ارسال به دوستان
کد خبر : 183764
تاریخ انتشار : 10/14/2016 12:13:00 PM

حیات و زندگی در نگاه امام حسین(ع)

خطیب: آیت الله دکتر رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ

تاریخ: 14.10.2016 

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

با توجه به ایام شهادت امام حسین(ع) مناسب است به یکی از موضوعات مهم در خصوص انسان از دیدگاه آن شخصیت الهی و نورانی عالَم اسلام پرداخته شود. که آن مسأله، زندگی و حقیقت آن از منظر آن امام همام است. پرسش اصلی و مهمی که برای انسان مطرح می­شود، اینست که مراد از زندگی چیست؟ و در چه زمانی انسان به حیات واقعی خود، دست می­یابد؟

پاسخ این مسأله از موضوعاتی است که بسیاری از دانشمندان قدیم و جدید را به خود مشغول ساخته­، و هنوز هم به اتفاق نظری در این زمینه نرسیده­اند! لذا هرکسی بر اساس ظن و گمان خود، تعریفی را در رابطه با انسان ارائه می دهد. بدین بیان که عده ای انسان را به امور حسی و مادی خلاصه می کنند، و برخی انسان را به عقلش تعریف می کنند. و بعضی دیگر هم به شهود و دل و یافته های او دربارۀ انسان، سخن می گویند. و همچنین با توجه انواع جهان بینی که دربارۀ کرامت انسان، حقوق وی، آزادی و معنویت و عقلانیت او وجود دارد، به گفت و گو می­پردازند. لذا با توجه به انواع نگاه­ها در حقیقت انسان، در تعریف هر کدام از صاحبان خرد و اندیشه دربارۀ کرامت و حقوق و آزادی و معنویت و... اتفاق نظری وجود ندارد. و چه بسا حتی برخی انسان را بی­نیاز از تعریف بدانند، چراکه از منظر این افراد حقیقت و چیستی انسان خیلی روشن است. لکن با دقت و تعمق در این موضوع، این نتیجه به دست می آید که به راحتی نمی توان ادعای شناخت انسان را کرد!!! بویژه در دنیای معاصر و با توجه به همه پیشرفت های علمی، که همه آنها از ابداعات و اختراعات و اکتشافات همین انسان است. که البته همین اکتشافات و اختراعات سبب شده برخی به داشته های علمی خود مغرور شده و از آفریننده و خالق خود غافل شوند! و از حقیقت مطلق فاصله بگیرند. به همین جهت می توان این باور را تقویت کرد که بدون کمک وحی، و سخن و کلام حق تعالی و خالق هستی، هیچ انسانی نمی تواند به حقیقت خودش پی ببرد. از اینرو قرآن در همین خصوص می فرماید: «لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ كِتاباً فيهِ ذِكْرُكُمْ أَ فَلاتَعْقِلُون‏؛ ما بر شما كتابى نازل كرديم كه وسيله تذكّر (و بيدارى) شما در آن است! آيا نمى‏فهميد؟!».[1] این کتاب یعنی قرآن دربارۀ شما سخن می گوید و اگر می خواهید حقیقت خود را بشناسید از قرآن که کلام خالق است کمک بگیرد. زیرا این کتاب هدایت است «هُدىً لِلنَّاس؛ قرآن، براى راهنمايى مردم، و نشانه‏هاى هدايت».[2] و در جای دیگر می فرماید: ««إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدي لِلَّتي‏ هِيَ أَقْوَمُ وَ يُبَشِّرُ الْمُؤْمِنينَ الَّذينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً كَبيراً؛ اين قرآن، به راهى كه استوارترين راه‏هاست، هدايت مى‏كند؛ و به مؤمنانى كه اعمال صالح انجام مى‏دهند، بشارت مى‏دهد كه براى آنها پاداش بزرگى است».[3]

شناخت حقیقت انسان از طریق معصومین(ع)

یکی از بهترین راه­هایی که هر انسان خردمندی را به سوی کمال سوق می­دهد، استفاده کردن از بهترین سخنان و روشها برای شناخت خویشتن است. که این راه را می توان از طریق آنان که در مسیر حقیقی قرآن بودند، و به تعبیر دقیق تر زبان قرآن هستند دنبال کرد؛ و بواسطه­ی آنان تعریف دقیقی از انسان به دست آورد. زیرا شخصیتهایی که مخاطبان واقعی قرآن هستند یعنی پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم (علیهم السلام) که همگان به شخصیت علمی و معنوی آنها اعتراف دارند، ـ چه اینکه قرآن هم آنها را به عنوان برجسته ترین و پاکترین افراد معرفی می نماید ـ می توانند الگوهای واقعی حقیقت انسان باشد.

حقیقت حیات و انسان از منظر امام حسین(ع)

امام حسین(ع) به عنوان یک شخصیت شناخته شده الهی نزد مسلمان و غیر مسلمان با تبیین زندگی آدمیان تعریف عمیقی از حیات و زندگی انسان را معرفی می نماید، که به اندازه درک و فهم ما به آن پرداخته می شود. زیرا واضح و روشن است که مفهوم زندگی درباره انسان، تنها نفس کشیدن و زنده بودن ظاهری و حیوانی نیست. و نباید حیات او را به این دنیا محدود نمود «يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُون‏؛ آنها فقط ظاهرى از زندگى دنيا را مى‏دانند، و از آخرت و پايان كار غافلند!».[4] بلکه حیات دربارۀ انسان بر اساس ظرفیتها و استعدادها از بینش و گرایش و توانمندی­های او تفسیر و معنا می شود. و بر همین اساس عمر واقعی انسان زمانی نیست؛ بلکه عمر او به درک و فهم، خلق و خوی، و عمل پاک او مربوط می شود. و همین موضوع است که به انسان شخصیت می دهد و او را به درجه­ی انسانیت می رساند. «إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ؛ سخنان پاكيزه به سوى او صعود مى‏كند، و عمل صالح را بالا مى‏برد».[5] لذا به همین جهت انسان باید سعی و تلاش خود را در شناخت خود مضاعف کند، زیرا انسان یک پدیده و موجود فانی و زوال پذیر نیست. بلکه او می تواند خود را ابدی و جاودانه کند، و بر اساس گزینش های صحیح، آخرتی پاک و جاودانه را برای خود به ارمغان آورد. «وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُون‏؛ و زندگى واقعى سراى آخرت است، اگر مى‏دانستند!».[6] آری این انسان است که حیات و زندگی واقعی را در آخرت به دست می آورد؛ زیرا دنیا مقدمه ای برای رسیدن به آن حقیقت است. البته این بدین معنا نیست که زندگی در دنیا بی معنا است، بلکه انسانها در این دنیا با تلاش مستمر زندگی ابدی و جاودانه را برای خود می سازند. بدین جهت امام حسین(ع) هنگام عزیمت به کربلا درباره­ی حقیقت دنیا فرموده­اند: «إِنَّ هَذِهِ الدُّنْيَا قَدْ تَغَيَّرَتْ وَ تَنَكَّرَتْ وَ أَدْبَرَ مَعْرُوفُهَا فَلَمْ يَبْقَ مِنْهَا إِلَّا صُبَابَةٌ كَصُبَابَةِ الْإِنَاءِ وَ خَسِيسُ عَيْشٍ كَالْمَرْعَى الْوَبِيلِ؛ به راستى كه اين دنيا تغيير كرده و دگرگون شده است. خوبى‏هايش پشت كرده و از آن، جز اندكى مانند قطره آبى در ته ظرف، و مَعاشى ناچيز چون چراگاه كم‏مايه، باقى نمانده است».[7] در بیانی دیگر امام حسین(ع) زندگی در دنیایی که عده ای از ستمگران آن­را مدیریت می کنند مایه دلتنگی و شومی می­داند، و آن را (بَرَم) می خواند «الحَياةَ مَعَ‏ الظّالِمينَ‏ إلّا بَرَماً؛ زندگى با ستمكاران را جز ملالت نمى‏بينم‏».[8] از اینرو باید با شناخت عمیق و همه جانبه از انسان، جایگاه او را شناخت و مسیر زندگی را به درستی تشخیص داد.

آنچه که از کلمات نورانی امام حسین(ع) استفاده می شود این است که شخصیت آدمی در (الهی بودن) او خلاصه می شود. چراکه انسان را وقتی الهی می­خوانند که، 1ـ خود را تسلیم فرمان الهی نماید، 2ـ رضایت او را جلب کند، 3ـ مسیر خود را حق قرار دهد و از باطل گریزان باشد؛ 4ـ و بلکه با باطل مقابله نماید. بدین منظور انسان باید سعی کند در این میدان آزمایش، صدق و توانایی و جوهره ناب و قابلیت های نهفته خود را، شکوفا سازد و به فعلیت برساند. البته این آزمونها به صورت طبیعی در صحنه های سخت و دشوار طراحی شده­اند، به­همین جهت انسان باید با ایمان راسخ خود تلاش کند از صحنه های آزمایش پیروزمندانه بیرون آید. چراکه انسانها با انتخاب این گزینش صحیح، مسیر عزت و سرافرازی را طی می کنند. لذا امام حسین(ع) در تفسیری بسیار روشن از مفهوم زندگی می فرماید: «لَیس الموتُ فی سبیلِ العِزِّ إلّا حیاةً خالدةً؛ مرگ در راه عزت، جز حیات جاوید نیست».[9] لذا نباید زندگی انسان را منحصر در خوراک و پوشاک و قدرت و ثروت و لذات مادی، و ... دانست. بلکه حیات انسان، به حیات فکری و عقیدتی و اخلاقی مربوط می شود. زیرا انسان باید در نگرش الهی خود به جایگاهی برسد که فقط حق را ملاک رفتار خود قرار دهد، و برای رسیدن به این عزت، حتی جان خود را فدا می کند. لذا در نگاه امام حسین(ع) «مَوْتٌ فِي عِزٍّ خَيْرٌ مِنْ حَيَاةٍ فِي ذُلٍّ؛ مرگ با عزت بهتر از زندگی در ذلت و زبون است».[10]

آثار دنیاگرایی مطلق

متأسفانه عده ای که غرق در مظاهر دنیای مادی صرف شده­اند، برای رسیدن به لذات زودگذر این دنیا، دست به هر جنایتی می زنند؛ و پاکترین انسانها را شهید می کنند. به همین منظور امام حسین(ع) در خصوص این افراد می­فرمایند: «إنَّ النّاسَ‏ عَبيدُ الدُّنيا، وَالدّينُ لَعقٌ عَلى‏ ألسِنَتِهِم‏ يَحوطونَهُ ما دَرَّت مَعايِشُهُم، فَإِذا مُحِّصوا بِالبَلاءِ قَلَّ الدَّيّانونَ؛ مردم بندۀ دنیایند و دین بر زبانشان می چرخد و تا وقتی زندگی هاشان بر محور دین بگردد، در پی آنند اما وقتی به وسیله «بلا» آزموده شوند دینداران اندک می شوند».[11]

آثار حیات طیبه از منظر امام حسین(ع)

زندگی پاک و نورانی در نگاه امام حسین(ع) در درست فکر کردن و اندیشیدن، و حرکت در مسیر اندیشه پاک که آدمی را یک پدیده الهی می کند، خلاصه می­شود. زیرا هر انسانی که به صفات الهی آراسته شود، در هیچ لحظه­ای از زندگی، از حق فاصله نمی گیرد. چراکه خود را تسلیم محض پروردگار قرار داده، و رضا و خشنودی او را بر همه چیز ترجیح می دهد. و در حالی که بر خدایش تکیه می کند ـ «اللَّهُمَ‏ أنتَ ثِقَتي في‏ كُلِ‏ كَربٍ؛ خداوندا! تو تكيه‏گاه من در هر سختى‏ هستی»[12] ـ با قدرت ایمان در برابر آنان­که به بشریت ظلم و ستم می کنند می ایستد. و با مقاومت مستمر و همیشگی خود تلاش می کند عدالت را به معنای واقعی در جامعه پیاده کند.

سخن پایانی

امام حسین(ع) غفلت از یاد خداوند و به­فراموشی سپردن خدای تعالی را عامل مهمی برای غوطه ور شدن در گناهان می داند. زیرا از آنجا که دنیاپرستی و هواپرستی از عوامل انحطاط انسان شمرده ­می­شوند، باعث شدند در یک برهه­ای از تاریخ، انسانهایی که گرفتار این صفات مذوم بودند، در مقابل پاکترین انسانها قرار گیرند و به بدترین شکل و بدترین صحنه­های ممکن جنایاتی را در سرزمین کربلا پدید آورند؛ و ننگ و لعن ابدی را برای خود قرار دهند.

لذا آنچه که امروزه همه بشریت باید بر آن تأکید داشته باشند این است سیره­ی عملی و رفتاری آن حضرت(ع) را در همۀ مسیر زندگی خود الگو قرار داده، تا فهم خود را از زندگی به معنای واقعی دقیق تر و عمیق تر نمائیم.

 


[1]. الانبیاء/10.

[2]. البقرة/185.

[3]. الإسراء/9.

[4]. الروم/7.

[5]. فاطر/10.

[6]. العنکبوت/64.

[7]. ابن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول، ص245، قم، جامعه مدرسين، چ دوم، 1404ق.

[8]. الطبرانی، أبو القاسم سليمان بن أحمد، المعجم‏ الكبير، ج3، ص115، ح2842، تحقيق حمدي عبد المجيد السلفي، بيروت، دار إحياء التراث العربي، الطبعة الثانية، 1404ق.

[9]. امین، سید محسن، اعیان الشیعة، ج1، ص581، تحقیق حسن الأمین، بیروت، دار التعارف للمطبوعات، بی­تا.

[10]. ابن شهر آشوب، محمد بن على، المناقب لإبن شهر آشوب، ج4، ص68، قم، علامه، چ اول، 1379ق.

[11]. ابن شعبه حرانى، تحف العقول، همان.

[12]. الواقدي، محمّد بن سعد كاتب، الطبقات‏ الكبرى‏، (الطبقة الخامسة من الصحابة)، ج1، ص468، بیروت، دار صادر، بی­تا. و كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، ج2، ص578، ح5، تهران، دار الكتب الإسلامية، چ چهارم، 1407ق، (نحوه).





نظر شما



نمایش غیر عمومی