ارسال به دوستان
کد خبر : 185451
تاریخ انتشار : 2/3/2017 10:42:00 AM

حیات دینی 5

خطیب: آیت الله دکتر رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ
تاریخ: 03.02.2017 


بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

انسان اگر بخواهد فلسفۀ حیات و زندگی را دربارۀ خود به دست آورد، به ناچار می بایست دارائی های بالفعل خود را مورد بررسی قرار دهد. چرا که انسان علاوه بر بُعد جمادی و حیات نباتی، از بُعد روحی نیز برخوردار است، و این همان مطلبی است که در قرآن از آن به «نفخۀ روح» تعبیر شده است. «وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحِي‏؛ و در او از روح خود (يك روح شايسته و بزرگ) دميدم‏».[1] و همین موضوع باعث شده که در بین همۀ موجوداتی در کرۀ خاکی وجود دارند، انسان از ظرفیتی ویژه و جایگاهی ممتاز برخوردار باشد. زیرا مطابق تصریح آیات نورانی قرآن کریم انسان به بهترین شکل آفریده شده است. «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في‏ أَحْسَنِ تَقْويِم؛‏ كه ما انسان را در بهترين صورت و نظام آفريديم‏».[2] و خدای تعالی پس از آفرینش جامع وجود انسانی با دو دست جلال و جمال خود، ایشان را لایق تکریم و تجلیل همۀ موجودات و حتی فرشتگان مقرَّب خود قرار داده است. لذا نباید زندگی انسان را در بُعد حیوانی و مانند آن منحصر نمود، بلکه انسان به عنوان بهترین آفریدۀ عالم هستی با تبعیت از قانون الهی می تواند در بهترین شرائط قرار گیرد. به همین جهت اگر انسانی به لحاظ این که دارای بهترین زندگی مادی و برترین لذت های دنیوی است، در نظر گرفته شود بدون شک از نگاه دین چنین شخصی هنوز در مسیر انسانیت قدمی برنداشته است، و هنوز از اوصاف آدمیت بهره مند نشده است. لذا چنین شخصی باید برای اینکه خود را در آن مسیر قرار دهد، تلاش جدیی انجام دهد؛ و اگر می خواهد به آرامش، امنیت، حکمت، مصلحت و معرفت، نائل شود باید خود را تحت مدیریت عقل روحی قرار دهد؛ تا بر مشکلات و مصائب فائق آید. همچنین برای اینکه از روحیه قوی و سالمی برخوردار شود، باید به حسب نیازهای روحی، معنوی، فطری، بر اساس قانون الهی خود را در مسیر تعالی و قرب الهی قرار دهد.

مهمترین عامل سستی در دین باوری، و آثار آن

مهمترین مسأله در دینداری این است که باید دین را باور کرد و بر اساس آن عمل نمود، زیرا فاصله گرفتن از آموزه های دینی و ایجاد تردید و شک در این باورها، سبب می شود ایمان انسان نسبت به دین سست شود. و همین موضوع عامل جدایی از حقائق و آثار دین در زندگی خواهد. متأسفانه بسیاری از انسان ها نسبت به دین، نگاه حاشیه ای دارند و دین لقلقۀ زبان آن ها است. البته تلاش رسانه ها در بی تأثیر خواندن این آموزه ها جای بسی تأمل است. چرا که اغلب رسانه های مغرض به طور مداوم سعی می کنند تأثیر عملی دین را مورد شک و تردید قرار داده، و نقش واقعی آن را کمرنگ جلوه دهند. البته برخی هم متأسفانه پوستۀ ظاهری دین را گرفته، و از مغز، باطن و حقیقت دین فاصله گرفته و به نوعی نسبت به دین با نگاه بسیار سطحی برخورد کرده اند. این افراد با چنین نگاه سطحی به دین، چون آثار دین داری و دین باوری را مشاهده نکردند، اشکال را به اصل دین وارد کردند. در حالی که اصل اشکال به نوع دینداری آنان بازگشت می کند، زیرا آنها معامله ای خوبی با دین نکرده اند. چرا که تمام این آثار منفی به خاطر این است که اَعمال دین از عبادات و غیره را بدون آداب و اسرار و احکام خدا عمل کرده، و چون در مقام عمل اثرش را مشاهده نکردند ادعایشان این بوده که دین در جامعه امروزی بشر قدرت مقابله با مشکلات و مصائب را ندارد، لذا باید دین را از صحنۀ عملی زندگی دور کرد. به همین جهت گاهی از زبان عده ای شنیده می شود که می گویند دل ما پاک است، آیا همین کافی نیست؟ و بر همین اساس معتقدند هیچ ضرورتی ندارد که یک مسلمان به شریعت ـ و اعمال آن از قبیل نماز و روزه ـ  عمل کند.

باتوجه به مطالبی که عنوان شد، نگاه سطحی و ظاهری نسبت به دین و عدم باور نسبت به آموزه های دینی، و نیز آسیب های فراوان در مفاهیم دینی، از عمده دلائلی است که فاصله ما را با دین روز به روز بیشتر می کند. حال آنکه باید تلاش شود برای دست یابی به آثار فردی و اجتماعیِ باورهای دینی، با عمل کردن به آموزه های اصیل آن ملتزم بوده، تا این مهم حاصل شود. بدون تردید اگر انسان چنین رویکردی نسبت به دین داشته باشد، پیروان آن را به عزت و حکمت و معرفت می رساند.

آثار سوء استفاده ابزاری از دین

اگر کسی دین را ابزار افزایش قدرت و ثروت بداند بدون شک هم به خودش و هم به همۀ جامعه آسیب وارد می شود. چرا که دین بدین جهت از جانب خدای تعالی قرار داده شده تا انسان راه و  مقصد را به درستی بشناسد و گمراه و متحیر نماند. لذا اگر انسان بر خلاف فلسفه وجودی دین، از آن سوء استفاده کند و دین را کابین رسیدن به دنیا قرار دهد یقیناً با بدبختی، تعب، سختی و بلا، مواجه خواهد شد. از همین رو امیرالمومنین(ع) در این باره فرموده اند: «لا تَمهَرِ الدُّنيا دينَكَ، فَإِنَّ مَن مَهَرَ الدُّنيا دينَهُ، زُفَّت إلَيهِ بِالشَّقاءِ وَالعَناءِ وَالمِحنَةِ وَالبَلاء؛ دينت را مَهر دنيا نكن؛ چرا كه هر كس دينش را مَهر دنيا كند، بدبختى و سختى و رنج و گرفتارى، او را به شتاب [از بين‏] مى‏برد».[3] چرا که افراد زیادی بودند که به واسطه دین فقط دنیای خود را نگه داشته و به بیان دیگر دین را فدای دنیا کردند، چرا که در بیان نورانی امیرالمومنین(ع) چنین شخصی بدبخت خواهد شد و هیچگاه رنگ خوشبختی را نخواهد دید. «مِنَ الشَّقَاءِ أَنْ يَصُونَ الْمَرْءُ دُنْيَاهُ بِدِينِه؛ ‏از جمله بدبختى، اين است كه مرد، دنيايش را با دينش حفظ كند».[4] و در بیان دیگری آن حضرت(ع) می فرمایند: «مَنْ اتَّخَذَ دَيْنَ اللَّهِ لَهْواً وَ لَعِباً أَدْخَلَهُ اللَّهُ النَّارَ مُخَلَّداً فِيهَا؛ هر كه دين خدا را بيهوده و بازى بگيرد، خداى سبحان او را در دوزخ جاويدان گرداند».[5]

شواهد تاریخی نیز این پیامدهای منفی استفاده ابزاری از دین را به انسان نشان می دهد، زیرا اگر انسان با دقت در تاریخ اسلام تحقیق و تفحص کند، به این مهم دست خواهد یافت که کسانی که دین را سبک شمرده اند، در نتیجه خار و ذلیل شدند. لذا حضرت علی(ع) در بیانی نورانی در همین خصوص فرموده اند: «مَنْ تَهَاوَنَ بِالدِّينِ هَانَ وَ مَنْ غَالَبَهُ الْحَقَّ لَانَ‏؛ هر کسی دین را سبک و خوار سازد خوار گردد، و حق بر هر کسی غالب گردد نرم شود».[6]

سخن پایانی

خلاصه سخن آنکه باید دین را با تمام ظاهر و باطن و جزء و کلش پذیرفت، و آن را باور نمود و از حقیقت آن غافل نماند، و نیز نباید انسان به جزئی از آن ایمان آورد، در حالی که به جزء دیگر آن اعتقادی نداشته باشد. چرا که نمی توان ایمان بدون عمل را کافی دانست، و با ساده انگاری آن را مطرح کرد. لذا بسیار روشن و واضح است که هر دینداری بر این مطلب واقف است که دین را باید برای کسب عزت و حکمت مورد بهره برداری قرار داد، نه اینکه دین را وسیله ای برای کسب دنیای خود قرار داد. همچنانکه انسان نباید دین خویشتن را برای تأمین شدن دنیای فرد دیگری بفروشد، زیرا چنین شخصی جزء بدبخت ترینهای عالم خواهد بود. لذا هنگامی از حضرت علی(ع) سوال شد که شقی ترین افراد کیست؟ «لمّا قيلَ لَهُ: أيُّ الخَلقِ أشقى‏؟  ـ مَن باعَ دينَهُ بِدُنيا غَيرِهِ ؛ شقاوتمندترينِ مردم كيست؟: كسى كه دينش را براى دنياى ديگرى بفروشد».[7]

 



[1]. الحجر/29، ص/72.

[2]. التین/4.

[3]. تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، غرر الحكم و درر الكلم، ص754، ح183، قم، دار الكتاب الإسلامي، چ دوم، 1410ق.

[4]. همان، ص677، ح99.

[5]. همان، ص656، ح1375.

[6]. همان، ص655، ح1364.

[7]. ابن بابويه، محمد بن على، من لا يحضره الفقيه، ج4، ص383، ح5833، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چ دوم، 1413ق.


نظر شما



نمایش غیر عمومی