ارسال به دوستان
کد خبر : 254647

اوصاف متّقین(7)

خطیب: حجت الاسلام والمسلمین دکتر مفتح امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ
بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه

پنجمین فضیلت: تنها به علم نافع گوش سپردن

-        وَقَفُوا أَسْمَاعَهُمْ عَلَى اَلْعِلْمِ اَلنَّافِعِ لَهُمْ،

تنها به علم نافع گوش می سپارند.

ارزش کلام مسموع

طبق آموزه های قرآن و حدیث، هر کلامی ارزش شنیدن ندارد، و نباید گوش خود را در برابر شنیدن هر سخنی باز گذاشت. قرآن کریم درباره سخنی که ارزش شنیدن دارد می فرماید:

-        الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿زمر:۱۸﴾

به سخن گوش فرا مى‏ دهند و بهترين آن را پيروى مى كنند اينانند كه خدايشان راه نموده و اينانند همان خردمندان

 طبق این آیه، باید به سخنانی گوش فرا داد که «حَسَن» باشد، تا «أَحسَن» را از بین آنها تشخیص داد و تبعیت کرد. بنابراین سخنانی که صفت حسن و نیکوئی را ندارند را نباید شنید و به محدوده وجود خود راه داد. شنیده ‏ها نیز همچون دیده ها نفس انسان را تحت تأثیر قرار می دهد، و موجب جمعیت خاطر و پرواز الی الله، یا تشتت خاطر و گرفتاری در اوهام و خیالات می گردد.

امام جواد علیه السلام می فرماید:

-        مَنْ أَصْغَی إِلَی نَاطِق فَقَدْ عَبَدَهُ فَإِنْ کَانَ النَّاطِقُ عَنِ اللَّهِ فَقَدْ عَبَدَ اللَّهَ وَ إِنْ کَانَ النَّاطِقُ یَنْطِقُ عَنْ لِسَانِ إِبْلِیسَ فَقَدْ عَبَدَ إِبْلِیسَ.(مستدرک الوسائل، ج 17، ص 308)

کسی که به سخنرانی کسی گوش می دهد درباره سخنران را پرستش کرده است؛ پس اگر سخنران درباره خدا و سخنان خداوند سخن بگوید، این شنونده خداوند را عبادت کرده است، و اگر سخنران از سخنان شیطان بگوید، این شنونده شیطان را پرستش کرده است.

مطابق این سخن امیرالمؤمنین، شنیده های اهل تقوی آن چیزهایی است که دانش و علمی در بر داشته باشد، و بر دانش فرد شنونده بیافزاید. 

 

اهمیت علم

علم و دانش در قرآن و سخنان معصومین مورد توجه فراوانی قرار گرفته است، تا جائی که اولین آیات نازل بر رسول اکرم، به علم انسان اشاره می‏کند، و رسالت آخرین رسول الهی با این اشاره آغاز می شود:

-        اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ؛خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ؛ اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ؛ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ؛ عَلَّمَ الْإِنْسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ (علق:1-۵)

بخوان به نام پروردگارت كه آفريد؛ انسان را از علق آفريد؛ بخوان و پروردگار تو كريمترين [كريمان] است؛ همان كس كه به وسيله قلم آموخت؛ آنچه را كه انسان نمى‏ دانست [بتدريج به او] آموخت.

و در داستان خلقت انسان، آنگاه که این آفرینش با اعتراض ملائکه مواجه میشود، علمی که خداوند به آدم ابوالبشر می آموزد موجب برتری او و پاسخ گرفتن اعتراض ملائکه می شود:

-        وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَقَالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَؤُلَاءِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ ﴿بقره:۳۱﴾

و [خدا] همه [معانى] نامها را به آدم آموخت‏ سپس آنها را بر فرشتگان عرضه نمود و فرمود اگر راست مى‏ گوييد از اسامى اينها به من خبر دهيد.

در روایات و سخنان پیامبر اکرم و ائمه معصومین نیز بر اهمیت علم و علم آموزی تأکید فراوانی مشاهده می شود:

-        قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه وآله): طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ

علم آموزی بر هر فرد مسلمان [مرد و زن] واجب است.

-        قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه وآله): مَنْ سَلَكَ طَرِيقاً يَطْلُبُ فِيهِ عِلْماً سَلَكَ اللَّهُ بِهِ طَرِيقاً إِلَى الْجَنَّةِ، وَ إِنَّ الْمَلَائِكَةَ لَتَضَعُ أَجْنِحَتَهَا لِطَالِبِ الْعِلْمِ رِضاً بِهِ، وَ إِنَّهُ يَسْتَغْفِرُ لِطَالِبِ الْعِلْمِ مَنْ فِي السَّمَاءِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ حَتَّى الْحُوتِ فِي الْبَحْرِ

کسیکه در راه علم آموزی قدم برمی دارد خداوند او را در راه بهشت قرار می دهد، و فرشتگان بالهای خود را از روی رضایت برای طالب علم (زیر پاهای او) قرار می دهند، و همه موجودات آسمانها و زمین حتی ماهی در دریا برای طالب علم استغفار می کنند،


 


برتری عالم بر عابد

تردیدی نیست که انجام عبادات و ارتباط روحی با خدا و کسب معنویت، از امور لازم برای زندگی همراه تقوا است. عبادت روح انسان را صیقل می دهد و او را از پلیدی ها پاک می نماید. لکن در مرتبه بالاتر سؤال اینستکه آیا کسی که عمر خود را صرف آموختن علم می کند برتر است یا کسی که وقت و جوانی و عمر خود را تنها صرف عبادت می نماید؟ آیا خداوند بیشتر دوست دارد اوقات بنده اش به عبادت بگذرد یا به کسب دانش؟

نقل شده است که پیامبر اکرم به مسجد وارد شدند و دیدند عده ای نشسته اند و ذکر خدا را می گویند و مشغول عبادت هستند، و گروهی دیگر با هم مذاکره علمی می کنند. پیامبر فرمودند هر دو خوب است، ولی مرا برای معلمی فرستاده اند، و در جمع افرادی که مذاکره می کردند نشستند. پیامبر اکرم می فرماید:

-        فَضْلُ الْعَالِمِ عَلَى الْعَابِدِ كَفَضْلِ الْقَمَرِ عَلَى سَائِرِ النُّجُومِ لَيْلَةَ الْبَدْرِ

برتری عالم نسبت به عابد مانند برتری ماه شب چهارده است نسبت به سایر ستارگان.

 

صاحبدلی به مدرسه آمد ز خانقاه            بشکست عهد صحبت اهل طریق را

گفتم میان عالم و عابد چه فرق بود                   تا اختیار کردی از آن این فریق را

گفت آن گلیم خویش بدر می ‌برد ز موج             وین جهد می ‌کند که بگیرد غریق را

در اعمال شب قدر هم، که مهمترین شب سال است و به تعبیر قرآن کریم «لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ(قدر:3)؛ شب قدر از هزار ماه بهتر است » می بینیم که در کتب ادعیه می گویند علم آموزی و «مذاکره العلم» از سایر اعمال این شب فضیلت بیشتری دارد.

طبقه بندی علوم

یکی از مباحث مطرح در فلسفه علم، طبقه بندی علوم است. طبیعی است که همه دانشها دارای ارزش علمی یکسانی نیستند بلکه برخی بر بعض دیگر تقدم دارند. اینکه ملاک برتری و تقدم یک علم بر علم دیگر چیست از مسائل مورد اختلاف صاحبان نظر در این زمینه است که ما وارد آن نمی شویم، لکن این نکته برای ما قابل دقت است که در اسلام نسبت به همه علوم سفارش معینی دیده نمی شود.

از طرفی چند علم هستند که در فقه اسلامی حرام شمرده شده اند همچون کهانت، تنجیم، و ... و از طرف دیگر علومی که تعبیر «علم غیر نافع» برای آنها بکار رفته است مورد نهی هستند، تا جائی که در دعای مشهور از پیامبر اکرم نقل شده است:

-        اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ قَلْبٍ لاَ يَخْشَعُ، ومِنْ دُعَاءٍ لاَ يُسْمَعُ، وَمِنْ نَفْسٍ لاَ تَشْبَعُ، وَمِنْ عِلْمٍ لاَ يَنْفَعُ، أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَؤُلاَءِ الأَرْبَعِ. (الصحیح الجامع:رقم1297)

خدایا من به تو از چهار چیز پناه می برم، قلبی که خشوع ندارد، و دعائی که شنیده نشود، و نفسی که سیراب نگردد، و علم غیر نافع.

حال سؤال اینستکه ملاک علم نافع و علم غیر نافع چیست؟ و آن چگونه دانشی است که متقین تنها به آن گوش می سپارند و تنها آن را به عمق جان خویش راه می دهند؟

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :