ارسال به دوستان
کد خبر : 183447
تاریخ انتشار : 9/16/2016 12:18:00 PM

اسلام شناسی 190 ــ اسلام و حقوق اخلاقی 35

خطیب: آیت الله دکتر رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ

تاریخ: 16.09.2016 

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

توجه و دقت در احکام اسلام، انسان را به این نتیجه می­رساند که اسلام برای همه امور زندگی بشریت قواعد و ضوابط ویژه­ی خود را دارد. چه آن اموری که مربوط به ابعاد فردی انسان است، و چه آنچه که مربوط به ابعاد اجتماعی اوست. و روح همه این قوانین به حفظ جایگاه و کرامت انسان بر می گردد. لذا در حقیقت هر نوع رابطه ای برای حفظ جایگاه انسان، یک اصل اساسی شمرده می­شود. و در هیچ جا اجازه داده نمی شود که شخص مورد تحقیر و اهانت قرار گیرد. به عنوان مثال حتی کسانی که به لحاظ وضعیت اقتصادی در سختی و فقر به سر می برند، تحت هیچ شرایطی نبایست تحقیر شوند. و آن زمان که نیاز واقعی خود را اظهار می کنند باید با آنها برخوردی کریمانه شود.

حق فقیر

این حق زمانی از سوی پیشوایان دینی ما طرح شده است که نشان می­دهد آن بزرگواران به ریزترین مسائلی که مربوط به کرامت انسان بوده توجّه عمیق داشته و آن­را آموزش می دادند تا جامعه بشری به این نوع آداب برای حفظ حرمت انسانها توجّه داشته باشند. از این رو امام سجاد(ع) به این حق اخلاقی اشاره می کند و در خصوص حق سائل فرموده­اند: «وَ أَمَّا حَقُ‏ السَّائِلِ‏ فَإِعْطَاؤُهُ إِذَا تَيَقَّنْتَ صِدْقَهُ وَ قَدَرْتَ عَلَى سَدِّ حَاجَتِهِ وَ الدُّعَاءُ لَهُ فِيمَا نَزَلَ بِهِ وَ الْمُعَاوَنَةُ لَهُ عَلَى طَلِبَتِهِ وَ إِنْ شَكَكْتَ فِي صِدْقِهِ وَ سَبَقَتْ إِلَيْهِ التُّهَمَةُ لَهُ وَ لَمْ تَعْزِمْ عَلَى ذَلِكَ لَمْ تَأْمَنْ أَنْ يَكُونَ مِنْ كَيْدِ الشَّيْطَانِ أَرَادَ أَنْ يَصُدَّكَ عَنْ حَظِّكَ وَ يَحُولَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ التَّقَرُّبِ إِلَى رَبِّكَ فَتَرَكْتَهُ بِسَتْرِهِ وَ رَدَدْتَهُ رَدّاً جَمِيلًا وَ إِنْ غَلَبْتَ نَفْسَكَ فِي أَمْرِهِ وَ أَعْطَيْتَهُ عَلَى مَا عَرَضَ فِي نَفْسِكَ مِنْهُ- فَإِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ؛ امّا حق سوال کننده این است که اگر صدقه آماده داری به او بدهی و نیاز او را برطرف کنی، و برای برطرف شدن فقرش دعا کنی، و به درخواست او کمک کن، و اگر در صداقت گفتار او شک داری و او را متهم می دانی ولی به آن یقین نداری، بسا که شیطان برایت دامی نهاده و می خواهد تو را از بهره ات باز دارد، و میان تو و تقرب به پروردگارت حائل شود. او را به حال خود واگذار و به خوبی جواب کن، و اگر هم با این حال چیزی به او بدهی کار بجایی است».[1]

 حق اعطاء کننده

امام سجاد(ع) به دنبال بیان حق سائل در خصوص حق مسئول می­فرمایند: «وَ أَمَّا حَقُّ الْمَسْئُولِ فَحَقُّهُ إِنْ أَعْطَى قُبِلَ مِنْهُ مَا أَعْطَى بِالشُّكْرِ لَهُ وَ الْمَعْرِفَةِ لِفَضْلِهِ وَ طَلَبِ وَجْهِ الْعُذْرِ فِي مَنْعِهِ وَ أَحْسِنْ بِهِ الظَّنَّ وَ اعْلَمْ أَنَّهُ إِنْ مَنَعَ فَمَالَهُ مَنَعَ وَ أَنْ لَيْسَ التَّثْرِيبُ فِي مَالِهِ وَ إِنْ كَانَ ظَالِماً فَإِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ؛ حق کسی که از او سئوال شده اینست که اگر چیزی داد با تشکر از او پذیرفته شود و قدردانی گردد. و اگر نداد او را به خوشی معذور دارد و به او خوش بین باشی. و بدان که اگر دریغ کرد نسبت به مال خود دریغ کرده و ملامتی متوجّه او نیست، اگرچه ظالم باشد، زیرا انسان ستمکار و پنهان کننده حق است».[2]

آنچه که در این بیان نورانی حضرت بر آن اشاره کرده چکیده­اش این است که انسان در صورتی که از نظر مال در وضعیت خوبی قرار دارد، زمانی که نیازمندی از وی درخواستی می­کند، هیچگاه او را محروم نسازد. زیرا در واقع خدای متعال اموال را به امانت در اختیار او قرار داده و نیازمند واقعی هم حقی دارد که باید حقش را اداء کند. چراکه خداوند در قرآن کریم در این باره می­فرمایند: «وَالَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ * لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ * و همانان كه در اموالشان حقى معلوم است * براى سائل و محروم».[3] و در این صورت نباید سائل را محروم کنند. «وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَر؛ و گدا را مران».[4] لذا در هر صورت باید تلاش کند که فقر او بر طرف شود. امّا در صورتی که خود از نظر مالی در وضعیت مناسبی نیست با احترام و بزرگواری او را جواب نماید.

 

مذموم بودن گدایی کردن

لازم به ذکر است هر انسانی باید تلاش کند و روزی خود را به دست آورد و دست خود را به سوی دیگران دراز نکند، زیرا گدایی کردن باعث می شود انسان خود را کوچک کند. و لذا پیامبر اکرم(ص) فرموده­اند: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَحَبَ‏ شَيْئاً لِنَفْسِهِ‏ وَ أَبْغَضَهُ لِخَلْقِهِ أَبْغَضَ لِخَلْقِهِ الْمَسْأَلَةَ وَ أَحَبَ‏ لِنَفْسِهِ أَنْ يُسْأَلَ وَ لَيْسَ شَيْ‏ءٌ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ أَنْ يُسْأَلَ فَلَا يَسْتَحْيِي أَحَدُكُمْ أَنْ يَسْأَلَ اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ وَ لَوْ بِشِسْعِ نَعْلٍ؛ خداوند تبارک و تعالی دوست می دارد چیزی را برای خود، ولی آن را برای بنده اش مبغوض می شمارد. مبغوض شمرده برای بنده، سئوال را، ولی دوست می دارد برای خود که سئوال شود، و هیچ چیزی در نزد خداوند محبوبتر از این که از او سئوال شود نیست. پس حیا نکند فردی از شما سئوال از خداوند را از فضلش ولو دربارۀ بند کفش خود».[5]

 

بی اعتمادی به خداوند یکی از آثار گدایی

پرواضح است اگر انسان عادت کند و همیشه از مردم گدایی کند، او چندان اعتمادی به پروردگار ندارد. و حال آن­که باید جزء باورهای ما باشد که روزی دهنده خداست و همواره دست نیاز باید به سوی او دراز کرد. به­همین جهت پیامبر اکرم(ص) در وصیت خود به جناب ابی ذر فرموده است: «يَا أَبَاذَرٍّ إِيَّاكَ وَ السُّؤَالَ فَإِنَّهُ‏ ذُلٌ‏ حَاضِرٌ وَ فَقْرٌ تَتَعَجَّلُهُ وَ فِيهِ حِسَابٌ طَوِيلٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ... أَبَاذَرٍّ لَاتَسْأَلْ بِكَفِّكَ وَ إِنْ أَتَاكَ شَيْ‏ءٌ فَاقْبَلْهُ؛ اى ابو ذر از سؤال كردن دورى گزين، زيرا در دنيا موجب ذلت و خوارى مى‏شود و انسان را بفقر مي­كشاند، و در روز قيامت حساب آدمى بطول مى‏انجامد. اى ابوذر با دست خود از كسى سؤال‏ نكن و اگر چيزى بدستت رسيد آن را بپذير».[6] و از امام علی(ع) نقل شده است که در این خصوص فرموده­اند: «قَالَ رَجُلٌ لِلنَّبِيِّ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، عَلِّمْنِي‏ عَمَلًا لَا يُحَالُ‏ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ الْجَنَّةِ. قَالَ: لَا تَغْضَبْ، وَ لَا تَسْأَلِ النَّاسَ شَيْئاً، وَ ارْضَ لِلنَّاسِ مَا تَرْضَى لِنَفْسِكَ؛ مردی محضر پیامبر اکرم(ص) شرفیاب شد و عرض کرد اى رسول خدا! مرا كارى بياموز كه ميان آن كار و بهشت حايلى نباشد. حضرت فرمود: خشمگين مشو، و از مردم نيز چيزى مخواه، و برای مردم بپسند آنچه را برای خود می پسندی».[7]

درخواست رفع نیاز کردن از افراد نیکوکار

بسیار روشن است کسی که در شرائط خاصی است و نیازمند است، می تواند به اهلش ابراز نیاز کند و حاجت خود را بر طرف سازد. به­همین جهت در روایات پیشوایان دینی(ع) سفارش شده از کسانی که حاجت و نیاز تو را برآورده نمی کنند، درخواست نکنید. چراکه حضرت امیر(ع) در این باره می­فرمایند: «لاتسئل‏ مَن‏ تَخاف‏ مَنعُه؛ از کسى که مى‏ترسى چیزى بتو ندهد چیزى مخواه».[8] لذا اگر انسان با چنین افرادی مواجه شود، بهتر است سختی را تحمل کند و دست خود به سوی این نوع افراد دراز نکند. چه اینکه امام علی(ع) فرموده است: «فَوْتُ‏ الْحَاجَةِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِهَا إِلَى غَيْرِ أَهْلِهَا؛ فوت شدن حاجت بهتر از این است که انسان آن را از غیر اهلش طلب نماید».[9]

 

سخن پایانی

یکی از موضوعات بسیار مهم این است که انسان این باور را باید در خود نهادینه کند که اگر نیازمندی به سوی انسان بیاید، این از جانب خدا به سوی او فرستاده شده تا هم فقر آن سائل از بین برود و هم انسان به عنوان یک دارا و دارنده مال به وظیفه­ی خود عمل کند. و راه رفتن به بهشت را برای خود هموار ساخته، و به مأموریت الهی خود برای حل مشکل بنده ای از بندگان خدای تعالی به­ گونه­ ی صحیحی انجام وظیفه کند. زیرا اگر او مشکل فقر این سائل را حل نکند قطعاً با وسائل و افراد دیگر خداوند روزی اش را خواهد داد. بدین بیان که اگر آن صاحب مال در انجام مأموریت کوتاهی کند، بی شک او خسران کرده و به تکلیف خود عمل نکرده است. چه بسا باید این حواله به سوی خود را توفیقی از جانب خداوند بداند و شکرگزار آن باشد. البته هر کسی باید به صورت صحیح به وظیفه خود عمل کند؛ چراکه امام سجاد(ع) به این مهم اشاره فرموده­اند. لکن اگر فردی از کسی چیزی طلب کند، و او درخواست سائل را مرتفع نسازد، سائل باید به او خوش بین باشد و عذر او را بپذیرد. گرچه ممکن است او در واقع با دارندگی اش به خودش ظلم و ستم کرده باشد. ولی نباید این طور باشد که سائل هم نسبت به او بدبین باشد، زیرا به راحتی نمی توان دربارۀ هرکسی قضاوت و داوری کرد و او را محکوم نمود.

 



[1]. ابن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول، ص270، قم، جامعه مدرسين، چ دوم، 1404ق.

[2]. همان.

[3]. المعارج/24 ـ 25.

[4]. الضحی/10.

[5]. كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، ج4، ص20، ح4، دار الكتب الإسلامية، تهران، چ چهارم، 1407ق.

[6]. ابن بابويه، محمد بن على، من لا يحضره الفقيه، ج4، ص375، قم، چ دوم، 1413ق.

[7]. طوسى، محمد بن الحسن، الأمالي، ص508، دار الثقافة، قم، چ اول، 1414ق.

[8]. تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، غرر الحكم و درر الكلم، ص743، ح26، دار الكتاب الإسلامي، قم، چ دوم، 1410ق.

[9]. نهج البلاغة، حکمة/66.



نظر شما



نمایش غیر عمومی