ارسال به دوستان
کد خبر : 194804
تاریخ انتشار : 8/3/2018 4:28:00 PM

درسهائی از قرآن 23 (غفلت 4)

خطیب: آیت الله دکتر رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ


تاریخ: 03.08.2018 

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه و علی آله الطاهرين و اصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! اوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه

بسیار روشن است که شناخت عوامل بروز صفات رذیله در انسان و توجّه به عواقب ناهنجار وجود این صفات در نهاد آدمی امری ضروریست. البته بدیهی است برای تقابل با هر صفت رذیله ای راه علمی و عملی وجود دارد که در راه علمی توجّه به آثار نامطلوب دنیوی و اخروی لازم است. چه اینکه در آثار نامطلوب دنیوی باید به آثار منفی فردی، اجتماعی، جسمی و روحی نیز توجّه نمود. از آیات قرآن کریم روشن می گردد که غفلت وقتی به مرحله شرک، نفاق و کفر منتهی شود، عذاب اخروی شدیدی را به دنبال دارد. اگر غفلت منجر به بروز یکسری از گناهان بشود و آدمی توفیق توبه نداشته باشد، باز هم عذاب اخروی در انتظار فرد خواهد بود و فقط در صورت توبه و بازگشت به خدای متعال است که گناهان آدمی مورد آمرزش واقع می شود. لذا در آثار فردی و اجتماعی غفلت باید شناخت لازم به دست آید و همین امر باعث می شود که انسان به لحاظ علمی تلاش کند که از غافلان نباشد. در این خطبه به نحو اختصار به سه بحث عوامل، عواقب و علائم غفلت اشاره می گردد.

عوامل غفلت

«غفلت» و بی خبری عوامل و سرچشمه های زیادی دارد که نخستین عامل آن، جهل و ناآگاهی است. عدم شناخت مقام پروردگار، بی توجهی به مساله قیامت، ناآگاهی نسبت به بی اعتباری مال و مقام و ثروت دنیا، بی خبری از وسوسه های شیطان و شیطان صفتان، از مهمترین عوامل غفلت است. جهل به هر یک از این امور، سبب افتادن در گرداب «غفلت» و گرفتار شدن در عواقب شوم آن است. امیرمؤمنان علی علیه السلام در این زمینه می فرمایند: «إنَّ مَنْ عَرَفَ الایّامَ لم یُغْفَلْ عن الاستعداد»[1] کسی که وضع روزگار (و بی اعتباری دنیا) را بداند از آمادگی برای سفر آخرت غافل نمی شود.

بسیار روشن است که جهل و نادانی در همه جا منشأ شرور، بدبختی ها و گرفتاری هاست؛ چه اینکه غرور و خودبینی نیز از عوامل غفلت به شما می رود، زیرا انسانهایی که خودبین هستند و شیفته دارائی های خود می باشند و احیاناً در میدانی پیروز می شوند، همه آنها را از خود می پندارند و به آن می بالند و همین باعث غفلت و بی خبری آنها می شود و آنها را گرفتار و آلوده می کند و در نتیجه چه بسا به غیر از عذاب اخروی در این دنیا نیز عذاب شوند. این «غفلت» عامل مؤثری برای شکست خواهد شد. در طول تاریخ افراد زیادی دیده شده اند که بر اثر غرور، در دام «غفلت» گرفتار شده و نتوانستند در برابر دشمنان مقاومت کنند، از اینرو ضربات دشمن، آنها را از پای در آورد.

از دیگر عوامل غفلت، غوطه ور شدن در نعمتهای الهی است. هنگامی که افراد کم ظرفیت خود را در ناز و نعمت دیدند، گویی مست می شوند و مستی نعمت آنها را در «غفلت» از واقعیت هایی که اطراف آنها را گرفته است، فرو می برد و این غفلت همچنان ادامه می یابد تا سرانجام زمان مرگ فرا میرسد و آنان را بیدار می کند و متوجّه می گردند که چه اموری را از دست داده است، همان گونه که امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: «من غفل عن حوادث الایام ایقضه الحمام، کسی که از حوادث روزگار غافل شود، مرگ او را بیدار خواهد کرد.» [2]

از دیگر عوامل «غفلت» می توان به آرزوهای دراز و دست نیافتنی اشاره کرد؛ زیرا انسان چه بسا خود را به آنها مشغول می کند و از سایر امور غافل می سازد، بدون آنکه به آنها برسد. لذا امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمودند: «و اعلموا عبادالله ان الامل یذهب العقل و یکذب الوعد ویحث علی الغفلة و یورث الحسرة، بندگان خدا! بدانید آرزوهای دراز، عقل انسان رامی برد و وعده قیامت را دروغ می شمارد و انسان را بر غفلت ترغیب می کند و سرانجام، حسرت به بار می آورد»[3]

به هرحال خیلی از امور دیگر که در زندگی با آن مواجه می شویم، ممکن است عامل غفلت به حساب آید. حتی گاهی عافیت طلبی در سلامت جسم هم ممکن است باعث غفلت انسان شود و به همین جهت است که گاهی حالاتی چون بیماری و مریضی برای تقابل با غفلت مؤثر باشد.

عواقب غفلت

از اموری که در موضوع غفلت باید مورد توجّه قرار گیرد، عواقب شوم غفلت و بی خبری است؛ زیرا اندیشه درباره عواقب آن باعث می شود که آدمیان از خود بیشتر مراقبت کنند. از جمله عواقب و نتایج شوم غفلت، قساوت قلب خواهد بود. بسیار روشن است که قلب قَسِیّ، مانع درک معرفت و حکمت و حتی انعطاف پذیری در برابر فرمان خدا می شود و جلوی اطاعت و بندگی را خواهد گرفت و لذا امام باقر(ع) فرمود: « ایّاک و الغفلة ففیها تکون قساوة القلب، از غفلت بپرهیز که مایه سنگدلی است »[4] بی شک غفلت قلب انسان را می میراند، یعنی پس از قساوت و سنگدلی، مرگ قلب فرا می رسد، به گونه ای که دیگر مواعظ و اندرزها تاثیری در آدمی ندارد. در چنین حالتی، راه بازگشت به روی انسان بسته می شود و امیدی برای سعادت او باقی نمی ماند. امیرمؤمنان علی علیه السلام می فرمایند: «من غلبت علیه الغفلة مات قلبه، کسی که غفلت بر اوچیره شود، قلبش می میرد»[5] در حدیث دیگری از همان حضرت آمده است: «بینکم و بین الموعظة حجاب من الغفلة و الغرة، میان شما و موعظه و اندرز، حجابی از غفلت و غرور است»[6]

باید توجه داشت که «غفلت» موجب فساد اعمال انسان نیز می شود. افراد غافل و بی خبر به سراغ اعمال صالح کمتر می روند و اگر بروند دیگر «غفلت» اجازه نمی دهد که اعمال خالص با حضور قلب و جامع تمام شرایط و اجزاء، برای خدا انجام دهند. از اینرو، امیرمؤمنان علی علیه السلام فرموده اند: «ایاک و الغفلة و الاغترار بالمهلة فان الغفلة تفسد الاعمال، از غفلت و غرور ناشی از مهلت الهی بپرهیز زیرا، غفلت اعمال آدمی رافاسد می کند.»[7] غفلت سبب هلاکت در دنیا و آخرت است، زیرا انسان را از مصالح مادی و معنوی بی خبر می سازد و با این بی خبری، فرصتها از دست می رود، امکانات ضایع گشته و استعدادهای آدمی بر باد خواهد رفت. به همین جهت، در حدیثی از امام علی علیه السلام آمده است: «من طالت غفلته تعجلت هلکیه، کسی که غفلتش طولانی شود، هلاکت او به سرعت فرا می رسد»[8]

نشانه های غفلت

از نشانه های غافلان همنشینی با فاسدان و انسان های مفسد است و اینکه خود را از مجالس معنوی و عبادت دور میسازد چه اینکه امام حسن مجتبی(ع) فرمود: «الغفلة ترکک المسجد و طاعتک المفسد، غفلت آن است که مسجد را ترک کنی و از مفسد اطاعت نمایی»[9]

از دیگر نشانه های غافلان آنست که به عوامل هشدار دهنده توجّه ندارند و در نتیجه عمر خود را در اموری صرف و هزینه می کنند که هیچ سودی به حال آنان ندارد. امیرمؤمنان علیه السلام می فرمایند: «کفی بالرجل غفلة ان یضیع عمره فی ما لا ینجیه، برای غفلت انسان، همین بس که عمر خود را در چیزی که مایه نجات او نیست، ضایع کند»[10] و در تعبیر دیگری از همان حضرت علیه السلام آمده است: «کفی بالمرء غفلة ان یصرف همته فی ما لایعنیه، برای «غفلت» انسان، همین بس که عمر خود را در چیزی که مربوط به او نیست، صرف کند»[11]

در پایان به حدیثی از پیامبراکرم(ص)، در پاسخ «شمعون بن لاوی» اشاره می­شود که وقتی شمعون از علائم غافلان از حضرتش سؤال کرد، ایشان در جواب فرمودند: «اما علامة الغافل فاربعة العمی والسهو واللهو والنسیان، نشانه های غافل چهار چیز است: نابینایی (و بستن چشم بر روی حقایق) و سهو و لهو و نسیان (به گونه ای که گرفتار فراموشکاری و سردرگمی به شهوات وعدم توجه به سرنوشت آینده خویش می شود» [12]

لذا برای مبارزه با آن باید به یاد خدا بود و همیشه به ذکر او مشغول شد و همواره تفکر و اندیشه کرد و گاهی محیط خود را که مملوّ از غفلت است، تغییر داد و نیز تلاش نمود که نماز با حضور قلب اقامه شود، چه اینکه مطالعه تاریخ و عبرت از سرگذشت اهل غفلت هم برای زدودن آن مفید خواهد بود.




[1] . میزان الحکمة، ج 3، حدیث 15189، (باب الغفلة)

[2] . تحف العقول، ص 311.

[3] . بحارالانوار، ج 74، ص 293.

[4] . بحارالانوار، ج 75، ص 164.

[5] . شرح فارسی غرر الحکم، ج 5، ص 293.

[6] . همان. ج 3، ص 268.

 [7] . همان، ج 2، ص 312.

[8] . شرح فارسی غرر الحکم، ج 5، ص 272.

[9] . بحارالانوار، ج 75، ص 115.

[10] . شرح غررالحکم، ج 4، ص 585.

[11] . همان ، ص 585.

[12] . بحارالانوار، ج 1، ص 122.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :