ارسال به دوستان
کد خبر : 194131

علی(ع) الگوی کامل برای همه بشریت

خطیب: آیت الله دکتر رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ


تاریخ: 08.06.2018 

http://fa.izhamburg.de/files/141/Image/Articles/1396/1/18/247f0e78922742dda3860daf53151ebf.jpg

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه و علی آله الطاهرين و اصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! اوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.


به مناسبت ایام شهادت آن شخصیت برجسته الهی و معجزه تربیتی پیامبر اکرم(ص) نکاتی را گذرا اشاره می کنم.

حضرت علی (ع) در تمام طول حیات خود یک موحّد واقعی و کامل بود و هیچگاه بر هیچ بُتی سجده نکرد؛ بلکه عبد مخلص پروردگار متعال بود و همه چیز زندگی برای حق بود. لحظه ای از حق فاصله نداشت و در میدان های مختلف، کامل ترین بود. در عبادت، زهد، شجاعت، تدبیر، حکمت، معرفت، بندگی، خُلق و ادب به اقرار همه پس از پیامبراکرم(ص) برترین و با فضیلت ترین شخصیت تمام دوران ها بود. او فقط برای زمانه خود الگو و اسوه نبود بلکه برای همۀ انسان ها، در همه عالم الگوست. او معلم توحید، صبر، مقاومت و استقامت بود و انیس و همدم یتیمان و مستمندان و بیچارگان بود. او برای همۀ محبوب بود و با حضورش در هر جائی امنیت ایجاد می کرد و همواره محضرش با حکمت و معرفت آمیخته بود. همیشه خود را سرباز پیامبر اکرم(ص) می دانست و تا آخرین لحظه، خود را فدای اسلام نمود.

آن حضرت همه صفات الهی را در خود جمع کرد و مظهر و جامع صفات الهی بود. در عبادت یگانه روزگار بود. نقل است، فردی به نام ضِرار به شام رفت و بر معاويه وارد شد. معاويه از او خواست از حالات حضرت علی(ع) برایش بگويد. او در پاسخ گفت: « لَقَدْ رَأَيْتُهُ فِى بَعْضِ مَوَاقِفِهِ وَ قَدْ أَرْخَى اللَّيْلُ سُدُولَهُ وَ هُوَ قَائِمٌ فِى مِحْرَابِهِ قَابِضٌ عَلَى لِحْيَتِهِ يَتَمَلْمَلُ تَمَلْمُلَ السَّلِيمِ وَ يَبْكِى بُكَاءَ الْحَزِينِ وَ يَقُولُ يَا دُنْيَا يَا دُنْيَا إِلَيْكِ عَنِّى أَ بِى تَعَرَّضْتِ أَمْ إِلَيَّ تَشَوَّقْتِ لَا حَانَ حِينُكِ هَيْهَاتَ غُرِّى غَيْرِى لَا حَاجَةَ لِى فِيكِ قَدْ طَلَّقْتُكِ َلَاثاً لَا رَجْعَةَ فِيهَا فَعَيْشُكِ قَصِيرٌ وَ خَطَرُكِ يَسِيرٌ وَ أَمَلُكِ حَقِيرٌ آهِ مِنْ قِلَّةِ الزَّادِ وَ طُولِ الطَّرِيقِ وَ بُعْدِ السَّفَرِ وَ عَظِيمِ الْمَوْرِدِ؛ على (ع) را در حالى ديدم كه شب پرده هاى خود را افكنده بود، و او در محراب ايستاده، محاسنش را به دست گرفته، همچون فرد مارگزيده، به خود مى پيچيد، و محزون مى گريست و مى گفت: اى دنيا! اى دنياى حرام! از من دور شو، آيا براى من خودنمايى مى كنى؟ يا شيفته من شده اى تا روزى در دل من جاى گيرى؟ هرگز مباد! غير مرا بفريب، كه مرا در تو هيچ نيازى نيست، تو را سه طلاقه كرده ام، تا بازگشتى نباشد، دوران تو كوتاه، ارزش تو اندك و آرزوى تو پست است. آه از توشه اندك، و درازى راه، و دورى منزل، و عظمت روز قيامت! »[1]

خود امام على(ع) مى فرمايد: «اِلهى ما عَبَدْتُكَ خَوْفاً مِنْ عِقابِكَ وَ لاطَمَعاً فى جَنَّتِكَ وَ لكِنْ وَجَدْتُكَ اَهْلاً لِلْعِبادَةِ فَعَبَدْتُكَ ؛ خدايا، تو را به جهت ترس از عذابت و طمع در بهشت، عبادت نكردم، بلكه تو را شايسته عبادت يافتم و آنگاه به عبادت تو برخاستم.» و این عبادت احرار و آزدگان است نه غلامان و بردگان و تاجران و کاسبان

همه عبادت او از سر شوق و حبّ و عشق به حضرت حق بود و در عین حال نسبت به شناخت و معرفتِ حقیقت توحید این حقیقت را بازگو نمودند که احدی را یارای غور و غواصی در بحر عمیق توحید نیست: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَايَبْلُغُ مِدْحَتَهُ الْقَائِلُونَ وَ لَايُحْصِي نَعْمَاءَهُ الْعَادُّونَ وَ لَايُؤَدِّي حَقَّهُ الْمُجْتَهِدُونَ الَّذِي لَايُدْرِكُهُ بُعْدُ الْهِمَمِ وَ لَايَنَالُهُ غَوْصُ الْفِطَنِ»


او در اوج ایمان به حق بود، به گونه ای که آرامش، طمأنینه، رضا و تسلیم را در خود جمع کرده بود. او وَلیِّ به حق خدا بود و قطعاً اولیای الهی خوف و حزنی در خود راه نمی دهند «إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ» و در همه حال خود را وابسته به خدای بزرگ و قادر و حکیم می دانند.

آن حضرت در مقام عطا و بخشش به معنای واقعی کلمه، کریم بود، چنانکه مخالفان آنحضرت همچون معاویه در وصف کرمش می گوید: «لو مَلَکَ بَیتاً مِن تِبرٍ وَ بَیتاً مِن تِبنٍ لَأنفَدَ تِبرُهُ قَبلَ تِبنِهِ[2] ؛ اگر علی دو انبار داشته باشد، یکی از آن ها پر از طلا و دیگری پر از کاه، اوّل آنکه طلاست تمام می شود و بعد، انبار کاه »این کرم علی است. علی تا زمانی که طلا دارد، نمی تواند کاه بدهد.

این شخصیت الهی و موحّد روزگار که نسبت به مال و ثروت اینچنین بی اعتنا است؛ امّا وقتی با بیت المال مواجه می شود، بسیار حساس و سخت گیر می شود و وقتی برادر گرسنه و نابینایش، عقیل در مقابلش می ایستد و کمی از سهمیه اش، بیشتر می طلبد بسیار سخت گیری می کند و آهنی را داغ می کند و به دستش نزدیک می نماید تا عبرت بگیرد. در این ماجرا عقیل فریاد کشید که ای برادر می خواهی مرا بسوزانی. حضرت فرمود: ای عقیل تو از این آتش که هنوز به تو نرسیده فرار می کنی، پس چگونه می خواهی مرا در آتش افکنی و بسوزانی. ای برادر تو از چنین اذیتی می نالی، اما انتظار داری که من از زبانه آتش جهنم ننالم؟

این مظهر خدا به خاطر آنکه در حکومتش آسیبی به عدالت وارد نشود چنین نسبت به بیت المال سخت گیری می کند. گرچه او حاضر است هر آنچه را که در منزل جزء اموال شخصی است به مستمند بدهد اما نسبت به آنچه که مربوط دیگران است، خود را امانت­دار می داند و هیچگاه در ذهنش خطور نمی کند که ذرّه ای در امانت خیانت نماید.

امّا همین انسان الهی و موحّد وقتی با آه یتیم مواجه می شود آنقدر قلب رئوف و مهربان و لطیف و نازکی دارد که بی طاقت می شود و اشک از چشمانش سرازیر می گردد. داشتن این نوع صفات به صورت جمعی در بسیاری از انسانها دشوار است. هم کریم و بزرگوار و هم امانتدار و سخت گیر، هم شجاع و دلیر و هم عارف دلسوخته و عابد عاشق.

آن حضرت هیچگاه اجازه ندارد که دنیا به سویش روی آورد و لذا می فرمود: اگر دنیا را به من بدهند که یک پوست جو را از یک مورچه بگیرم، نمی گیرم: «وَ اللَّهِ لَوْ أُعْطِيتُ الْأَقَالِيمَ السَّبْعَةَ بِمَا تَحْتَ أَفْلَاكِهَا، عَلَى أَنْ أَعْصِيَ اللَّهَ فِي نَمْلَةٍ أَسْلُبُهَا جُلْبَ شَعِيرَةٍ مَا فَعَلْتُهُ»[3]

و چون آن حضرت حقیقت ایمان را در بالاترین مرتبه چشید، همه این صفات در او جمع شده است و به عنوان یک مؤمن تکلیف مدار هرجا مسئولیت و مأموریتی به او واگذار می شود به بهترین شکل عمل می نماید و آنرا انجام می دهد. چه نسبت به مأموریت های فردی و شخصی و عبادی و چه نسبت به مأموریت های اجتماعی و چه زمانی که رهبری جامعه اسلامی را عهده دار بود، لحظه ای از حق فاصله نداشت بلکه خود آن حضرت محور حق بود.


امروزه حاکمان جامعه باید آن حضرت را الگو خود قرار دهند؛ البته نه در بعد فردی و شخصی و سخت گیریهایی که حضرت نسبت به خود داشت؛ زیرا در این بعد بسیار دشوار است که انسان پا به پای علی(ع) رفتار نماید بلکه در مسئولیت حمایت از مستمندان و مستضعفان در جهت تحقق عدالت باید آن حضرت را الگو قرار دهیم تا جامعه بشری طعم عدالت علوی را ذرّه ای تجربه نماید و این آن مهمی است که باید از آن الگو گرفت.

گرچه همه انسانها در هر بعد از زندگی خود می توانند علی(ع) را به عنوان الگو قرار دهند چه آن عارف محو جمال و جلال حق و چه آن عابد غرق در عبادت و چه آن متکلم زبردست و چه آن حکیم متأله و چه آن فقیه کارآموزده و چه آن ادیب سخنور و بلیغ و چه آن مصلح روزگار و چه آن عالم اخلاق آراسته به فضائل و چه آن رهبر عادل پیشه جامعه که درصدد است امنیت و عدالت را پیاده کند و هر دیگری در هر بعدی که تلاش می کند به کمالی برسد و خود را رشد دهد، می تواند علی(ع) را به عنوان یک الگو بپذیرد، بی شک خود را به ساحل نجات خواهد رساند و حیات و زندگی حقیقی را در این دنیا تجربه خواهد نمود.




[1] . نهج البلاغه، ترجمه شریف الرضی، ص 480 ـ 481.

[2] . ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، ج 1، ص 22.

[3] . نهج البلاغه، سید رضی، خطبه 224، ص 347.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :