ارسال به دوستان
کد خبر : 184831
تاریخ انتشار : 12/30/2016 2:49:00 PM

حیات دینی 1

خطیب: آیت الله دکتر رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ
تاریخ: 30.12.2016 

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

یکی از مسائل اساسی و مهمی که می تواند در آینده هر انسانی تأثیرگذار باشد، این است که «دین» در زندگی بشر چه نقشی دارد؟ و تا چه اندازه ای انسان را به رشد، تعالی و تکامل می رساند؟ و آیا اساساً دین برای جامعه امروز بشری ضرورت دارد، که انسان نتواند بدون آن به حیات خود ادامه دهد؟ یا اینکه دین در زنده ماندن انسان هیچ نقشی ایفاء نمی کند و لذا ضرورتی ندارد که در متن زندگی قرار گیرد! بلکه به دلیل پاره­ای از آثار معنوی که در دین نهفته است، اگر در حاشیه زندگی هر انسانی قرار گیرد کفایت می کند.

نکته بسیار مهم دیگری که در این مسأله وجود دارد این است که، آیا دین یک حقیقت است؟ یا اینکه پدیده ذهنِ بشری است؟ یا به عبارت دیگر یک امر وهمی و خیالی است که بواسطه یک سری عوامل در میان جوامع بشری به وجود آمده است؟ و همچنین بسیاری از پرسشهای دیگری دربارۀ «دین» در اذهان بشریت وجود دارد که به نوعی ضرورت دارد هر فرد و جامعه ای ـ خصوصاً در شرائط امروز انسانها ـ از آن آگاه شده و به حقیقت مطلب برسند.

دین، واقعیتی انکار ناپذیر

بدون شک، امروزه دین به عنوان یک واقعیت در جوامع بشری پذیرفته شده است. حتی به واسطه توسعه معنائی و مفهومی، ادیان را به «آسمانی و بشری» یا «وحیانی و غیر وحیانی» تقسیم کرده­اند. و همچنین برخی منشأ ادیان در عالم را به سه نظام و جریان بزرگ بازگشت می دهند، برخی از آنها منشأ هندی دارند مانند: «هندوئیسم و آئین بودا» و دیگری منشأ چینی دارد مانند: «آئین کنفوسیوس ـ آئین دائو» و سوم ادیانی که منشأ آنها خاور نزدیک است مانند: «یهودیت ـ مسیحیت ـ اسلام».[1]

روشن و واضح است که معنای لغوی دین نمی تواند ما را به ماهیت و چیستی آن برساند، بلکه برای درک مفهوم دین باید به تعاریف اصطلاحی آن توجّه نمود. لکن دانستن معنای لغوی که در قرآن و روایات زیاد مورد استفاده قرار گرفته، برای فهم بسیاری از موارد به انسان حقیقت جو کمک خواهد نمود.

معنا و مفهوم لغوی دین

واژه دین در زبان ایرانی و سامی لفظ مشترک است و در معانی «کیش، وجدان، قانون، حق، داوری، آئین و روش» به کار برده شده است.[2] و در زبان عربی به معنای «جزا، حساب، اطاعت، تسلیم، حکم و عادت» استعمال شده است.[3] همچنین برخی از لغت شناسان زبان عرب، «اطاعت و انقیاد» را معنای محوری و اصلی دین دانسته و بقیه معانی را از فروعات و مصادیق آن شمرده­اند.[4]

معانی واژه دین در قرآن

در قرآن کریم این واژه بیش از نود بار استعمال شده است، و در معانی «جزاء و پاداش، طاعت و عبادت، قضا و حکم، عقیده، تسلیم و آئین» به کار رفته است مانند آیات: «مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ؛ (خداوندی که) مالک روز جزاست»،[5] «الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ؛ همانها که روز جزا را انکار می کنند»،[6] «وَ مَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الدِّينِ؛ تو چه می دانی روز جزا چیست؟!»،[7] «وَالَّذِي أَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ؛ و کسی که امید دارم گناهم را در روز جزا ببخشد!»،[8] که واژه­ی «دین» در این آیات به معنای «جزاء و پاداش» به کار رفته است. و مانند آیه «وَ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَهُ الدِّينُ وَاصِبًا أَفَغَيْرَ اللَّهِ تَتَّقُونَ؛ آنچه در آسمانها و زمین است، از آن اوست؛ و دین خالص (نیز) همواره از آن او می باشد؛ آیا از غیر او می ترسید؟!»،[9] و آیه شریفه «قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَأَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ؛ »،[10] که این واژه در این آیات به معنای «طاعت و عبادت» می­باشد. و مانند آیه «مَا كَانَ لِيَأْخُذَ أَخَاهُ فِي دِينِ الْمَلِكِ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ؛ او هرگز نمی توانست برادرش را مطابق آیین پادشاه (مصر) بگیرد، مگر آنکه خدا بخواهد!»،[11] که واژه­ی مزبور در این آیه به معنای «قضاء و حکم» به کار رفته است. همچنین واژه­ی دین در آیه شریفه «لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ؛ در قبول دین، اکراهی نیست. (زیرا) راه درست از راه انحرافی، روشن شده است»،[12] به معنای «عقیده» و در آیه شریفه «إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّـهِ الْإِسْلَامُ؛ دین در نزد خدا، اسلام (و تسلیم بودن در برابر حق) است»،[13] به معنای «تسلیم» و درآیه شریفه «لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ؛ آیین شما برای خودتان، و آیین من برای خودم!»،[14] و در آیه «أَفَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ؛ آیا آنها غیر از آیین خدا می طلبند؟!»،[15] در معنای «آئین» به کار برده شده است. همچنین واژه­ی دین در کلام پیشوایان نیز بسیار زیاد و در معانی مختلف به کار رفته است.[16]

مفهوم دین از منظر اندیشمندان اسلامی و غربی

آنچه که ذکر آن لازم و بلکه ضروریست این است که برای «دین» معانی اصطلاحی گوناگونی آورده شده و تلاشهای فراوانی صورت پذیرفته است که این تعاریف جامع افراد و مانع اغیار باشند. لکن برخی از پژوهشگران به خاطر اشکالاتی که در هر تعریفی صورت پذیرفته، ارائه تعریف دقیقی از واژه­ی دین را غیر ممکن می دانند. به عنوان نمونه یکی از پژوهشگران به نام: «دبلیو. سی. اسمیت» در معنا و غایت دین می گوید: «شاید گستاخانه نباشد که بگویم تاکنون تعریف متقن و مجاب کننده ای از دین ارائه نشده است، و در تعریف دین هیچ تعمیم فراگیر (که همه ادیان را در بر گیرد) عرضه نشده است».[17]

از جمله تعاریفی که برخی از دانشمندان غربی دربارۀ واژه «دین» ارائه کرده­اند این است «دین ایمانی است مستقل از حسن و عقل که علی رغم آنها، بشر را به درک امر لایتناهی قادر می سازد».[18] اگر در این تعریف خوب دقت شود ایمان که وصف انسان متدین است، دین نامیده شده و حال آنکه دین متعلق ایمان است نه خود ایمان! ضمن آنکه از جنبه عملی دین در تعریف مزبور غفلت شده است؛ در صورتی­که اعمال دین در یک دین، به اندازه اعتقادات و امور ایمانی، دارای اهمیت است.

تعریفی که علماء و دانشمندان مسلمان از دین ارائه کرده­اند، به معنای اعتقاد به آفریننده ای برای جهان و انسان و دستورهای عملی متناسب با این عقاید می باشد. و به بیان دیگر: دین، به مجموعه ای از عقائد و اخلاق و احکام که از جانب خداوند برای سعادت بشر در دنیا و آخرت قرار داده شده است، گفته می شود. لذا حداقل می­توان گفت در حقیقت دین از دو بخش تشکیل می گردد: عقیده یا عقایدی که در حقیقت به منزله ریشه و اساس دین می باشند. دستورالعمل های اخلاقی و عملی که متناسب با آن اصول است، که نسبتشان با آن اصول به عنوان فروع و ثمره آن­ها خواهد بود.

سخن پایانی

لازم به یادآوری است برای شناخت صحیحِ دین، باید به منابع اصلی آن مراجعه کرد؛ چراکه می­بایست از متخصصان و دین شناسان نسبت به شناخت دین و منابع آن استفاده نمود. به عنوان مثال در اسلام باید حقیقت معارف اسلام را از قرآن و سخنان پیامبر اکرم(ص) و حضرات معصومین(ع) استفاده کرد. و همچنین باید از کسانی بر این منابع تسلط دارند کمک گرفت.














[1].گونک، هانس، ساحت­های معنوی ادیان جهان، ترجمه حسن قنبری، ص9.

[2]. معین، محمد، فرهنگ معین، ج2، ص1597.

[3]. ابن منظور، محمد بن کرم، لسان العرب، ج13، ص169ـ172، بیروت، دارصادر، چ سوم، بی­تا.

[4]. ابن فارس، احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغة، ج2، ص319، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، چ اول، بی­تا.

[5]. الفاتحة/4.

[6]. المطففین/11.

[7]. الانفطار/17.

[8]. الشعراء/82.

[9]. النحل/52.

[10]. الاعراف/29.

[11]. یوسف/76.

[12]. البقرة/256.

[13]. آل عمران/19.

[14]. الکافرون/6.

[15]. آل عمران/83.

[16]. محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمة، ج4، ص174، قم، موسسه دار الحدیث، چ یازدهم، 1389ش.

[17]. جعفری، محمد تقی، فلسفه دین، ص31.

[18]. تعریف مارکس مدار از دین ـ در کتاب ابوالقاسم فنائی، درآمدی بر فلسفۀ دین و کلام جدید، ص 111.



نظر شما



نمایش غیر عمومی