعی از جمله تلاوت قرآن کریم، اجرای تواشیح، پخش کلیپ، سخنرانی، مسابقه، مدیحه سرایی و اهداء جوایز بود.

در این مراسم آیت الله دکتر رمضانی، امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ به ایراد سخنرانی پرداختند. ایشان ضمن تبریک میلاد حضرت علی بن موسی الرضا (ع)، با اشاره به مقام رفیع علمی و معنوی آن حضرت افزودند: حضرت علي بن موسي الرضا (ع) بنا به روايات معتبر در روز 11 ذیقعده سال ۱۴۸ق در مدینه متولد شدند. نام حضرت علی، کنیه ايشان ابوالحسن الثانی و لقبشان رضاست. امامت ايشان در سال۱۸۳ هجری در سن ۳۵ سالگی آغاز شد و حدود 20 سال امامت کردند.

یکی دیگر از القاب آن حضرت «عالم آل محمّد(ص)» است. در روایتی از امام موسی کاظم (ع) است که فرمود: پدرم امام صادق (ع) بارها به من فرمود: «إنّ عالِمَ آلِ محمّد لَفِی صُلبِکَ وَ لَیتَنی اَدرَکتُه فإنّه سَمِیُّ امیرِ المؤمنینَ علیٍّ(ع)» همانا عالم آل محمّد(ص) در صلب توست. ای کاش من او را می­دیدم، همانا او همنام امیرالمؤمنین علی (ع) است.

یکی از ویژگی­های بارز امام رضا(ع) شجاعت و صراحت ایشان در دعوت به ولایت و امامت بود در روایت است وقتی به امام رضا(ع) عرضه داشتند: آیا شما نمی ترسید از اینکه هارون شما را هم مانند پدر گرامی تان امام کاظم(ع) به شهادت برساند یا اذیت کند؟ فرمود: پیامبر(ص) می فرمود: «اگر ابولهب توانست یک مو از سرِ من کم کند، من پیغمبر شما نیستم» من هم به شما می گویم: «إِنْ أَخَذَ هَارُونُ مِنْ رَأْسِی شَعْرَةً فَاشْهَدُوا أَنِّی لَسْتُ بِإِمَامٍ» اگر هارون توانست یک مو از سر من کم کند، من امام شما نیستم!»

همه امامان رئوف هستند اما مهربانی و رأفت و گره کشایی امام رضا (ع) آشکار تر است، مشهد دار الشفاء عارفان و عاشقان است و در و دیوار این حرم رأفت و مهربانی است.

در سیره آن حضرت آمده است که : چهره اش خندان و متبسم بود امّا قهقهه نمی زد، هنگام نشستن پایش را دراز نمی کرد، در برخی جاها دارد در حضور دیگران تکیه نمی داد، به عیادت دیگران و حتی غیر مسلمانان می رفت، بسیار صبور و شکیبا بود، به پاکیزگی موی بدن و لباس اهمیت می داد، شب ها کم می خوابید و اهل عبادت و شب زنده داری بود، در طول سال غیر ماه رمضان زیاد روزه می گرفتند لااقل ماهی سه روز.

رئیس اتحادیه علما و تئولوگ های شیعه در بخش دیگری از سخنان خویش با اشاره به مناظره های امام رضا (ع) با دانشمندان مسلمان و غیر مسلمان به اهداف مامون از تشکیل این مناظرات اشاره نموده و افزودند: مأمون پس از تحمیل مقام ولایت عهدی به امام رضا علیه السلام به خاطر حفظ موقعیت خویش و ثبات مقام خلافت، امام علیه السلام را از مدینه به طوس دعوت کرد و هنگام ورود امام علیه السلام به خراسان جلسات گسترده بحث و مناظره تشکیل داد و اکابر علمای زمان، اعم از مسلمان و غیرمسلمان، را به این جلسات دعوت نمود.

اگر چه مأمون در ظاهر این دعوت ها را برای اثبات علم امام رضا علیه السلام و تبیین مقام والای آنحضرت تشکیل میداد، امّا احتمالات گوناگونی در مورد انگیزه اصلی این مناظرات توسط اندیشمندان اسلامی مطرح شده است:

1-گروهی می گویند: هدف مأمون این بود که به پندار خویش مقام علمی امام رضا علیه السلام را در انظار مردم، مخصوصاً ایرانیان که به اهل البیت علیهم السلام علاقه داشتند، پایین بیاورد، چراکه گمان می کرد آنحضرت تنها به مسائل ساده قرآنی و حدیثی آشناست و در مقابل استدلال بزرگان سایر ادیان شکست خواهد خورد.

در روایت است روزی سلیمان مروزی، عالم معروف علم کلام در خطّه خراسان، نزد مأمون آمد. مأمون او را گرامی داشت و انعام فراوان داد. سپس به او گفت: پسر عمویم علی بن موسی علیه السلام از حجاز نزد من آمده و او از علمای علم کلام (عقاید) است. اگر مایلی روزی نزد ما بیا و با او به بحث و مناظره بنشین. سلیمان که به علم و دانش خود مغرور بود، گفت: من دوست ندارم از شخصی مثل او در مجلس تو در حضور جماعتی از بنی هاشم سؤال کنم؛ مبادا از عهده برنیاید و مقامش پایین آید. مأمون گفت: اکنون که چنین است، مانعی ندارد. در مجلسی از من و او دعوت کن و در این صورت، سرزنشی بر من نخواهد بود.

شاهد دیگر، حدیثی از خود امام علی بن موسی الرضا علیه السلام است در هنگامی که مأمون مجالس بحث و مناظره تشکیل می داد و شخصاً در مقابل مخالفان اهل بیت علیه السلام به بحث می نشست و امامت امیر المؤمنان علی علیه السلام و برتری او را بر تمام صحابه روشن می ساخت تا به امام علی بن موسی الرضا علیه السلام تقرب جوید، امّا امام علیه السلام به برخی از یارانش که مورد وثوق بودند، چنین فرمود:

«لا تغترّوا بقوله، فما یقتلنی و الله غیره، و لکنّه لابدّ لی من الصّبر حتّی یبلغ الکتاب أجله!»؛

فریب سخنان او را نخورید؛ به خدا سوگند، هیچ کس جز او مرا به قتل نمی رساند، ولی چاره ای جز صبر ندارم تا دوران زندگی ام به سرآید.[3]

البته مأمون حق داشت که این گونه با کمال صراحت از مکتب امیر مؤمنان علی علیه السلام دفاع کند؛ زیرا از یک سو شعار حکومت عباسیان شعار «الرضا من آل محمّد صلی الله علیه و آله و سلّم» بود و به برکت آن توانستند روی کار آیند و از سوی دیگر، ستون فقرات لشکر و رجال حکومتش را ایرانیان تشکیل می دادند که عاشق مکتب اهل بیت علیهم السلام بودند و برای حفظ آن ها راهی جز این نداشت.

به هر حال، تعبیرات امام علیه السلام در حدیث فوق به خوبی نشان می دهد که مأمون در تشکیل جلسات مناظره صداقتی نداشت، چنان که اباصلت پیشکار امام علیه السلام در این باره می گوید:

«... چون در میان مردم به علت فضایل و کمالات معنوی خود محبوبیت روز افزون می یافت، مأمون بر آن شد که علمای کلام را از هر نقطة کشور فرا خواند تا در مباحثه امام علیه السلام را به عجز اندازند و بدین وسیله مقامش از نظر دانشمندان پایین بیاید و عامة مردم نیز پی به کمبودهایش ببرند، ولی امام علیه السلام دشمنان خود – اعم از یهودی، مسیحی، زردشتی، برهمن، منکر خدا و دهری – همه را در بحث محکوم نمود».[4]
جالب توجه آن که دربار مأمون پیوسته محل برگزاری این گونه مباحثات بود، ولی پس از شهادت امام علیه السلام دیگر اثری از آن مجالس علمی و بحث های کلامی دیده نشد و این مسئله اهداف مأمون را روشن تر می سازد. خود امام علیه السلام هم که از قصد مأمون آگاهی داشت، می فرمود:

«هنگامی که من با اهل تورات به توراتشان، با اهل انجیل به انجلیشان، با اهل زبور به زبورشان، با ستاره پرستان با رومیان به سبک خودشان، و با اهل بحث و گفت وگو به زبان خودشان استدلال کنم و همه را به تصدیق خود وادار سازم، مأمون خود خواهد فهمید که راه خطا را برگزیده است و یقیناً پشیمان خواهد شد[5]».

به این ترتیب، نظر بد بینان در این زمینه کاملاً تقویت می شود.

2 – اگر از این انگیزه صرف نظر کنیم، انگیزة دیگری که در این جا جلب توجه می کند، این است که او می خواست مقام والای امام هشتم علیه السلام را تنها در بُعد علمی منحصر کند و تدریجاً او را از مسائل سیاسی کنار بزند و چنین نشان دهد که حضرت مرد عالمی است، ولی کاری با مسائل سیاسی ندارد و به این ترتیب، شعار تفکیک دین از سیاست را عملی کند!

3 – انگیزة دیگری که در این جا به نظر می رسد، این است که همیشه سیاست مداران شیاد و کهنه کار اصرار دارند در مقطع های مختلف سرگرمی هایی برای تودة مردم درست کنند تا افکار عمومی را به این وسیله از مسائل اصلی جامعه و ضعف های حکومت خود منحرف سازند. مأمون مایل بود که مناظرة امام علی ابن موسی الرضا علیه السلام با علمای بزرگ عصر خود نقل محافل و مجالس باشد و همة علاقه مندان و عاشقان مکتب اهل بیت علیهم السلام در جلسات خود به این مسائل بپردازند و از پیروزی های امام علیه السلام در این مباحث سخن بگویند، و مأمون کارهای سیاسی خود را با خیال راحت دنبال کند و این مباحث پوششی بر نقاط ضعف حکومتش باشد.
4 – چهارمین انگیزه ای که در این جا به نظر می رسد، این است که مأمون خود آدم بی فضلی نبود و تمایل داشت به عنوان یک زمامدار عالم در جامعة اسلامی معرفی گردد، و همگان عشق او را به علم و دانش، آن هم در محیط ایران خصوصاً و در جهان اسلام عموماًً، باور کنند و این امتیازی برای حکومت او باشد و از این طریق؛ گروهی را به خود متوجه سازد.

از آن جا که این جلسات بحث و مناظره به هر حال قطعاً جنبة سیاسی داشت و مسائل سیاسی معمولاً تک علتی نیستند، می توانیم بگوییم که مأمون همة این انگیزه ها چهارگانه را داشته است.

یکی از مهمترین مجالس مناظرات آن حضرت، مناظرات مرو است. در این جلسه مأمون رهبران مکاتب (کلامی و خلفی) و مذاهب (اسلام، یهود، مسیح، صابئی و هندو) را جمع آوری کرد که شاید امام رضا(ع) را در یک مناظره علمی شکست دهند. ولی مقصود او حاصل نشد. علاوه بر اینکه در این مناظرات آن حضرت، با رهبران چهار مکتب و مذهب معروف مناظره کردند از این جهت می بینیم این مناظره از طلوع آفتاب تا بعد از نماز مغرب طول کشیده است.

آن حضرت در این جلسه با جاثلیق دانشمند مسیحیان، رأس الجالوت دانشمند یهودی، هیربذ اکبر بزرگ زرتشتیان و عمران صابی مناظره کردند. سپس در جلسه ای جداگانه با علی بن محمّد جهم و سلیمان مروزی هم مناظره نمودند.

مناظره اوّل با جاثلیق

در ابتدای این مناظره جاثلیق گفت: من چگونه با شما بحث کنم و حال آنکه استدلال شما به کتابی است که من آن را قبول ندارم. حضرت فرمود: ای نصرانی اگر از انجیل خودت برای تو استدلال کنم اقرار خواهی کرد؟ گفت: آری به خدا سوگند اقرار خواهم کرد.

امام رضا (ع) فرمود: هر چه می خواهی بپرس و جوابش را بشنو! جاثلیق گفت: درباره نبوت عیسی و کتابش چه می گویی؟

امام رضا (ع) فرمود: من به نبوت عیسی و کتابش و آنچه به امتش بشارت داد، و حواریون به آن اقرار کرده اند، اعتراف می کنم و به نبوت عیسی که اقرار به نبوت محمّد (ص) و کتابش نکرده و امتش را به آن بشارت نداده کافرم. سپس جاثلیق 2 شاهد بر این مطلب از امام درخواست کرد.

امام رضا(ع) فرمود: سوگندت می دهم. آیا انجیل این سخن را بیان نمی کند که یوحنا گفت، حضرت مسیح (ع)، مرا از دین محمّد (ص) عربی باخبر ساخت و به من بشارت داد که بعد از او چنین پیامبری خواهد آمد؟ جاثلیق گفت: آری این سخن یوحنا از مسیح نقل شده اما نگفته این در چه زمانی واقع می شود و این گروه را برای ما نام نبرده تا آنها را بشناسیم.

امام فرمود: اگر ما کسی را بیاوریم که انجیل را بخواند و نام محمد(ص) و اهل بیتش(ع) راتلاوت کند آیا به او ایمان می آوری؟

جاثلیق گفت: بسیار خوب. سپس امام به نسطاس رومی فرمود: آیا سِفر سوم انجیل را در حفظ داری؟ نسطاس گفت: بسیار خوب از حفظ دارم. سپس امام به رأس الجالوت بزرگ یهودیان فرمود: آیا تو هم انجیل می خوانی؟ گفت: آری به جان خودم سوگند. امام رضا (ع) فرمود: آن سِفر سوم را بخوان اگر در آن ذکری از محمّد(ص) و اهل بیتش (علیهم السّلام) بود به نفع من شهادت بده.

سپس خود آن حضرت سِفر سوم را قرائت کرد تا به نام پیامبر(ص) رسید، متوقف شد. رو به جاثلیق کرد و فرمود: ای نصرانی، تو را به حق مسیح و مادرش آیا می دانی من از انجیل باخبرم؟ جاثلیق گفت: آری.

سپس امام نام پیامبر (ص) و اهل بیت و امّتش را برای او تلاوت کرد. سپس فرمود: ای نصرانی چه می گویی آیا این سخن عیسی بن مریم است؟ جاثلیق گفت: من انکار نمی کنم آنچه در انجیل برای من روشن شده است، و به آن اعتراف دارم.

امام رضا (ع) فرمود: همگی شاهد باشید که او اقرار کرد. در ادامه این مناظره آن حضرت با جاثلیق در رابطه با الوهیت عیسی (ع) مناظره کرد و جاثلیق که پاسخی نداشت تسلیم شد و گفت: القول قولک و لا اله الا الله.

مناظره امام رضا (ع) با جاثلیق به گونه ای بود که جاثلیق درمانده شد و گفت: به مسیح قسم گمان نمی کردم بین مسلمانان فردی مثل تو پیدا شود.

از خداوند متعال می خواهیم ان شاءالله معرفت امام رضا (ع) را بیش از پیش در قلب ما قرار دهد.

شایان ذکر است شرکت کنندگان در ادامه میهمان سفره با برکت رضوی بودند و این مراسم با اقامه نماز جماعت مغرب و عشاء به پایان رسید.









نظر شما



نمایش غیر عمومی