ارسال به دوستان
کد خبر : 183684
تاریخ انتشار : 10/7/2016 3:18:00 PM

خانواده در قرآن کریم 30 (برکات و آثار مثبت خانواده داری)

حطیب: حجت الاسلام والمسلمین دکتر ترابی
تاریخ: 07.10.2016

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه و لا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه. وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. عبادالله، أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه. قال الله الحکیم فی محکم کتابه.

موضوع خطبه اوّل: نیاز به بصیرت و خوب درک شدن


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم:

أَوَمَنْ كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْكَافِرِينَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (انعام، آیه 122)

آيا كسى كه [دل] مرده بود و زنده‏ اش گردانيديم و براى او نورى پديد آورديم تا در پرتو آن در ميان مردم راه برود چون كسى است كه گويى گرفتار در تاريكيهاست و از آن بيرون‏ آمدنى نيست اين گونه براى كافران آنچه انجام مى‏ دادند زينت داده شده است.

مقدّمه:

در خطبه­های گذشته از آثار و برکات خانواده و همسرداری سخن گفتیم و دانستیم هر انسان عادی در کنار نیازهای مادی، یک سلسله نیازهای عاطفی هم دارد. گفتیم خانواده بهترین محمل برای به دست آوردن حمایت عاطفی است. تا کنون درباره­ی نه مورد از نیازهای عاطفی سخن گفتیم که عبارت بودند از: نیاز به «محبّت»، «احترام»، «قبول عذر»، «امنیت عاطفی و روانی»، «قدردانی و تشکّر»، «به ابراز وجود»، «تعریف و تحسین»، «تأیید و پذیرفته شدن». و امروز بإذن الله به نهمین نیاز عاطفی انسان یعنی «نیاز به بصیرت و خوب درک شدن» و نقش مثبتی که خانواده در این­باره می­تواند ایفا کند می­پردازیم.

هفته گذشته بحث در تأیید و قبول بود و این هفته در مورد نیاز به درک شدن. البته نه تأیید و نه درک کردن هیچکدام به این بدان معنی نیست که طرف مقابل را بی عیب و نقص بدانیم ولی نشان می دهد  که کوششی برای عوض کردن او ندارد و به او اطمینان دارد که خودش به تنهایی می تواند اوضاع را بهتر کند.

بین نیاز به درک شدن و نیاز به پذیرش رابطه مستقیم و دو طرفه وجود دارد.

به عنوان مثال در محیط خانواده، زن نیاز به این دارد که همسرش درکش کند و یکی از مصادیق این در ک شدن این است که وقتی با احساسات لطیف خود درباره چیزی گلایه گذاری می کند همسرش حرف هایش را بشنود و بدون قضاوت، ولی با دلسوزی و وابستگی، به احساسات و اظهارات زنش گوش بدهد. در این صورت زن احساس می کند همسرش او را درک می­کند. لذا احساس بسیار خوبی به او دست می دهد و روحیه اش خوب می شود و حتی برای ارائه خدمت بیشتر و با کیفیت تر آماده می شود.

پس از یک طرف زن نیاز دارد همسرش حرفش را بشنود. اما از طرف دیگر، مرد چه زمانی به همسرش گوش می کند؟ مرد زمانی آمادگی روحی برای شنیدن حرف همسرش را دارد که جایگاه او تأیید شود. وقتی که زن با مهربانی و بی آنکه کوششی در عوض کردن مرد بکند، او را می پذیرد، مرد احساس می کند مورد قبول است. یک رفتار پذیرشی مرد را طرد نمی کند بلکه مؤکدا نشان می دهد که او با محبوبیت تمام تأیید شده است.

وقتی که مرد احساس تأیید می کند، خیلی آسان تر می تواند « شنونده» خوبی باشد و آن احساس خوب درک شدن را که مورد نیاز همسرش می باشد به او بدهد.

مطلب اوّل: (تعریف)

بصیرت یا داشتن درک درست به چه معناست؟ بصیرت به معنای روشن بینی است؛ طوری که مسائل را  واضح و شفاف ببیند و درک درستی از مسأله پیدا کند و تشخیص بدهد چه نقشی را باید در قبال شرایط موجود ایفا کند. در مقابل، کسی که بصیرت و درک درستی ندارد مسأله را گویی نمی بیند و یا در وضعیت غبار آلود یا مه آلود می بیند و در نتیجه درک درستی از آن ندارد و نمی تواند وظیفه و کاری را که بر عهده اوست و باید انجام دهد تشخیص دهد.

این نیاز در همه وجود دارد. همه نیاز دارند به این که دیگران احوالات او را بفهمند و به نحو مقتضی به آن واکنش نشان دهند. به عبارت دیگر انسان میل دارد اطرافیان و کسانی که با آنها سر و کار دارد اهل بصیرت و فهم و درک صحیح از مسائل او داشته باشند.

درباره­ی سخن، اندیشه یا رفتار او پیش داوری نباشد، سوء تعبیر و سوء فهم نشود،

عیادت بیماران، تهیه غذا و فرستادن آن برای مصیبت دیدگان، هم دردی با مصیبت دیدگان،

به عنوان مثال مریضی که به بیمارستان مراجعه می کند. کسی که برای....

ـ انسان نیاز دارد در وضعیت های مختلفی که برای او پیش می­آید بخوبی درک شود. در شادی ها با او شاد باشند، به نیازهای او به خلوت، استراحت و ... توجّه شود؛ و در غم و اندوه با او هم دردی کنند؛ هنگام شکست و ناکامی همه تقصیرها را به گردن او نیندازند، هنگام مریضی شرایط او  را مورد توجه قرار دهند.

نیاز به درک شدن در همه عرصه ها معنا می شود: در همه امور زندگی اعم از مسائل خانوادگی تا مسائل کاری و شخصی و  اجتماعی و از شرایط خوش آیند تا شرایط ناخوش آیند.

و در آیه شریفه ای که تلاوت شد ......

ـ خداوند می فرماید: آیا در زمین سیر نمی کنند؛ تا صاحب دل هایی گردند که بدان تعقل کنند و گوش هایی که بدان بشنوند؟ پس همانا چشم ها کور نمی شوند؛ بلکه دل هایی که در سینه ها جای دارند، کور می شوند. (حج، آیة 46)

ـ امام علی علیه السلام: آن که بصیرت و بینش نداشته باشد، رأی او، نادرست و بی ارزش است. (غررالحکم و دررالکلم، ح 6548)

ـ امام علی علیه السلام: «هرگاه دیده بصیرت، کور باشد، نگاه چشم، سودی ندهد. غررالحکم و دررالکلم، ح 9972.

مطلب دوم: نقش خانواده در تأیید اعضاء

بزرگ تر ها معمولا در خانه مورد تغافل قرار می گیرند. بچه ها طبیعی است که آنها را درک نکنند ولی خود همسران باید یکدیگر را درک کنند. مثلا خانم خانه وقتی که همسرش خسته از کار به خانه می آید باید توجه داشته باشد که او خسته است و به پل و پایش زیاد نپیچد بلکه رفتار مناسب را تشخیص بدهد. همین طور آقا باید بداند که همسر از صبح تا غروب منتظر آمدن او بوده و الان خیلی مایل است با همسرش حرف بزند. درک کردن حال بچه های کوچک خانه، توجه به نیازهای ویژه دختران کوچک، درک کردن حال و و ضع جوانان خانه، درک کردن مسائل آنان و ... همه از مواردی است که به سلامت انسان کمک می کند. شاید در خارج از خانه کسی تو را درک نکند ولی انسان دوست دارد نزدیکانش او را درک کنند مثل همسر و فامیل و دوستان نزدیک. گاهی حتی با یک کلمه «حال تو را درک می کنم» «شاید اگر من هم بودم همین حال را داشتم ولی تو می توانی بهتر عمل کنی» طرف مقابل را آرام می کند.  

مطلب سوم: نسبت درک شدن و خود خواهی

بعضی همیشه توقع دارند دیگران آنها را درک کنند و خودشان وضعیت دیگران را نادیده می گیرند. این نوعی خود خواهی است که همیشه انتظار داشته باشیم دیگران ما را درک کنند و در واقع همیشه وابسته به توان و امکانات دیگران برنامه ریزی کنیم و روی کمک دیگران برای پیش برد اهدافمان حساب باز کنیم. یک شخصیت سالم باید همیشه روی پای خودش بایستد و مداوم توقع خودش را از دیگران پایین بیاورد.   

مطلب چهارم: معادله نیاز و وظیفه

درک شدن دو عنوان دارد. از یک طرف یک وظیفه است و از طرف دیگر یک نیاز است. برای ما یک وظیفه است که عزیزان و به طور کلی کسانی را که با آنها سر و کار داریم درک کنیم. اما از آن طرف انسان باید سعی کند از نیاز به درک شدن را تا می تواند کنترل کند و در برابر کسانی که او را درک نمی کنند و این نیاز او را تأمین نمی کنند توجیهی بتراشد و خود را حق بجانب مطلق نشمرد؛ بلکه با نوعی انصاف و ایثار از حق خود بگذرد تا بتواند شاد زندگی کنه. لذا وقتی که دیگران او را درک نمی کنند از آنان بیش از حد دلخور یا خشمگین نشود و مناسبات زندگی را بر هم نریزد. در سیره اهل البیت علیهم السلام آمده است: عمل برادر مؤمن را به هفتاد وجه تأویل کنید و تا می توانید از هم دلخور نشوید یا اگر دلخور شوید از حد نگذرانید.

یکی از موارد درک کردن، رفتار عقیله بنی هاشم و مادر علی اصغر بود که هنگام شهادت عزیزانشان از خیمه بیرون نیامدند تا رو در روی امام قرار نگیرند تا مبادا امام حسین علیه السلام به مشقت و خجالت نیفتند.

خطبه دوم:

در آستانه محرم و عاشورا هستیم. امام حسین علیه السلام مثل اعلای انسانیت و کرامت های انسانی است.

نمونه بسیار زیبایی از اغماض از دیگران آن چیزی است که از حضرت سید الشهداء عیله السلام در جریان قیام عاشورا مشاهده گردید. ما می توانیم از کربلا و امام حسین علیه السلام و سیره معصومین درس بگیریم که همین که خداوند سبحان ناظر بر امور است بی بصیرتی دیگران ناچیز می نماید. مهم ترین ویژگی یاران امام حسین علیه السلام بصیرت و خوب درک کردن شرایط بود. امّا بسیاری از اشخاص وضعیت خود را برای بهانه قرار می دادند و معتقد بودند باید امام حسین علیه السلام آنها را درک کند و آنها را معاف کند از حضور در کربلا و امام هم بزرگوارانه برای آنان محمل درست می کرد تا هر کس که اراده جدی بر حضور ندارد بتواند برود. لذا بیعت را برداشت و بهانه رفتن درست می کرد. و یک جا فرمود: خدایا آنچه مرا آرام می کند این است که جلوی چشمان تو دارد همه این اتفاقات می افتد....باعینک.... یک جا می فرمود: اللهم اغفر قومی فانهم لایعلمون. ولی یک جا هم نفرین کرد و آن جایی بود که خدا قطع کند.....








نظر شما



نمایش غیر عمومی