ارسال به دوستان
کد خبر : 186146
تاریخ انتشار : 3/11/2017 4:25:00 PM

خانواده در قرآن کریم 34 (برکات و آثار مثبت خانواده داری)

خطیب: حجت الاسلام والمسلمین دکتر ترابی

  تاریخ: 10.03.2017

 



موضوع خطبه­: نیاز به احساس توانایی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه و لا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه. وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. عبادالله، أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه. قال الله الحکیم فی محکم کتابه.


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم:

قَالَتْ إِحْدَاهُمَا يَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ

يكى از آن دو [دختر] گفت اى پدر او را استخدام كن چرا كه بهترين كسى است كه استخدام مى ‏كنى هم نيرومند [و هم] در خور اعتماد است (القصص/26)


مقدّمه

در خطبه­های گذشته از آثار و برکات خانواده و همسرداری سخن گفتیم و دانستیم هر انسان عادی در کنار نیازهای مادی، 20 نیاز عاطفی هم دارد که خانواده بهترین محمل برای به دست آوردن حمایت­های عاطفی در این موارد است. تا کنون درباره­ی دوازده مورد از نیازهای عاطفی سخن گفتیم که عبارت بودند از: نیاز به «محبّت»، «احترام»، «قبول عذر»، «امنیت»، «قدردانی و تشکّر»، « ابراز وجود»، «تعریف و تحسین»، «تأیید و پذیرفته شدن»، «خوب درک شدن»، «محفوظ ماندن حریم خصوصی»، «تعلّق و همبستگی اجتماعی» و «نیاز به احساس پاک بودن». و امروز بإذن الله به سیزدهمین نیاز عاطفی انسان و نقش مثبتی که خانواده در این­باره می­تواند ایفا کند می­پردازیم. بحث این هفته در مورد نیاز به «احساس قدرت و توانایی» است.


مطلب اوّل: (معنا و فائده­ی حس توانمندی)

در آیه شریفه که تلاوت شد دختر جناب شعیب که تحت تعالیم تربیتی انبیاء قرار گرفته بود، حس توانمندی و پاکی را به بهترین وجه به همسر آینده خود یعنی جناب موسی کلیم الله ارزانی می کند و او را نزد پدرش، توانمند و امین معرفی می کند.

کلمه قدرت در قرآن کریم برای خداوند سبحان به کار رفته و خدای سبحان خود را قادر معرفی فرموده است. البته پروردگار متعال فقط قادر نیست بلکه قدیر هم هست؛ یعنی به قدرت و توانایی مطلق و فراگیر متصف است و هر چه اراده فرماید به مقتضاى حکمت می­تواند محقّق سازد. به همین جهت، قدیر در مورد غیر خدای سبحان استعمال نمی­شود. واژه­ی قدرت گرچه از نظر مفهومی بدیهی است، ولی در تبیین حقیقت آن اختلاف هایی وجود دارد. طبق تعریف مشهور «اَلقَادِرُ مَن إِن شاءَ فَعَلَ وَ إن شاءَ تَرَک: قادر کسی است که اگر بخواهد عملی را انجام دهد و اگر بخواهد آن را ترک کند». طبق این تعریف قدرت از یک سو تابعی از اراده است و از سوی دیگر در صورتی صدق می کند که جانب ترک عمل نیز ممکن باشد. پس انجام فعل، دلیل بر قدرت داشتن نیست؛ زیرا ممکن است به صورت اضطراری (غیر اختیاری و بدون اراده) انجام شده باشد و جایی که اراده نیست قدرت بی معناست. همچنان که انجام ندادن دلیل بر عدم قدرت نیست؛ زیرا ممکن است که اراده بر ترک فعل کرده باشد.

از نظر علم النفس، قدرت رابطه­ی نزدیک با حس موفقیت، اعتماد به نفس، پیشرفت، افتخار، اهمیت و خودارزشمندی و خودشکوفایی دارد. بر این اساس، انسان علاوه بر آن که ثبوتاً به توانایی و قدرت نیاز دارد، اثباتاً به احساس توانایی و قدرت هم نیاز دارد.

قدرت اقسامی دارد که در یک نگاه کلّی به دو قسم قدرت سخت و قدرت نرم تقسیم می شود. قدرت سخت مانند قدرت بدنی و قدرت نرم مثل قدرت فکری، قدرت فهم، قدرت حل مسأله، قدرت پشت کار و استقامت در امور زندگی، قدرت مدیریت، قدرت سازگاری و انطباق با شرایط، قدرت های مهارتی در رشته های مختلف ورزشی و حرفه ای و کاری و .... به همین دلیل احساس قدرت هم مانند خود قدرت دارای ابعاد مختلفی است.

مقصود از احساس قدرت و توانایی یک نوع نگرش درونی است که بر اساس آن آدمی خود را تأثیر گذار بر معادلات و موفق برای رسیدن به اهداف کوتاه مدت میان مدت و دراز مدت خود می بیند و این نگرش مثبت موجب می شود تمام سرمایه درونی و قوای وجودی و امکانات بیرونی خود را در انجام امور محوّله به کار بندد و با انتقال این حس مثبت به دیگران، توفق می­یابد تا مشارکت دیگران را هم در کاری که به نظر آنان در نهایت با موفقیت و پیروزی قرین خواهد شد جلب کند.

برعکس، کسی که احساس قدرت و توانایی ندارد خود را در مواجهه با مسائل مختلف و دستیابی به اهداف زندگی دست بسته و ناتوان می­بیند و در نتیجه و سرمایه های درونی و بیرونی خود را نادیده می انگارد و ضایع و تباه می سازد. البته معمولا دیگران هم برای کمک به چنین کسی که خود را پروژه­های اختصاصی اش محکوم به شکست و نافرجامی می­بیند تمایل چندانی ندارند.

مطلب دوم:  اهمیت احساس توانایی

به طور طبیعی، احساس توانمندی و قدرت از همان ابتدای کودکی بروز می کند و تا پایان زندگى در همه مراحل مختلف، به حسب اختلاف سنین و فصول زندگى و شرایط خارجى همچنان باید ادامه یابد. جنب وجوش و حرکت دادن مداوم دست و پا در نوزادان سالم و جست و خیزهاى خستگی ناپذیر کودکان نشانه این خواست فطرى است. و تدریجاً دایره قدرت طلبىِ انسان وسعت یافته، شعاع آن به سوى مرزهای جدید در حوزه فیزیکی و روانی و متافیزیک و گاهی تا بی نهایت امتداد پیدا می کند. تلاش برای تسخیر جهان طبیعت به کمک علم، صنعت، تکنولوژی و ابزار از نمونه های عینی این حس خدادادی و اهمیت آن است و هر قدر انسان در این راه گام می نهد احساس خرسندی و خوشبختی به او دست می­دهد. همین موضوع در مناسبات و ارتباطات انسان ها با یکدیگر در سطح خانواده و جامعه و بین الملل نیز مصداق دارد. همچنین گاهی به صورت تلاش های عجیب و حتی گاهی نا معقول یا نامشروع برای تسخیر و تصرف و به کار گیری نیروها و انرژی های نامحسوس جلوه گر می شود. این شکل عمل کرد بی نهایت گرایانه­ی انسان می تواند یکی از معانی روایت کتاب شریف اصول کافی  باشد که در آن آمده است: «خدا انسان را به شکل خودش آفرید.) کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ‏1، ص 134) البته این عطش فطرى، از یک سو به شکل کامل قابل ارضا نیست و از سوی دیگر حتی با فرض تسخیر همه نیروهاى محسوس و نامحسوس، تمامی ندارد و جز با اتصال به منبع لایزال قدرت الهی فرو نمی نشیند.

بنابراین احساس توانمندی یک گرایش فطری است که باید پاسخ مناسب دریافت کند و به نحو صحیح پرورش داده شود و تربیت گردد. بر این اساس، اگر والدین احساس توانایی را در کودک پرورش بدهند کودک از نظر عاطفی و روانی از ثبات، استحکام و عزّت نفس و شخصیت برخوردار می­گردد و بالعکس، جملاتی نظیر نمی توانی، نمی شود و برای تو هنوز خیلی زود است با او سخن بگویند توانایی و قدرت او را از بین می برند و او را در مقابله با مشکلات بدون حمایت درونی رها می­سازند. لذا یکی از اصول اساسی در آموزش های عمومی مدارس و دانشگاهها باید ایجاد قدرت و ایجاد حس توانمندی در افراد باشند تا انسان های مستقل و کارآمد و برخوردار از شجاعت اقدام و عمل تربیت شوند. همین اصل تربیتی خصوصا در ارتباط با جوانان باید در درون خانواده مورد توجه قرار گیرد.

به چند مثال ساده که حس توانایی و احساس من می توانم برای کسب موفقیت در آن مهم است اشاره می­کنیم:

ـ کسانی که توفیق حفظ قرآن داشته اند انسان هایی بوده اند که حس توانایی در آنها وجود داشته یا توسط دیگران این حس به آنها تزریق شده است. 

ـ کسانی که در خودسازی و مبارزه با هواهای نفس و گناهان موفق شده اند این حس را در درون خود داشتند که می توان بدون گناه و به صورت پاک زندگی کرد.

ـ کسانی که موفقیت های بزرگی در علم یا اختراع و اکتشاف به دست آورده اند کسانی بودن که به توانایی خود ایمان و باور داشتند.

ـ اشخاص یا تیم هایی که در میدان های مسابقات پیروز می شوند از نظر روانی به خود باوری و حس ما می توانیم رسیده اند.


مطلب سوم: اشاره به پاره­ای آسیب­ها

1ـ سلب نوآوری و پیشرو بودن:

گاهی مشاهده می شود به جوان گفته می شود تو موفق نمی­شوی چون فلانی هم قبل از تو این اقدام را کرد و موفق نشد. در جواب این نوع تفکّر باید گفت: مگر قرار است همیشه انسان نفر دوم برای موفق شدن باشد؟ این همان تفکر منفی است که انسان را به جمود و رکود می کشاند و ریشه­ی هر نوع جوشش و حرکت را می زند و آدمی را پژمرده می سازد. این در حالی است که همه تحولات مهم بشری در عرصه علم و اختراعات در ابتدا با ناباوری اشخاص مواجه بوده است. راه درست مواجهه با این تفکّر و انرژی منفی و آیه یأس و ناامیدی که از سوی بعضی از اشخاص همیشه خوانده می­شود آن است که انسان وقتی که بر اساس عقلانیت و محاسبات درست حرکت می کند به سرمایه های فکری و درونی خود اعتماد کند و به صورت برنامه احتیاط آمیز و دقیق و عاقلانه و حسابشده حرکت کند و شانس خودش را امتحان کند. همچنین برای پرهیز از چنین مورادی بهتر است انسان افکار بلند و پیشرو خود را قبل از موعد مقرر برای غیر از اهل فن مطرح نکند و جز با متخصصین مسأله مشورت ننماید تا در معرض انرژی منفی آنان قرار نگیرد. البته مقصود مشورت نکردن با غیر اهل فن است ولی مشورت با اهل فن حتما باید انجام گیرد و گرنه نام چنان عملی خیره سری است نه حس توانمندی و شجاعت اقدام. 

2ـ بی توجی به عوامل متعدد شکست:

گاهی مشاهده می شود شخصی در کار خود با شکست مواجه می شود. برای انسان همیشه این امکان وجود دارد که در یکی از امور محوله و برنامه های زندگی با شکست مواجه شود. شکست و پیروزی مثل مریضی و سلامتی و غم و شادی همیشه در زنگی هست. این ها امور طبیعی است و نه قابل حذف است و نه قابل انکار. مگر امکان دارد انسان به تمام آروزهای خود برسد. حتی اگر کسی در رسیدن به تمام و کمال آرزوهایش توانمند باشد باز هم ممکن است در عمل پیروز نشود و به همه آنها به صورت کامل دست نیابد چرا که بسیاری از امور تابع شرایط است و همه شرایط همیشه در دست ما نیست بلکه چه بسا به عواملی خارج از کنترل و اختیار و اراده ما ربط داشته باشد. به عنوان مثال ممکن است یک جوان دوست داشته باشد در رشته پزشکی تحصیل کند ولی ظرفیت محدود دانشگاه به او اجازه ندهد این رشته را دانشگاه شهر خودش و در کنار خانواده اش انتخاب کند. این محدودیت ها همیشه وجود دارد و موجب می شود نتیجه آن طور که ما دوست داریم رقم نخورد. در این موارد که به ظاهر ناکامیبا شده ایم چه باید کرد؟ گاهی در درون خانواده­ها مشاهده می شود که شکست ها و تلخ کامی ها را به فقط یک عامل نسبت می دهند و این معنا را به او منتقل می کنند که تو موفق نشدی و تو ناتوان بودی. القاء این احساس منفی چه بسا به خود فرد هم سرایت کند و او خود را آدم ناتوانی بشمرد. و این احساسات منفی تأثیر مخرب خود را بر روان وی بر جا می گذارد. در این موارد به جای القای حس منفی تو نمی توانی بر نقاط مثبت او تکیه شود و عوامل حقیقی و متعددی که موجب عدم موفقیت شده کشف گردد و برای حرکت بعدی تقویت گردد.

ـ مثال دیگر، مسأله شکست در ازدواج اوّل است. برخی گمان می کنند که اگر دختر یا پسری در ازدواج اولش شکست خورد، به طور کلّی ناتوانی خود را در کسب موفقیت در تشکیل و حفظ زندگی خانوادگی نشان داده و رد کارنامه خود برای هیشه آن را ثبت کرده است. در حالی که ممکن است شکست دلایل دیگری داشته باشد و کسی حق ندارد با نگاه منفی خود احساس توانمندی را در او بمیراند تا تضیعیف کند. 

3ـ نهی یا اجبار بی جا:

در درون خانواده ها نهی های بی جا و زیر سؤال بردن توانایی کودک ممکن است باعث شود او در سن بزگسالی هم به توانایی های خود باور و اعتماد نداشته باشد و بر آنها تکیه نکند و انسانی کم رو و خجالتی و منزوی و درون گرا بار بیاید. بدین جهت لازم است والدین به طور مستمر در مناسبت های مختلف بر توانمند بودن فرزندان صحه بگذارند و به آنها بگویند تو توانا هستی و تو در کارهایی که به تو واگذار می کنیم اغلب موفق می شوی و در جایی هم که شکست خورده سعی شود دلایل منطقی شکست بررسی شود و در هر صورت از القای فکر تو ناتوانی بودی پرهیز گردد. بر عکس، گاهی اجبار بی جا به کاری که فرزند در حال حاضر آمادگی انجام آن را ندارد ممکن است به او آسیب بزند. اگر کسی آمادگی لازم برای انجام کاری را هنوز پیدا نکرده او را بر انجام آن مجبور نکنند زیرا در صورت شکست ممکن است آن را به خود نسبت دهد و حس من نمی توانم و در مأموریت هایم شکست می خورم دراو تقویت شود.

4ـ میل افراطی به قدرت:

نیاز ما به قدرت گاهی می تواند به شکل قدرت طلبی بروز کند و در تعارض مستقیم با نیاز ما به تعلق و صمیمیت قرار گیرد. انسان ها به خاطر عشق و صمیمیت ازدواج می کنند اما همان طور که رابطه پیش می رود، منازعه بر سر قدرت برای به دست گرفتن کنترل رابطه نیز ممکن است بیش تر شود. جنبه منفی این احساس همان استکبار است که می خواهد قدرت خود را بر دیگران سیطره دهد و همه چیز و هم کس را در استخدام خود در بیاورد. گاهی همین حس در خانواده منشأ خطر و تخریب می شود و در نهایت با مقاومت طرف های درگیر باعث تخریب خانواده می گردد. البته یکی از مناشی احساس استکبار همانا ناکامی در به دست آوردن احساس توانمندی در سال های اولیه زندگی است که پایه و اساس توانمندی شکل می گیرد.

مطلب چهارم: راههای رسیدن به احساس توانایی

برخی از راههای رسیدن به احساس توانایی که در آیات و روایات هم از آنها یاد شده عبارتند از:

ـ هیچگاه ابراز ضعف نکنید.

ـ به توانایی های خود فکر کنید و آنها را کشف کنید.

ـ با آموزش و مهارت افزایی سعی کنید دائما تواناییهای خود را گسترش دهید و به توانمندی های جدیدی برسید.

ـ بدون این که گرفتار خود شیفتگی شوید روی ضعف های خود کار کنید و سعی کنید در دراز مدت آنها را با استفاده از نکات قوت خود ترمیم کنید یا حتی در کوتاه مدت آن را دور بزنید یعنی جای گزین های مناسب برای آن پیدا کنید.

ـ در صورت شکست، بی جهت تمام مسؤولیت را بر عهده نگیرید و به خود نسبت ندهید بلکه منصفانه بررسی نمایید.

ـ هنگام مواجه با مسأله یا مشکل آن را تجزیه و خرد (آنالیز) کنید تا بزرگ جلوه نکند. سپس برای هر بخشی از آن فکری کنید. این کار باعث می شود شما از رویارویی با مسأله و تلاش برای حل آن نترسید به عجز و ناتوانی نرسید.

ـ احساس ما می توانیم را به عزیزان و اطرافیان خود گسترش دهید تا آنها هم با این روحیه با شما رفتار کنند؛

ـ و از همه مهم تر این که از منبع تمام نشدنی قدرت یعنی حق تعالی کمک بگیرید. انسان می تواند خود را به منبع قدرت و توانایی نزدیک کرده و اراده او کاملاً خدایی شود و جلوه ای از قدرت بی نهایت الهی شود. با این تفاوت که قدرت پروردگار ذاتی بوده و قدرت انسان به پشتیبانی قدرت پروردگار است. 




نظر شما



نمایش غیر عمومی