ارسال به دوستان
کد خبر : 254610

اوصاف متّقین (6)

خطیب: حجت الاسلام والمسلمین دکتر مفتح امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ
سم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

چهارمین فضیلت: چشم بستن بر گناهان

-       غَضُّوا أَبْصَارَهُمْ عَمَّا حَرَّمَ اللهُ عَلَيْهِمْ،

از آنچه خدا بر آنان حرام كرده چشم می پوشند.

پرهیز از گناهان و چشم پوشیدن بر محرمات الهی از بدیهی ترین مقدمات تقوا شمرده می شود. اولین مرتبه از مراتب تقوا که به تعبیر قرآن کریم «فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ (تغابن:16)؛ هرچه می توانید تقوای الهی داشته باشید» آنستکه از محرمات الهی دوری شود و واجبات الهی بجا آورده شود.

هرچه مراتب تقوای انسان بالاتر رود، مواردی که باید از آن اجتناب کند بیشتر می شود، که گفته اند «حَسَناتُ الْأبرارِ سَیِّئاتُ الْمُقَرَّبینِ؛ کارهای نیک خوبان برای مقرّبان عمل زشت محسوب می شود». زیرا کسی که به مراتب بالای تقوا ی رسد طبعاً جایگاه تأثیر گذاری در میان اطرافیان خود و در جامعه پیدا می کند و دیگران از او الگو می گیرند، و اعمال او را سرمشق خود قرار می دهند. چنین کسی باید از موارد بسیاری که بر دیگران حلال است اجتناب کند، که به قول سعدی:

اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی                        بر آورند غلامان او درخت از بیخ

به نیم جوجه چو سلطان ستم روا دارد                     زنند لشکریانش هزار مرغ به سیخ

از سوی دیگر، هرچه شخص در مراتب تقوا بالاتر رود، بسیاری از امور مباح را برای خود حرام می بیند، چرا که دل او را از یاد خدا غافل می کند، و شخص عارف به دنبال توجه همیشگی به خداوند است. واردات قلبی از راه چشم و گوش است که جان را وابسته به این و آن می کند. به قول بابا طاهر:

ز دست دیده و دل هر دو فریاد                            که هر چه دیده بیند دل کند یاد

بسازم خنجری نیشش ز فولاد                             زنم بر دیده تا دل گردد آزاد

افکار و خیالات انسان ریشه در دیده های او دارد. آنچه را که انسان می بیند در جان و دل او تأثیر گذاشته و فکر و ذکر او را مشغول به خود می کند، و اینچنین انسانی فرصت و توان پرواز معنوی را از دست می دهد و راهی به سوی آسمان نخواهد داشت، و به قول مولوی:

جان همه روز از لگدکوب خیال                        وز زیان و سود و از خوف زوال

نی صفا می ماندش نی لطف و فر           نی به سوی آسمان راه سفر

خداوند در قرآن کریم، در قالب مثالی که می زند دو گونه انسان را با یکدیگر مقایسه می کند:

-       ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا رَجُلًا فِيهِ شُرَكَاءُ مُتَشَاكِسُونَ وَرَجُلًا سَلَمًا لِرَجُلٍ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلًا الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿زمر:۲۹﴾

خدا مثلى زده است مردى است كه چند خواجه ناسازگار در [مالكيت] او شركت دارند [و هر يك او را به كارى مى‏ گمارند] و مردى است كه تنها فرمانبر يك مرد است آيا اين دو در مثل يكسانند سپاس خداى را [نه] بلكه بيشترشان نمى‏ دانند (۲۹)

انسانی که مراقب واردات قلبی خود نباشد، و از چشم و گوش خود محافظت نکند، و کشیک نفس نکشد، مانند چنین فردی است که دیده ها و شنیده های او، او را به جانب خود می کشد و او به جوانب متفاوت سوق داده می شود، و جمعیت خاطر لازم برای کمال یابی را نخواهد داشت.

کسی که خداجوی بوده و به دنبال رسیدن به اوج کمال و معنویت، و فناء فی الله است، باید خود را خالی از همه این دلمشغولی ها و افکار غیر الهی کند، و تنها توجهش به خدا باشد:

کاشکی از غیر تو آگه نبودی جان من                 خود ندانستی بجز تو جان معنی دان من

غیر رویت هرچه بینم نور چشمم کم شود             هر کسی را ره مده، ای پرده مژگان من

تعبیر «غضّ بصر» در دو آیه قرآن کریم به کار رفته است، که هر دو آیه در مورد ارتباط زنان و مردان در جامعه می باشد. آیه اول خطاب به مردان مؤمن است، و آیه دوم خطاب به زنان مؤمن:

-       قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ۚ ذَٰلِكَ أَزْكَىٰ لَهُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ (نور:30)

وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا ۖ وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُيُوبِهِنَّ ۖ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَىٰ عَوْرَاتِ النِّسَاءِ ۖ وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ ۚ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (نور: 31)

به مردان با ايمان بگو ديده فرو نهند و پاكدامنى ورزند كه اين براى آنان پاكيزه‏ تر است زيرا خدا به آنچه مى كنند آگاه است؛

و به زنان با ايمان بگو ديدگان خود را [از هر نامحرمى] فرو بندند و پاكدامنى ورزند و زيورهاى خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه طبعا از آن پيداست؛ و بايد روسرى خود را بر سينه خويش [فرو] اندازند و زيورهايشان را جز براى شوهرانشان يا پدرانشان يا پدران شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران شوهرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنان [همكيش] خود يا كنيزانشان يا خدمتكاران مرد كه [از زن] بى ‏نيازند يا كودكانى كه بر عورتهاى زنان وقوف حاصل نكرده‏ اند آشكار نكنند و پاهاى خود را [به گونه‏ اى به زمين] نكوبند تا آنچه از زينتشان نهفته مى دارند معلوم گردد اى مؤمنان همگى [از مرد و زن] به درگاه خدا توبه كنيد اميد كه رستگار شويد.

نکات مورد توجه در این دو آیه:

1.    در این آیات ابتدا از مردان آغاز می کند و آنان را به حفظ چشم از حرام، و حفظ عفت فرمان می دهد، و سپس به زنان می پردازد و آنان را به حفظ چشم و عفت، و رعایت پوشش مناسب دستور می دهد.

این تقدم و تأخر دارای حکمتی است. حکمت موجود در این ترتیب فرمان الهی نشانه آنستکه عدم رعایت پوشش مناسب از سوی بانوان معلول عدم پاک چشمی آقایان است. تا مردی با چشمانش خریدار زینت و زیبایی حرام نباشد، و با نگاه خود زنان را به عدم رعایت پوشش تشویق نکند، زنان جامعه به عرضه حرام زینت و زیبایی خود اقدام نخواهند کرد. این مطلب در مسأله آرایش زنان در جوامع صنعتی غرب به خوبی مشاهده می شود، که چون طلبی از سوی مردان وجود ندارد زنان نیز خود را در مواقع حضور عادی در جامعه نمی آرایند و از زیور آلات استفاده نمی کنند.

 

2.    از تعبیر «ذَلِكَ أَزْكَىٰ لَهُمْ» این نکته درک می شود که رعایت این دستور برای انسانها موجب پاکیزگی بیشتر است، و «إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ» خداوند نسبت به عملکرد انسانها آگاه است.

موضوع این آیه که روابط میان زن و مرد است، از اموری نیست که انسان بخواهد در آن به تجربه بپردازد و پس از مشاهده نتایج ناگوار آن نسبت به محدوده آن نظریه پردازی کند. در اینچنین اموری که روش آزمون و خطا موجب بروز ناهنجاریهای غیر قابل جبران و آوارهای غیر قابل ترمیمی می شود نباید به تجربه پرداخت، و این همان خطایی است که اندیشمندان قرون اخیر در جوامع بشری مرتکب شدند. قرآن می فرماید خدایی که آفریننده بشر است و به حال او آگاه می باشد چنین دستوری در کنترل روابط زن و مرد می دهد، مرد و زن را به رعایت پاکی چشم، عفت، و رعایت پوشش لازم در جامعه تشویق می کند. استثناهایی که در این آیه بیان شده است نشان می دهد که رعایت دستورات الهی موجب سختی و حرج در روابط اجتماعی افراد نخواهد شد. زن و مرد مسلمان می توانند با رعایت این دستورات، زندگی اجتماعی سالم و کاملی را داشته باشند، و این شیوه برای پاکیزه ماندن جامعه انسانی ثمر بخش تر خواهد بود.

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :