ارسال به دوستان
کد خبر : 97499
تاریخ انتشار : 4/9/2016 2:20:47 PM

خانواده در قرآن کریم 26 (برکات و آثار مثبت خانواده داری)

حطیب: حجت الاسلام والمسلمین دکتر ترابی
تاریخ: 08.04.2016



موضوع خطبه اوّل: نیاز به قدردانی و تشکّر

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه و لا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه. وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. عبادالله، أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه. قال الله الحکیم فی محکم کتابه. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم:

وَ یُطعِمُونَ الطعَامَ عَلی حُبِّهِ مِسكِیناً وَ یَتِیماً وَ أَسِیراً ِنمَا نُطعِمُكمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِیدُ مِنكمْ جَزَاءً وَ لا شكُوراً  الانسان:8

مقدّمه:

در خطبه­های گذشته از آثار و برکات خانواده و همسرداری سخن گفتیم. گفتیم هر انسان عادی نیازهای عاطفی فراوانی دارد و خانواده بهترین محمل برای کسب حمایت عاطفی و برآورده شدن نیازهای عاطفی است، نیازهایی مانند: «محبّت»، «احترام»، «قبول عذر» و «امنیت» و ... . امروز بأذن الله به «نیاز به قدردانی و تشکّر» و نقش مثبت خانواده در این زمینه می­پردازیم.

مطلب اوّل: ارکان تشکّر و طرفین آن

حقیقت شکر یا تشکر «تصور نعمت و آشکارکردن آن» است و ارکان تشکیل دهنده آن سه عنصر علم، حال و عمل می باشد. به این معنا که شخص می بایست اوّلا بر نیکی و سپس بر نیکی کننده علم، آگاهی و التفات یابد و تحت تاثیر این علم و آگاهی به حال خوش و احساس مثبتی برسد و سپس به اقدام مناسب با وضعیت دست یازد. بنابراین در مساله شکر، شناخت از سویی و احساس و عاطفه از سوی دیگر و در نهایت رفتار و عمل از جانب دیگر دخالت دارند.

تقدیر و تشکر دو طرف دارد. طرف اوّل تقدیر کننده قرار دارد یعنی کسی که دیگران در حق او  عمل نیک و لطف کرده اند. و در طرف دوم تقدیر شونده هست که کار نیک از او سرزده است. انبیاء و اولیاء همیشه در سیره علمی و عملی خود به طرف­های اوّل یاد می دادند که در مقابل عمل نیک تشکّر کنند ولی به طرف­های دوم یاد می دادند که با یاد آوری پاداش الهی خود را از حوزه نیاز به تقدیر و تشکر دیگران بیرون بیاورد و چشم انتظار پاداش از سوی دیگران نباشند. در آیه شریفه ای که در صدر سخن تلاوت شد از در مورد خانواده امام علی علیه السلام به وضوح بیان شده که آنان به پاس‏ دوستىِ خدای سبحان، بينوا و يتيم و اسير را خوراك ‏دادند و گفتند: جز اين نيست که شما را برای خدا اطعام می کنيم و از شما نه پاداشی می خواهيم نه سپاسی.

قرآن کریم از قول انبیاء عظام نقل می فرماید: (و ما أسألكم عليه من أجرٍ إن أجرى إلا على رب العالمين» (شعراء/ 180) لذا در جایی که پیامبر بزرگوار اسلام به امر الهی، محبّت اهل البیت را به عنوان اجر رسالت طلبید و فرمود: قل لا اسالكم علیه اجرا الا المودة فى القربی) امّا این آیه هم یک اسثتنا بر روش انبیاء (در عدم مطالبه اجر) نبود بلکه منفعت مردم در آن مورد نظر بود تا با دوستی با اهل البیت و تمسک به سیره و راهنمایی آنان راه هدایت را بیپمایند، چنان که قرآن کریم  می فرماید: قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاَّ مَنْ شاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلى رَبِّهِ سَبِيلاً فرقان ، آيه 57

به هر حال، صرف نظر از انبیاء به طور طبیعی انسان های عادی این انتظار و توقع را دارند که در برابر کار پسندیده و نیک مورد تشکر قرار گیرند و اگر این نیاز عاطفی آنان برآورده نشود دچار اضطراب و پریشانی می شوند.

بنابراین ما باید از یک طرف باید یاد بگیریم طبق روش انبیاء هر کاری را برای خدا انجام بدهیم و منتظر تقدیر و تشکر نباشیم و از طرف دیگر وقتی دیگران کار نیکی برای ما انجام می دهند به عنوان یک وظیفه انسانی و دینی از آنان سپاسگزاری کنیم.

مطلب دوم: تشکر، وظیفه­ی انسانی و ایمانی

قرآن کریم «شاکر» بقره، 158 و «شکور» فاطر، 30  را از نام های خدا دانسته، فرموده است: «و سیجزی الله الشاکرین»؛ آل عمران، 144خداوند پاداش سپاسگزاران را خواهد داد.  قرآن مجید در بیش از هفتاد آیه، سپاسگزاری و قدردانی را چه از جانب خدا و چه از سوی انسان ها مورد اشاره قرار داده و با عناوین گوناگونی بر آن تأکید فرموده است. و البته مهمترین کسی که باید از او تشکر کرد خدای سبحان است که همه نیکی ها از اوست. در عین حال خداوند تشکر از هر عمل نیکی را لازم می شمرد، چنان که می فرماید: خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاَتَكَ سَكَنٌ لَّهُمْ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ اراييهايشان صدقه بستان تا آنان را پاک و منزه سازی و برايشان دعاکن ، زيرا دعای تو مايه آرامش آنهاست ، و خدا شنوا و داناست (التوبه 103) یکی از معانی آیه­ی شریفه صرف نظر از شأن نزول آن، لزوم قدردانی از دیگران به خاطر کار نیک آنان است که به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دستور داده وقتی مردم وجوهات شرعیه را پرداخت می کنند با آن که این کار وظیفه و تکلیف آنان است، بعد از دریافت وجوهات بابت کار نیک و انجام وظیفه برای شان دعا کند و در واقع از آنان تشکر به عمل آورد. این ادبی است که قرآن کریم به پیامبر بزرگوار می آموزد که فرمود: ادبنی ربی فاحسن تأدیبی. در روایات نیز سفارش فراوانی به تشکر شده است از جمله:

 تشکر از مردم نشانه تشکر از خداست: امام رضا (ع) در این باره می فرماید: "مَنْ لَمْ یَشْکُرِ الْمُنْعِمَ مِنَ الْمَخْلُوقِینَ لَمْ یَشْکُرِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّوسائل‏الشیعة، ج 16، ص 315، ح21638. امام سجاد (ع) می فرماید: روز قیامت خداوند متعال به بعضی از بندگانش می گوید: آیا شکر فلان کس را به جای آوردی عرض می کند: پروردگارا! من شکر تو را به جای آوردم، خداوند می فرماید: چون شکر او را به جا نیاوردی شکر مرا هم به جا نیاورده ای! سپس افزود «اشکر کم الله اشکر کم للناس؛ شکرگزارترین شما در پیشگاه خدا کسی است که از نعمت ها و زحمات مردم بیشترین قدردانی و شکرگزاری را به عمل آورد. الکافی، ج 2، ص 99، بَابُ الشُّکْرِ، ح 30.

تشکّر علامت بندگی است. امام صادق (ع) می فرماید: «وَ إِنَّ خَیْرَ الْعِبَادِ مَنْ یَجْتَمِعُ فِیهِ خَمْسُ خِصَالٍ إِذَا أَحْسَنَ‏ اسْتَبْشَرَ وَ إِذَا أَسَاءَ اسْتَغْفَرَ وَ إِذَا أُعْطِیَ شَکَرَ وَ إِذَا ابْتُلِیَ صَبَرَ وَ إِذَا ظُلِمَ غَفَرَ»؛ بحارالأنوار، ج 75، ص 207 بهترین بندگان کسی است که پنج صفت داشته باشد: هرگاه کار نیکی انجام دهد خوشحال شود، هرگاه کار بدی انجام دهد استغفار کند، هر گاه به او نعتی داده شود شکر کند، هر گاه گرفتار شود صبر کند و هرگاه به او ظلم شود ببخشد.

مطلب سوم: مراحل سه گانه تشکر

سه مرحله برای تشکر می توان در نظر گرفت: ۱ـ تشکر قلبی که همان تصوّر نیکی و خشنودی از بابت آن است؛ ۲ـ تشکر زبانی؛۳ـ تشکر عملی. در آیه شریفه: «اعملوا آل داود شکرا و قلیل من عبادی الشکور» ای آل داود شکر (این همه نعمت را) به جا آورید، هرچند که شمار کمی از بندگان من شکرگزارند!» (سبا آیه۱۳) به کار بردن واژه اعملوا نشان می دهد که شکر، بیشتر، از مقوله عمل است و باید آن را در لابلای اعمال انسان ارائه داد، و شاید به همین دلیل قرآن تعداد شکرگزاران واقعی را اندک شمرده است. در آیه۲۳ سوره ملک بعد از آن که نعمت های بزرگی هم چون آفرینش گوش و چشم و دل را برمی شمرد اضافه می کند: قلیلا ما تشکرون؛ کمتر شکر او را به جا می آورید و نیز در آیه۷۳ نمل می فرماید: ولکن اکثر هم لایشکرون، بیشتر آنها شکرگزاری نمی کنند. ولکن اکثرالناس لایشکرون ولی بیشتر مردم سپاس گزار نیستند. (یونس آیه۶۰ و نیز غافر آیه ۶۱).  این ها همه بیانگر آن است که شکر واقعی به معنای عمل است نه زبان و گفتار که از آن به تشکر خشک و خالی زبانی یاد می کنند. البته گاهی نیکی کننده انتظار ندارد تا از وی تشکری هرچند زبانی شود ولی این درخواست را دارد که از نعمت به درستی استفاده شود؛ زیرا با استفاده درست و به جا از آن، زحمات وی هدر نمی­رود.

مطلب چهارم: برکات تشکّر

ارزش سپاس و تقدیر، به دین و دینداران اختصاص ندارد بلکه به عنوان یک فضیلت اخلاقی است که عقل و عقلای عالم به آن حکم می­کنند. دانشمندان علوم تربیتی و اجتماعی نیز در باب هنجارشناسی، تقدیر و سپاسگزاری را به عنوان ابزار تشویق و یک عمل سازنده و کارآمد و مفید و مؤثر برای پرورش انسان و جهت دادن جامعه به سوی رفتارهای اجتماعی درست بر می­شمرند. در این جا مناسب است به دو مورد کلی اشاره شود:

1ـ اثر بر تقدیر شونده: همان طور که گفتیم قدردانی زمانی معنا پیدا می کند که قدر و ارزش عمل نیک دیگران را بشناسیم و کسی را که نیکی کرده مستحق تقدیر، تشکّر و سپاس بدانیم. لذا وقتی که از دیگران تشکر می کنیم به آنان یادآوری می کنیم که قدر دان آنها هستیم و آنان را انسانهای ارزشمندی می شمریم. روشن است که در این صورت تقدیر شونده، احساس زیبایی پیدا می کند و به ادامه کار تشویق می شود.

البته از نظر عملی همیشه بین این دو ملازمه وجود ندارد. یعنی نباید این طور فکر شود که اگر کسی از عمل نیک انسان تشکر نکرد قدردان او نیست. به عنوان مثال، گاهی دیده می­شود برخی از نیکوکاران وقتی که از آنها تشکر نمی شود، عدم تشکّر را به معنای قدر نشناسی از سوی مقابل معنا کرده و این موضوع واکنش احساسات و عواطف شخص را برانگیخته و از انجام اعمال نیک و رفتار پسندیده سرباز زده است؛ زیرا عدم ابراز تشکر را مساوی با قدر نشناسی تفسیر کرده است.

2ـ اثر بر تقدیر کننده: توضیح این که در تفسیر و تحلیل قرآنی، انسان رشد یافته و تربیت شده انسانی شاکر و سپاسگزار است؛ زیرا نسبت به نعمت و سپاس گزاری نعمت دهنده آگاهی وشناخت دارد و ارزش و قدر نعمت و نعمت دهنده را می شناسد و می داند و راه درست تشکر و قدردانی را هم آموخته است. (لقمان آیه۱۲) در واقع درباره اهمیت و آثار سپاسگزاری همین اندازه بس که قرآن کریم روح شکر گزاری را از مهمترین صفات اهل ایمان قرار داده و از انسان ها خواسته است تا در برابر نعمت وجود و دیگر نعمت ها شکرگزار باشند. روشن است که خداوند موجودی بی نیاز است و نیازی هم به سپاس گزاری پرستش از سوی بندگانش ندارد. از این جا معلوم می شود که فایده تشکّر و پرستش خداوند به خود انسان بر می گردد؛ چرا که از نظر تربیتی آثار مثبت بر روح و جسم و جان او دارد. در این باره باید در باب آثار و برکات بندگی و پرستش خداوند سبحان بیشتر سخن گفت. به همین صورت وقتی ما از کسانی که در حق ما نیکی می کنند تشکر می کنیم آثار مثبت تربیتی بر ما دارد و نوعی رشد و اعتلای فکری و روحی و عاطفی در خود ما به وجود می آید و موجب بارور شدن نهال انسانیت در خود ماست. از اینجا می توان پی برد که چرا در آموزه های وحیانی سپاس و شکرگزاری چنین جایگاه، ارزش و اعتباری دارد.

 مطلب پنجم: مثال هایی از قدردانی در خانواده

 در قرآن کریم و روایات نمونه هایی فراوانی از تشکر در خانواده یافت می شود. از جمله تشکر فرزندان از پدر و مادر، تشکّر همسران از یکدیگر، تشکر از فرزندان، تشکر از فامیل و همسایه و تشکّر از کسانی که در حق خانواده شما خیر و نیکی کرده اند. به طور ویژه قرآن کریم تشکّر از پدر و مادر را بر فرزندان واجب فرموده و آن را در ردیف تشکر از خویشتن قرار داده و می فرماید: "وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْناً عَلى‏ وَهْنٍ وَ فِصالُهُ فی‏ عامَیْنِ أَنِ اشْکُرْ لی‏ وَ لِوالِدَیْکَ إِلَیَّ الْمَصیر"؛لقمان، 14 ما به انسان درباره پدر و مادرش سفارش کردیم، مادرش او را با سستی روز افزون حمل کرد و شیرخوار گیش دو سال است، سفارش کردیم که سپاس من و پدر و مادرت را به جای آر؛ زیرا بازگشت به سوی من است.

قرآئت سوره توحید.


موضوع خطبه دوم: درخشش تعالیم اهل البیت در اصلاح گرایی اسلامی

الحمد لله الاول بلا اول کان قبله و الاخر بلا اخر یکون بعده الذی قصرت عن رویته ابصار الناظرین و عجزت عن نعته اوهام الواصفین. ثم الصلاه و السلام...اللهم صل علی ...

مسأله اول: در آستانه ایام رجب و به خصوص لیله الرغائب (اولین شب جمعه ماه رجب) ایام معنویت است که در اسلام به صورت آمخته زیبایی از خودسازی در عین بیرون گرایی بروز پیدا کرده است. «رغائب» جمع رغیبه به معنای پاداش های بسیار ارجمند و سَمین و گران سنگ است، البته به معنای چیزی که مورد رغبت و میل و به معنای عطا و بخشش فراوان از آن یاد می شود. عبادت و نماز خاصی دارد که در مفاتیح می توان دید.

مسأله دوم: میلاد امام باقر علیه السلام است که با آن مرتبه بلند علمی و احاطه بر علوم جدش رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم لقب باقر علوم النبیین را به دست آورد. و ضرورت باز آموزی مفاهیم دینی انبیاء سلف به طور عام و ارزش های اسلامی به طور خاص را یادآوری می کند و به اصلاح گرایی در وضعیت موجود و تصحیح باورهای نادرست در میان برخی از جوامع مسلمان و غیر مسلمان راهنمایی می کند. و این در حالی است که در تعالیم اهل البیت علیهم السلام مبنای صحیح اصلاح گرایی اسلامی وجود دارد. و این از امتیازات و افتخارات امت اسلام است که همیشه در خاندان پیامبرش انسان هایی هستند که از درون دین، آن را به صورت زنده، پویا، پاسخگو و سازنده به جهانیان ارائه کنند.

امروز جهان اسلام بلکه جامعه بشری نیازمند خلاص شدن از خط افراط و تفریط است و این مهم میسّر نیست جز در سایه بازگشت و توجه به تعالیم اهل البیت. درخشش تعالیم خرپسند اهل البیت می تواند تاریکی افراط را برطرف سازد.

پیامبر اسلام معلّمی بزرگ بود که کثیری از مردم بر شاگردی مکتب او افتخار می کنند. کمترین حق پیامبر اسلام بر بشریت حق یک معلم است. از این رو شناخت دقیق و عالمانه این معلّم و یادگاران او یعنی قرآن کریم و اهل البیت علیهم اسلام به عنوان تشکر از یک معلم بزرگ کمترین کاری است که باید در مورد او صورت گیرد.

در اینجا صادقانه و متواضعانه پرسشی را برای جهانیان و به ویژه بزرگان عالم اسلام مطرح می کنم: و آن این که چرا پیامبر بزرگوار در روایات متواتر ثقلین بر لزوم هماهنگی و تمسک همزمان به قرآن و اهل البیت تا قیام قیامت توصیه فرمود؟ و چرا قرآن را به تنهایی کافی ندانست؟ و آیا در موضوعاتی مانند امنیت، زندگی مسالمت آمیز، احترام به انسان، معنویت مثبت، سبک زندگی دینی و ... مراجعه صرف به قرآن کافی است؟ و چرا واقعیات میدانی جهان، امروزه سمت و سوی دیگری یافته است؟ آیا این ها دلیل کافی برای بازگشت به یادگاران پیامبر رحمت و مهربانی یعنی مراجعه به معارف اهل البیت و اصلاحات گرایی دینی با نگاه به تعالیم آنان نیست؟





نظر شما



نمایش غیر عمومی