ارسال به دوستان
کد خبر : 185898
تاریخ انتشار : 2/24/2017 2:09:00 PM

خانواده در قرآن کریم 33 (برکات و آثار مثبت خانواده داری)

خطیب: حجت الاسلام والمسلمین دکتر ترابی

تاریخ: 24.02.2017



موضوع خطبه­ اوّل: نیاز به احساس پاک بودن


بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه و لا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه. وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. عبادالله، أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه. قال الله الحکیم فی محکم کتابه.


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم:

لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَو اين چنين پروردگارت تو مسجدى كه از روز نخستين بر پايه تقوا بنا شده سزاوارتر است كه در آن [به نماز] ايستى [و] در آن مردانى‏ اند كه دوست دارند خود را پاك سازند و خدا كسانى را كه خواهان پاكى‏ اند دوست مى دارد (التوبه/108)

مقدّمه

در خطبه­های گذشته از آثار و برکات خانواده و همسرداری سخن گفتیم و دانستیم هر انسان عادی در کنار نیازهای مادی، 20 نیاز عاطفی هم دارد که خانواده بهترین محمل برای به دست آوردن حمایت­های عاطفی در این موارد است. تا کنون درباره­ی یازده مورد از نیازهای عاطفی سخن گفتیم که عبارت بودند از: نیاز به «محبّت»، «احترام»، «قبول عذر»، «امنیت»، «قدردانی و تشکّر»، « ابراز وجود»، «تعریف و تحسین»، «تأیید و پذیرفته شدن»، «خوب درک شدن»، «محفوظ ماندن حریم خصوصی» و «تعلّق و همبستگی اجتماعی». و امروز بإذن الله به دوازدهمین نیاز عاطفی انسان و نقش مثبتی که خانواده در این­باره می­تواند ایفا کند می­پردازیم. بحث این هفته در مورد نیاز به «نیاز به احساس پاک بودن»  است.

مطلب اوّل: (معنای نیاز به پاکی و برخی از اصول آن در اسلام)

آیه­ی شریفه­ای که تلاوت شد از کسانی یاد می­کند که اهل مسجدند و دوست دارند پاک زندگی کنند. مناسبت این آیه شریفه با خطبه امروز دو چیز است: یکی 23 فوریه که روز کلنگ زنی این مسجد است که در این باره در خطبه دوم ان شاء الله سخنی خواهم گفت و دیگری موضوع بحث ماست که احساس پاک بودن است. «نیاز به احساس پاک بودن» یکی از نیازهای عاطفی انسان است که تأمین آن موجب آرامش درونی است و فقدان آن یا عدم پاسخ مناسب به آن موجب تشویش و ناآرامی انسان می­شود.

پاک بودن یک معنای بدیهی است و منظور از نیاز انسان به پاک بودن و قرار دادن آن در ردیف نیازهای 20گانه عاطفی انسان این است که خدای سبحان انسان را طوری خلق فرموده که انسان لازم دارد از درون احساس کند پاک است.  

فائده­ی این احساس دریافت انرژی مثبت و ایجاد حرکت، شادی و نشاط است. برعکس، اگر انسان احساس کند آلوده است مخصوصا زمانی که احساس کند آلودگی­اش به بیش از حد معمول رسیده و در ناپاکی غرق شده است ممکن است از تعادل به طور کلی خارج گردد و در مسیر خطرناکی قرار گیرد که برای خود و دیگران یک خطر و آسیب جدّی تلقّی گردد. آلودگی های انسان سه دسته کلّی است که در روایات با تعبیر ظلم از آن یاد می شود: گاهی جنبه شخصی دارد و گاهی در ارتباط با خالق هستی است و گاهی جنبه­ی اجتماعی پیدا می کند و به دیگران مربوط می شود.

خدای سبحان به عنوان منبع تأمین نیازهای آفریدگانش باب توبه را برای تأمین نیاز به پاکی باز فرموده تا هر گاه انسان احساس ناپاکی کرد بتواند آن را با آب توبه خود را از درون بشوید و از احساسات بد و مخرّب آسوده گردد.

از نظر اصول پاک سازی، قرآن کریم انسان را به اصل عفو ترغیب فرموده تا بتواند احساس پاکی را به دیگران هدیه دهد و به سلامت زندگی کمک کند. همچنین به اصل تغافل دعوت می فرماید و تأکید می کند بین شنیده ها را به منزله دیده ها قرار ندهید و به قول معروف پیامبر بزرگوار دیده را ندیده می گرفت و تغافل را به عنوان یک اصل تربیتی خصوصا در ارتباط با فرزندان و جوانان اعمال می فرمود تا به روی آنان نمی آورد تا احساس پاکی را مخدوش نسازد.

خانواده ها و فامیل نیز به عنوان یکی دیگر از منابع تأمین نیاز انسان باید از این روش الهی استفاده کنند. در این راستا خوب است هر چند یک بار برنامه ای بگذراند و یکدیگر را ببخشند و از هم حلالیت بخواهند تا احساس پاکی کنند و به رشد و اعتلای خود کمک نمایند. متأسفانه گاهی مشاهده می شود برخی از خانواده ها برعکس عمل می کنند و با دیدن اشکالاتی در اعضای خانواده، با انگ زنی و اتهام زنی کار را به جایی می­رسانند که خود فرد احساس می کند دیگر انسان آلوده ای شده و به خودش می گوید به قول معروف حالا که آب از سر گذشت، چه یک وجب و چه صد وجب. و به این ترتیب او را به سوی آلوده تر شدن سوق می دهند.

مطلب دوم: (اقسام پاکی)

مفهوم پاک بودن و طهارت، نظر به ابعاد مختلف انسان، مصادیق گوناگونی پیدا می کند، که در چند سطح قابل دسته بندی است؛ سطوحی مانند:

1ـ سطح اوّل پاکی که پاک بودن از نظر جسمی  است و از آن به بهداشت جسمی یاد می شود؛

2ـ سطح دوم پاکی که پاک بودن از نظر سیستم اعصاب و روان است مانند پاک بودن از اعتیاد و مواد مخدر و پاک بودن از پارازیت ها و تیک­های زائد و اخلال های عصبی؛

3ـ سطح سوم پاک بودن به پاکی نفس و عواطف مربوط می شود که از نظر فضائل اخلاقی و نفسانی پاک می گردد و  که نتیجه آن اخلاق و رفتار زیبا و مردم پسند است به نوعی که ملکاتی مانند شجاعت، حلم، بخشش و امثال آن را به جای حسد و خساست و ترس و امثال جای گزین کند.

4ـ سطح چهارم پاک بودن پاکی از نظر ذهن و فکر است که با حاصل شدن آن به علم جهت مثبت می دهد و فکر را در جهت تولید خدمت به بشریت قرار می دهد

5ـ سطح پنجم پاک بودن پاکی از نظر روح و قلب که نیات الهی به ارمغان می آورد و انسان را با معنویات پیوند می دهد و از محدودیت های عالم مادی خلاص می کند و به فضای وسیع و نا محدودی راه می دهد.

6ـ سطح ششم پاک بودن، پاک بودن کار و عمل اجتماعی است که بر اساس آن، نتیجه عملکرد اجتماعی انسان باید مطابق با شؤونات انسان و مصالح عمومی باشد، مثل به کار گرفتن الفاظ و سخن پاک هنگام گفت و گو، به کار بستن روش های پاک در زندگی فردی و اجتماعی، پاک بودن پول کسب و کار و گردش مالی و معاملات تجاری و پاک بودن بانک، پاک بودن رأی و جلب آراء که در رقابت های سیاسی اجتماعی دنبال می شود، پاک بودن خبر و پاک بودن رسانه از رفتارهای پوپولیستی و انعکاس غیر دقیق و غیر واقعی مسائل قرار گرفتن در جهت خاص، پاک بودن نحوه برخورداری از طبیعت و منابع طبیعی و صدها مثال دیگر که رعایت این پاکی­ها موجب تحوّل در جوامع بشری می گردد؛ لذا وقتی قرآن کریم از اهل مسجد سخن می گوید، می فرماید: فیه رجال یحبون ان یتطهّروا... که این شامل همه سطوح شش گانه طهارت می شود.

با دقت در موارد یاد شده دو نکته­ی اساسی معلوم می شود:

الف) تأثیر خانواده در تمام سطوح و مصادیق پاکی: خانواده در به وجود آمدن احساس پاکی تأثیر بسزا و بی بدیلی دارد. آموزش های اجتماعی پاک زیستن و الگوهای رفتاری پاک موجب شکل گیری حقیقت پاکی و احساس واقعی آن در فرد می گردد.  

ب) ارتباط سطوح یاد شده با یکدیگر: البته تمام سطوح پاکی و معانی و مصادیق مختلفی که برای آن ذکر گردید برای زندگی در حوزه انسان اهمیت دارد؛ بلکه حقیقت این است که تمام این سطوح بر یکدیگر تأثیر می گذارد و تأثیر می پذیرد؛ زیرا انسان دارای وجود و ماهیت واحدی است. به عبارت دیگر انسان گرچه ابعاد مختلفی دارد ولی بالاخره حقیقت واحد است و نمی توان انسان را تجزیه کرد و تقسیم بندی ها و سطوحی که ذکر شد فقط جهت تسهیل در شناخت دقیق تر انسان است.  

با این وجود به لحاظ اهمیت پاکی قلب توضیح کوتاهی در خصوص این مورد بیان می کنیم تا ان شاء الله خانواده ها را به پرورش و تربیت قلبی و روحی فرزندان بلکه تمام اعضای خانواده در محیط خانه توجّه بیشتری بدهد:

مطلب سوم: (اهمیت پاکی قلب)

اشاره شد که انسان ابعاد مختلفی مانند جسم، عواطف، ذهن، نفس، و .... دارد ولی از میان آن همه، دو بعد از ابعاد وجودی انسان به طور برجسته ای در حال و آینده­ی او تأثیر گذار است و ظهور و نمود دارد: یکی عقل و دیگری قلب.

اهمیت عقل به فهم کلیات است و ارزش قلب به ارتباط با معنویات. انسان با قوای دیگر می فهمد ولی با عقل می فهمد که می فهمد و می تواند بهمد که ادارکات او چه نسبتی با حقیقت دارد؟

اهمیت قلب هم به ارتباط با معنویات و دریافت امور غیر مادی است. برای فهیمدن اهمیت قلب این پرسش را مطرح می کنیم که جبرئیل در ارتباط با انبیاء عظام به ویژه خاتم انبیاء محمّد مصطفی صلی الله علیه و اله وسلم چگونه با آنان رابطه برقرار می کرد؟ مثلاً چگونه قرآن کریم عرضه شد؟ قرآن بر چه چیزی نازل گردید و چگونه از عالم غیر مادی به این دنیای مادی در قالب الفاظ و معنانی به دست پیامبر بزرگوار رسید؟ مسلّما این طور نبوده که به شکل چاپ شده که الان در دست ماست با صحافی و تذهیب هنرمندان مسلمان در داخل یک پارچه تمیز یا داخل یا صندوقچه تقدیم پیامبر شده باشد. پس قرآن کریم چگونه و از چه کانالی آمد؟ طبق آیات خود قرآن کریم این مطالب عالیه و اعجاز آمیز بر قلب مبارک و پاک پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل شد. عن امیر المؤمنین امام علی علیه السلام: قُلوُبُ العِبَادِ الطّاهِرَةُ مَوَاضِعُ نَظَرِ اللهِ سُبحَانَهُ فَمَن طَهُرَ قَلبُهُ نَظَرَ إِلَیهِ  (غررالحکم، ص67، روایت 906)؛ دل های پاک بندگان مواضع نظر الهی است، هر کسی قلبش پاک باشد، خدا به قلب او نظر می کند

 معنای پاکی قلب چیست؟ خداوند سبحان هنگام آفرینش قلب، آن را ظرف لطیفی برای محبّت و عشق مقدس خود قرار داد. لطافت و ظرافت این دستگاه ادراکی به گونه ای است که اگر غیر خدا در آن بیاید، به میزان نفوذ در قلب آن را آلوده و مکدّر می سازد و از کارکرد سالم آن جلوگیری می کند. در این صورت به تعبیر روایت قلب کور می شود، فاسد می شود، می میرد، عملکرد عکس پیدا می کند و به تعبیر برخی قلب نجس می شود.

و ریشه­ی فساد قلب و مرگ دل در روایتی از پیامبر بزرگوار اسلامی محمّد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم چنین آمده است که حضرت فرمودند: حُبُ الدُّنْیا رَأْسُ کلِّ خَطِیئَة (مجلسی، بحار الأنوار، ج‏51، ص)

لذا باید مراقبت و پاسبانی کنیم تا در دل محبّت غیر خدا نیاید. در دلی که محبّت غیر خدا بیاید، آن دل دیگر مورد نظر الهی قرار نخواهد گرفت. این تعلّقات به امور مادّی دنیایی موجب می شوند قلب انسان که مهمترین ارزش وجود اوست ساقط شود و در نتیجه انسان محدود و مادی گردد.



نظر شما



نمایش غیر عمومی