ارسال به دوستان
کد خبر : 193729

خانواده در قرآن کریم 44 (برکات و آثار مثبت خانواده داری)

خطیب: حجت الاسلام والمسلمین دکتر ترابی
تاریخ:11.05.2018 
 
بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه و لا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه. وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. عبادالله، أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه. قال الله الحکیم فی محکم کتابه.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم:

« وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ مَا لَكُمْ لَا تَنَاصَرُونَ بَلْ هُمُ الْيَوْمَ مُسْتَسْلِمُونَ»؛

و بازداشتشان نماييد كه آنها مسؤولند. شما را چه شده است كه همديگر را يارى نمى ‏كنيد. بلكه امروز آنان از در تسليم درآمدگانند.  (الصافات 24ـ 26)

مقدّمه

در خطبه­های گذشته از آثار و برکات خانواده و همسرداری سخن گفتیم و دانستیم هر انسان عادی در کنار نیازهای مادی، 20 نیاز عاطفی هم دارد که خانواده بهترین محمل برای به دست آوردن حمایت­های عاطفی در این موارد است. تا کنون درباره­ی برخی از نیازهای عاطفی سخن گفتیم که عبارت بودند از: نیاز به «محبّت»، «احترام»، «قبول عذر»، «امنیت»، «قدردانی و تشکّر»، « ابراز وجود»، «تعریف و تحسین»، «تأیید و پذیرفته شدن»، «خوب درک شدن»، «محفوظ ماندن حریم خصوصی»، «تعلّق و همبستگی اجتماعی»، «نیاز به احساس پاک بودن»،  «احساس قدرت و توانایی» و «مورد اعتماد و اطمینان بودن، «احساس توانگری و دارا بودن»، «نیاز به نظم و انضباط»، «نیاز به نام نیک» و نیاز به «کرامت و عزّت نفس». و امروز بإذن الله به یک دیگر از نیازهای عاطفی انسان و نقش مثبتی که خانواده در این­باره می­تواند ایفا کند می­پردازیم. موضوع بحث نیاز به «دفاع از خود» است.

مطلب اوّل: (معنا، اهمیت و فائده­)

همان طور که می دانیم بدن انسان از یک سیستم دفاعی هوشمند خدادای برخوردار است. واکنش های طبیعی بدن مانند پلک زدن سریع چشم ها یا جنبیدن و تکان دادن سایر اعضا موقع نزدیک شدن شیء خارجی به چشم و نیز جنبیدن سر ودست یا خم شدن یا جاخالی دادن هنگامی که شیء خارجی به طرف صورت پَرت می شود،  بخشی از این سیستم دفاعی است. همچنین بالارفتن ضربان قلب هنگام احساس خطر بخشی از این سیستم دفاعی است که باعث می شود توان مضاعفی برای مواجهه و مقابله با شرایط اضطراری پدید آید. همچنین گلبول های سفید سربازان مدافع بدن هستندکه در درون خون به انجام وظیفه مقرر خود می پردازند. هنگام ورود و نفوذ هر نوع عامل مضر و مخل خارجی مثل میکروب، ویروس و ... سیستم دفاعی بدن به طور خودکار در محل نفوذ تراکم پیدا می کنند و به دفاع از بدن در برابر آن بر می خیزد.

اما این تمام ماجرای دفاع از خود نیست. دفاع از خود، غیر از بعد تکوینی (فیزیولوگی) دارای بعد عاطفی هم هست. در واقع دفاع از خویشتن نفس، ریشه عمیقی در ابعاد پسیشولوگی (= سیکولوژی = روانی) نیز دارد. در واقع، دفاع عاطفی از خود در برابر هجمه ها یکی دیگر از مکانیزم های دفاعی انسان است که به طور خودکار در حوزه روانی فعال می باشد.

دفاع عاطفی از خود از یک حقیقت مکنون و نهفته در درون آدمی ناشی می شود که آن را حب ذات می نامیم. حب ذات یا خویشتن دوستی یکی از غرایز طبیعی انسان است. حب ذات موجب پدید آمدن تعدادی از نیازهای عاطفی است که نیاز به دفاع عاطفی از خود، یکی از آنهاست.

معنای «دفاع عاطفی از خود» آن است که انسان هنگامی که مورد هجمه عاطفی قرار می گیرد، مثلا زمانی که احساس کند آبرو، حیثیت، شرافت، اعتبار یا وجهه اش مورد حمله قرار گرفته، به طور طبیعی حسّاس می شود و از درون به جنبش و جوش در می آید و سعی می کند با اعمال روش های خاصی از خود دفاع کند. روانشناسان به طور مفصل مکانیزم دفاع عاطفی را مورد مطالعه قرار داده و توضیحات دقیقی در این باره ارائه کرده اند که با عرضه مجموعه این علوم انسانی به قرآن کریم و روایات اهل البیت علیهم السلام می توان تا حد زیادی مطالب سره از ناسره را تشخیص داد و بر عمق و غنای مباحث مطرح شده نیز افزود.

در یک نگاه اجمالی، می توان گفت در مورد دفاع عاطفی از خود سه جنبه قابل جداسازی است:

الف) جنبه تعادل:

دفاع از خود در اصل یک حق طبیعی و نشانه ای از سلامت روانی است که شخصیت در حالت تعادل چنین رویکردی را از خود بروز می دهد.

ب) جنبه تفریط:

تفریط در کوتاهی در دفاع از خود ظاهر می شود که در نهایت به ضعف شخصیت منجر می گردد و  چرا که در صورت سرکوب این نیاز، آسیب های شخصیتی غیر قابل جبرانی بر شخص وارد می شود و این ضعف شخصیت می تواند به نوبه خود موجب آثار منفی فراوانی گردد. تضعیف حیا، تضعیف باور به خود، تضعیف اراده، تضعیف قدرت تصمیم گیری و ... تنها بخشی از این آثار منفی است. 

ج) جنبه افراط:

 افراط مربوط به دو جاست:

1ـ جایی که شخص حق ندارد ولی باز هم از خودش دفاع می کند.

2ـ جایی که شخص حق دارد ولی روش هایی دفاعی نادرست را به کار می برد و از حق تعدّی و تجاوز می کند و این بار خودش ظالم می شود.

در حالت افراطی، فرد به دفاع مطلق و غیر منطقی از خود می پردازد و سعی می کند در هر حال به توجیه گری، تقلب، ریاکاری، انتقاد ناپذیری و رویکردهای منفی دیگر روی آورد تا به اثبات خود بپردازد در حالی که در مقام ثبوت و متن واقع چیز دیگری است.

از آنچه گفتیم معلوم می شود که هر انسانی حق و اجازه دفاع از خود را دارد بلکه باید از شخصیت خود در موارد لازم و معقول به صورت صحیح و مشروع دفاع کند.

در واقع، اهمیت دفاع از خود به اهمیت حفظ کرامت، شخصیت و عزت نفس انسان باز می گردد. طبق قرآن کریم، فردی که می تواند در جامعه حضور داشته و از حقوق خود و دیگران دفاع کند، ارزش اجتماعی بیشتری از افرادی دارد که از چنین توانایی برخوردار نیستند.

خانواده بهترین محل برای پرورش صحیح نیاز عاطفی دفاع از خود و روش درست آن است تا بدون گرفتار آمدن در دو طرف افراط و تفریط، بتواند عملکرد سالمی داشته باشد و زیست در طراز انسان را تجربه کند. در اینجا مناسب است به برخی از آیات کلام الله مجید در این باره مراجعه کنیم تا بعد از آن بتوانیم با ذهن بازتری آن را در خانواده مورد مطالعه قرار دهیم.  

 مطلب دوم: نظرگاه قرآن کریم

قرآن کریم به دفاع معقول و منطقی از خود اهمیت می دهد و  با سرزنش انسان هایی که در دفاع از عدل و حق و راستی ناتوانی نشان می دهند آنان را به گنگ مادرزاد تشبیه می فرماید: «و خداوند مَثَلى [دیگر] زده: دو مردى را که یکى از آن دو گنگ مادرزاد است (نه می فهمد و نه می فهماند) و توانایى بر چیزى ندارد و سربار خواجه خویش است، به هر سو که روانه اش کند خیرى نمی آورد، آیا او با شخصى [سالم و کامل] که پیوسته به عدل فرمان می دهد و خود بر راهى راست است یکسان است؟» (النحل/79)

شاید بتوان گفت عمده راه کار مکتبی برای دفاع از خود راهبرد دفاع پیشگیرانه است؛ به این معنا که مؤمن با زندگی ایمانی خود و با حرکت در چارچوب های شناخته شده از یک سو زمینه تهاجم را به حداقل می رساند و از سوی دیگر بر اساس آموزه های دینی، دوری از هر گونه ستم به دیگران، از جمله ستم عاطفی به دیگران را وظیفه اخلاقی و ایمانی خود می داند. همچنین در پاره ای از روایات برخی از راهکارهای مهم دفاع از خود تبیین شده است که از آن جمله به راهکار مهم پرهیز از مواضع تهمت و اتهام است؛ به این معنا که از مؤمنین خواسته شده است خود را در معرض اتهام و هجمه قرار ندهند (اتقوا مواضع التهم) تا نیاز هم به دفاع نباشد. همچنین راهکارهای اساسی نیز برای فرض حمله عاطفی پیشنهاد شده که بررسی جامع آنها مستلزم صرف وقت فراوان است. 

به طور کلی، در قرآن کریم راجع به دفاع از خود آیات مختلفی وجود دارد که برخی از مراتب آن ناظر بر دفاع دفاع عاطفی است. خداوند سبحان در عالم تشریع، حق دفاع را در وجوه مختلف آن برای انسان محفوظ می داند، از جمله:

1ـ به کسانی که به آنان ظلم و ستمی رفته اجازه فرموده تا از خود، ناموس، آبرو، اموال و متعلقاتش دفاع کنند:  أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا؛ به كسانى كه نبرد بر آنان تحميل شده رخصت و اجازه داده شده است؛ به این جهت که مورد ستم قرار گرفته‏ اند. (الحج/ 39)

گرچه قتال به معنای مبارزه و کارزار عملی است ولی تعلیل آخر آیه (یعنی عبارت: بانهم ظلموا) همان طور که شامل ستم فیزیولوگیکال می شود شامل ستم سیکولوگیکال هم می گردد. بنابراین تعلیل آیه به معنای قتا ل توسعه می دهد و به دفاع عاطفی در برابر ظلم عاطفی هم نظر دارد و مشروعیت آن را به نحو شمول اطلاقی در بر می گیرد. 

 2ـ کمک خواستن از یکدیگر برای دفاع از خود را به مثابه یک حق تأیید فرموده است:

فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ فَوَكَزَهُ مُوسَى؛ از او يارى خواست پس موسى مشتى بدو زد.  القصص/15

در این آیه شریفه هم استغاثه و کمک خواستن با تقریر بلکه فعل و عکس العمل حضرت موسی سلام الله علیها تأیید می شود. و وقتی استغاثه برای یاری جستن در درگیری فیزیکی جایز باشد به نحو اولی دفاع عاطفی را هم شامل می شود چود در مسائل عاطفی و آبرویی گاهی خود انسان نمی تواند از خودش دفاع کند و اینجا بیشتر به کمک نیاز دارد.    

3ـ مؤمنانی را که به یاری همدیگر می شتابند می ستاید:

«وَالَّذِينَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولَئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ»؛

و كسانى كه پناه دادند و يارى كردند آنان ياران يكديگرند.  (الانفال/72)

4ـ وعده فرموده خودش از مؤمنان دفاع کند:

إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ؛ قطعا خداوند از كسانى كه ايمان آورده‏ اند دفاع مى ‏كند؛ زيرا خدا هيچ خيانتكار ناسپاسى را دوست ندارد. (الحج/ 38)

در دو آیه اخیر باز هم تناصر و نصرت مطلق است و شامل نصرت عاطفی در صورت هجمه عاطفی هم میگردد.

مسأله دفاع مشروع:

 همچنین از برخی از این آیات قرآن مجید می­توان اشاراتی به مسأله عقلایی «دفاع مشروع» یافت. دفاع مشروع یا قانونی حقّی است که حقوق کیفری برای اشخاص در مورد دفاع از خود یا افراد دیگر [در صورت نیاز به کمک] در هنگام حمله افراد دیگر قائل شده است. دفاع مشروع در جائی پدید می آید که بجز ارتکاب جرم هیچ راه دیگری برای دفع خطر ممکن نباشد. در این صورت مدافع نه تعقیب و مجازات می شود و نه ضامن خساراتی است که به بار می آورد. دفاع مشروع اصلی پذیرفته در تمامی نظام های حقوقی است. هرچند در مورد تحلیل منشأ پیدایش این حق اختلافات زیادی وجود دارد ولی شرایط آن با اختلاف جزئی در تمامی نظام های حقوقی یکسان است. افراد حق دفاع از جان، مال، عِرض، ناموس و آزادی خود را در هنگام تجاوز یا خطر حتمی قریب الوقوع با ارتکاب جرم دارند، مشروط بر این که دفاع آن ها با خطر متناسب باشد و توسل بدون فوت وقت قوای رسمی از سوی حاکمیت اجتماعی عملاً ناممکن باشد. همین شرایط در مورد دفاع از افراد دیگر نیز صادق است به شرطی که خود آن ها ناتوان از دفاع بوده یا نیاز به کمک داشته باشند.

مطلب سوم: خانواده و مکانیزم­های دفاع روانی

اشاره شد که دفاع عاطفی از خود در مقابل هجمه­های عاطفی تنش­زا و اضطراب آور، در اصل یک امر کاملا طبیعی و سالم است[1] که ا لبته ممکن است گاهی رویکردی ناسالم (عمدتا افراطی) یابد. نقش خانواده در تأمین این نیاز عاطفی چیست و چه تأثیری بر روند مثبت آن دارد؟ برای پاسخ به این پرسش به دو نکته اشاره می­شود:

نکته اوّل: کارکرد خانواده در این مورد دو چیز است:

1ـ از یک سو ضرورت دفاع از خود را به اعضاء خانواده مخصوصا فرزندان بیاموزند تا انسان هایی با شخصیت ضعیف و بی تفاوت و بی غیرت نباشند.

2ـ از سوی دیگر امکان تجربه روش­های درست دفاع از خود را در محیطی کوچک فراهم سازند و با حوصله بر آن نظارت کنند تا از روش های ناسالم دفاع فاصله بگیرد.

نکته دوم: در محیط کوچک و صمیمی خانواده امکان آموزش، نظارت و تربیت بیش از اماکن عمومی و بزرگ فراهم است. پدر و مادر و اعضای خانواده هر کدام با دلسوزی، مهربانی، صبر، حوصله و حساسیت مسائل فرزندان را دنبال می کنند و لذا شانس رشد و تصحیح رفتارهای صحیح در خانواده بیشتر است. ضمنا خانواده با دلسوزی که دارد در مواقع لازم لغزش های اعضای خود را می بخشد و فرصت های تازه برای تجربه جدید در اختیار آنان قرار می دهد و این خود به سلامت روانی افراد کمک می کند.

«وایلانت» دفاع ها را به چهار دسته کلّی تقسیم می کند که هر دسته دارای انواع مختلفی می باشد. ما در اینجا به 29 مورد از انواع دفاع اشاره می کنیم گرچه افراد اغلب، با ترکیبی از انواع دفاع­ها از خود دفاع می کنند. چهار دسته کلی دفاع ها عبارتند از:

الف) دفاع های خود شیفته؛ ب) دفاع های نابالغ؛ ج) دفاع های عصبی؛ د) دفاع های رشد یافته (بالغ)

ما ضمن برشمردن انواع هر یک از این دسته های چهار گانه به مثال هایی عینی در خانواده اشاره می کنیم:

الف) دفاع های خود شیفته[2]: انواع آن عبارتند از:

1ـ دوپاره سازی[3]: در این سازوکار دفاعی، که نوعی خیال پردازی ناهشیار است، فرد به جای دوسوگرایی، همه چیز را سیاه و سفید می بیند و با استفاده از قانون همه یا هیچ، افراد را به دو دسته «کاملا بد» و «کاملا خوب» تقسیم می کند و حتی خودش را به طور مطلق در یکی از این دو گروه قرار دهد. بر این اساس، او دیگران و حتی خود را گاهی اوقات «خیلی خوب» و گاهی اوقات «خیلی بد» و وحشتناک می انگارد.

البته مدام نزد او این دو گروه جای خود را به یکدیگر می دهند؛ به طوری که یک شخص معین که نزد او صبح هنگام خیلی بد بوده ناگهان عصر همان روز در گروه خیلی خوب قرار می گیرد. علت آن عدم توانایی فرد در کنار آمدن با احساسات دوسوگرا می باشد.

مثال: فردی را در نظر بگیرید که به دنبال مشاجره و درگیری با همسرش از او یک دیو می سازد و با استفاده از کلمات بسیار منفی او را توصیف می کند، در حالی که وقتی روابط خوبی دارند از او یک بت می سازد و او را تا حد یک فرشته بالا می برد.

مثال دوم: وقتی که از دانش آموزی درباره علل عدم موفقیتش سؤال می شود در جواب می گوید: مدرسه ما اصلا مناسب نیست و در آن به هیچ وجه نمی توان درس خواند. حتی یک استاد خوب یا یک دانش آموز یا دوست سالم و خوب در آن یافت نمی شود. 

فرافکنی[4] : در این سازوکار دفاعی، فرد برای این که خود را تبرئه کند و بی تقصیر نشان دهد ویژگی های فکری، احساسی و اضطراب خود را به دیگران نسبت می دهد. مصداق آن ضرب المثلی است که « کافر همه را به کیش خود پندارد». دفاع فرافکنی در افراد پارانوئید زیاد دیده می شود. پارانوئید ها از آن جایی که خود نسبت به دیگران بدبین هستند و به آن ها خصومت می ورزند بر این باورند که این دیگران هستند که نسبت به آن ها بدبین و خصومت جو هستند.

مثال: مادر به فرزندش ایراد می گیرد که چرا امروز در مدرسه آن رفتار نادرست از تو سرزد؟ می گوید: می دانم این قضیه را فلانی از روی حسادتی که با من دارد به شما گفته است. در اینجا او برای دفاع از خود فرافکنی کرده است.

 انکار:[5]  فردی که این دفاع را به کار می گیرد از از پی بردن به یک واقعیت خارجی دردناک یا پذیرش آن سرباز می زند.

مثال: به شخصی که اختلالاتی دارد گفته می شود تو نیاز به مراجعه به پزشک روانشناس داری. می گوید: تشخیص شما اشتباه است و من سالم هستم و مشکلی ندارم (چون خیال می کند اگر بپذیرد به دیوانه بودنش اذعان کرده).

4ـ تحریف[6]:  در این سازوکار، فرد واقعیت های خارجی را دگرگون می کند تا با نیازهای درونی او جور در آید.

مثال: بین دو نفری مشاجره ای در می گیرد و یکی از آن ها ممکن است موضوع را تحریف کند و طبق نظر شخصی و مطابق با نیازهای درونی خود بیان نماید.

مثال دوم: فردی خود بزرگ بین را در نظر بگیرید که سعی می کند نقاط مثبت و توان مندی های خود را بزرگ نمایی کند و از کنار ضعف ها و شکست های خود بگذرد و بر این باور باشد که فردی خاص و فوق العاده است.

5ـ آرمان سازی بدوی[7]:  در این روش، افراد با بزرگ نمایی و غلو درباره خود یا دیگران، از کسی آرمان و ایده آل سازی می کنند و از آن ها یا خود بت می سازند تا بتوانند در سایه آن به دفاع از خود بپردازد.

مثال: وقتی از دلیل عملکردش سؤال می کنی و می پرسی: تو چرا این طور عمل کردی یا این تصمیم را گرفتی. می گوید: من بر اساس فهم عمیقی که دارم وتجارب منحصر به فردی که دارم این کار را کردم و تا حالا هر چه گفتم درست از آب در آمده و لذا این کار هم حتما درست است. یا فلانی هم که در فلان سطح از عقلانیت است این توصیه را کرده بود و لذا این تصمیم درست است.

همانند سازی فرافکن[8]: در این روش، فرد افکار و احساسات نفی شده خود را به دیگران نسبت می دهد و سپس با آن فرد همسان سازی می نماید. . برخلاف فرافکنی های ساده (که می توانند صرفاً در دنیای خیال روی دهند)، همانندسازی فرافکن فقط در دنیای واقعی (دنیای روابط میان فردی) وجود دارد.

مثال: شوهری که تمایل شدیدی به کنترل دیگران دارد و از ناپسند بودن آن آگاه است، این احساس را روی همسرش فرافکنی می کند، و او را زنی سلطه جو و کنترل طلب می بیند. این مرد، بدون آنکه خودش بداند، رفتارهایی به شدت مطیعانه از خودش نشان می دهد و عملا سعی می کند کاری کند که زنش سلطه جو شود و کنترل بسیاری از امور را در دست بگیرد.

7ـ همه توانی[9]: فرد در برخورد با تعارض هیجانی یا فشارهای روانی درونی یا بیرونی به گونه ای عمل می کند که گویی از نیروها و توانمندی های خاصی برخوردار است و برتر از دیگران است و لذا نیاز به استدلال ندارد و هر کاری که می کند به خاطر الهام است و آنچه استاد ازل گفت بگو و بکن، گفته و کرده است و لذا بی تقصیر است و حق داشته آن طور بکند و بگوید.

 ب) دفاع های نابالغ[10]: انواع آن عبارتند از:

1ـ برون ریزی (کنش نمایی)[11]:  مانند: شخصی که به دلایلی از همسرش آزرده و خشمگین است، اما خشم و آزردگی را با شکستن اشیاء نشان می دهد. مثال دیگر دانش جویی است که به دلیل ناراحتی از استاد چند جلسه درس را تعطیل می کند.

 2ـ وقفه[12]:  این روش عبارت است از: بازداری اندیشه­ها، احساسات و تکانه ها بر خلاف روند طبیعی. در این نوع دفاع، فرد ناچار می شود به طور موقت در روند طبیعی اندیشه و احساسات خود وقفه ایجاد می کند و آنها را بلوکه نموده و بی موقع و بدون دلیل قانع کننده آن را به سمت و سوی دیگری هدایت کند تا بتواند از هجمه ها در امان باشد.

مثال: به نظر «والن» کودک در سه سالگی، به دلیل تشکیل «من» در وی، به تدریج  فعالیتهای مبتنی بر نفی و امتناع را شروع می کند و در سن چهار سالگی، لجبازی و تضادورزی با تقاضای والدین یک تظاهرات رفتاری عادی و کاملا طبیعی برای اوست. انگیزه کودک از مخالفت ها به دست آوردن استقلال عمل می باشد. این نخستین بحران شخصیت در کودک است. در اینجا والدین باید با توجه به تضادورزی کودک ، میدان لازم برای تشکیل «من» در وی در فضای متنوع فراهم آورند. در روایتی از پیامبر بزرگوار اسلام، این دوران که تا هفت سالگی ممکن است ادامه پیدا کند دوران «امیر»ی نامیده شده است که کسی نباید با کودک مخالفت آشکار کند. حال اگر پدر و مادر نتوانند این حالت طبیعی کودک را درک کنند و در مقابل لجبازی او شدت عمل به خرج دهند، کودک مجبور می شود برای دفاع عاطفی از خود تضادورزی را به صورت غیر طبیعی متوقف سازد. وقفه، یک نوع بازداری و ایجاد سد در برابر تحولات شخصیتی کودک است که منجربه بحران های شخصیتی می شود و در نهایت به لجبازیهای بیشتری در او منتهی خواهد شد و «وقفه» ایجاد شده، خود را به اشکال مختلف در وهله های بعدی نشان می دهد.

 3ـ خودبیمار انگاری[13]: این روش عبارت است از: شکایت از اختلالات جسمانی مکرر بدون تأیید پزشکی که به شکل سر درد، ناراحتی و ضعف اعصاب، درد مفاصل و ... بیان می شود؛ به طوری که فرد با احساس درد خودش را بیمار «می­پندارد» و با «خود بیمار پنداری» از قبول مسؤولیت می گریزد و احساس گناه را از خود می راند.

مثال: شخصی را در نظر بگیرید که وقتی در مقابل بی مسؤولیتی اش به او انتقاد می شود اظهار می دارد: سر به سرم نگذارید چون من ناراحتی اعصاب دارم.

 4ـ جسمانی سازی[14]: تبدیل پدیده های روان شناختی به نشانه های جسمانی مثل نشانه های بیماری. 

مثال: شخصی را در نظر بگیرید که در مشاجره با همسرش و به دنبال احساس خشم نسبت به او، دچار سردرد می شود.

 5ـ درونی سازی[15]:  این روش دفاعی عبارت است از درون سازی ویژگی های یک فرد مانند کسی که با والدین پرخاشگر خود همانندسازی می کند و دقیقاً پا در جا پای آن ها می گذارد.

 6ـ پرخاشگری منفعل[16]: عبارت است از ابراز غیر مستقیم پرخاشگری به دیگران و یا به خود با رفتارهای منفعل.

مثال: کسی را در نظر بگیرید که از همکارش آزرده و خشمگین است ولی چیزی به روی خود نمی آورد و به طور مستقیم پرخاشگری خود را به او نشان نمی دهد اما در برآورده کردن درخواست های او تعلل می ورزد. از دیگر تجلی های این دفاع عبارتند از: طفره رفتن، و رفتار کردن به شیوه ای که بیشتر به خود صدمه می زند.

 7ـ خیالبافی[17]: استفاده از تخیل برای ارضای امیال ناکام شده و حل مشکلات.

مثال: دانشجویی را در نظر بگیرید که در آرزوی ممتاز شدن است، اما به جای تلاش و مطالعه تنها به تخیل اکتفا می کند و در تخیل خود را یکی از ممتاز ترین دانش آموزان فرض می کند و لذت می برد.

 8ـ واپس روی یا بازگشت[18]: عبارت است از بازگشت به افکار، احساسات و واکنش های هیجانی مربوط به سطح پایین تر رشدی. در این روش دفاعی، فر به زمان گذشته و مرحله ای از زندگی  که در آن اضطراب کمتری داشته و مسئولیت هایش کمتر و سبک تر برگشت می کند.  

مثال: فردی را در نظر بگیرید که بعد از ازدواج، طبعا از سوی همسرش مورد انتظاراتی قرار می گیرد که توان آن را در خود نمی بیند. وی برای فرار از فشار روحی به جای این که به بازسازی خود در راستای تأمین انتظارات به جای همسر و توجیه او در برابر انتظارات بی جا بپردازد، به منظور دفاع عاطفی از خود دوران مجردی را برای خود بازسازی می کند و به رفتارهای آن دوران روی می آورد.

 همچنین برخی اشخاص هنگامی که درباره لیاقت و شایستگی خود نگران می شوند مانند بچه ها شروع می کنند به تعریف و تمجید از خودشان، به جای آنکه با تلاش های نامحسوس تحسین دیگران را برانگیزند. مانند مدیری که از کار اخراج شده است و نمی تواند کار پیدا کند و ممکن است شروع کند به حرف های خنده دار زدن درباره استعدادها و موفقیت های منحصر به فردی که دارد. این گونه خود تعریفی ها، اگر همراه با گزافه گویی هایی باشند که همه متوجه آن شوند، بازگشتی محسوب خواهند شد.

ج) دفاع های عصبی (روان نژندانه)[19]: انواع آن عبارتند از:

جا به جایی[20]: در این نوع دفاع، فرد هیجانی از یک موضوع به موضوع دیگر منتقل می شود و عواطف خود را در جای بی ربطی التیام می دهد. 

مثال: فردی ممکن است در محیط کار از رئیس خود خشمگین کند اما خشم خود را روی همسر و فرزندان خالی کند. یا در خانه از یکی از افراد خانه خشمگین شود و آن را روی دیگری خالی کند.

 سرکوب[21]: عبارت است از راندن یک فکر یا احساس طبیعی و معقول. چنین افکار و احساساتی فقط در ناحیه هوشیار قابل سرکوب هستند و به همین جهت هیچ گاه به طور کامل فراموش نمی شوند بلکه در سطح ناهشیار وجود دارند و در زمان مناسب سر در می آورند.

3ـ جدا سازی[22]: این روش دفاعی مبتنی بر جدا ساختن فکر از عواطف مربوط به آن است. در فرآیند جدا سازی، فقط مولفه های عاطفی (که منابع استرس هستند) سرکوب می شوند. این نوع دفاع در افراد منظم و مهار شده که اغلب شخصیت وسواسی ـ جبری دارند دیده می شود. این افراد بدون این که هیچ حالت عاطفی ای در آنها پیدا شود واقعیت را با تمام جزئیاتش به یاد می آورند و معمولا از توضیحات دقیق، منسجم، و منطقی، خوششان می آید و کارایی، پاکیزگی، و وقت شناسی را ارج می نهند.

مثال: دانشجویی که در امتحان شکست خورده اما احساس ناراحتی، غم و نگرانی مربوط به این شکست را از فکر مربوط به آن جدا می کند و بدون تجربه این احساسات تنها به موضوع می اندیشد. 

 گسستگی[23]: در این نوع حرکت دفاعی عاطفی، فرد برای مقابله با عوامل استرس زا راهکار فرار از شرایط موجود را انتخاب می کند ولی  فکر فرار در قالب یکی از این گزینه­ها بروز می کند: ناتوانی در یادآوری یا شناسایی تجربه های پیشین (یادزدودگی گسستی)؛ ترک منزل و محیط سابق و سرگردانی (فرار گسستی) یا رشد دادن شخصیت کاملاً جداگانه (اختلال شخصیت چندگانه).

مثال: پژوهشگران یافته اند که حدود ۸۵ تا ۹۷ درصد افراد مبتلا به اختلال هویت گسستی کسانی هستند که در دوران کودکی با بد رفتاری مواجه شده اند و در نتیجه خاطره های دراز مدت خود را فراموش کرده اند.

 5. واکنش وارونه[24]:  این روش عبارت است از: دگرگون ساختن یک احساس یا تکانه به متضاد خود. در این روش، افراد دقیقا آن فعالیت های را دنبال می کنند که عمیقا از آن ها می ترسند.

 مثال: کسی که تکانه حیوان آزاری دارد، به عضو فعال انجمن حمایت از حیوانات در می آید و در این راستا فعالیت می کند.

دلیل تراشی[25]:  عبارت است از: توجیهات بی پایه و اقامه دلایل موهون برای دفاع از خود. 

مثال: دانش آموزی را در نظر بگیرید که در کنکور شکست خورده است و در توجیه آن می گوید: اصلا دانشگاه چه فایده ای دارد؟ آن هایی که دانشگاه رفتند چه کار کردند؟

7ـ کمرنگ کردن[26]:  این نوع دفاع بر ناچیز جلوه دادن اشکالات وارد شده استوار است. 

مثال: فردی را در نظر بگیرید که از دیگران در مورد برخی ویژگی های منفی خود بازخورد می گیرد اما به جای برطرف کردن آن می گوید، چیز مهمی نیست و آنقدرها که این ها آن را مهم جلوه می دهند اهمیتی ندارد.

 8ـ هوشمند سازی[27]:  در این نوع دفاع، فرد هنگام تجارب هیجانی سعی می کند از زاویه نگاه دیگران به قضیه نگاه کند یا از طریق ایجاد فاصله زمانی فرضی بین خود و واقعیت به صورت منطقی و هوشمند رفتار کند.

مثال: افراد تیم پزشکی گاهی گزارشی با جزئیات کامل از بیماری که در حضور آن ها در حال فوت است، ارائه می دهند، بدون اینکه واکنش هیجانی از خود نشان دهند.

 د) دفاع های رشد یافته (بالغ)[28]: انواع آن عبارتند از:

 1ـ ایثار و نوع دوستی[29]:  در این نوع از دفاع عاطفی، شخص سعی می کند با از خود گذشتگی و کمک و خدمت داوطلبانه به دیگران خودش را از عذاب وجدان و قضاوت های بد برهاند. در تجلیات برتر این نوع دفاع، فرد با عشق و رغبت به کارهای ایثارگرانه روی می آورد. این نوع رفتارها در آموزه های دینی بسیار مورد تأکید قرار گرفته است.

 2ـ پیش بینی[30]: یکی از انواع دفاع های رشد یافته پیش بینی واقع بینانه و در نظر گرفتن فروض مختلف و برنامه ریزی و انجام اقدامات لازم برای وقوعت هر یک از احتمالات پیش روست.

 3ـ ریاضت ورزی[31]: در این نوع از دفاع عاطفی، فرد به خاطر دفاع عاطفی از خود از برخی از تجارب لذت بخش زندگی صرف نظر می کند.

مثال: شخصی را در نظر بگیرید که به عنوان یک انسان ضعیف الاراده مورد اتهام قرار گرفته و برای دفاع از خود تصمیم می گیرد به نحو اصولی و از طریق برخی ریاضت ها و  انجام کارهای دشوار به تقویت اراده خود بردازد مثلا با گرفتن روزه های طولانی یا شب زنده داری . ...

4ـ طنز[32]: یکی از انواع دفاع رشد یافته است که طی آن فردی که مورد حمله عاطفی قرار گرفته در شرایط استرس زا به به جای ناراحتی صورت ماهرانه ای به موضوع و شرایط نگاه طنز آمیز می کند و برای قابل تحمل تر ساختن شرایط برای خود و دیگران می خندد و می خنداند.

 5ـ فرونشانی یا باز داری[33]: فرو نشاندن آگاهانه و عمدی برخی احساسات از جمله فروخوردن خشم به دلیل یکی از انواع دفاعر رشد یافته است که در رفتار امامان اهل البیت علیهم السلام نمونه های تاریخی فراوان دارد.

 6. والایش[34]: والایش عبارت است از تغییر جهت یک تکانه غیر قابل قبول به فعالیتی قابل قبول و پسندیده از نظر اجتماعی. فروید عشق را تبدیل یافته ارضاء جنسی می داند و آن را مثالی برای شکل بسیار قدرتمند والایش می داند.

مثال: دانش آموزی را در نظر بگیرید که به دلیل کوچک بودن جثه یا یک نقصان زیبایی مورد تحقیر و تمسخر قرار می گیرد و در نهایت برای این که در مقابل این تحقیرها از خود دفاع کند تصمیم می گیرد آن قدر درس بخواند که تمام بچه های کلاس به او غبطه بخورند. 

 

خطبه دوم:

الحمد لله الاول بلا اوّل کان قبله و الاخر بلا اخر یکون بعده الذی قصرت عن رؤیته ابصار الناظرین و عجزت عن نعته اوهام الواصفین. ثم الصلاه و السلام...اللهم صلّ علی محمّد و آله الطیبین الطاهرین. اللهم صلی علی علی امیر المؤمنین و ...... اوصیکم و نفسی الخاطئة بتقوی الله..............

در ایام دهه آخر ماه شعبان قرار داریم. ماه مناجات شعبانیه. دو مسأله مهم این روزها نقل مجالس است که من اشاره ای کوتاه به هر یک از آن دو خواهم داشت.

مسأله اوّل

در این روزها دنیا در شوک فرو رفت از کسانی که دم از عدالت و عهد و پیمان می زنند و بعد از صرف آن همه وقت و ایجاد امیدواری ها زیر همه تعهدها را زدند و به همان وفای نیم بندی هم که بود بالکل پشت کردند. باید بگویم این نوع تجارب تلخ، غیر سازنده، یک طرفه و اعتماد شکن هیچ گاه به نفع جهان نیست وباعث شرمساری قدرت های بزرگ در پیشگاه وجدانهای بیدار بشری خواهد گشت. از این به بعد دیگر بر چه پایه ای می توان گفتگوی های بین المللی را شکل داد و از طرفین درگیری خواست که بر سر میز مذاکره شرافتمندانه حاضر شوند، در حالی که رسماً عهده شکنی و زور گویی باب شده است؟

آیا برای خود آنان بهتر نبود که در برابر تقاضا و انتظار معقول جامعه جهانی و از جمله سران کشورهای اروپایی و نیز برای حفظ اعتماد متقابل و احترام به چند سال روند دیپلماسی برای دست یافتن به این پیمان بین المللی، دست از خودسری بردارند و به آن پایبندی نشان دهند؟ 

چه طور ممکن است یک نفر برای توجیه پیمان شکنی خود در حالی که میلیونها نفر صدا و تصویرها را به دقت گوش می­دهند طی چند دقیقه سخن گفتن، ده بار دروغ بگوید؟ آیا او حافظه مردم دنیا را این قدر ضعیف پنداشته؟

ـ پیامبر اسلام حضرت محمّد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:  هر گاه بنده دروغ بگويد، از بوى گندى كه پديد آورده‏است، فرشته به مسافت يك ميل از او فاصله گيرد. (الترغيب والترهيب: 597/3)

مسأله دوم

مسأله دوم صدای طبل جنگ است که از  یکی از حساس ترین نقاط دنیا در جایی که همیشه محل تلاقی و همزیستی ادیان بزرگ بوده شنیده می شود. منطقه تاریخی شامات سرزمینی تاریخی است که برای هزار و اندی سال ساکنان بومی آن از مسلمان و مسیحی و یهودی و غیره برادرانه کنار هم زندگی کردند و مشکلی هم با یکدیگر نداشتند. و بعد با توطئه ای پیچیده، تعداد کثیری از ساکنان بومی آنجا از شهر و کشورشان فراری داده شدند تا اشخاص دیگری از جاهای دیگر دنیا به آنجا دعوت شوند و حکومت تشکیل دهند. تداوم این سیاست ظالمانه که با نقض قوانین بین المللی و تحت محکومیت سازمان ملل ولی در سایه حمایت رسمی قدرت های بزرگ شکل گرفت امروز جهان را در شرایط پیچیده ای قرار داده است.

حالا شما تصور کنید که یک عده ای از این طرف و آن طرف دنیا جمع شوند تا با زور اسلحه به اشغال سرزمین اقدام کنند و بعد وقتی ساکنان بومی آن جا می خواهند اعتراض کنند با شدیدترین سرکوب مواجه شوند و تازه برخی که مدعی پاسداری از صلح و محبت هستند بگویند غاصب حق دفاع از خودش را دارد!

خصوصا در اتفاقاتی که همین چند روز اخیر رخ داد برخی از سران دنیا بودند در آزمون صداقت رفوزه شدند. سؤال این است که آنها اساسا در یک منطقه اشغالی که سازمان ملل آنها را ملزم به ترک آنجا کرده چه می کنند و بر اساس کدام حقوق بین اللملل در آنجا حضور دارند؟ آیا دزد و غاصبی که با زور وارد خانه دیگری شده در آنجا حق دفاع از خودش را دارد؟

اینجاست که واقعا باید به حال بشریتی که اختیارش در دست چنین سرانی است تأسف خورد.

ـ پيامبر خدا صلى الله عليه وآله فرمود: كيفر زورگويى زودتر از كيفر هر كردار زشت ديگرى دامنگير انسان مى‏شود. (كافى: 327/2)

الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ ؛ همان كسانى كه بناحق از خانه ‏هايشان بيرون رانده شدند [آنها گناهى نداشتند] جز اينكه مى گفتند پروردگار ما خداست و اگر خدا بعضى از مردم را با بعض ديگر دفع نمیکرد صومعه ‏ها و كليساها و كنيسه ‏ها و مساجدى كه نام خدا در آنها بسيار برده مى ‏شود سخت ويران مى ‏شد و قطعا خدا به كسى كه [دين] او را يارى مى ‏كند يارى مى‏ دهد چرا كه خدا سخت نيرومند شكست‏ ناپذير است. (الحج/ 40)



[1] . بنا بر نظر فروید، شخصیت انسان از سه عنصر تشکیل یافته که در تعامل با یکدیگر، رفتارهای پیچیده انسانی را به وجود می آورند: نهاد (منشأ غرایز ناخودآگاه و ابتدایی)، فراخود (سوپرایگو یا فرامن که شامل دو بخش وجدان و خود آرمانی است) و خود (ایگو، یا من که بخش سازمان یافته و منطقی ساختار روانی است و به عنوان میانجی بین سه عنصر شخصیت و دنیای خارجی عمل می کند) مکانیسم های دفاعِ روانی یک فرد در واقع یکی از کارکردهای «من» می باشند.  

[2] . Narcissistic Defense

[4] . Projection

[7] . Primitive Idealization

[10].  Immature Defenses

[12]  .Blocking

[13] . Hypochondriasis

[14] . Somatization

[16] . Passive-Aggressive

[17] . Fantasy

[19] . Neurosis

[26] . Minimization

[28] . Mature Defenses

[29] .Altruism

[30] . Anticipation

[31] . Asceticism

[32] . Humor

[33] . Suppression

[34]. Sublimation


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :