ارسال به دوستان
کد خبر : 40225
تاریخ انتشار : 12/12/2013 5:40:00 PM

خطیب: امام مسجد و مدير مرکز اسلامی هامبورگ

اسلام شناسی92 ــ اسلام و معنویت 19

موضوع معنویت همیشه از مباحث مهم در زندگی انسان و دارای اثر روحی و روانی درتامین نشاط و امید برای انسانها بوده است ولی آنچه مهم به نظر می رسد فهم دقیق و عمیقی است که در اطراف این موضوع باید به دست آورد، زیرا عدم فهم دقیق از معنویت از طرفی و گرایش انسانها به این موضوع از سوئی دیگر، موجب شده است تفسیرها و تعبیرهای مختلفی از آن ارائه گردد. از جمله مباحث مهم در این موضوع صورتهای مختلف معنویت می باشد که البته به بخشی از این مباحث در گذشته اشاره گردید.

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين.

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

موضوع معنویت همیشه از مباحث مهم در زندگی انسان  و دارای اثر روحی و روانی درتامین نشاط و امید برای انسانها بوده است ولی آنچه مهم به نظر می‌رسد فهم دقیق و عمیقی است که در اطراف این موضوع باید به دست آورد، زیرا عدم فهم دقیق از معنویت از طرفی و گرایش انسانها به این موضوع از سوئی دیگر، موجب شده است تفسیرها و تعبیرهای مختلفی از آن ارائه گردد. از جمله مباحث مهم در این موضوع صورتهای مختلف معنویت می‌باشد که البته به بخشی از این مباحث در گذشته اشاره گردید.

از جمله صورت های معنویت در نظام‌های فکری دنیای معاصر می‌توان به معنویت سکولار و لیبرال اشاره نمود که حضور اجتماعی دین را بر نمی‌تابد، بلکه دین را فقط در حد زندگی فردی و شخصی و تجربه درونی پذیرفته و از آن دفاع می‌کند، اما هیچگاه دین را به عنوان یک برنامه زندگی مطرح نمی‌کند و نقش هدایتی برای آن در عرصه اجتماعی قائل نیست و هیچگاه نقش ایدئولوژی فعال اجتماعی را به آموزه‌های دینی نمی‌دهد. از نظر این گروه دین به عنوان بخشی از فرهنگ عمومی، می‌تواند موضوع یک نوع معرفت علمی شود و از جمله عوامل سازنده فرهنگ باشد؛ و دیگر نقشی کلیدی  درسازندگی فرهنگ ندارد، و به تعبیر دیگراز جمله امور فراوانی از قبیل آداب ورسوم ، علم ، زبان و....  که در تشکیل یک فرهنگ می‌توانند نقش داشته باشند دین را نیز می توان افزود وفقط تا این حد به نقش دین در عرصه فرهنگ اجتماعی باور دارند. بر اساس چنین نگاهی نسبت به دین، معنویت هم فقط فردی و شخصی و درونی است و طرح جامعه معنوی به عنوان یک دغدغه در عرصه اجتماعی هیچ جایگاهی در نزد این گروه نخواهد داشت. پس معنویت با نگاه سکولار یک معنویت محدود به تجربیات شخصی است و در حوزه اجتماعی رویکرد به آن دارای اعتباری نیست.

در حالیکه همانطور که اشاره شد با داشتن نگاه جامع نسبت به دین، معنویت رنگ و بوی دیگر در حیات انسان خواهد داشت و نقش وسیعتر و قلمرو بیشتری را در اختیار خواهد گرفت  و بلکه با این نگاه تمام فضای زندگی انسانها از فرد و اجتماع و ظاهر و باطن می‌تواند جنبه معنوی داشته باشد.

در نگاه غیر سکولار نسبت به دین، معنویت در همه آموزه‌های دینی نقش بی بدیلی خواهد داشت، زیرا همه ی جهت گیری های انسان، توحیدی و الهی خواهد بود و با توجه به حضور پررنگ دین در عرصه اجتماعی به صورت یک ایدئولوژی فعال، و عمیق، حضور معنویت هم وسیع و پررنگ خواهد بود .

ولی در نگاه لیبرالیستی که یک نگاه محافظه کارانه است و آزادی فردی تا زمانی که منجر به اذیت و آزار دیگران نباشد مجاز دانسته می شود و انسان در لذت مادی هیچ حد و مرزی را نمی‌شناسد، معنویت جایگاه عمیقی نخواهد داشت؛ بلکه این نوع آزادی فردی، انسان را با یک نوع نیازهای کاذب مواجه خواهد ساخت که همواره درصدد آنست که این مجموعه نیازها را تامین کند، و صرفا برای اینکه به نوعی به حس معنوی خود پاسخ داده باشد تا این حد معنویت را می‌پذیرد و در حقیقت معنویت در چنین حالتی سرپوش خواهد بود برای تامین نیازهای کاذب و غیر واقعی.

لذا به نظر می‌رسد اطلاقی که از معنویت در عرف این گروه وجود دارد، آن آرامش واقعی را برای انسان پدید نمی‌آورد و در حقیقت، معنویت واقعی در چنین مسیری هویت واقعی خود را از دست داده و کارکرد لازم را نخواهد داشت و انسان را به معنویتی کاذب می رساتد.

  زیرا در نگاه سکولار به دین، حقیقت و جهان آخرت، در زندگی اجتماعی هیچ جایگاه و واقعیتی ندارند و لذا هرگاه با این نوع نگاه از معنویت سخن به میان می آید در حقیقت نسبت به معنویت یک نگاه ابزاری مدنظر بوده و آن را توجیهی برای رفتار دنیوی قرار می‌دهند و چه بسا چنین نگاهی سر از نفاق اجتماعی در آورد، زیرا از یک طرف به لحاظ معرفت شناختی گزارهای متافیزیکی و معنوی، مهمل و بی معنا دانسته می‌شود و از طرف دیگر معنویت را سرپوش برای رفتارهای اجتماعی خود قرار می‌دهند و بی شک چنین برخوردی با معنویت و دین یک برخورد غیر واقعی و منافقانه خواهد بود.

زیرا در زمانی که فرد به لحاظ رفتاری گرایش دنیوی دارد و در بعد فطری رفتار خود را برای دیگران توجیه می‌کند، ـ بدین معنا که میان رفتار و اعتقاد فاصله وجود داشته باشد ـ، در این حالت است که نفاق شکل می‌گیرد و دیگر درچنین موضعی رفتار فرد صادقانه نخواهد بود. پس هر کس با رفتار خود عقاید و باورهای خود را تکذیب نماید و به تعبیر دیگر اندیشه و عملش بر خلاف تظاهر معنوی و دینی اش باشد معنویتش کاذب خواهد بود و در صورتیکه میان رفتار و باور مطابقت و هماهنگی باشد معنویتش صادق خواهد بود.

 پس معنویت سکولار و دین لیبرال، هیچگاه نیازهای واقعی انسان در حوزه معنویت را پوشش نداده و مسیر زندگی انسان را توحیدی قرار نمی‌دهد، بلکه معنویت با نگاه سکولار توجیه و پوششی برای زندگی دنیایی انسان خواهد بود و هیچگاه با باور به مبدا و معاد که برای سعادت دنیا وآخرت است هم مسیر نخواهد بود.


نظر شما



نمایش غیر عمومی