ارسال به دوستان
کد خبر : 183534
تاریخ انتشار : 9/23/2016 3:16:00 PM

اسلام شناسی 191 ــ اسلام و حقوق اخلاقی 36

خطیب: آیت الله دکتر رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ

تاریخ: 23.09.2016 

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

اسلام به نوع ارتباط افراد با یکدیگر توجّه خاصی دارد و تأکید می کند که این روابط باید در توسعه همکاری و همدلی جهت دهی شود و بر اساس حمایت و نوعی کمک به انسان باشد. بر این اساس انسان باید تلاش کند با نگاهی مثبت اندیشانه مسیر روابط اجتماعی را تقویت نماید. اسلام افرادی را که با این نگاه باعث خوشحالی دیگران می شوند را مورد ستایش قرار می­دهد و حتی تأکید می کند آنان که به یکدیگر بدی کرده­اند باید درصدد ترمیم و اصلاح برآیند، و از همدیگر بگذرند، و تصمیم داشته باشند که هیچگاه زمینه این کدورت ها و رنجشها را فراهم نسازند؛ زیرا دنیا به­اندازه ای کم ارزش است که نباید انسان باعث دل آزاری و رنجش دیگری گردد. هنر این نیست که انسان باعث ایجاد شکاف و جدائی و فاصله میان یکدیگر گردد؛ بلکه بالعکس هنر آنست که دلی را به دست آورد و رابطه ها را اصلاح کند و در جهت رفع مشکلات برآید. به همین جهت امام سجاد(ع) به دو حق مهم در این زمینه اشاره می کند که یکی در برابر کسی است که شادی و خوشحالی را برای دیگری فراهم می سازد، و دیگری شناخت حق نسبت به کسی که به او بدی کرده است. بنابراین این نوع نگاه اسلام به نحوه­ی ارتباط افراد جامعه نسبت به یکدیگر بسیار جالب است. چراکه اسلام به دقائق نوع ارتباط انسانها نسبت به یکدیگر توجّه عمیق دارد و به شکلی جدی به قواعد و قوانین با هم زیستن و در کنار هم بودن را، بدان اهتمام می ورزد.

حق خوشحال کننده

امام سجاد(ع) نخست به حق خوشحال کننده اشاره کرده و می­فرمایند: «وَ أَمَّا حَقُ‏ مَنْ‏ سَرَّكَ‏ اللَّهُ‏ بِهِ وَ عَلَى يَدَيْهِ فَإِنْ كَانَ تَعَمَّدَهَا لَكَ حَمِدْتَ اللَّهَ أَوَّلًا ثُمَّ شَكَرْتَهُ عَلَى ذَلِكَ بِقَدْرِهِ فِي مَوْضِعِ الْجَزَاءِ وَ كَافَأْتَهُ عَلَى فَضْلِ الِابْتِدَاءِ وَ أَرْصَدْتَ لَهُ الْمُكَافَأَةَ وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ تَعَمَّدَهَا حَمِدْتَ اللَّهَ وَ شَكَرْتَهُ وَ عَلِمْتَ أَنَّهُ مِنْهُ تَوَحَّدَكَ بِهَا وَ أَحْبَبْتَ هَذَا إِذْ كَانَ سَبَباً مِنْ أَسْبَابِ نِعَمِ اللَّهِ عَلَيْكَ وَ تَرْجُو لَهُ بَعْدَ ذَلِكَ خَيْراً فَإِنَّ أَسْبَابَ النِّعَمِ بَرَكَةٌ حَيْثُ مَا كَانَتْ وَ إِنْ كَانَ لَمْ يَتَعَمَّدْ وَ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ؛ و اما حق کسی که خداوند خوشحالی و شادی تو را به دست او قرار د اده است که اگر مقصود او شادی تو بوده، ابتداء سپاس و شکر پروردگار را به جای آوری، و سپس در مقابل خوبی کسی که تو را شاد کرده به اندازه ای که سزاوار است او را پاداش دهی، و درصدد احسان نمودن و جبران خوبی به او در مقابل آغاز احسانش باشی، و اگر مقصود او شادی تو نبوده خداوند را ستایش نموده و شکر کنی و بدانی که از او است، و او مایه شادی تو شده است. او را به عنوان این که یکی از اسباب نعمت خدا برای تو شده دوست بداری و خیر او را بخواهی، زیرا که اسباب نعمت ها برکت است هر جا باشند و اگر چه او قصد نداشته باشد، و هیچ نیرویی جز نیروی الهی وجود ندارد».[1]

در این بیان لطیف ونورانی، راهکارهای ارزنده ای ارائه شده که می­تواند از مبانی رشد روابط اجتماعی انسان­ها با یکدیگر در جامعه امروز بشری باشد. زیرا دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم انسانهای زیادی هستند که غم و غصه های فراوانی دارند، و مشکلات گوناگون مانند ابرهای به هم پیوسته بر سر راه انسانها قرار گرفته است، به­گونه ای که اگر بخواهند از مشکلی رهایی یابند، باید تلاش کنند با مشکلی دیگر دست و پنجه نرم کنند. البته عامل این مشکلات گاهی خامی،  ناپختگی و هوسرانی های انسان است، و گاهی جزء طبیعت زندگی به­شمار می آید. مانند: طوفانها، زلزله ها و سیلابها و بسیاری از بلاهای طبیعی، که چه بسا منجر به مرگ و میرها و مشکلات روحی و روانی افراد جامعه می شود. که به هر حال باید برای همه­ی این مشکلات چاره ای اندیشید و در جای خود به آنها پرداخت، و درباره­ی آنها سخن به میان آورد. اما گاهی دیده می شود در مواجهه با این مشکلات، افرادی خود را می بازند و سراسر وجودشان را غم و غصه و اندوه فرا می گیرد. که در این گونه موارد افراد مؤمن می توانند نقش سازنده را ایفاء کرده، و در حل بخشی از مسائل و مشکلات، این افراد را کمک کنند. حداقل با گفتارهایی بر پایۀ ایمان، زمینه­­ی امید و نشاط را در افراد به وجود آورند. تا از یأس و ناامیدی، و غم و  غصه نجات یابند. به­همین جهت ایجاد سرور و شادی و خوشحالی نقش بسیار مهمی در غلبه بر مشکلات دارد. لذا پرواضح است برای اینکه این خوشحالی جنبۀ عینی و خارجی پیدا کند، تا حدی باید در رفع آن مشکلات هم تلاش کرد. مثلاً اگر غم و غصه و اندوه فردی به­جهت تنگدستی و گرسنگی است، باید تلاش کرد گرسنگی و مشکلات اقتصادی او رفع شود. و اگر فقر باعث شده زندگی خانواده­گی او متلاشی شود، باید تلاش کرد فقر را از بین برد. و اگر  غم و اندوه او به خاطر از دست دادن یکی از نزدیکانش است باید آنها را به شکلهای مختلف دلداری داد.

شادکردن مؤمنین از منظر روایات

از ابی حمزه ثمالی نقل شده که گفت از امام باقر(ع) شنیدم که از رسول خدا(ص) نقل می­کرد که آن حضرت در این­باره فرموده­اند: «مَنْ‏ سَرَّ مُؤْمِناً فَقَدْ سَرَّنِي وَ مَنْ سَرَّنِي فَقَدْ سَرَّ اللَّهَ؛ کسی که مؤمنی را شاد و مسرور نماید مرا مسرور کرده و کسی که مرا مسرور سازد خدا را شاده کرده است».[2] و نیز جابر بن یزید الجعفی روایتی از امام باقر(ع) نقل کرده که آن حضرت در این خصوص فرموده است: «تَبَسُّمُ‏ الرَّجُلِ‏ فِي وَجْهِ أَخِيهِ حَسَنَةٌ وَ صَرْفُ الْقَذَى‏ عَنْهُ حَسَنَةٌ وَ مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَيْ‏ءٍ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ مِنْ إِدْخَالِ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنِ؛ لبخند مرد بر چهره و صورت برادر خود، حسنه و ثواب است و بر طرف نمودن مانع زیان آور از برادر مسلمان خود حسنه و ثواب است و خداوند عبادت نشد به چیزی که محبوب­تر باشد به سوی پروردگار از داخل نمودن سرور و خوشحالی بر برادر مؤمن».[3]

بنابراین آنچه که از روایات استفاده می شود این است که اگر انسان مؤمن و صاحب باور، تلاش کند رضایت و خشنودی خدا و پیامبر اکرم(ص) را فراهم سازد، و زمینه­ی تقرب به سوی خدای متعال را فراهم کند، باید با خدمت کردن فکری و عملی برای دیگران، زمینه شادی و نشاط و سرور و خوشحالی آنها را فراهم سازد. لذا در بیانی نورانی که از امام صادق(ع) نقل شده است شاد کردن مؤمنین جزء محبوب ترین اعمال شمرده می شود: «مِنْ أَحَبِّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِدْخَالُ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنِ إِشْبَاعُ جَوْعَتِهِ أَوْ تَنْفِيسُ كُرْبَتِهِ أَوْ قَضَاءُ دَيْنِهِ؛ از بهترین اعمال در نزد پروردگار، خوشحال نمودن مؤمن، سير كردن او از گرسنگى، يا رفع گرفتارى او يا پرداخت بدهي­اش است».[4] و آنگاه به برخی از مصادیق آن اشاره داشته، و فرموده­اند: اگر گرسنه ای را سیر نماید و گرفتاری وشدائد را از او دفع کند و بدهی های او را اداء نماید او در حقیقت به بهترین عمل اقدام کرده است.

رسیدن به کمال در گرو عمل به فرامین پیشوایان دینی

به نظر می رسد اگر به آموزه هایی که از رهبران دینی به ما رسیده عمل شود دنیا برای همه بهشت خواهد بود. لذا به همین جهت است که امام رضا(ع) فرموده­اند: «فَإِنَّ النَّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحَاسِنَ‏ كَلَامِنَا لَاتَّبَعُونَا؛ اگر مردم زیبائی های سخنان ما را می دانستند، همه از آن پیروی می کردند».[5] پس باید تلاش کنیم حقیقت دین را از رهبران الهی و دینی به درستی یاد بگیریم و مهم تر از آن اینکه آنها را در متن زندگی خود پیاده سازیم.

 



[1]. ابن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول، ص271، قم، جامعه مدرسين، چ دوم، 1404ق.

[2]. كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، ج2، ص188، ح1، تهران، دار الكتب الإسلامية، چ چهارم، 1407ق.

[3]. همان، ح2.

[4]. همان، ص192، ح16.

[5]. ابن بابويه، محمد بن على، عيون أخبار الرضا( ع)، ج1، ص307، ح69، تهران،  نشر جهان، چ اول، 1378ق.



نظر شما



نمایش غیر عمومی