ارسال به دوستان
کد خبر : 186535
تاریخ انتشار : 4/7/2017 12:27:00 PM

حیات دینی 9

خطیب: آیت الله دکتر رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ


تاریخ: 07.04.2017 


بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.


با توجّه به اینکه ایمان نقش مهمی در جامعۀ دینی ایفا می کند، به همین جهت برای رسیدن به حیات دینی توجّه به برخی از امور ضروری است. لذا همانگونه که در مباحث پیشین اشاره گردید نگاه انسان مؤمن و معتقد با انسان غیر مؤمن نسبت به جهان هستی و خودِ انسان متفاوت است، زیرا انسان مؤمن نسبت به جهان و خود، تفسیری معنوی و روحانی دارد و آن را یک آفرینش بی معنی نمی داند. بلکه تمام آفرینش خدای تعالی را بر اساس حکمت و مصلحت و  غرض می داند. و بر همین اساس، نقش ایمان را در همۀ بخش های حیات دینی ضروری می داند. زیرا با توجّه به تعامل «ایمان و علم و عقل و عمل» آن را ضامن اجرای شریعت و باید و نبایدهای اخلاقی دانسته، و در حقیقت ایمان را پشتوانه اخلاق و عدالت می داند. به همین جهت مرحوم شهید مرتضی مطهری در این زمینه می نویسد: «آن چیزی که پشتوانه اخلاق و عدالت است و اگر در انسان وجود پیدا کند، انسان به سهولت راه اخلاق و عدالت را پیش می گیرد، و سود را کنار می زند، تنها «ایمان» است. چه ایمانی؟ یعنی ایمان به خود عدالت و ایمان به خود اخلاق».[1]

حیات دینی عامل جامعه دینی

اگر افراد یک جامعه به لوازم حیات دینی متعهد باشند، قطعاً جامعه ای که آن افراد در آن زندگی می کنند، دینی خواهد شد؛ پس در حقیقت جامعۀ دینی به دنبال «حیات دینی» است. لذا چنین جامعه ای در همۀ فضای زندگی فردی و اجتماعی افرادش، تقویت باورها و عمل بر اساس آن را اصل قرار می دهد. چرا که خدای تعالی در قرآن کریم در این خصوص می فرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ الْكِتابِ الَّذي نَزَّلَ عَلى‏ رَسُولِهِ وَ الْكِتابِ الَّذي أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ وَ مَنْ يَكْفُرْ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعيداً؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! به خدا و پيامبرش، و كتابى كه بر او نازل كرده، و كتب (آسمانى) كه پيش از اين فرستاده است، ايمان (واقعى) بياوريد كسى كه خدا و فرشتگان او و كتابها و پيامبرانش و روز واپسين را انكار كند، در گمراهى دور و درازى افتاده است‏».[2]


مراتب ایمان در حیات دینی

با توجه به نقش مهم «ایمان» در حیات دینی و جامعه دینی، خود این ایمان نیز دارای مراتبی است که آیات و روایات به تبیین آن پرداخته اند. بنابراین می توان گفت مراتب ایمان از تسلیم شدن و التزام عملی به اوامر و نواهی دین گرفته تا تسلیم قلبی و ایمان بعد از ایمان، همۀ اینها می تواند در رفتار و کردار انسان مؤمن تأثیرگذار باشد. چرا که آیات و روایات زیادی است که بر این مراتب دلالت می کنند مانند: «قَالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإيمانُ في‏ قُلُوبِكُمْ؛ عربهاى باديه ‏نشين گفتند: «ايمان آورده ‏ايم» بگو: «شما ايمان نياورده ايد، ولى بگوييد اسلام آورده ‏ايم، امّا هنوز ايمان وارد قلب شما نشده است‏».[3] و آیۀ «قالَتْ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسي‏ وَ أَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏؛ (ملكه سبا) گفت: پروردگارا! من به خود ستم كردم؛ و (اينك) با سليمان براى خداوندى كه پروردگار عالميان است اسلام آوردم!».[4] و آیه «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ؛ دين در نزد خدا، اسلام (و تسليم بودن در برابر حق) است».[5] و آیه شریفه «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحيم‏؛ اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! تقواى الهى پيشه كنيد و به رسولش ايمان بياوريد تا دو سهم از رحمتش به شما ببخشد و براى شما نورى قرار دهد كه با آن (در ميان مردم و در مسير زندگى خود) راه برويد و گناهان شما را ببخشد؛ و خداوند غفور و رحيم است‏».[6] 

در بسیاری از آیاتی که در سطور گذشته بیان شد، به ایمان پس از ایمان اشاره شده است، چرا که پر واضح است برای رسیدن به حقیقت ایمان، باید پایه های ایمان را تقویت نمود. و این موضوع نیز در بیانی نورانی که امام باقر(ع) از جد بزرگوارش امیرالمؤمنین(ع) نقل می کند مورد تبیین قرار گرفته است: «سُئِلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ عَنِ الْإِيمَانِ، فَقَالَ: إِنَّ اللَّهَ ـ عَزَّ وَ جَلَّ ـ جَعَلَ الْإِيمَانَ عَلى‏ أَرْبَعِ دَعَائِمَ: عَلَى الصَّبْرِ، وَ الْيَقِينِ‏، وَ الْعَدْلِ‏، وَ الْجِهَادِ؛ از امير مؤمنان(ع) درباره ايمان پرسيده شد؟ فرمود: «خداى عز و جل ايمان را بر چهار ستون نهاد: بر شكيبایی و يقين و عدل و جهاد».[7] که البته هر کدام از این مراتب، دارای چهار شعبه است و بحث مفصلی را می طلبد.

آثار ایمان در حیات دینی انسان

اگر زندگی انسان مؤمن بر پایۀ ایمان شکل بگیرد آثار فراوانی از لحاظ فردی و اجتماعی بر جای خواهد گذاشت، که از جمله آثار فردی آن می توان به این امور اشاره نمود: درمان بیماریهای روحی، آرامش روحی، تندرستی و سلامت جسم، تعدیل غرایز، بصیرت و روشن بینی، شادی و نشاط، عزت و سربلندی و دوری از هر گناهی و اعتدال و میانه روی. که البته این امور بخشی از آثار فردی ایمان است، چه اینکه در آثار اجتماعی می توان به مواردی چون هم دلی و هم گرایی، مسئولیت پذیری، محبوبیت مردمی و امنیت جمعی و اجتماعی اشاره کرد.


مهمترین نشانه های ایمان

بدون شک هر مسأله ای که در حیات دینی انسان تأثیرگذار است دارای نشانه هایی است، از این جهت ایمان نیز نشانه هایی دارد که از جملۀ آنها می توان به «یقین و خداباوری» اشاره نمود. چرا که پیامبر اکرم(ص) در این خصوص فرموده اند: «إنَّ أفضَلَ الإِيمانِ أن تَعلَمَ أنَّ اللَّهَ مَعَكَ حَيثُما كُنت‏؛ برترين درجه ايمان، اين است كه بدانى خداوند، همه جا با توست‏».[8] همچنین از دیگر نشانه های ایمان «عشق و محبت به خدا و اولیایش» می باشد، زیرا پیامبر اکرم(ص) در این باره نیز فرموده است: «أَوْثَقُ عُرَى الْإِيمَانِ الْحُبُّ فِي اللَّهِ وَ الْبُغْضُ فِي اللَّهِ وَ تَوَالِي أَوْلِيَاءِ اللَّهِ وَ التَّبَرِّي مِنْ أَعْدَاءِ اللَّهِ؛ محکم ترین دستاویزهای ایمان، دوستی برای خدا و دشمنی برای خدا و دوستی ورزیدن با اولیای خدا و بیزاری از دشمنان خداست».[9] و نیز می توان از نشانه های ایمان به «یاد نام خدا» اشاره داشت. بدین بیان که قرآن کریم در این خصوص می فرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثيراً؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! خدا را بسيار ياد كنيد».[10] همچنین مطابق آیات قرآن از دیگر نشانه های ایمان «فرمانبری از فرمان خدای محبوب» است: «وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَخْشَ اللَّهَ وَ يَتَّقْهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْفائِزُون‏؛ و هركس خدا و پيامبرش را اطاعت كند و از خدا بترسد و از مخالفت فرمانش بپرهيزد، چنين كسانى همان پيروزمندان واقعى هستند».[11]

در بسیاری از آیات و روایات نشانه هایی برای اهل ایمان ذکر شده که اموری نظیر: شکر الهی، رضایت حق، خوف و رجاء، توکل، اجتناب از کینه ورزی، دوری از بخل، پرهیز از بدگمانی، گشاده رویی و خلق نیکو، خردورزی، عفو و گذشت، امانت داری، وفای به عهد و جوانمردی و ... را می توان برای مؤمنین برشمرد. که البته فقط چند روایت برای نمونه، نسبت به برخی از نشانه های اهل ایمان ذکر می شود:

1ـ حضرت امیر(ع) دربارۀ «مردم دوستی» فرموده اند «خالِطُوا النّاسَ مُخالَطَةً إن مِتُّم مَعَها بَكَوا عَلَيكُم، وإن عِشتُم حَنّوا إلَيكُم‏ با مردم آن گونه معاشرت کنید که اگر مردید بر شما گریه کنند و اگر زیستید بر شما دلسوزی و شفقت کنند».[12]

2ـ از نبی مکرم اسلام(ص) در خصوص «گشاده روئی و خلق نیکو» روایت شده است که وجود نورانی ایشان در این باره فرموده است: «إنَّ مِن أكمَلِ المُؤمِنينَ أيمانا، أحسَنَهُم خُلُقا و ألطَفَهُم بِأَهلِهِ؛ از مؤمنان، آن كسى ايمانش كامل‏تر است كه خوش‏اخلاق‏تر، و با خانواده‏اش مهربان‏تر باشد».[13]

3ـ امام صادق(ع) دربارۀ «شکرگزاری» می فرمایند: «شَكُوراً عِنْدَ الرَّخَاءِ، قَانِعاً بِمَا رَزَقَهُ اللَّهُ؛ (اهل ایمان) در سختی و آسایش سپاس گزارند، و به آنچه خداوند روزيش فرموده قانع می باشد».[14]




[1]. مطهرى، مرتضى‏، مجموعه آثار(آزادی معنوی)، ج‏23، ص516، تهران- قم‏، صدرا، چ هشتم‏، 1377ش‏.

[2]. النساء/136.

[3]. الحجرات/14.

[4]. النمل/44.

[5]. آل عمران/19.

[6]. الحدید/28.

[7]. كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، ج2، ص49، ح1، تهران، دار الكتب الإسلامية، چ چهارم، 1407ق.

[8]. الطبرانى، سليمان بن أحمد، المعجم‏ الأوسط، ج8، ص336، ح8796، تحقيق طارق بن عوض اللَّه وعبد الحسن بن إبراهيم الحسينى، قاهره، دار الحرمين، 1415ق. و پاينده، ابو القاسم، نهج الفصاحة، ص229، ح391، تهران، دنياى دانش، چ چهارم، 1382ش.

[9]. کلینی، همان، ص126، ح6.

[10]. الأحزاب/41.

[11]. النور/52.

[12]. نهج البلاغة، الحکمة/10.

[13]. الترمذى، محمّد بن عيسى، سُنَن‏ التِّرمِذى‏ (الجامع الصحيح)، ج5، ص9، ح2612،تحقيق أحمد محمّد شاكر، بيروت، دار إحياء التراث، بی تا. «قال رسول الله(ص): أَحْسَنُ النَّاسِ إِيمَاناً أَحْسَنُهُمْ خُلُقاً وَ أَلْطَفُهُمْ بِأَهْلِهِ وَ أَنَا أَلْطَفُكُمْ بِأَهْلِي»( ابن بابويه، محمد بن على، عيون أخبار الرضا (ع)، ج2، ص38، ح109، تهران، نشر جهان، چ اول، 1378ق).

[14]. کلینی، همان، ص47، ح1.


نظر شما



نمایش غیر عمومی