ارسال به دوستان
کد خبر : 197241

حضرت مسیح علیه السلام از دیدگاه قرآن

خطیب: حجت الاسلام والمسلمین انصاری

تاریخ: 28.12.2018

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمدلله رب العالمین الصلاة والسلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین سیدنا و نبینا طبیب قلوبنا و شفیع ذنوبنا العبد المؤید الرسول المسدد المحمود الاحمد ابی القاسم المصطفی محمّد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین و اصحابه المنتجبین.

عبادالله! أوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

خودم و همه شما نمازگزاران را به رعایت تقوای الهی توصیه می کنم.



در ایام میلاد پیامبر بزرگ الهی حضرت عیسی بن مریم (ع) قرار داریم. به عنوان مسلمان اعتقاد به نبوت حضرت عیسی (ع) داریم و طبق قرآن کریم وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّـهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ[1] همه مسلمانان به تمامی پیامبران الهی ایمان دارند و به نبوت آنها اعتقاد دارند.

در تعدادی از سوره ها و آیات قرآن به زندگی، شخصیت، ویژگی ها و برخی از اوصاف حضرت عیسی علیه السلام پرداخته است. در برخی از این آیات شیوه خلقت، داستان زندگی مادر و حیات پرماجرای خودشان و در برخی دیگر مقامات معنوی و خصلت های اخلاقی او مطرح شده است؛ در مواردی نیز ادعاها و نسبتهای مسیحیان، مثل الوهیت و تثلیث و تصلیب طرح و رد شده است.

مادر حضرت مسیح علیه السلام:

داستان حضرت مسیح علیه السلام به نام مادر گرامیشان گره خورده است؛ چرا که نوع خلقت ایشان باعث شده که حضرت عیسی علیه السلام با عناوینی چون ابْنَ مَرْیَمَ، عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ و الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیَمَ به مادر بزرگوارشان نسبت داده شود.

قرآن حضرت مریم سلام الله علیها را به عنوان یک شخصیت برجسته و ویژه معرفی می کند و از آن حضرت با عنوان: بانوی برگزیده، پاک و مطهر، بهترین زنان عصر خود، مظهر عفاف، الگوی مومنان، دختری عابد، بسیار راستگو و هم سخن با فرشتگان یاد شده است. در آیات 42 و 43 سوره آل عمران به برخی از این فضائل اشاره شده است: وَإِذْ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّـهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَىٰ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ * يَا مَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّكِ وَاسْجُدِي وَارْكَعِي مَعَ الرَّاكِعِينَ؛ و [به یاد آورید] هنگامى را که فرشتگان گفتند: اى مریم! خداتو را برگزیده و پاک ساخته؛ و بر تمام زنان جهان، برترى بخشیده است. * اى مریم! [به شکرانه این نعمت] براى پروردگار خود، خضوع کن و سجده به جا آور؛ و با رکوع کنندگان، رکوع کن. همچنین در آیه 12 سوره تحریم حضرت مریم سلام الله علیها را در زمره مطیعان و الگوی پاکدامنی قرار داده است: وَمَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهِ مِن رُّوحِنَا وَصَدَّقَتْ بِكَلِمَاتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِ وَكَانَتْ مِنَ الْقَانِتِينَ؛ و همچنین به مریم دختر عمران که دامان خود را پاک نگه داشت، و ما از روح خود در آن دمیدیم؛ او کلمات پروردگار خویش و کتاب هایش را تصدیق کرد و از مطیعان [فرمان خدا] بود.

به این جهت یکی از تأکیدات حضرت مسیح علیه السلام احترام به مقام والای مادر است که در سوره مریم، آیه 32 به آن اشاره شده است: وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا؛ و مرا نسبت به مادرم نیکوکار قرار داده؛ و جبّار و عصیانگر قرار نداده است.


خلقت مسیح علیه السلام:

برخی به خاطر شکل خلقت حضرت مسیح علیه السلام چون بدون پدر به دنیا آمد، او را فرزند خدا قرار می دهند. قرآن نحوه خلقت عیسی علیه السلام را در سوره آل عمران، آیه 59 بیان فرموده است: إِنَّ مَثَلَ عِيسَىٰ عِندَ اللَّـهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُن فَيَكُونُ. خلقت آدم علیه السلام، از این هم شگفت‏ انگیزتر بود. آدم به عنوان اولین انسان روی زمین، بدون دخالت پدر و مادر خلق شد و این گونه کارها برای خداوند دشوار نیست؛ خلقت عیسی سخت‏ تر از آفرینش آدم نبود. آدم علیه السلام پدر و مادر نداشت و همان خدایى که آدم را بدون پدر و مادر آفرید، قادر خواهد بود که عیسى بن مریم را بدون پدر خلق کند. از این جهت آفرینش حضرت عیسى مانند آفرینش حضرت آدم علیهم السلام است. اگر عیسى بدون پدر از مادر متولّد شد، حضرت آدم بدون ‏آنکه پدر و مادرى داشته باشد به دنیا آمد. به همین دلیل زمانی که مریم بیان می کند که چگونه براى من پسرى خواهد بود در حالى که نه هیچ بشرى با من ازدواج کرده است و نه بدکاره بوده‏ ام‏؛ قرآن در سوره مریم، آیه 21 در جواب مریم می فرماید: قَالَ كَذَٰلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَلِنَجْعَلَهُ آيَةً لِّلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِّنَّا وَكَانَ أَمْرًا مَّقْضِيًّا؛ گفت: چنین است [که گفتى، ولى] پروردگارت فرموده است: این کار بر من آسان است و [فرزندى بدون ازدواج به او بخشیدن] براى این [است] که او را نشانه‏اى [از قدرت خود] براى مردم و رحمتى از سوى خود قرار دهیم؛ و این کار شدنى است.

خداوند در سوره مومنون، آیه 50 خلقت حضرت عیسی را یکی از نشانه های قدرت خود بیان کرده و می فرماید: وَ جَعَلْنَا ابْنَ مَرْیَمَ وَ اُمَّهُ آیَهً؛ ما فرزند مریم و مادرش را نشانه‏ اى از عظمت و قدرت خود قرار دادیم. تعبیر به ابن مریم بجاى عیسى‏ براى توجه دادن به این حقیقت است که او تنها از مادر و بدون دخالت پدرى به فرمان پروردگار متولد شد، و این تولد خود از آیات بزرگ قدرت پروردگار بود و از آنجا که این تولد استثنایى رابطه‏ اى با عیسى و رابطه‏ اى با مادرش مریم دارد هر دو را به عنوان یک آیه و نشانه مى‏ شمرد چرا که این دو تولد فرزندى بدون دخالت پدر و همچنین باردار شدن مادرى بدون تماس با مرد در واقع یک حقیقت بودند با دو نسبت متفاوت.

پیامبری و مقامات معنوی و اخلاقی مسیح علیه السلام:

قرآن با ذکر القابی پر معنی مقام و شخصیتی متعالی از حضرت عیسی علیه السلام ارائه کرده است. برخی از این القاب عبارتند از: زَکّیّ؛ جَعَلَنی مُبارَکاً؛ قَولُ الحَقّ؛ مِنَ المُقرَبین؛ کَلمَة اللهِ؛ رُوحٌ مِنَ اللهِ؛ رَسوُلُ اللهِ. همچنین در آیه سوره انعام وی را در زمره صالحان قرار داده است: وَ زَکَرِیَّا وَ یَحْیى وَ عیسى وَ اِلْیاسَ کُلٌّ مِنَ الصَّالِحینَ. [2]این توصیف ها نشان از عظمت و بزرگی آن حضرت دارد.

اولین اعجاز و کرامات مسیح در همان لحظات اولیه تولد نمایان شد و حضرت در حالی که در گهواره بود خود را عبد و بنده خدا معرفی کرد که از طرف خدا به عنوان پیامبر انتخاب، و به او کتاب انجیل داده شده و او را مایه برکت، تسکین و آرامش قرار داده است. آیات 29 و 30 سوره مریم به این موضوع اختصاص دارد: فَأَشَارَتْ إِلَيْهِ قَالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَن كَانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا * قالَ اِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتانِیَ الْکِتابَ وَ جَعَلَنی‏ نَبِیًّا؛ مریم به نوزاد اشاره کرد [که از او بپرسید] گفتند: چگونه با کودکى که در گهواره است سخن بگوییم * نوزاد [از میان گهواره] گفت: همانا من بنده خدا هستم، به من کتاب عطا کرده و مرا پیامبر قرار داده است.



مواهب الهی بر مسیح علیه السلام:

قرآن بخشی از سرگذشت حضرت مسیح‏ و مواهبی که به او و امتش ارزانى شده در سوره مائده، آیه 110 به این صورت بیان می کند: خداوند خطاب به مسیح علیه السلام می فرماید: بیاد بیاور هنگامى را که خداوند به عیسى بن مریم فرمود: نعمتى را که بر تو و بر مادرت ارزانى داشتم متذکر باش؛ اِذْ قالَ اللَّهُ یا عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ اذْکُرْ نِعْمَتِی عَلَیْکَ وَ عَلى‏ والِدَتِکَ‏...

۱ تقویت با روح القدس: اِذْ اَیَّدْتُکَ بِرُوحِ الْقُدُسِ‏؛ تو را با روح القدس تقویت کردم (مراد از روح القدس، فرشته وحى جبرئیل و یا همان نیروى غیبى که عیسى را براى انجام معجزات و تحقق بخشیدن به رسالت مهمش تقویت مى‏ کرد.)

2.       سخن گفتن درگهواره: تُکَلِّمُ النَّاسَ فِی الْمَهْدِ وَ کَهْلًا؛ به تایید روح القدس با مردم در گهواره و به هنگام بزرگى و پختگى سخن مى‏ گفتى. اشاره به اینکه سخنان تو در گهواره همانند سخنان تو در بزرگى، پخته و حساب شده بود، نه سخنان کودکانه و بى ارزش.

3.       تعلیم حکمت، تورات و انجیل: وَ اِذْ عَلَّمْتُکَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ وَ التَّوْراةَ وَ الْاِنْجِیلَ‏؛ کتاب و حکمت و تورات و انجیل را به تو تعلیم دادم. ذکر تورات و انجیل بعد از ذکر کتاب با اینکه از کتب آسمانى است، در حقیقت از قبیل تفصیل بعد از اجمال است.

4.       زنده کردن پرندگان به اذن خدا: وَ اِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَهِ الطَّیْرِ بِاِذْنِی فَتَنْفُخُ فِیها فَتَکُونُ طَیْراً بِاِذْنِی‏؛ از گِل به فرمان من چیزى شبیه پرنده مى‏ساختى سپس در آن مى‏ دمیدى و به اذن من پرنده زنده ‏اى مى ‏شد.

5.       شفای بیماران خاص: وَ تُبْرِئُ الْاَکْمَهَ وَ الْاَبْرَصَ بِاِذْنِی؛ کور مادرزاد و کسى که مبتلا به بیمارى پیسى بود به اذن من شفا مى‏ دادى.

6.       زنده کردن مردگان: وَ اِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتى‏ بِاِذْنِی‏؛ مردگان را به اذن من زنده مى‏ کردى.

7.       حمایت در برابر بنی اسرائیل: خداوند در ادامه آیهمی فرماید: من در برابر این همه هیاهو و دشمنان سر سخت و لجوج تو را حفظ کردم تا دعوت خود را پیش ببرى: وَ اِذْ کَفَفْتُ بَنِی اِسْرائِیلَ عَنْکَ اِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَیِّناتِ فَقالَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْهُمْ اِنْ هذا اِلَّا سِحْرٌ مُبِینٌ‏؛ و [به یاد آور] هنگامى [را] که بنى اسرائیل را از آسیب رساندن به تو، باز داشتم؛ در آن زمان که دلایل روشن براى آنها آوردى، ولى جمعى از کافران آنها گفتند: اینها جز سحر آشکار نیست.

نفی اولوهیت و تثلیث از مسیح علیه السلام:

یکى از مهمترین اشتباهاتی که در مسیحیت اتفاق افتاد، مساله تثلیث و خدایان سه‏ گانه است و قرآن کریم با جمله ‏هاى کوتاه و مستدل آنها را از این انحراف بزرگ بر حذر می دارد. نخست در سوره نساء، آیه 171 به آنان اخطار مى‏ کند که در دین خود راه غلو را دنبال نکنند و جز حق در باره خدانگویند: یا اَهْلَ الْکِتابِ لا تَغْلُوا فِی دِینِکُمْ وَ لا تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ اِلَّا الْحَقَ‏؛ اى اهل کتاب! در دین خود غلوّ [و افراط] نورزید، [و از چهارچوب آیات نازل شده از سوى خداو آنچه پیامبران به شما آموخته ‏اند، خارج نشوید] و نسبت به خداجز حق نگویید. سپس در ادامه به چند نکته که هر کدام در حکم دلیلى بر ابطال تثلیث و الوهیت مسیح علیه السلام است اشاره مى‏ کند:

1.      عیسى علیه السلام فقط فرزند مریم علیها السلام بود. اِنَّمَا الْمَسِیحُ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ‏. این تعبیر ذکر نام مادر عیسى در کنار نام او که در شانزده مورد از قرآن مجید آمده است، خاطرنشان می سازد که مسیح علیه السلام هم چون سایر افراد انسان در رحم مادر قرار داشت و دوران جنینى را گذراند و همانند سایر افراد بشر متولد شد، شیر خورد و در آغوش مادر پرورش یافت، یعنى تمام صفات بشرى در او بود. چگونه ممکن است چنین کسى که مشمول و محکوم قوانین طبیعت و تغییرات جهان ماده است خداوندى ازلى و ابدى باشد؟! مخصوصا کلمه انما که در آیه مورد بحث آمده است به این توهم نیز پاسخ مى‏ گوید که اگر عیسى علیه السلام پدر نداشت مفهومش این نیست که فرزند خدابود بلکه فقط فرزند مریم بود!

2.      عیسى علیه السلام فرستاده خدابود: رَسُولُ اللَّهِ‏؛ و این موقعیت نیز تناسبى با الوهیت او ندارد.

3.      عیسى علیه السلام کلمه خدا بود که به مریم القا شد: وَ کَلِمَتُهُ اَلْقاها اِلى‏ مَرْیَمَ‏. در چند آیه قرآن از عیسى علیه السلام تعبیر به کلمه شده است و این تعبیر به خاطر آن است که اشاره به مخلوق بودن مسیح علیه السلام کند، همان طور که کلمات مخلوق ما است، موجودات عالم آفرینش هم مخلوق خدا هستند، و نیز همان طور که کلمات اسرار درون ما را بیان مى‏ کند و نشانه ‏اى از صفات و روحیات ما است، مخلوقات این عالم نیز روشنگر صفات جمال و جلال خدایند، به همین جهت در چند مورد از آیات قرآنبه تمام مخلوقات اطلاق کلمه شده است. البته این کلمات با هم تفاوت دارند بعضى بسیار برجسته و بعضى نسبتا ساده و کوچک هستند، و عیسى علیه السلام مخصوصاً از نظر آفرینش علاوه بر مقام رسالت برجستگى خاصى داشت زیرا بدون پدر آفریده شد.

4.      عیسى، روحى است که از طرف خدا آفریده شد: وَ رُوحٌ مِنْهُ‏؛ این تعبیر که در مورد آفرینش آدم و به یک معنى آفرینش تمام بشر نیز در قرآن آمده است، اشاره به عظمت آن روحى است که خدا آفرید و در وجود انسانها عموما و مسیح و پیامبران خصوصا قرار داد.

قرآن کریم، از زبان حضرت مسیح علیه السلام نیز او را از هرگونه ادّعاى ناروا در زمینه الوهیت پاک مى ‏شمرد؛ خداوند در سوره مائده آیات 116 و 117 چنین می فرماید: وَ اِذْ قَالَ اللَّهُ یَا عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ اَنتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِى وَ اُمِّى اِلَهَیْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قَالَ سُبْحَانَکَ مَا یَکُونُ لِى اَنْ اَقُولَ مَا لَیْسَ لِى بِحَقٍّ اِنْ کُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِى نَفْسِى وَ لَا اَعْلَمُ مَا فِى نَفْسِکَ اِنَّکَ اَنْتَ عَلَّامُ الْغُیُوبِ * مَا قُلْتُ لَهُمْ اِلَّا مَا اَمَرْتَنِى بِهِ اَنْ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّى وَ رَبَّکُمْ وَ کُنتُ عَلَیْهِمْ شَهِیداً مَّا دُمْتُ فِیهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّیْتَنِى کُنتَ اَنْتَ الرَّقِیبَ عَلَیْهِمْ وَ اَنْتَ عَلَى کُلِّ شَىْ‏ءٍ شَهِیدٌ؛ به خاطر بیاور هنگامى را که خداوند [در قیامت] به عیسى بن مریم علیه السلام مى‏ گوید: آیا تو به مردم گفتى که من و مادرم را -غیر از خدا- معبود قرار دهید؟، عیسى مى‏ گوید: خداوندا! منزهى، من هرگز حق ندارم آنچه شایسته من نیست بگویم اگر چنین گفته بودم تو مى‏ دانستى، آنچه را در دل من است مى‏ دانى و من آنچه در ذات تو است نمى‏ دانم و تو داناى اسرار پنهانى * من به آنها چیزى نگفتم جز آنچه به من امر فرمودى که [تنها] خدارا بپرستید که پروردگار من و شما است و تا زمانى که من در میان آنها بودم گواه ایشان بودم [تا از مسیر توحیدبه سوى شرک منحرف نشوند] اما هنگامى که مرا باز گرفتى، تو مراقب آنان بودى، و تو بر هر چیزى گواهى.

طبق مفاد این آیات، حضرت عیسی علیه السلام هیچ‏ گونه ادعایى جز بندگى خداوند و نبوت و رسالت از سوى او نداشت، و در مقام عبودیت و تسلیم در برابر فرمان خدانیز بسیار خاضع بود. انسان ها را به عبودیت و بندگی خدا دعوت می کند: وَ اِنَّ اللَّهَ رَبِّی وَ رَبُّکُمْ فَاعْبُدُوهُ هذا صِراطٌ مُسْتَقیم[3]؛ و [عیسى گفت:] خداوند، پروردگار من و پروردگار شماست؛ او را پرستش کنید؛ این است راه راست. در آیات دیگر نیز مى‏ گوید: آنچه عیسی از معجزات انجام مى‏ داد همگى به اذن و فرمان خدا بود. [4]


نفی تصلیب حضرت عیسی علیه السلام:

آنچه در قرآن حکایت دارد، اینست که حضرت مسیح علیه السلام بر خلاف اعتقاد مسیحیان به صلیب کشیده نشده است و فردی شبیه به حضرت عیسی (ع) را به صلیب کشیدند و تصور کردند که او حضرت عیسی (ع) است. قرآن کریم می فرماید: وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّـهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَـٰكِن شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا و گفته ايشان كه: «ما مسيح، عيسى بن مريم، پيامبر خدا را كشتيم»، و حال آنكه آنان او را نكشتند و مصلوبش نكردند، ليكن امر بر آنان مشتبه شد؛ و كسانى كه در باره او اختلاف كردند، قطعاً در مورد آن دچار شكّ شده اند و هيچ علمى بدان ندارند، جز آنكه از گمان پيروى مى كنند، و يقيناً او را نكشتند.

جهان امروز نیازمند به تعالیم عیسی مسیح علیه السلام است و اگر حضرت عیسی مسیح علیه السلام امروز در میان ما می بود، لحظه ای را برای مبارزه با ظلم از دست نمیداد و گرسنگی و سرگردانی میلیاردها انسانی را که به وسیله ی قدرت های بزرگ، استثمار و به جنگ و فساد و ستیزه خویی سوق داده میشوند، تحمل نمیکرد.

از خدا می خواهیم بشریت امروز با تعالیم مسیح علیه السلام آشنا شوند.



[1] سوره بقره، آیه 285

[2] سوره انعام، آیه 85

[3]  سوره مریم، آیه 36

[4] hawzah.net


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :