ارسال به دوستان
کد خبر : 183360
تاریخ انتشار : 9/9/2016 2:00:00 PM

اسلام شناسی 189 ــ اسلام و حقوق اخلاقی 34

خطیب: آیت الله دکتر رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ
تاریخ: 09.09.2016 

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

ازجمله حقوق اخلاقی که در زندگی توجّه به آن لازم و پراهمیت است، حفظ حقوق پیران و سالخوردگان می باشد. همچنانکه شناخت حق خردسالان برای تربیت و آموزش صحیح، و هدایت و راهنمائی آنها امری ضروریست. لذا در اسلام بر این نکته همواره دقت می شود که حق هر کسی در هر مرتبه و شأنی که باشد باید حفظ شود و اسلام هیچگاه اجازه نمی دهد که حقوق فردی تضییع گردد.

 

حق سالمندان

امام سجاد(ع) در حق فردی که بزرگتر از دیگران می باشد، فرموده اند: «وَ أَمَّا حَقُ‏ الْكَبِيرِ فَإِنَّ حَقَّهُ تَوْقِيرُ سِنِّهِ وَ إِجْلَالُ إِسْلَامِهِ إِذَا كَانَ مِنْ أَهْلِ الْفَضْلِ فِي الْإِسْلَامِ بِتَقْدِيمِهِ فِيهِ وَ تَرْكُ مُقَابَلَتِهِ عِنْدَ الْخِصَامِ وَ لَا تَسْبِقْهُ إِلَى طَرِيقٍ وَ لَا تَؤُمَّهُ‏ فِي طَرِيقٍ وَ لَا تَسْتَجْهِلْهُ وَ إِنْ جَهِلَ عَلَيْكَ تَحَمَّلْتَ وَ أَكْرَمْتَهُ بِحَقِّ إِسْلَامِهِ مَعَ سِنِّهِ فَإِنَّمَا حَقُّ السِّنِّ بِقَدْرِ الْإِسْلَامِ وَ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ‏؛ و امّا حق بزرگ این است که او را به جهت سنش احترام کنی و اسلامش را بزرگ شماری، در صورتیکه او از اهل فضیلت در اسلام باشد. به اینکه او را مقدم بدانی و از رویارویی در دشمنی با او بپرهیزی، و جلوی او راه نروی و در سیره بر او سبقت نجویی و با او نادانی نکنی، و اگر به تو نادانی کرد تحمل نمایی و او را به خاطر اسلام و سنش اکرام نمائی چون حق بزرگ سن به اندازه اسلام است. (یعنی به اندازه مدت زمان تدیّن او به اسلام است که احترام پیدا می کند) و هیچ قدرتی جز از ناحیه پروردگار وجود ندارد».[1] امام سجاد(ع) در بیان حق کسانی که سالیانی از عمر آنها گذشته است، بر این نکته تأکید می کنند که باید احترام آنها در هر صورت حفظ شود؛ و هیچگاه نباید با آنان با اخلاق تند برخورد نمود. جوانان باید بدانند که پیران دوران جوانی را با توان و قدرت گذرانده و اکنون به دورۀ ناتوانی رسیده اند، لذا باید نگاه انسان نسبت به آنان کریمانه و محترمانه باشد. به همین جهت قرآن کریم دوران زندگی انسان را بسیار دقیق به تصویر می کشد، و اشاره می کند که آدمیان نخست دوران خود را از ضعف و ناتوانی آغاز کردند و پایان آن نیز به ناتوانی جسمی سپری می شود. و در میان این دوران زمانی را گذرانده اند که در حال ترقی و رشد و تکامل و اقتدار جسمی و نشاط جسمی و روحی بوده اند، ولی در نهایت به سستی و فرسودگی رسیدند.

قرآن کریم می فرماید: «اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفاً وَ شَيْبَةً يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ هُوَ الْعَلِيمُ الْقَدِيرُ؛ خدا همان كسى است كه شما را آفريد در حالى كه ضعيف بوديد؛ سپس بعد از ناتوانى، قوّت بخشيد و باز بعد از قوّت، ضعف و پيرى قرار داد؛ او هرچه بخواهد مى‏آفريند و دانا و تواناست».[2] و در آیه دیگری می فرماید: «وَ مَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ أَ فَلا يَعْقِلُون؛ هر كس را طول عمر دهيم، در آفرينش واژگونه‏اش مى‏كنيم (و به ناتوانى كودكى باز مى‏گردانيم)؛ آيا انديشه نمى‏كنند؟!»[3] و حتی گاهی کار به مرحله ای می رسد که انسان در زمان پیری چه بسا به فراموشی هم برسد، و دانسته های خود را به فراموشی سپرد. «وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ ثُمَّ يَتَوَفَّاكُمْ وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرَدُّ إِلى‏ أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْ لا يَعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ قَدِيرٌ؛ خداوند شما را آفريد؛ سپس شما را مى‏ميراند؛ بعضى از شما به نامطلوب‏ترين سنين بالاى عمر مى‏رسند، تا بعد از علم و آگاهى، چيزى ندانند (و همه چيز را فراموش كنند)؛ خداوند دانا و تواناست!»[4]

 

تکریم سالمندان از منظر روایات

متاسفانه در دوران اخیر با مساله کم حوصلگی نسبت به پیران جامعه مواجه هستیم؛ به گونه ای که به آنها بی مهری می شود. فرزندان سالخوردگان را از خود جدا کرده و به خانه سالمندان می برند و به نوعی آنها را از اجتماع دور می کنند، با اینکه امکان حمایت از آنها وجود دارد. با این کار فشارهای روحی آنها افزایش می یابد و باعث مشکلات فراوانی برای آنها می شود. به همین جهت اسلام به احترام گذاردن و اکرام بزرگسالان تأکید می کند؛ از جمله اینکه امام صادق(ع) در این خصوص می­فرمایند: «إِنَّ مِنْ إِجْلَالِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِجْلَالَ الشَّيْخِ‏ الْكَبِيرِ؛ از بزرگ شمردن خداوند اینست که پیرمرد مسن مورد جلال و تکریم قرار گیرد».[5] که از آثار اکرام و تجلیل پیران این است که خدای متعال در دنیا توفیق زیادی به او می دهد و او را عاقبت به خیر می نماید. و نیز در روایات آمده کسی که به پیران کمک کند از آتش جهنم نجات خواهد یافت. نظیر این بیان نورانی که از پیامبر اکرم(ص) نقل شده که فرموده است: «مَنْ‏ وَقَّرَ ذَا شَيْبَةٍ فِي الْإِسْلَامِ آمَنَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ فَزَعِ يَوْمِ الْقِيَامَةِ؛ کسی که پیرمرد محاسن سپیدی را به جهت کبر سن و ریش سفیدش مورد احترام قرار دهد خداوند متعال او را از هول و ناراهی عذاب جهنم در امان خود قرار می دهد».[6] و مطلب دیگری که از روایات استفاده می شود این است که خداوند نسبت به پیران سخت گیری نمی کند، و البته آنها هم باید تلاش کنند از این فرصت برای آشتی و انس با خداوند بهره گرفته و استفاده نمایند و از گناه پرهیز نمایند.

 

حق خردسالان

با توجه به آنچه که بیان گردید در اسلام همانطور که برای پیران حقوقی در نظر گرفته شده، برای خردسالان نیز حقوقی مقرر گردیده است. لذا امام سجاد(ع) به دنبال بیان حق پیران فرموده­اند: «وَ أَمَّا حَقُّ الصَّغِيرِ فَرَحْمَتُهُ وَ تَثْقِيفُهُ وَ تَعْلِيمُهُ وَ الْعَفْوُ عَنْهُ وَ السَّتْرُ عَلَيْهِ وَ الرِّفْقُ بِهِ وَ الْمَعُونَةُ لَهُ وَ السَّتْرُ عَلَى جَرَائِرِ حَدَاثَتِهِ فَإِنَّهُ سَبَبٌ لِلتَّوْبَةِ وَ الْمُدَارَاةُ لَهُ وَ تَرْكُ مُمَاحَكَتِهِ فَإِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى لِرُشْدِهِ؛ و اما حق خردسال مهروزی به او است و اینکه او را پرورش و آموزش دهی. و گذشت از او پرده پوشی و نرمش با او، و کمک به او و پرده پوشی خطاهای کودکی او؛ زیرا آن سبب توبه است. و نیز باعث مدارا کردن با او و تحریک نکردن او است زیرا که این به رشد او نزدیک تر است».[7]

آنچه حضرت(ع) بر آن تأکید نموده است دلسوزی برای او در امر آموزش، و بخشش او و پوشیدن عیب های او و مدارا کردن با وی و کمک کردن به اوست؛ که خیلی در تربیت او نقش ایفاء می کند. لذا پیامبر اکرم(ص) تأکید می فرماید که: «أَكْرِمُوا أَوْلَادَكُمْ‏ وَ أَحْسِنُوا آدَابَهُم‏؛ فرزندان خویش را مورد احترام قرار دهید و آداب و رفتارشان را نیکو سازید».[8] و امام حسن مجتبی(ع) در بیانی درباره­ی تربیت و تشویق به تحصیل و آموزش و یادگیری خردسالان که از اساسی ترین مسائل است، به فرزندان خود فرموده­اند: «همه شما، کودکان اجتماع امروز هستید و امید می رود که بزرگان اجتماع فردا باشید، دانش بیاموزید و در کسب علم کوشش کنید، و هر کدام که حافظه قوی ندارید و نمی توانید در مجلس درس، مطالب استاد را ضبط کنید آنها را بنویسید. و نوشته ها را در منزل نگاهداری نمائید تا در موقع لزوم مراجعه کنید»؛ «عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ(ع)‏ أَنَّهُ دَعَا بَنِيهِ وَ بَنِي أَخِيهِ فَقَالَ إِنَّكُمْ‏ صِغَارُ قَوْمٍ وَ يُوشِكُ أَنْ تَكُونُوا كِبَارَ قَوْمٍ آخَرِينَ فَتَعَلَّمُوا الْعِلْمَ فَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ أَنْ يَحْفَظَهُ فَلْيَكْتُبْهُ وَ لْيَضَعْهُ فِي بَيْتِهِ‏».[9]


روش­ تربیت صحیح کودکان

از مهمترین روشهای تربیتی برای خردسالان این است که نسبت به رفتارهای کودکانه­ی آنها سختگیری نشود، چراکه اثری را بر جای نخواهد گذاشت. بلکه می­بایست علاوه بر روش کودکانه­ی خود آنها، با مهر و عشق ورزیدن به آنان مصالحش، به­ وی آموزش داده شود؛ و به صورت تدریجی تلاش شود تا ظرفیت­ها و استعدادهای او بالا رفته، و مسیر ترقی و تکامل را پیش گیرد. لذا در برخی روایات نسبت به پرورش کودکان سفارش شده که در برخورد با آنها باید کودکانه رفتار کرد. چه اینکه امیرالمومنین(ع) در این خصوص فرموده است: «مَن‏ كانَ‏ لَهُ‏ وَلَدٌ صَبا؛ کسی که کودکی دارد باید (در راه تربیت او) خود را تا سرحد طفولیت و کودکی تنزل دهد».[10] و در بیان پیامبر اکرم(ص) آمده است: «مَنْ كَانَ عِنْدَهُ صَبِيٌ‏ فَلْيَتَصَابَ‏ لَهُ‏؛ آن کسی که نزد او کودکی است باید در پرورش وی کودکانه رفتار نماید».[11] و نیز خطاهایش را باید نادیده بگیرد. لذا این یک اصل مهم تربیتی است که والدین و مربیان و معلمان به صورت جدی باید به آن توجّه داشته باشند، نه اینکه در هر موردی او را تنبیه کنند. که از این طریق قبح و زشتی کارش از بین می رود، و کار زشت برای او عادی می شود. از این رو بدون تردید مربی در مجازات کسی که به زشتی­ها عادت کرده مقصر بوده، و در روز قیامت مؤاخذه می شود.

 



[1]. ابن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول، ص270، قم، جامعه مدرسين، چ دوم، 1404ق.

[2]. الروم/54.

[3]. یس/68.

[4]. النحل/70.

[5]. كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، ج2، ص658، ح1، تهران، دار الكتب الإسلامية، چ چهارم، 1407ق.

[6]. همان، ج2، ص658، ح3.

[7]. ابن شعبه حرانى، همان.

[8]. طبرسى، حسن بن فضل، مكارم الأخلاق، ص222، قم، شريف رضى، چ چهارم، 1412 ق.

[9]. شهيد ثانى، زين الدين بن على، منية المريد، ص340، قم، مكتب الإعلام الإسلامي، چ اول، 1409ق.

[10]. کلینی، همان، ج6، ص50، ح4.

[11]. ابن بابويه، محمد بن على، من لا يحضره الفقيه، ج3، ص483، ح4707، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چ دوم، 1413ق.



نظر شما



نمایش غیر عمومی