ارسال به دوستان
کد خبر : 192353

درسهائی از قرآن (10) « توکل 2 »

خطیب: آیت الله دکتر رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ
تاریخ: 02.03.2018 

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

بدون شک فضیلت اخلاقی «توکّل» مانند سایر فضایل اخلاقی دارای مراتبی است، و این موضوع بستگی به قدمت و یا ضعف سبب دارد.

مراتب توکل در آیینه روایات

با توجه به اینکه مراتب توکل در انسانهای مؤمن متفاوت است، اگر ایمان و یقین انسان مؤمن، که مهمترین عامل توکّل به شمار می رود زیاد و کم شود، توکّل نیز این چنین خواهد بود. به همین جهت امیرالمؤمنین(ع) در این خصوص می فرماید: «التَّوكُّلُ مِن قُوَّةِ اليَقينِ؛ توكّل، ناشى ‏از نيرومندى يقين است‏».[1] همچنین در بیانی دیگر فرموده اند: «أقوَى النّاسِ إيماناً أكثَرُهُم تَوَكُّلًا علَى اللَّهِ سبحانَهُ؛‏ آن کسی که ایمانش قوی تر است، توکلش بر خداوند سبحان بیشتر خواهد بود».[2]

در حدیثی دیگر که اصبغ بن نباته ناقل آن است، آمده است که حضرت علی(ع) در سجده های خویش چنین می فرمود: «أتَوَكَّلُ عَلَيكَ تَوَكُّلَ مَن يَعلَمُ أنَّكَ عَلى كُلِّ شَي‏ءٍ قَدير؛ بر تو توكّل مى‏ كنم، همچون توكّل كردن كسى كه مى ‏داند تو بر هر چيزى توانايى‏».[3] امام رضا(ع) نیز دربارۀ درجۀ توکّل فرموده است: «التَّوَكُّلُ دَرَجَاتٌ مِنْهَا أَنْ تَثِقَ بِهِ فِي أَمْرِكَ كُلِّهِ فِيمَا فَعَلَ بِكَ فَمَا فَعَلَ بِكَ كُنْتَ رَاضِياً وَ تَعْلَمَ أَنَّهُ لَمْ يَأْلُكَ خَيْراً وَ نَظَراً وَ تَعْلَمَ أَنَّ الْحُكْمَ فِي ذَلِكَ لَه؛ ‏ توكّل درجاتى دارد: يكى از آنها اين است كه در همه كارهايت در آنچه با تو كند به او اعتماد كنى و به آنچه با تو كند خشنود باشى و بدانى كه او از هيچ خير و نظر لطفى درباره تو كوتاهى نمى ‏كند و بدانى كه در اين باره حكم، حكم اوست‏».[4]

مراتب توکل از منظر علمای اخلاق

برخی از علمای اخلاق برای توکل سه درجه را مورد اشاره قرار داده اند، که به اجمال می توان آنها را بدین قرار ترسیم نمود:

1ـ انسان مؤمن به خدای تعالی به عنوان یک وکیل دلسوز و لایق اعتماد و اطمینان می کند، و برای خود هم اصالت و نوعی استقلال، قائل است. بسیار روشن است که این درجۀ ضعیفی از توکّل است.

2ـ اینکه انسان مؤمن خود را به لطف الهی وابسته می داند، مانند: حال یک کودک نسبت به مادر! زیرا کودک غیر از مادر خود کسی را نمی شناسد، و فقط به او اعتماد دارد. به همین جهت وقتی او را می بیند به او تکیه می کند، و اگر مادر در زمان حادثه ای حضور نداشت، فورا او را صدا می زند و او را می طلبد. این درجه از توکل از درجۀ پیشین کمی بالاتر است، زیرا آدمی خود را غرق عنایت خدا می بیند و هنگام مشکل فقط او را صدا می زند.

3ـ بالاترین درجۀ توکل آن زمانی است که انسان مؤمن از خود هیچ اراده ای را نمی بیند: «همانند میّتی که در دستان غسال است». به این بیان که هر چه خدایش بخواهد همان را مطلوب می بیند، و آنچه را خدای تعالی نخواهد به هیچ وجه دنبال نمی کند.[5]

توکل در سیرۀ انبیاء الهی

توکّل در زندگی پیامبران الهی ظهور خاصی داشته است. از همین رو کسانی که در به دنبال نمونه هایی از متوکلین حقیقی و واقعی هستند، باید به قرآن به شکل دقیق و عمیقی مراجعه نمایند. البته به عنوان نمونه می توان به برخی از آن اولیای الهی اشاره داشت:

حضرت نوح (ع) که به عنوان شیخ الانبیاء معروف است، همواره قوم خود را به راستی و درستی دعوت می نمود، تا آنان را در مسیر هدایت قرار دهد. امّا متأسفانه از آنجا که قوم این پیامبر خدا(ع) بسیار لجوج و متعصب بودند، آن حضرت(ع) با توکل به خدای سبحان در برابر دشمنان عنود ایستادگی و مقاومت می کرد.

دشمنان حضرت نوح (ع) حتی هنگام ساختن کشتی که به امر خدا انجام می گرفت، آن پیامبر الهی را به تمسخر گرفته، و آن حضرت را در بدترین شرایط قرار دادند. امّا حضرت نوح(ع) با همۀ آن بی مهری ها و دشمنی های سرسختانۀ مخالفان، در برابر دسیسه های آنها مقاومت کرد و به خدای توانا تکیه نمود، و بالاخره پس از سالها رنج و زحمت، مؤمنین را با سوار کردن بر کشتی، نجات داد. اما کسانی که سالها به اذیت و آزار او مشغول بوده و با دشمنی با او برخواستند به هلاکت رسیدند. خدای تعالی در قرآن کریم دربارۀ این پیامبر خدا(ع) می فرماید: «وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ يا قَوْمِ إِنْ كانَ كَبُرَ عَلَيْكُمْ مَقامي‏ وَ تَذْكيري بِآياتِ اللَّهِ فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَ شُرَكاءَكُمْ ثُمَّ لا يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ وَ لا تُنْظِرُون‏؛ سرگذشت نوح را بر آنها بخوان! در آن هنگام كه به قوم خود گفت: «اى قوم من! اگر تذكّرات من نسبت به آيات الهى، بر شما سنگين (و غير قابل تحمّل) است، (هر كار از دستتان ساخته است بكنيد.) من بر خدا توكّل كرده ‏ام! فكر خود، و قدرت معبودهايتان را جمع كنيد؛ سپس هيچ چيز بر شما پوشيده نماند؛ (تمام جوانب كارتان را بنگريد؛) سپس به حيات من پايان دهيد، و (لحظه‏ اى) مهلتم ندهيد! (امّا توانايى نداريد!)».[6] 

 سخن پایانی

همۀ مؤمنین باید این درس را بگیریند که اگر قانون و سنت الهی به تمسخر گرفته شود، قطعاً نتیجۀ مخالفت های خود را خواهند دید، ولی مهم آن است که ما نباید مسیری را که انتخاب کرده ایم در آن سست شویم. به همین جهت می بایست همواره در مسیر توحید بوده، و ایمان و توکّل خود را قوت بخشیم. همچنین باید بدانیم که سنت الهی هیچ گاه تغییر پذیر نخواهد بود، و در هر جا که شرائط تحقق یابد محقق خواهد شد.

 





[1]. تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، غرر الحكم، ص43، ح747، قم، دار الكتاب الإسلامي، چ دوم، 1410 ق.

[2]. همان، ص202، ح328.

[3]. ابن بابويه(شیخ صدوق)، محمد بن على، الأمالي، ص255، ح7، تهران، كتابچى، چ ششم، 1376ش.

[4]. ابن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول، ص443، تهران، جامعه مدرسين، چ دوم، 1404ق.

[5]. نراقى‏، ملا احمد، معراج السعادة، ص786، قم، هجرت، چ پنجم‏، 1377ش‏. (با تلخیص)

[6]. یونس/71.



نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :