ارسال به دوستان
کد خبر : 187209
تاریخ انتشار : 5/12/2017 12:12:00 PM

اعتقاد به منجی در ادیان ابراهیمی

خطیب: آیت الله دکتر رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ
تاریخ: 12.05.2017 

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.



جامعه بشری در طول تاریخ از سرمایه ای بزرگ به نام اعتقاد و باور به مُنجی و مصلح جهانی برخوردار بوده است. این اعتقاد همواره امید و نشاط را در زندگی افراد زنده نگه داشته است. بر همین اساس حتی در ادیان غیر ابراهیمی به نوعی این اعتقاد و باور برای تقابل با ناامیدی و یأس از زندگی و برای رسیدن به آینده ای روشن با محوریت «عدالت» وجود داشته است.

اسلام نیز به عنوان یکی از بزرگ­ترین ادیان الهی، اعتقاد به منجی را مورد تأیید و تأکید قرار داده است. در این راستا قرآن کریم وعده می دهد که: «وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ»[1] به همین دلیل بشریت روزی را انتظار می کشد که از درماندگی، گرفتاری و بحران های مختلف نجات یابد.

البته مقوله نجات به معنای رها شدن از وضعیت نامطلوب و یا خلاصی یافتن از ستم و خشونت، درباره بعضی از پیامبران به عنوان سنت الهی در قرآن کریم ذکر شده است، مانند نجات حضرت نوح از غرق شدن در آن طوفان بزرگ[2]، نجات حضرت لوط از شهری که مردمان آن آلوده به ناپاکی بودند[3] و نجات بنی اسرائیل از چنگ فرعونیان[4] و ... آنچه که از مجموع این نوع آیات استفاده می شود اینست که عده ای که شایستگی و آمادگی پاکی را داشتند نجات یافتند و آنان که شایسته زندگی پاک و سالم نبودند، هلاک و نابود شدند. قرآن نجات نهایی را به عنوان سنت الهی به عنوان یک حق مسلم یادآوری کرده و می فرماید: «كَذَلِكَ حَقًّا عَلَيْنَا نُنْجِ الْمُؤْمِنِينَ».[5]

اعتقاد به منجی جهانی در بسیاری از ادیان وجود دارد، از«سوشیانت» موعود آیین زرتشت گرفته تا «ماشیح» موعود دین یهود، مسیحا منجی مسیحیت و «امام زمان» منجی مسلمانان. در انجیل نیز به نقل از حضرت عیسی مسیح(ع) در مورد آخرالزمان، این پیش گویی آمده است که «ملت ها در جنگ و ستیز باهم خواهند بود، قحطی، وبا و زلزله واقع خواهد شد، مردم از یکدیگر نفرت پیدا می کنند، آفتاب تاریک می گردد، ماه بی نور می شود و ستارگان از آسمان فرو می ریزند.»[6]

لازم به یادآوری است که نجات دارای سه رکن قطعی می باشد: 1. انزجار از وضع موجود 2. انتظار برای ورود به وضع مطلوب به کمک منجی 3. راه هایی که باعث می شود وضعیت موجود به وضعیت مطلوب تبدیل شود.

در این بخش فقط به سه آیین یهود و مسیحیت و اسلام اشاره می گردد تا اهمیت موضوع منجی و مصلح جهانی به عنوان یک وعده قطعی روشن گردد.

در آیین یهود دیدگاه ماشیح گری[7] به واسطه پیشینه تاریخ یهود و نیز وعده خداوند به قوم یهود از اهمیت ویژه ای برخوردار است. آنها وعده الهی را ظهور و آمدن ماشیح به عنوان منجی پس از فراهم شدن شرایط می دانند. البته برخی چنین وعده ظهوری را فقط وعده ای که در دوران طلایی و دوران آرمانی تحقق خواهد داشت، می دانند و برخی دیگر ظهور منجی خاص را برای تحقق آن دوران طلایی شرط می دانند. آنها پیامد ظهور منجی را به امید تحقق وعده الهی، صبر و آرامش در برابر مشکلات، ایجاد نشاط، وحدت قومی و تن دادن به شریعت و رفتار شرعی می دانند. همچنین ویژگی های ماشیح را خاکی بودن، از نسل داوود بودن، داشتن قدرت کیهانی، زاده بیت لحم، اشراف زادگی و شهرنشینی می دانند.[8]

از جمله پیش فرض های منجی نجات بخش در آیین مسیحیت عبارت است از: 1. گناه نخستین 2. هبوط به معنایی که در مسیحیت ارائه می شود 3. مرگ به این معنا که انسان وقتی نزول کرد همه مقام روحانی خود را از دست داد و حال در این دنیا گرفتار و اسیر مرگ شد 4. فدیه به این معنا که انسان قبل از گرفتاری و اسارت نیاز به قربانی دارد و لذا فدا و قربانی شدن عیسی یک باور است 5. تجسّد، یعنی خدا پسرش را جسم انسانی داد و به زمین فرستاد تا انسان را نجات دهد. البته در ویژگی های موعود مسیحی که از مختصات مسیحیت است آمده است که بار دیگر عیسی باز خواهد گشت و بشر را نجات خواهد داد. پس او باز خواهد گشت تا اهدافی چون پذیرش ایمان داران، دادرسی و دادن پاداش، نجات بشریت، داوری در میان همه امت ها و آزاد ساختن و برکت دادن و برقراری ملکوت به ثمر نشیند.

در اسلام موعود و منجی برای تحقق عدالت و هدایت به صراط مستقیم می آید. آن منجی که در روایات اهل سنت و شیعه به نام مهدی (عج) نامیده شده است، اوصاف و ویژگی هایی فراوانی دارد[9]، از جمله 1. شباهت به رسول اللّه 2. زیبایی جمال 3. سنّ بین سی تا چهل سال 4. قامتی رعنا و چهره ای بسیار نورانی. او می آید تا جامعه بشری را از معرفت و حکمت برخوردار سازد و عدالت به معنای واقعی در جامعه بشری تحقق یابد به گونه ای که هیچ صاحب حقی نباشد که حقش ضایع گردد؛ چه اینکه امام باقر (ع) فرمود:« اذا قام قائمنا فانه یقسم بالسویة و یعدل فى خلق الرحمن البرّ منهم و الفاجر»[10] چون قائم ما قیام کند همه امکانات را به طور مساوی تقسیم می کند و در میان خلق خدا، با نیک و بد، به عدالت رفتار می نماید. و در جای دیگر فرمود « يبلغ من رد المهدي المظالم؛ حتى لو كان تحت ضرس إنسان شيء انتزعه حتى يرده»[11]، احقاق حقوق در سایه حکومت عادلانه امام مهدی (عج) به جایی می رسد که اگر حق در دست هر انسانی باشد امام آن را پس گرفته و به صاحبش بر می گرداند. در حقیقت در آن دوران طلایی انسان ها در رسیدن به کمال با هیچ مانعی مواجه نیستند، البته ممکن است برخی از افراد از شرایط مطلوب به وجود آمده برای رسیدن به کمال خود استفاده نکنند، ولی آنچه مهم است تحقق بستر مناسب برای رسیدن به حقیقت توحید و بندگی حق است و این پیروزی از وعده های قطعی الهی است چه اینکه قرآن کریم می فرماید: «هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»[12] او خدایی است که پیامبرش را با هدایت و آیین حق فرستاد تا او را بر همه ادیان پیروز گرداند اگرچه مشرکان ناخشنود باشند. امام باقر (ع) تحقق کامل این آیه را در عصر ظهور منجی و مصلح جهانی می داند و می فرماید: «پیروزی نهایی حق که خدا آن را وعده کرده است به هنگام قیام مهدی آل محمّد قطعی خواهد بود».[13] از دیگر خصوصیات عصر ظهور انتشار رحمت است. چه اینکه مهم ترین حکمت بعثت پیامبر اکرم (ص) نیز به فرموده خودشان همین امر بوده است: «انما بُعثتُ رحمة» و آیه شریفه نیز بر آن تأکید دارد «وَ ما اَرْسَلْناكَ اِلّا رَحْمَةً لِلعالَمينَ.» با حضور و ظهور آن منجی نیز رحمت الهی تحقق خواهد یافت «وَ هَبْ لَنَا رَأْفَتَهُ وَ رَحْمَتَهُ وَ دُعَاءَهُ وَ خَيْرَهُ مَا نَنَالُ بِهِ سَعَةً مِنْ رَحْمَتِكَ وَ فَوْزا عِنْدَكَ».

البته زبان و قلم و بیان و بنان قاصر است از اینکه بتواند مهر و محبت و لطف و رحمت آن عزیز بشریت را وصف نماید زیرا به تعبیر امام رضا(ع) آن حضرت جایگاهی بس والا دارد: « الامام الانیس الرفیق، و الوالد الشفیق، والاخ الشقیق، و الام البره بالولد الصغیر و مفزع العباد فی الداهیه الناد»[14] امام دوست همدل، پدری دلسوز، برادری تنی، مادری مهربان به فرزند کوچک و پناه بندگان در مواقع دشوار زندگی است.

البته نوع برخورد آن حضرت با کسانی که مانع رسیدن حق به صاحبان می شوند و یا به هر شکلی درصدد ظلم و ستم به بشریت هستند و می خواهند جلوی عدالت و حکمت و معرفت را بگیرند، مقاومت و پایداری در مقابل ظلم است؛ چه اینکه همه پیامبران الهی در برابر زور و زر و تزویر مقاومت و استقامت کردند و به هیچ وجه کوتاه نیامدند « فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَ مَنْ تَابَ مَعَكَ»

از نظر اسلام منجی و مصلح بشریت آمال و آرای فردی همه پیامبران و پاکان و مصلحان عالم بوده است که با وجود آن منجی معصوم و امام رئوف تحقق خواهد یافت.



[1] . انبیاء/ 105

[2] . یونس/73 : «فَكَذَّبُوهُ فَنَجَّيْنَاهُ وَمَنْ مَعَهُ فِي الْفُلْكِ وَجَعَلْنَاهُمْ خَلَائِفَ وَأَغْرَقْنَا الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا...»

[3] . انبیاء/ 71،74، 75:«وَنَجَّيْنَاهُ وَلُوطًا إِلَى الْأَرْضِ الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا لِلْعَالَمِينَ» ،«وَلُوطًا آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ تَعْمَلُ الْخَبَائِثََ...» ،«وَنُوحًا إِذْ نَادَى مِنْ قَبْلُ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ فَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ»           

[4] . «وَإِذْ نَجَّيْنَاكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذَابِ...»

[5] . یونس/103

[6] . انجیل متی، باب24، آیه 1 تا 6

[7]. واژه «ماشیح» کلمه عبری و معادل واژه فارسی «مسیحا» است. ماشیح به معنای مسح شده یا تدهین شده به روغن مقدس می باشد و معرب آن«مسیح» است.

[8] . ناس، جان، تاریخ ادیان، ترجمه علی اصغر حکمت، ص 551. گرینستون، جولیوس، ترجمه حسین توفیقی، انتظار مسیحا در آیین یهود، ص 67.

[9] . صلاح، کمال الدین، ج2، ص408 یا مترجم ج2. ص118

[10] . رسائل الشیعه، ج9، ص282

[11] . حیات الامام المهدی، ص 286

[12] . توبه/ 33

[13] . مجمع البیان، ج5، ص 37

[14] . الغیبة للنعمانی، ص218


نظر شما



نمایش غیر عمومی