ارسال به دوستان
کد خبر : 192502

راههای نفوذ شیطان

خطیب: حجت الاسلام والمسلمین انصاری تاریخ: 09.03.2018 


بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

ابتدا خودم و همه شما نمازگزاران را به رعایت تقوای الهی توصیه می کنم.

انسان به وسیله تقوای الهی می تواند بر حیله، وسوسه و ترفند های شیطان فائق آید. شیطان برای انسان دائما در حال برنامه ریزی است، تا انسان را از مسیر حق منحرف سازد. او در تلاش است برنامه خود را از راههای مختلف عملی سازد. روش های شیطان برای انحراف انسان مختلف است که در قرآن به "خطوات شیطان" تعبیر شده است. وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ. ای مردم از گامهای شیطان پیروی نکنید که او دشمن آشکار شماست.[1] این تعبیر 4 مرتبه در قرآن بکار رفته است. خطوات جمع خطوة است به معنای گام. یعنی شیطان گام به گام و مرحله به مرحله و لحظه به لحظه کار خود را به صورت تدریجی انجام می دهد. اگر به تعبیراتی که قرآن در مورد شیطان به کار برده نگاه کنیم، به کارهایی که او برای گمراهی انسان انجام می دهد پی  خواهیم برد. یک جا قرآن می فرماید لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إِلَّا قَلِيلًا[2] میگوید من به فرزندان انسان افسار می زنم و آنها را تحت کنترل خود در می آورم. جای دیگر قرآن از قول شیطان اشاره می کند: وَلَأُضِلَّنَّهُمْ وَلَأُمَنِّيَنَّهُمْ [3] و به يقين گمراهشان مى كنم و به دام آرزوها مى اندازم. جای دیگر قرآن از قول شیطان نقل می کند قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ[4] [شيطان ] گفت: «پس به عزّت تو سوگند كه همگى را جداً از راه به در مى برم.

اگر گامهای شیطان را بشناسیم می توانیم جلوی گامهای او را بگیریم.

یکی از گامهای شیطان مُحقّرات است. یعنی کوچک شمردن گناه. پیامبر (ص) می فرماید: ایّاكم و الُمحقّرات من الذّنوب فإنها تجتمع على العبد حتى تُهلكه. از گناهان كوچك بپرهیزید كه همه آنها برای انسان جمع می شود تا او را نابود سازد.[5]

راه دیگر شیطان ایجاد کینه و دشمنی است. قرآن می فرماید: يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ شیطان می خواهد بین شما دشمنی و کینه ایجاد کند.[6] کینه از راههای موثر شیطان است. در روایات است که کینه، مادر همه بدی هاست. چون کینه که بیاید صله رحم قطع می شود؛ کینه که بیاید غیبت، بدگویی، بدینی هم با خود می آورد. یکی از دعاهایی که خوبست در قنوت نماز بخوانیم اینست: لَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِينَ آمَنُوا خدایا در دلهايمان نسبت به كسانى كه ايمان آورده اند [هيچ گونه ] كينه اى مگذار![7] خوب نیست مومن از مومن دیگر کینه ای به دل داشته باشد. شخصی آمد خدمت امام صادق علیه السلام اتفاقا یکی از نوادگان امام حسن (ع) هم بود و نسبت خویشاوندی با امام صادق (ع) داشت و از امام درخواست یک کار غیر منطقی داشت. وقتی امام درخواست غیر منطقی او را اجابت نکردند شروع کرد ناسزا گفتن به امام صادق علیه السلام. فردای آن روز دیدند امام صادق علیه السلام جلوی درب منزل آن شخص قدم می زند. سؤال کردند که اینجا چه می کنید. فرمود منتظرم از خانه بیرون بیاید تا کدورتی اگر دارد رفع کنم. ببینید! طرف خودش ناسزا گفته و رفته، امام صادق (ع) فردای آن روز آمده تا کدورت را بر طرف کند تا صله رحم قطع نشود. بله، یک وقت از قوم و خویش انسان، فردی فاسق است و رفت و آمد با اون شخص روی خانواده تأثیر منفی دارد باید با او رفت و آمد را محدود کرد، نه اینکه کاملاً قطع شود. اما خیلی اوقات بین افراد مومن، مسجدی، پدر و پسر، دو برادر با هم بر سر چیزهای ناچیز و بی دلیل کدورت ایجاد می شود و رابطه قطع می شود. اینها اخلاق اسلامی و دینی نیست. امام صادق (ع) با شخص صلح کردند و نگذاشتند در دل او کینه ای بماند.

سیره پیامبر (ص) و پیشوایان ما این بود. امام سجاد (ع) در صحیفه سجادیه در دعای مکارم الاخلاق می گوید: خدایا به من توفیق بده اون که غیبت من را کرده من تعریفش را بکنم. آن که به من بد کرده من به او خوبی کنم، عیب مردم را بپوشانم، خوبی مردم را افشاء کنم.

توجه داشته باشیم که شیطان ما را از این طریق بازی ندهد. وای بر که کسی سخن چینی کند، و بین دو نفر دعوا راه بیاندازد و آتش بیار معرکه شود. ما موظفیم اگر کسی آمد با ما مشورت یا درد و دل کرد، اسرار او را حفظ کنیم و آنرا منتشر نکنیم. ما در اسلام دستور ایجاد ذات البین (سازش بین یکدیگر) را داریم.

گام دیگر شیطان وسوسه است. وسواس در عبادت، وسواس در طهارت و نجاست، وسوسه در گناه همه اش بد است. برای مبارزه با وسوسه های شیطان سوره های معوذتين (فلق و ناس) را بخوانید. همینطور نماز اول وقت و نماز شب برای مبارزه با وسوسه های شیطان موثر است.

گام دیگر شیطان توجیه و تزیین کردن گناه است. کار زشت و گناه و خطا را توجیه نکنیم. اگر خطایی از ما سر زد، گناهی از ما سر زد دنبال توجیه نباشیم و کلاه سر خود نگذاریم. خدا که از باطن و دل و نیت ما خبر دارد. در قرآن هست که به اونها گفته شد روزهای شنبه ماهی نگیرید، گفتند باشد. رفتند حوضچه کنار دریا درست کردند و ماهی ها را هدایت می کردند به این حوضچه ها. بعد می گفتند ما که شنبه ها ماهی نگرفتیم، جای ماهی را عوض کردیم. یکشنبه ماهی ها را از حوضچه ها می گرفتند. می گفتند خدا شنبه ها ماهیگیری را ممنوع کرده است، ما هم شنبه ها ماهی نمی گیریم، یکشنبه ها میگیریم. از نظر قرآن بدبخت ترین مردم می دانید کیست؟ هَلْ نُنَبِّئُكُم بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالًا. الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا بگو: «آيا شما را از زيانكارترين مردم آگاه گردانم؟» [آنان ] كسانى اند كه كوشش شان در زندگى دنيا به هدر رفته و خود مى پندارند كه كار خوب انجام مى دهند.[8]

یکی دیگر از گام های شیطان تأخیر انداختن به وظایف انسان و فرصت سوزی است.  به شخص می گویند فلان کار واجب را انجام بده، موکول می کند به فلان زمان. الان وظیفه اوست که مثلاً خمس پرداخت کند، می گوید بعداً. یا گفته می شود نماز بخوان، می گوید حالا کارهای دیگر را انجام بدهم بعدا نماز، وقت می گذرد و فرصت می سوزد و بعضی مواقع فرصت ها قابل جبران نیست. انسان از عمر خودش خبر ندارد. توبه را فوراً باید انجام داد. نماز قضا دارید، روزه قضا دارید فوراً انجام دهید، موکول نکنید به فرصت دیگر. معلوم نیست عمر انسان چه مقدار باشد.

اینها راههای بود که شیطان، این دشمن قسم خورده انسان، نفوذ می کند. البته قرآن می فرماید اگر کسی اراده کند و نگذارد، شیطان نمی تواند در او نفوذ کند. إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ[9] چرا كه او را بر كسانى كه ايمان آورده اند، و بر پروردگارشان توكل مى كنند، تسلّطى نيست.


[1] سوره بقره، آیه 168

[2] سوره اسراء، آیه 62

[3] سوره نساء، آیه 119

[4] سوره ص، آیه 82

[5] اصول كافی، ج2، ص 288

[6] سوره مائده، آیه 91

[7] سوره حشر، آیه 10

[8]  سوره کهف، آیات 103-104

[9] سوره نحل، آیه 99


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :