ارسال به دوستان
کد خبر : 96031
تاریخ انتشار : 3/4/2016 4:16:13 PM

خانواده در قرآن کریم 25 (برکات و آثار مثبت خانواده داری)

سوگمندانه می گوییم امنیت و آرامش گمگشته بشر امروز است.

حطیب: حجت الاسلام والمسلمین دکتر ترابی

تاریخ: 04.03.2016



بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه وصلّی الله علی سيدّنا و نبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين.

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم:

ان الذین امنوا و لم یلبسوا ایمانهم بظلم اولئک لهم الامن و هم مهتدون             (الانعام/82).»

کسانى كه ايمان آورده و ايمان خود را به ستم نيالوده ‏اند، ايمنى تنها از آن آنهاست و آنها هدایت یافتگان هستند.

مقدّمه:

در خطبه­های گذشته از آثار مثبت خانواده و همسرداری سخن گفتیم. اوّلین برکت به دست آوردن رضای خدای سبحان بود. برکت دوم آسایش و آرامش جسمی، روحی و روانی بود. سومین برکت تجربه­ی موّدت، رحمت و  عشق پاک بود. «عفّت و پاکدامنی» چهارمین اثر و «رونق کار و اقتصاد» اثر پنجم بود. ششمین اثر «معنویت و تحکیم ارتباط با پروردگار جهان در سایه عبادت­های خانوادگی» بود. برکت هفتم «تربیت نسل» بود. برکت هشتم عبارت بود از «حمایت و تأمین عاطفی». گفتیم هر انسانی نیازهای عاطفی دارد و لذا به حمایت عاطفی محتاج است. و گفتیم بهترین محمل برای کسب حمایت عاطفی و برآورده شدن نیازهای عاطفی تشکیل خانواده است. اوّلین نیاز عاطفی «محبّت» بود. دومین و سومین نیاز عاطفی «نیاز به احترام و تکریم»  و «نیاز به عفو و قبول عذر»  بود. در خطبه امروز ان شاء الله درباره چهارمین نیاز عاطفی صحبت می کنیم که عبارت است از: نیاز به امنیت و پناه است.

مطلب اوّل: معنای امنیت روانی و بی­هزینه بودن آن

به طور کلّی به دو نوع امنیت می­توان اشاره کرد: درونی و بیرونی. مکتب قرآن و اهل البیت علیهم السلام به هر دو نوع امنیت اهمیت داده و بر آنها تأکید فرموده است و برای تأمین امنیت در تمامی سطوح، ایدهای ناب و مؤثر ارائه کرده است:

ـ امنیت دورنی در سه سطح است: سطح اوّل: آسایش تن (امنیت فیزیکی) ؛ سطح دوم: امنیت نفس که در رفتار متوازن و متعادل فردی و اجتماعی نمود پیدا می­کند و ممکن است در برخی از سطوح ظاهری شامل انسان دین دار و بی دین شود؛ سطح سوم: امنیت روحی که در بخش پایانی به آن اشاره می کنیم و مختص انسان دیندار است.

ـ امنیت بیرونی هم در سه سطح است: سطح اوّل: انسان در خانواده و فامیل؛ سطح دوم: انسان در وطن و زادگاه خودش؛ سطح سوم: امنیت جهانی.

ما در ابتدا چند مثال برای فهم معنای امنیت و فرق آن با آسایش و آرامش ذکر می کنیم.

مثال1: برای زندگی در یک برج، در کنار مبل و وسایل ضروری یا رفاهی زندگی، حتماً پله و آسانسور نیز لازم است. وجود  پله و آسانسور برای آسایش است. تمیز بودن پله ها و کنترل فنّی آسانسور دغدغه های فکری و درونی او را کم می کند و به انسان آرامش می دهد. امّا برای مواقع اضطراری غیر از پله و آسانسور عادی، پله و آسانسور اضطراری هم وجود دارد که کارکرد امنیتی دارد یعین در روز مبادا به کار می­آید تا در صورت بروز خطر بتواند به کمک آن جان ساکنان را نجات دهد. البته پله اضطراری ممکن است هر ده سال یک بار مورد استفاده قرار گیرد ولی چیزهایی در زندگی هست که زود به زود به اقتضای خطراتی که ما را تهدید می کند به آنها پناه می بریم و امنیت خود را با کمک آن تأمین می کنیم.

مثال2: سپر ماشین، کیسه هوای سرنشین، چتر نجات خلبان، وسایل خاموش کردن آتش و.. نوعی پناه و حفاظ است و امنیت سرنشینان را در برابر ضربات و صدمات احتمالی در زمان حادثه و تصادف تأمین می کند.

مثال3: بیمه (Versicherung) خانه و ماشین و انواع بیمه ها و نیز گارانتی کالا و آنچه که در فقه اسلامی به عنوان خیار فسخ مطرح است، همگی نوعی وسیله تأمین و تضمین امنیت است.

مثال4: برج و بارو برای شهرها  وقلعه برای حفظ امنیت از آسیب­هاست. (خود نام شهر هامبورگ از دو واژه­ی هامِ به معنای مزرعه جنگلی و بورگ به معنای قلعه گرفته شوده و اولین بار در قرن 9 میلادی به عنوان پایگاهی از پیروان مسیحیت در برابر مخالفان شکل گرفت که البته یک سال بعد با حمله مخالفان در آتش سوخت.) در و دروازه برای ساختمان و قفل و کلید ساختمان و اتاق و نیز صندوق نسوز و صندوق امانت نیز برای حفظ و تأمین امنیت است.

با در نظر گرفتن این مثالها، باید بگوییم: حفظ و تأمین امنیت عاطفی نیز یکی از نیازهای روانی انسان است که برای مواجهه با واقعیات پیچیده زندگی و دفع یا کاهش صدمات طبیعی آن که هر روزه با آن مواجهم لازم است.

بنابراین، آرامش و امنیت هر کدام جداگانه از نیازهای عاطفی انسان هستند که غالبا لازم و ملزوم هم­اند. البته در کنار این دو واژه، واژه آسایش را  هم باید توضیح داد. وجود برخی امکانات و شرایط فیزیکی و ظاهری سبب آسایش تن و بدن می­شود (که البته باز هم طبعا مُدرِک همان نفس است) ولی آرامش امری درونی است که در صورت فقدان وسایل مدرن بلکه حتی در شرایط دشوار محال نیست. معنای آسایش این است که انسان خصوصا بعد از کار و فعالیت در یک محیط راحت، بی تکلّف و خارج از حالت رسمی، خستگی­اش را رفع کند و ساعاتی را فارغ از مشغله ها بسر برد، مثلا لباس راحت تری بپوشد یا هر جور که دوست دارد بنشیند و .... امّا آرامش صفت نفس است و حالتی درونی است که معمولاً تحت تأثیر دغدغه­های ذهنی و کم و زیاد شدن فشارهای درونی و بیرونی شکل می گیرد و موجب طمأنینه یا اطمینان خاطر است که با وجود آن انسان از درون احساس آسودگی دارد و از آشفتگی و به هم ریختگی ذهنی رهاست. امّا امنیت به معنای وجود پناه و حفاظ و حصاری در زمان بروز مشکلات و و بحران ها است که انسان را از آسیبها و خطرات مصون و محفوظ می دارد و بسا با و جود چنین حفاظت و سپری کسی و چیزی نمی تواند او را تهدید کند و  به وضعیت بحران بکشاند. البته حوزه های امنیت متعدّد هستند، مثل: امنیت فیزیکی (جسمی)، اقتصادی، سیاسی، عاطفی، روانی، معنوی و ...

نکته: نیاز عاطفی انسان به امنیت و پناه نیز همچون سایر نیازهای عاطفی که تا کنون درباره آنها تحقیق کردیم مثل نیاز به محبّت، نیاز به احترام و نیاز به عفو و قبول عذر ذاتا و ماهیتا هزینه مالی ندارد یعنی ضرورتا و لزوما ارتباط مستقیمی با پول خرج کردن ندارد. بنابراین ممکن است افرادی وجود داشته باشند که بسیار متمول هستند و حتی امکانات و بهره مندی های و وسایل رفاهی در اختیار دارند، ولی پناه و سپری در برابر مشکلات و حوادث و گرفتاری های روزگار ندارند و همه­ی­ تیرهای بلا مستقیما به آنها اصابت می کند. آنها از نظر عاطفی فاقد امنیت، بی پناه، درمانده و بسیار آسیب پذیرند.

مطلب دوم: مثال هایی از تأمین امنیت در خانواده

اسماء الهی در متن هستی جریان دارد و خانه و خانواده مظهر اسم مبارک «یا امان» است. همسر از نگاه قرآن کریم همان طور که مایه­ی سکینه و آرامش انسان است مایه­ی امنیت و حفاظت و پناه نیز هست و به ویژه در تأمین امنیت درونی نقش مهمی دارد. طبق آنچه که در متون مقدس آمده، خداوند حکیم در بهشت آدم و حوا را کنار هم قرار داد تا همسر و هم سرّ یکدیگر و مایه آرامش و امنیت هم باشند. «و قلنا یا آدم اسکن انت و زوجک الجنه». به همین جهت، آسیب­ها و مخاطرات ناشی از ناامنی همواره برای انسان های تنها و بدون خانواده چندین و چند برابر است. در این جا چند مثال مثبت یا منفی ذکر می گردد تا معلوم شود خانواده در تأمین امنیت چقدر مهم است:

ـ زن که معمولا قدرت جسمانی و ضربه پذیری جسمی و روحی اش بیشتر است همواره همسرش را پناهگاه خود می بیند و به طور طبیعی سعی می کند در دشواری ها و مسائل مختلفی که برای یک زن ممکن است رخ دهد به همسرش پناه ببرد و به او تکیه کند و از او حمایت بطلبد. وجود مرد در کنار زنش در موقع لازم همچون قدرت و توانایی قابل اعتمادی است که می تواند امنیت او را حفظ کند و به او پناه بدهد. لذا با وجود مرد، زن احساس امنیت می کند. لذا مرد هم وظیفه دارد این جنبه حمایتی را اعمال کند. البته برای انجام این وظیفه از سوی مرد، زن باید با هماهنگی شوهر از خانه خارج شود و بعد از آن هم او را در جریان ما وقع و اتفاقات بیرون قرار دهد تا او بتواند به درستی مسائل امنیتی همسرش را مدیریت کند. مرد نیز این گونه است.

بالعکس، مرد نیز برای تأمین نیاز روانی به امنیت، به حمایت زن نیاز دارد؛ زیرا زن به خاطر نیروی مقاومت خاصی که خداوند سبحان به او بخشیده در گرفتاری ها و مشکلات و مصیبت ها از قدرت تحمّل زیادتری نسبت به مرد برخوردار است. لذا می تواند در بحران ها پناه همسرش باشد و با حضور صمیمانه و غمخوارانه در کنار او از شدّت آسیب ها بکاهد و با تزریق صبر و استقامت در برابر رخدادهای نامطلوب، امنیت درونی و روانی را به او برگرداند. لذا در روایت است که این حق مرد است که با دیدن همسرش آرام شود و حق زن است که در مشکلات به همسر پناه ببرد.

در تاریخ آمده: حضرت زهرا سلام الله علیها وقتی از چیزی ناراحت می شد به همسرش گلایه می برد و با او در میان می گذاشت تا با کمک او مشکلش را حل نماید. علی علیه السلام هم وقتی خسته از مسائل و مصائب روز به منزل می­آمد با نگاه کردن به چهره همسرش و درد دل با غم از دلش بیرون می رفت یعنی در کنار زهرا سلام الله علیها احساس امنیت پیدا می کرد.  

ـ کودکان وقتی که با تهدیدی مواجه می شوند به پدر و مادر پناه می برند و مشکلاتشان را به آنها عرضه می کنند و به حل آن امید وارند. لذا وجود پدر و مادر مایه امنیت و پناه کودکان هستند، به ویژه دختران که والدین مخصوصا پدر را پناه و مایه امنیت خود می شمرند. به همین دلیل کودکان اغلب پدر خود را قوی ترین و تواناترین مرد اسطوره ای دنیا می شناسند و به نفع اوست که این اسطوره به سادگی شکسته نشود.

ـ همین مسأله دقیقا در باره اشخاص از کار افتاده و پیران صادق است چرا که وقتی در محیط خانواده قرار می گیرند مورد حمایت افراد جوان تر و فرزندان برومند خود قرار می گیرند و احساس امنیت و در امان بودن از خطرات و مشکلات دارند و کمتر صدمه می بینند.

 ـ پرورش و شکوفا ساختن احساس ایمنی در انسان در خانواده به نفع فرد و جامعه است؛ زیرا این احساس مثبت در دروان اول زندگی و از همان نوزادی شکل می گیرد. در این مورد در آغوش کشیدن کودک، تغذیه مناسب دادن به او، لباس پوشاندن، نظافت و خشک کردن و تنظیم وقت خواب و بیداری در محیط خانواده نقش مهمی دارد. سفارش های زیادی در روایات در این موارد وجود دارد، از جمله این که:

مادر هنگام شیر دادن به چهره فرزند نگاه کند تا او با احساس امنیت شیر بخورد. همچنین سنّت اسلامی لالایی خوانی برای کودک از باب اعطای آرامش و امنیت است. سنت است که شبها بالای سر کودک آب بگذراند. سرکشی شبانه به کودکان به آنان احساس امنیت می دهد تا در پناه حفاظت پدر و مادر آسوده باشند. به مسافران توصیه شده شبانه و بی هنگام و بدون اطلاع قبلی بر اهل و  عیال وارد نشوند. توصیه به پوشش مناسب و جداکردن اتاق پدر و مادر و نیز ضرورت کسب اجازه از پدر و همسر برای بیرون رفتن از خانه نیز برای تأمین امنیت است.   

ـ احتمال دائمی خطرات جانی و از دست رفتن سلامتی بدن و مریضی و مرگ ممکن است احساس بدی به انسان منتقل کند. وجود افرادی به عنوان خانواده و فامیل همواره مایه آرامش قبل از وقوع تهدید و مایه تسلّی و امنیت و پناه بعد از وقوع حوادث تلخ است و تحمّل را آسان تر می کند و صدمات را کاهش می دهد.

ـ اگر کسی روزگار خود را در محیط نزاع خانوادگی و ناسازگاری والدین و پرخاش، حرفهای نازیبا و تنبیه بدنی کودکان یا درگیری فیزکی بین خود والدین سپری کند، ممکن است این تجربه های تلخ یک نوع احساس ناامنی در او به وجود بیاورد به گونه ای که در آینده به یک انسان منفی نگر تبدیل شود. برعکس، اشخاصی که در خانه و خانواده یک محیط آرام و دلپذیر و امن را تجربه کنند، به یک نگرش مثبت دست پیدا می کنند که جهان را پر از امنیت می نگرند و امنیت را مطلوب خود می پندارند و در راستای آن تلاش می کنند و به کسانی که نیاز دارند پناه می دهند و امنیت آنان را تأمین می کنند.

مطلب سوم: برخی از عوامل سلب امنیت روانی

امروزه بی توجهی فلسفی و اجتماعی به سطوح مختلف امنیت، امنیت را از انسان سلب کرده و او را بی پناه، گرفتار و مضطر ساخته است. برای اشاره به عوامل سلب امنیت روانی باید از بی مهری مدیران جهان کنونی به مؤلفه های زیر یاد کنیم:

1ـ بی توجهی به نظام خانواده: خانواده مثل یک پناهگاه و دژ محکم است که انسان را از صدمات و حوادث و سختی های و تلخی های روزگار در پناه خود می گیرد و میزان تخریب و آسیب ها را کاهش می دهد. با این حال در جامعه جهانی به این بنیان مقدس و امنیت آفرین بی مهری می شود، به طوری که روز به روز با تبلیغات کاذب، شاهد انهدام و نابودی بنیان خانواده ها هستیم. ترویج بی بندوباری های افسار گسیخته و اخیرا ترویج همجنس بازی تیر خلاصی است که به سوی این بنای مقدّس نشانه رفته و ثبات خانواده را تهدید می کند. مجموع این عوامل و باعث سست شدن پیمان زناشویی و فروپاشی خانواده ها یا سرد بودن روابط عاطفی در خانه شده و بالطبع ضریب امنیت روانی را کاهش داده است.

2ـ بی توجهی به عدالت اجتماعی و جهانی: متأسفانه بشریت امروز هر قدر که به سوی رفاه پیش می رود در داخل و خارج از جوامع مرفّه به طرف ناامنی و ناراحتی و سلب آسایش و آرامش حرکت می کند. در آیه شریفه سوره مبارکه انعام که تلاوت شد فرمود: کسانى كه ايمان آورده و ايمان خود را به ستم نيالوده‏اند، ايمنى تنها از آن آنهاست و آنها هدایت یافتگان هستند. در واقع اگر ظلم و ستم به طور کلّی عامل سلب امنیت است. و از این رو: سوگمندانه باید بگوییم امنیت و آرامش گمگشته بشر امروز است.

3ـ بی توجهی به معنویت: امنیت و آرامش در همه سطوح مهم است امّا اصالت و اهمیت با امنیت درونی مخصوصا امنیت روحی (باطنی) است. چند نکته:

ـ آرامش روحی همان چیزی است که در جوامع امروزی با فرو رفتن در شهوات و هوی و هوس ها و زندگی ناسالم مانند مصرف الکل و به طور کلّی غفلت از هویت انسان از دست رفته است.

ـ اگر انسان آرامش روحی داشته باشد قطعا به غیب ایمان می آورد و حقیقت مقدّس عالم یعنی خدای یگانه را جستجو خواهد کرد.

ـ امنیت روحی فقط و فقط با معنویت آسمانی و یاد و نام خدای متعال تأمین می گردد. قرآن کریم می فرماید: الا بذکر الله تطمئن القلوب. یاد خدا به خودی خود مایه احساس امنیت درونی است.

ـ معنویت نقش اساسی در برقراری معادله قدرت بین انسان و طبیعت دارد؛ زیرا معنویت بسیاری از ضعف های او را پوشش می دهد و جبران می کند. حال وقتی انسان از معنویت تهی شود این توازن بر هم می خورد و در موضع ضعف قرار می گیرد و ناملایمات می توانند او را  بحران زده کنند.

ـ وقتی که انسان از مریضی و مرگ ناگهانی خود یا نزدیکان نگران است (در همان مثال اوّلی که مطرح شد) پناه بردن به خدای سبحان بهترین راه است؛ چرا که به باور انسان دین دار، حضور، علم و قدرت و مهربانی خدای سبحان بهترین حافظ و نگهبان انسان است: فالله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین. (یوسف/64)

ـ در اهمیت یاد خدای سبحان و معنویت همین بس که اگر انسان به واسطه­ ی بی توجهی به آن نتواند از درون خود احساس امنیت وآرامش ایجاد کند قطعا امنیت بیرونی او نیز به تنهایی نمی تواند برایش مفید افتد بلکه در این صورت اصلا امنیت بیرونی به صورت پایدار و واقعی تصوّر ندارد و حاصل نمی شود. در واقع با یاد خدا انسان از امنیت سطحی و ظاهری پا را فراتر می نهد و به امنیت باطنی و عمیق دست می یابد که از برکات چنین امنیتی، ثبات یافتن سایر حوزه های امنیت و آرامش است. تشبیه جالبی در این جا وجود دارد:

«ببینید عقربه های قطب نما لرزان و بی قرار است مگر وقتی که همسو با قطب باشد. کی همسو خواهد بود؟ وقتی که در یک مکان ساکن و محیط آرام قرار بگیرد. اینجاست که می ایستد آرام و قرار پیدا می­کند. ما آدم ها هم همین طوریم؛ مثل عقربه­ی قطب نما. بی قرار و بی تابیم مگر این که همسو باشیم با قطب هستی یعنی خداوند جل و علی. (محمّدرضا رنجبر، مثل حبه های قند، ص100)

سه نکته پایانی:

1ـ همان طور که وجود وسایل امنیتی در خانه و زندگی عقلایی صرفا یک پیش بینی امنیتی است و نباید موجب سوء تفاهم شود و به معنای بی اعتمادی به همسایگان یا ناوارد بودن راننده و خلبان تلقی گردد، اهرم های امنیتی از منظر دین نیز این گونه است. به عنوان مثال، مسأله­ی حجاب، مسأله محدودیت زنان و به ویژه دختران جوان در ارتباطا برقرار کردن با نامحرم و رفت و آمدهای بی حساب و کتاب و  اختلاط و قاطی شدن با غیر همجنس همین طور است؛ یعنی فلسفه آن تأمین امنیت و جلوگیری از آسیب احتمالی است و مسأله بی اعتمادی به زن یا به جامعه نیست. از قضا اتفاقی که در هفته گذشته در برلین افتاد نمونه تلخی بود که نشان داد وقتی یک دختر جوان با چند پسر جوان رابطه دوستی برقرار می کند امنیت روحی و روانی و بلکه حتی امنیت جمسی او چقدر ممکن است در معرض آسیب قرار گیرد.

2ـ همان طور که خانواده و ازدواج می تواند امنیت روانی زنان و مردان را تأمین کند، انس با قرآن کریم و رفت و آمد در مساجد یکی از مهم ترین ابزارهای یاد خداست. قرآن کریم اساسا کتاب تأمین امنیت انسان در درون و بیرون وجود اوست. قرائت قرآن کریم، تفکر در آن و عمل به معارف آن آرامش عمیق را به انسان هدیه می دهد. من در اینجا باید از عزیزانی که در برای شرکت در مسابقات دانش آموزی قرآن کریم از سراسر اروپا به هامبورگ و مسجد امام علی علیه السلام آمده اند و دست اندرکاران آن تشکر و قدردانی کنم که می خواهند یاد خدا همه جا زنده بماند تا امید به آیند ه ای مملو از امنیت از دست نرود. 

3ـ در پایان در کنار احساس ناامنی که به آشفتگی و بی تابی دامن می زند و یک صفت منفی است باید به یک نوع بی قراری که مثبت است اشاره کنیم. بی قراری مثبت زمانی است که انسان از یاد خدا پر شود. در این صورت انسان شیفته خدمت و نیکوکاری خواهد شد و در این راه خستگی ناپذیر می­شود؛ همان طور که این هفته را به هفته نیکوکاری نام گذاری کرده اند:

قرار و خواب زحافظ طمع مدار ای دوست ـ قرارچیست؟ صبوری کدام و خواب کجا؟

در هوایت بی قرارم روز و شب ـ  سر ز پایت برندارم روز و شب/ روز و شب را همچو خود مجنون کنم ـ روز و شب را کی گذارم روز و شب/ جان و دل از عاشقان می خواستند ـ جان و دل را می سپارم روز و شب/ تا نیابم آن چه در مغز منست ـ یک زمانی سر نخارم روز و شب


نظر شما



نمایش غیر عمومی