ارسال به دوستان
کد خبر : 187767
تاریخ انتشار : 6/9/2017 4:39:00 PM

حیات دینی 15

خطیب: آیت الله دکتر رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ
تاریخ: 09.06.2017 


بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

یکی از مهمترین مسائلی که در اسلام مورد تأکید قرار گرفته است موضوع رهایی از رنجهاست که برای برون رفت از آنها باید به عوامل گوناگون آن پرداخته شود. بدون تردید پرداختن به این موضوع می تواند درک جامع تری از حوادث جهان را به انسان ارائه دهد. طبیعتاً در صورت تبیین و بررسی این موضوع انسان از تحیر و سرگردانی و حتی گمراهی نجات پیدا خواهد کرد؛ چراکه مواجه شدن با برخی از حوادث که در ظاهر ناگوار و سخت جلوه می کند، گاه باعث می شود که انسان در مسیر پوچ گرائی قرار گیرد. لذا اگر انسان برای یافتن راهی در جهت مرتفع کردن حوادث گوناگون پیرامون خود، ساعتها وقت خود را صرف نماید، کاری معقولانه انجام داده است. چراکه پس از دست یابی به راهکاری مناسب برای برون رفت از مشکلات و رنجها، عمری طولانی همراه با آرامش را سپری خواهد نمود.

عوامل شناخت و درک صحیح از دردها و رنج ها

یکی از عواملی که باعث می شود انسان درک و فهم صحیحی از مسائل و مشکلات مختلف پیدا کند، داشتن «بینش توحیدی» است. بدین بیان که داشتن یک جهان بینی جامع و عمیق برای تفسیر صحیح از آفرینشِ موجودات، فرصتی را برای انسان فراهم می سازد که تحلیل دقیقی از فلسفۀ آفرینش خود و جهان داشته باشد. زیرا جهان بینی توحیدی به انسان می آموزد که آفرینش جهان ـ که انسان بخشی از این خلقت است ـ در یک نظام هدفمند و معنادار و بر اساس حکمت آفریده شده، و آفرینش هیچ موجودی بیهوده و لغو نیست. لذا علت این که گاهی برخی انسان ها به لغو و بیهوده بودن برخی از موجودات وحشی و یا اهلی نظر می دهند، و یا این که برخی هم به این مسأله که بعضی از حوادث ـ خصوصاً حوادث طبیعی ـ هیچ تفسیر علمی و فلسفی و معناداری ندارند اعتقاد دارند؛ به نظر می رسد همۀ اینها در اثر نداشتن علم و آگاهی از فلسفۀ آفرینش است. البته لازم نیست که انسان فلسفۀ آفرینش تک تک موجودات و یا حوادث را بداند، سپس به این درک برسد که همه چیز بر اساس حکمت آفریده شده است. بلکه همین که این اعتقاد و باور را با علم و آگاهی پیدا کند که همۀ این پدیده ها از خالق و آفریننده ای دانا و قادر و حکیم آفریده شده است، این نگاه را در وی به وجود می آورد که هر حادثه ای دارای فلسفه و تفسیری است. هرچند انسان نتواند آن را بفهمد و کشف نماید. بنابراین انسانی که خدا در اندیشه و فکر او و بلکه در تمام صحنه های زندگی اش حضور داشته باشد، این بینش توحیدی او را به یک وحدت روحی و روانی می رساند، و مایۀ آرامش  او می شود.

جهت آن هم این است که جهان یک مجموعۀ پیوسته و هدفمند است، و دارای وحدت صنع آفرینش است، و حتی می توان از این وحدت صنع به وحدت صانع و خالق آن پی برد. پس توحید ـ یعنی یکتا دانستن خداوند چه در ذات و صفات، و چه در افعال ـ ضرورتاً چنین فهمی را به انسانها می دهد. چرا که اگر دو خدا در عالم بود هیچ چیز نبود یا همه چیز فاسد می شد: «لَوْ كانَ فيهِما آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتا؛ اگر در آسمان و زمين، جز «اللَّه» خدايان ديگرى بود، فاسد مى‏شدند (و نظام جهان به هم مى‏خورد)».[1] لذا این وحدت گرایی و توحید چه در اندیشه و چه در اخلاق و اعمال، جریان می یابد و به زندگی انسان معنا می دهد.

بسیار روشن است توحید در نظر و فکر، هنگامی که به مرحلۀ عمل در آید، نام توحید عملی و یا توحید در عبادت به خود می گیرد و انسان به لحاظ فطری و درونی به یک حقیقت ـ که خداوند باشد ـ متوجّه می شود.[2] «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها؛ اين فطرتى است كه خداوند، انسانها را بر آن آفريده‏».[3] امام صادق(ع) در بیان این آیۀ شریفه می فرمایند: «فَطَرَهُمْ عَلَى التَّوْحِيدِ؛ يعنى (خدواند) آنان را بر يكتاپرستى سرشت‏».[4] بر اساس همین نگاه توحیدی رنجها و دردهای جزئی که در مجموعۀ عالم وجود دارد تفسیر صحیحی پیدا می کند، زیرا بر اساس نظریه «نسبت خیر و شرّ و رنج و درد» و جایگاه انسان در تعامل و مواجهه با آنها، آلام جزئی در مقایسه با کلیت جهان و حیات تکاملی انسان معنای روشنی می یابد، و آرامش خاصی بر انسان حاکم خواهد شد. بنابراین فردی که بینش توحیدی داشته باشد سبب می شود که گرایش او توحیدی شود، و در پس آن، اندیشه و انگیزه و اخلاق و اعمال وی الهی و توحیدی گردد؛ و به او قدرت تفسیر صحیح از این دردها و رنجها می شود. چه اینکه در بینش عرفانی نیز برخی از این دردها و رنجها معنای خاص و عمیقی دارد، زیرا باعث می شود انسان از ظرفیت خود بیشتر استفاده کند و آن را به فعلیت تبدیل نماید. و همین باعث می شود که انسانها رشد بیشتری پیدا کنند و به مقامات بلند روحانی نائل شوند. البته می بایست این رنجها و سختیها با شریعت الهی توأم باشد، و انسان خود را در مسیر افراط و تفریط قرار ندهد زیرا برخی از مکتب ها مانند: بودیسم در مسیری افراطی و به صورت سلبی حرکت می کنند، که این نوع رفتار و اعمال از نظر شریعت اسلام مورد تأیید نمی باشد. بلکه در عرفان اسلامی که از کتاب و سنت نشأت می گیرد، تحمل رنجها و ریاضت ها باید در مسیر حرکت و سیر و سلوک به مقام توحید باشد، و انسان را از هر جهت الهی تربیت نماید؛ به گونه ای که همۀ رفتارهای او منشأ الهی پیدا کند.

البته لازم است این نکته یادآوری شود که انسانها در مواجهه با برخی از سختیها که به واسطه حوادث طبیعی مانند: سیل و زلزله و طوفان و ... بر آنها وارد می گردد، باید در این موارد تلاش کند که در برابر آنها مقاومت کند، و از علم و فکر و اندیشۀ خود برای مقاوم شدن و ساخته شدن، از ساختمانهای محکم و مقاوم بهره جوید، و به وظیفه انسانی خود با توجّه به ظرفیتهایی که خداوند برای مقابله و مقاومت داده است، کمال استفاده را ببرد. لکن در پاسخ به این سوال که چرا باید بلایایی طبیعی نظیر: سیل و زلزله و طوفان و ... وجود داشته باشد؟ باید گفت: عالم مادّه، عالم برخوردها است، و لازمۀ مادّی بودن تزاحم این حوادث می باشد. و چون آفرینش عالم مادّه فوائد بسیار زیادی دارد، حکمت الهی اقتضاء می کند که عالم آفریده شود و همه از فوائد آن کمال استفاده را ببرند.

لذا با توجه به اینکه خیر کثیر و فوائد فراوانی که از آفرینش عالم نصیب انسان می شود، بر خلاف حکمت الهی است که به خاطر مشکلات کم، عالم آفریده نشود. بنابراین در خصوص حوادث طبیعی، باید تلاش شود که کمترین آسیب ها به حیات انسانی وارد شود. چرا که جلوگیری و مدیریت حوادث طبیعی در صورت وقوع، ممکن است. زیرا امروزه بشر با سازه های محکم و بتنی و ساختن ساختمان های بسیار محکم در برابر این حوادث، مقاوم سازی های لازم را انجام داده است. البته همۀ جوامع بشری باید از این امکانات بهره مند شوند و استفاده نمایند، لذا باید تلاش شود که کمترین تلفات به حیات انسانی وارد گردد.

سخن پایانی

آنچه که در این مقام بسیار با اهمیت و مهم است، این است که انسان بینش خود را بر اساس حکمت آفرینش جهان، توحیدی قرار دهد. که البته مسائل مهمی در این زمینه مطرح است که در جای خود باید به آنها پرداخت و آن را درک نموده و فهمید.



 



[1]. الأنبیاء/22.

[2]. مطهرى، مرتضى‏، جهان بینی توحیدی (مجموعه آثار‏)، ج2، ص99ـ106، تهران ـ قم‏، صدرا، چ هشتم‏، 1377ش‏.

[3]. الروم/30.

[4]. كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، ج2، ص13، تهران، دار الكتب الإسلامية، چ چهارم، 1407ق.


نظر شما



نمایش غیر عمومی