ارسال به دوستان
کد خبر : 184124
تاریخ انتشار : 11/11/2016 11:45:00 AM

ویژگی های صاحبان خرد ناب در قرآن 1

خطیب: آیت الله دکتر رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ
تاریخ: 11.11.2016 


بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

یکی از موضوعات بسیار مهمی که هر انسان مسلمانی می بایست بدان توجه ویژه ای نشان دهد، مسأله­ انس با قرآن است. بدین بیان که چون این کتاب مقدس مسلمین به شمار می رود، و مسیر سعادت و بندگی حقیقی را به آنان نشان می دهد، لذا می بایست مسلمانان با قرائت و تلاوت، و تدبر و تفکّر در آیات این کتاب نورانی خود را با آن مأنوس سازند. و خود را از جهت تربیتی به قرآن عرضه کنند. تا بدانند که در چه جایگاه و مرتبه و منزلی قرار گرفته، و نیز برای یافتن نقص ها و عیب های خود در متن آیات جستجو کنند و با تدبر در آن آیات برای اصلاح و جبران افعال سوء خود گام مهمی بردارند. با توجه به این مقدمه مسلمان ها باید رفتار و کردار و گفتار خود را بر اساس آموزه های قرآنی تنظیم و مستند نمایند. لکن جای بسیار تأسف است که برخی از کسانی که به ظاهر مسلمانند، ساده ترین راه ارتباط با کلام الهی که همان تلاوت قرآن است را هنوز نمی دانند؛ تا چه رسد به تدبّر و تفکّر در آن!

انس با قرآن مقدمه هدایت انسان

بسیار واضح و روشن است اگر مسلمان ها مواجهه درستی با قرآن داشته باشند، این کتاب شریف را بهترین کتاب هدایت گر خواهند یافت. و با انس با آن آرام بخش ترین انیس و همدم خود را پیدا خواهند کرد. مشروط به اینکه حریم این کلام نورانی، پاس نگه داشته شود؛ و به آن به عنوان کتاب زندگی و آدرس سعادت بشری نگاه شود. چراکه این نوع نگاه برای حرکت بر اساس هدایتهای آن بسیار ضروری است. لذا هر انسان مسلمانی تا نگاه خود را در نوع ارتباط با قرآن اصلاح نکند، از آن بهره لازم برای رسیدن به سعادت و خوشبختی در دنیا و آخرت نخواهد برد. از این رو با توکّل به خدای تعالی در مباحث خطبه ها به صورت گزینشی آیاتی از قرآن کریم، موضوع بحث قرار داده خواهد شد. به امید آنکه تدبر و تعمق در این آیات سبب راهنمائی و هدایت مسلمین برای درست اندیشیدن، شناخت وظیفه و صحیح عمل کردن شود.

شکوفا کردن اندیشه­ها به واسطه انس با قرآن

قرآن کریم با توجه به ظرفیت های فراوان انسانها، همواره درصدد شکوفائی استعدادهای انسان بر می آید و مرحله به مرحله او را راهنمائی می کند. هرچند برخی درست از این راهنمائی بهره می برند و خود را در مسیر حرکت به سوی مقصد قرار می دهند. اما برخی استعدادهای خود را ضایع کرده، و مسیر انحرافی را با انتخاب و گزینش خود دنبال می نمایند. چراکه خدای تعالی در قرآن کریم در ارتباط با همین موضوع می­فرماید: «إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُورا؛ ما راه را به او نشان داديم، خواه شاكر باشد (و پذيرا گردد) يا ناسپاس!».[1] و در جای دیگری می فرماید: «وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْن‏؛ و او را به راه خير و شرّ هدايت كرديم!».[2] لذا با توجه به این آیات نورانی، این انسان است که پس از انتخاب هر مسیری یا سبب شکوفائی استعدادش در مسیر کمال می­شود؛ و در پی آن از اوصافی برخوردار می شود. یا با انتخاب مسیر دیگری، سبب ضایع نمودن ظرفیتهای وجودی خود می­شود؛ و در پی آن نامی و اسم و وصفی را برای خود به وجود می آورد. از جمله اوصافی که برای طریق صحیح و مستقیم آمده است، می توان به این اوصاف: «صبور، شکور، عابد، زاهد، عالم، عاقل و مومن و متقی و ...» اشاره داشت. همچنین اوصاف منفی و مورد نکوهش که در اثر انتخاب مسیر غلط و انحرافی به­وجود می­آید می توان به این امور: «کفر، نفاق، شرک، ظلم، نافرمانی، و فسق و...» اشاره نمود. که البته هر کدام از این اوصاف مباحث مهمی را در بر دارد.

اوصاف صاحبان خرد و اندیشه در قرآن کریم

یکی از اوصافی که قرآن دربارۀ انسان صاحب هدف و حق محور یاد می کند وصف «اولوا الالباب» است، که در چند جای قرآن آمده،[3] که به معنای صاحبان خرد و مغز و اندیشه می باشد. این افراد کسانی هستند که وقتی با حق مواجهه می شوند به راحتی آن­را می پذیرند؛ و تردیدی در خود راه نمی دهند. و در حقیقت راه و مقصد را به درستی شناخته اند. لذا فقط به ظاهر عمل تکیه نمی کنند، بلکه تلاش می کنند که به باطن عمل راه یابند و از حقیقت بهره ای ببرند. در سوره مبارکه رعد آیات «19 ـ 25» از ویژگیهای این افراد که صاحب لب و خردند، سخن به­میان آمده است. همچنین در همین آیات از افرادی که نقطه مقابل افراد خردمندند نیز سخن گفته است. که مناسب است برداشتها و پیامهای کلی این آیات مورد بررسی قرار گیرد. لذا نخست اشاره می کند: «أَفَمَنْ يَعْلَمُ أَنَّما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمى‏ إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْباب‏؛ آيا كسى كه مى‏داند آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده حق است، همانند كسى است كه نابيناست؟! تنها صاحبان انديشه متذكّر مى‏شوند».[4] به تصریح این آیه کسانی صاحب لب و خرد و اندیشه شمرده می­شوند که کتاب خدا را که بر پیامبر اکرم(ص) نازل شده حق دانسته، و نیز معتقدند این کتاب آنچه را که به عنوان برنامه و نقشه راه مشخص کرده است به­صورت قطعی انسان را به سعادت و خوشبختی در دنیا و آخرت می رساند. لذا بدون تردید این گونه افراد با کسانی که چنین باوری ندارند و کور هستند و راه و مقصد انسانی را در نظر نمی­گیرند، برابر نیستند. به­همین جهت «اولوالالباب» علاوه بر این­که از چنین درک و فهمی برخوردارند، خود را به این باور رسانده و بر اساس آن عمل می کنند. در ادامه­ی این آیات این سوره مبارکه به ویژگی های صاحبان خرد می پردازد و در اولین نشانه آنان می فرماید: «الَّذينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ لا يَنْقُضُونَ الْمِيثاقَ‏؛ آنها كه به عهد الهى وفا مى‏كنند، و پيمان را نمى‏شكنند».[5] مطابق آیات گذشته و بر اساس آیات دیگر قرآنی واضح و روشن است که مهمترین عهد خدا عهد عبادت و بندگی و در مسیر حق و صراط مستقیم بودن است: « أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَني‏ آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبينٌ * وَ أَنِ اعْبُدُوني‏ هذا صِراطٌ مُسْتَقيمٌ؛ آيا با شما عهد نكردم اى فرزندان آدم كه شيطان را نپرستيد، كه او براى شما دشمن آشكارى است؟! * و اينكه مرا بپرستيد كه راه مستقيم اين است؟!».[6]

مطابق این آیه اگر انسانها به این عهد عمل می کردند و هر کس جایگاه خود را می یافت، حق هر کسی به درستی شناخته و اداء می شد. به همین جهت هر انسانی باید این نکته مهم را درک کند که مخلوق خداوند است، و یک انسان مخلوق هیچگاه نباید از حد خود تجاوز کند و ادعای ربوبیت و مالکیت نماید، بلکه همه مخلوق و بنده خدا هستند. لذا از افتخارات همه­ی پیامبران الهی این است که در عبودیت و بندگی حق هستند. به همین جهت درجه­ی مقامات آنها بر اساس همین بندگی و عبودیت است. چراکه در شهادت دادن مسلمانان نسبت به نبوت و رسالت پیامبر خاتم(ص) اول به جهت عبودیت و بندگی آن حضرت اشاره شده و بعد به رسالت آن وجود نورانی، «أَشْهَدُ أَنَ‏ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُه‏». و لذا انسانها هیچگاه نباید پیمان شکنی کنند، که در واقع این خارج شدن از موارد و محور بندگی است. و خروج از صراط مستقیم را به دنبال خواهد داشت.

خدای تعالی در دومین نشانه­ی «اولوا الألباب» و صاحبان خرد می فرماید: «وَ الَّذينَ يَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ يَخافُونَ سُوءَ الْحِساب؛‏ و آنها كه پيوندهايى را كه خدا دستور به برقرارى آن داده، برقرار ميدارند؛ و از پروردگارشان مى‏ترسند؛ و از بدى حساب (روز قيامت) بيم دارند».[7] که مصادیق این پیوند را می توان پیوند با رسول خدا(ص) و امامان علیهم السلام دانست. همچنین پیوند با ارحام و مخصوصاً پیوند با والدین را هم در بر می گیرد، و آنها را شامل می شود.

 لازم به ذکر است که اسلام هر نوع پیوندی که در رشد و کمال فردی و اجتماعی و خانوادگی تأثیرگذار باشد بر آن تأکید می ورزد، چه پیوند مکتبی و الهی مانند: پیوند و پیمان و دوستی با اولیای الهی و رهبران دینی و آنان که از پایگاه علمی و معنوی برخوردارند، همچنین ارتباط با آنها برای این که در جهت استحکام اندیشه و فکر، عقیده، اخلاق و عمل، نقش آفرین باشد؛ و آدمی را به فلسفه خلقت و آفرینش نزدیک سازد. و نیز روابط بشری را تصحیح نماید. اسلام همچنین راههای ارتباط با آنها را مورد اشاره قرار داده، و پیوند با بستگان و توجه به صله رحم را به خاطر آثار فردی و اجتماعی که دارد، همواره گوشزد می نماید. حتی در زمانی که افرادی قطع رابطه کرده باشند، سفارش اسلام بر تلاش بر برقراری ارتباط می­باشد؛ و همۀ این پیوندها را نشانه عقل آدمیان می داند. چراکه در آیه پیشین احترام به پیمانها و قراردادهای اجتماعی را از نشانه های انسان مؤمن عاقل می شمرد.



[1]. الإنسان/3.

[2]. البلد/10.

[3]. بقره/179، 197، 269؛ آل عمران/7 و 19؛ مائده/100؛ یوسف/111؛ رعد/19؛ ابراهیم/52؛ ص/29ـ42؛ زمر/9و18؛ غافر/54؛ طلاق/10.

[4]. الرعد/19.

[5]. الرعد/20.

[6]. یس/60 و61.

[7]. الرعد/21.



نظر شما



نمایش غیر عمومی