ارسال به دوستان
کد خبر : 187435
تاریخ انتشار : 5/24/2017 7:53:00 AM

همایش «خطر تکفیر و افراط بر صلح و همزیستی بشر»

همایش «خطر تکفیر و افراط بر صلح و همزیستی بشر» توسط اتحادیه اروپایی علما و تئولوگ های شیعه با حضور جمعی از علماء و فضلای شیعه و سنی مقیم در اروپا ، مبلغان، شخصیت های دینی و صاحب نظران و اندیشمندان غیر مسلمان از کشورهای مختلف اروپایی در تاریخ 22 و 23 ماه مای در مرکز اسلامی و مسجد امام علی (ع) دانمارک برگزار گردید.

در این همایش در رابطه با موضوعاتی همچون: تاريخ افراطگرايى و تکفیر در اسلام، سيره پيامبر و اهل بيت و صحابه در مبارزه با افراطى گرايى و تکفیر، مديريت جريان سلطه در پيدايش و افزايش افراطى گرى و تکفیر، نمادهاى تاريك از افراط گرايى مذاهب، بررسی اثار وحدت اسلامي در اتخاذ موضع مشترک در مقابل جریانهای تکفیری و افراط گر، آوارگى انسانها و افزایش مهاجرت ثمره خشونت و افراطى گرى، زنان و كودكان قربانى افراطى گرى و تکفیر، افراط گرايى پيروان اديان، راهكارهاى براى پرهيز از افراط گرايى دينى و آثار مخرب جریانهای تکفیری و افراط گرایانه بر تعایش مسلمانان در غرب بحث و گفتگو گردید.

یکی از سخنرانان این همایش آیت الله رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ بودند. ایشان سخنرانی خویش را به شرح ذیل ایراد نمودند:

بسم الله الرحمن الرحیم

« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا كونوا قَوّامينَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالقِسطِ  وَلا يَجرِمَنَّكُم شَنَآنُ قَومٍ عَلىٰ أَلّا تَعدِلُوا اعدِلوا هُوَ أَقرَبُ لِلتَّقوىٰ»  المائده/8

در ابتدای کلام، نخست لازم می­دانم از حضور همۀ عالمان بزرگوار فریقین و روحانیون مذاهب اسلامی از برادران سنّی و شیعه و نیز نویسندگان، نخبگان و صاحب نظران ادیان مختلف تشکّر و قدردانی نمایم و به طور ویژه، از نمایندگان معزّز مراجع معظم تقلید که بر اتحادیه منّت گذارده و به نحو شایسته حضور یافتند، سپاسگزاری کنم.

به پیشنهاد هیأت رئیسه­ی محترم کنفرانس حاضر با عنوان خطر تکفیر و افراطی گری برای صلح و همزیستی مسالمت آمیز در نظر گرفته شده و اینجانب مقاله­ام را با نام «نه­ی بزرگ به تکفیر و افراط» بنادارم با استفاده از تجارب بیش از یک دهه حضور در اروپا مطالبی را ان شاء الله تقدیم نمایم.

طبق آیه شریفه­ای که در صدر کلام تلاوت شد، خروج از خط عدالت و اعتدال به هیچ وجه حتی از باب عطف به رفتار طرف مقابل جایز نیست. در تفسیر وزین المیزان، علامه طباطبایی رضوان الله علیه ذیل این آیه­ی شریفه می­نویسد: «مبادا به جهت بغض و دشمنی عدالت را ضایع کنید.» و آیت الله مکارم در تفسیر نمونه ذیل آن می نویسد: «نباید کینه ها و عداوتهاى قومى و تصفیه حسابهاى شخصى موجب تجاوز به حقوق دیگران گردد.»

و صاحب تفسیر کشاف می­نویسد: و المعنی لا یحملنکم بغضکم للمشرکین علی أن تترکوا العدل فتعتدوا علیهم بأن تنتصروا منهم و تتشفوا بما فی قلوبکم من الضغائن بارتکاب ما لا یحل لکم من مثلة أو قذف أو قتل أولاد أو نساء أو نقض عهد أو ما أشبه ذلک (اعدلوا هو أقرب للتقوی) نهاهم أولا أن تحملهم البغضاء علی ترک العدل ، ثم استأنف فصرح لهم بالأمر تأکیدا و تشدیدا ، ثم استأنف فذکر لهم وجه الأمر بالعدل و هو قوله (هو أقرب للتقوی) أی العدل أقرب إلی التقوی ، و أدخل فی مناسبتها.  و فیه تنبیه عظیم علی أن وجود العدل مع الکفار... إذا کان بهذه الصفة من القوة ، فما الظن بوجوبه مع المؤمنین...؟



* تکفیر و افراط درد مشترک دیروز و امروز جامعه بشری است

حضّار محترم! مسأله تکفیر و افراط از مباحث دیرین و بسیار مهمی است که لازم است همواره به گونه های مختلف و به حسب ظروف مکان و زمان به آن پرداخته شود، زیرا درد مشترک دیروز و امروز جامعه بشری است که در سالهای اخیر تهدید آن ابعاد منطقه ای و  بین المللی یافته و سایه شوم خود را بر سر همه افراد بشری افکنده است و هراس، ترس و وحشت را در اقصی نقاط جهان پدید آورده است. از این جهت مقابله با آن به یک مطالبه عمومی تبدیل شده و ما امروز گرد هم آمده ایم تا به سهم خود با روشن گری صریح و آشکار از سوی علمای فریقین سنّی و شیعه، به وظیفه ی اسلامی و انسانی مان عمل نماییم. 

همه ما بخوبی می دانیم به حسب عقل و تجربه، مخاطرات فکری همیشه زمانی به یک تهدید بالفعل تبدیل می شوند و مصائب خود را بر جامعه تحمیل می کنند که به قدرت­ و امکانات مادی قابل اتکایی متصل گرددند. در طول تاریخ، تفکرات، بینش ها و گرایش­های باطل عقیدتی و اخلاقی اندک نبوده، ولی مادام که که با قدرت و سرمایه و سیاست پیوند نخورده خطر و تهدید چندانی به دنبال نداشته است یا سطح تهدید آن محدود و نازل بوده است.

 با کمی تأمل و درنگ نسبت به این نکته، در مقیاس کلان، ظهور و بروز اجتماعی خیلی از مسائل روشن می شود، زیرا پرسش­های مهمی را برای اندیشه ورزی پیش روی ما می­گشاید و آن این که: جریان تکفیر و افراط که امروزه در هیچ جای جهان کسی از دست آن در امان نیست، سلاح­های پیشرفته و نوین و منحصر به فرد خود را از کجا تهیه می کند؟ چه گروهی هزینه هنگفت تأمین نیروی انسانی آن را تأمین می کند؟ حمایت اطلاعاتی، امنیتی و مستشاری از آنان در سطح منطقه و بین الملل از چه کانالهایی صورت می­گیرد؟ جذب، آموزش و سازماندهی مدرن تشکیلات مخوف جریان افراط  در کجا و توسط چه کسانی عملی می شود؟ در جبهه­ی رسانه­ای چگونه موفق می شوند آزادانه و به صورت نامحدود و بدون هر گونه مزاحمت قانونی در طراز جهانی به فعالیت بپردازد؟ و دهها پرسش دیگر.

* متن و روح اسلام به صورت اکیداً مطلق با تکفیر و افراط بیگانه است

حضّار محترم! ما به عنوان علمای فریقین در اینجا جمع شده ایم تا پیام روشنی را به همه دنیا مخابره کنیم که متن و روح اسلام به صورت اکیداً مطلق با تکفیر و افراط بیگانه است و مسلمان، چه شیعه باشد یا سنّی از تکفیر و افراط در همه اشکال آن بیزار و منزجر است و از آن تبرّی می جوید، چه نسبت به مسلمانان و چه نسبت به غیر مسلمانان، چه در آسیا چه در اروپا یا هر جای دیگر، چه به شکل فردی و چه به شکل سازمان یافته و چه به شکل دولتی و حکومتی.

اینجانب در اینجا با اجازه همۀ شرکت کنندگان در این همایش مهم و حیاتی برای بشریت، نکاتی را به شرح زیر تقدیم می کنم و امیدوارم مجموعه مباحثی که در این همایش مطرح می شود برای همه و نیز مسمانان و غیر مسلمانان اروپا مفید و مؤثر واقع شود. ان شاء الله.

نکته اوّل: به لحاظ تاریخی، جریان تکفیر و افراطی گری در طول تاریخ به شکلهای مختلف مورد حمایت صاحبان قدرت و ثروت برای رسیدن به مطامع و منافعشان قرار گرفته و باعث شده جامعه را با چالشهای جدّی از جمله رعب و وحشت مواجه سازد. و البته در میان مسلمانان خصوصاً در سده اخیر این جریان به صورت های گوناگکون مدیریت و هدایت شده و همین باعث تشدید اختلافات و بروز و ظهور کشمکش­ها و جنگ­ها میان پیروان مذاهب مختلف گردید و بلکه گاهی با شیطنت بیشتر باعث نزاع میان پیروان یک مذهب شد و مشکلات فراوانی را برای امنیت جامعه مذهبی پدید آورد. مجموعه ی این عوامل امت اسلامی را از درون با تهدیدهای جدّی مواجه ساخت و باعث شد جامعه مسلمانان به جای وحدت و انسجام دینی میان خود از هم فاصله بگیرند و به یک سلسله درگیری های عقیدتی، فکری، سیاسی و اجتماعی بی حاصل و خانه خراب کن مشغول شوند و از رشد و توسعه و ترقی بازبمانند.

تبیین کمی و کیفی مدیریت پیچیدۀ آن فرآیند نامبارک، مستلزم پژوهش های گسترده ای است که اکنون در مقام بیان آن نیستم و به همین مقدار بسنده می کنم که نتیجه اسفبار واگرایی امّت اسلامی عبارت بود از: از دست رفتن سیادت و اقتدار جمعی و مرکزیت ثقل پیشرفتها و نوآوری­های علمی، اقتصادی، سیاسی و... که روزگاری پیش، بلاد مسلمین را مرکز ثقل علوم و قدرت اقتصادی و سیاسی دنیا ساخته بود. و این درسی است که باید بار دیگر از قرآن کریم بیاموزیم که: وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ. لذا این نکته به راحتی قابل فهم و هضم است که اختلاف و تفرقه به هر شکلی در میان مسلمانان در جهت منافع صاحبان زر و زور و تزویر است و همواره این مسلمانان هستند که باید هر روز سست و ضعیف شوند و قربانی بدهند.




* دیالوگ بین ادیان برای تعامل و هم افزائی از اولویت های جامعه بشری است

نکته دوم: از نظر اثباتی، همان طور که گفتگوهای درون دینی مسلمین از نیازهای مبرم ماست، دیالوگ بین ادیان برای تعامل و هم افزائی از اولویت های مهم جامعه امروز بشری است. آثار و فوائد این دیالوگ احترام به آموزه های ادیان و مقدسات آنهاست و باعث می شود که پیروان ادیان به پیامبران الهی احترام بگذارند و به بهانه آزادی بیان اهانت و توهین به مقدسات را جایز نشمرند. از جمله اموری که به دیالوگ بین ادیان آسیب می زند جریان اسلام هراسی و بلکه اسلام ستیزی است که گاهی با ترویج و انعکاس افراطی گری و تفکّر تکفیری، و گاهی هم با راهبردهای و راهکارهای دیگر در حال انجام است و در نتیجه این ذهنیت را در میان ملت های غیر مسلمان ایجاد می کند که اسلام دین هرج و مرج و خشونت و رعب و وحشت است و ذاتا امکان و ظرفیت گفتگو با مخالف در اسلام وجود ندارد. چنین ذهنیتی از اسلام و مسلمانان قطعا به نفع جامعه اسلامی نیست و با مقابله با افراطی گری می توان فضای دیالوگ ادیان را گسترش داد و از ثمرات آن بهره مند گردید.

نکته سوم: از نظر متن تعالیم قرآن کریم، طبق آنچه که از صریح آیات الهی استفاده می شود نبی مکرّم اسلام (ص) نبی رحمت و وحدت بوده است: « وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ »[1]، چنان که خود آن حضرت در این زمینه فرمود: «انما بعثت رحمة» و «انما بعثت معلّما». آن حضرت با مدیریت اخلاقی خود که با وصف «انک لعلی خلق عظیم» از سوی خدای متعال ستود شد، بر اساس رحمت الهی مردم را حول محور توحید جمع فرمود: « فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ »[2]. همین مدیریت اخلاقی بود که توانست قبائل جنگجو را که گاهی بیش از صد سال در حال تخاصم و جنگ بودند به هم نزدیک کند و عقد اخوت و برادری میان آنها ایجاد کند. با چنین نکرش و مدیریتی حداکثر تلاش پیامبر اعظم بر این مهم استوار گشته بود که تا جایی که امکان دارد از نزاع و جنگ و خونریزی جلوگیری نمایند و حتی در صورت وقوع جنگ از تعداد کشته ها و شدّت آلام جنگ بکاهند، چنان که در حدود 80 غزوه و سریه که از سوی معاندان عنود و لجوج بر آن حضرت تحمیل شد، میانگین کشته شده ها از دو طرف لشکر از 3000 نفر تجاوز نکرد، در حالی که در قرن بیستم در دنیای پر از ادّعای حقوق بشر بیش از صد میلیون نفر انسان کشته شده ­اند.

* تکفیر نسبت به اهل قبله به هیچ بهانه ای جایز نیست

نکته چهارم: از نظر حکم شرعی و فتاوای علمای فریقین، اختلافی در این مسأله وجود ندارد که تکفیر نسبت به کسی که اهل قبله است و لااله الا الله بر زبان می آورد به هیچ بهانه ای جایز نیست. به عنوان نمونه، ابوحنیفه بن نعمان بن ثابت می­گوید: « وَلا نُكَفِّرُ أَحَدًا مِنْ أَهْلِ القِبْلَةِ بِذَنْبٍ مَا لَمْ يَسْتَحِلَّهُ» و احمد بن زاهر سرخسی شاگرد ویژه ابوالحسن اشعری می گوید: شیخ ابوالحسن اشعری استاد ما، در خانه من بستری بود. آن گاه که احساس کردم که مرگ او فرا رسیده است به من گفت تمام شاگردان و علاقه مندان مرا احضار کن؛ من همه را خبر کردم و آنان همگی گرداگرد استاد جمع شدند. او گفت: «إشهدوا علیّ أنّی لا أقول بتکفیر أحد من أهل القبله بذنب، لأنّی رأیتُهم کلَّهم یشیرون إلی معبود واحد و الإسلام یشملُهم ویعمُّهم»؛ گواه باشید من أحدی از اهل قبله را بخاطر گناهی که از آن ها سر می زند تکفیر نمی کنم زیرا من می بینم همگان به معبود یگانه اشاره می کنند و اسلام همگان را در بر می گیرد (شعرانی، الیواقیت و الجواهر، ص 50.)

و خود ابوالحسن اشعری از علمای بزرگ اهل سنت و رئیس فرقه اشاعره گفته است: «سجِّلوا عنی او انقلوا عنی اننی لا اکفر من قال لا اله الا الله او لا اکفّر مسلما» از طرف من ثبت کنید که من هرگز کسی را که «لا اله الا الله» می گوید به هیچ مسلمانی را تکفیر نمی کنم.

نکته پنجم: به لحاظ عملی، در سراسر تاریخ اسلام به جز جمعی از خوارج و نیز جریان نوظهور تکفیری در چند قرن اخیر، فرقه ای بین مسلمانان وجود ندارد که سایر مسلمین را تکفیر کرده باشد و با چنین استنادی خون و مال و نأموس اهل قبله را مباح شمرد. لذا آنچه که به بهانه دعوت به توحید و مبارزه با مظاهر شرک در چند صده اخیر توسط عده ای جامد الفکر دنبال شده و موجب به خاک و خون کشیده شدن مسلمانان و تخریب بناها و آثار اسلامی و نمادهای هویت تمدنی و دینی گشته، فاقد سابقه اصیل بین مسلمانان و مذاهب اصلی و رسمی اسلامی می باشد و هیچگاه مورد تأیید رؤسای فریقین شیعه و سنی نبوده است.

* شاهد رشد و گسترش جریان های تکفیری در گوشه و کنار دنیا هستیم

البته علمای بزرگ اسلام تاکنون تلاشهای زیادی برای مقابله با این تفکّر انحرافی انجام داده اند ولی با این حال به دلیل مدیریت قوی پنهان جریان افراط و تکفیر با اتکا به مراکز قدرت و ثروت، مع الاسف شاهد رشد و گسترش جریان های تکفیری در گوشه و کنار دنیا هستیم و هر روزه توسط آنان جنایت هائی به ثبت می رسد که در تاریخ کمتر کسی به آن دست یازیده، مانند سر بریدن، آتش زدن، مثله کردن، تجاوز به نوامیس، نابودی اموال و تخریب بناهای مقدس و ... آنان با خروج از عقلانیت دینی و شریعت اسلامی، به تکفیر هم قانع نیستند و تا کنون برخی از علمای بزرگ اسلام را ترور کرده و و اعمال بسیار شنیع و حرام قطعی مانند آنچه که جهاد نکاح نامیده اند مرتکب می­شوند.

امروزه کم و بیش نمونه های بسیاری از گروههای تکفیری را در همه جای جغرافیای کشورهای اسلامی می توان یافت که هر یک به نوعی از وجود یک نوع بحران معنایی در فهم اسلام در طبقه جوان و نسل جدید نشان دارد، گروه هایی مانند جبهة النصرة، داعش، القاعده، جندالعدل، و حزب التحریر در آسیا و گروه هایی همانند بوکوحرام، الشباب، انصارالسنه و انصار الشریعه در آفریقا.

* رسانه­ها نقش اساسی در تولید و استمرار اسلام هراسی و اسلام ستیزی داشته اند

 نکته ششم: پروژه اسلام هراسی و اسلام ستیزی یک واقعیت ملموس است که رسانه­ها با دست مایه­ی جریان های تکفیری و با برخورد پوپولیستی نقش اساسی در تولید و استمرار آن ایفا کرده اند. در این رابطه باید سهم گروهها و قدرتها و عوامل داخلی و خارجی دخیل به درستی مورد شناسائی قرار گیرد. بی شک از عوامل داخلی اسلام هراسی که در درون جامعه مسلمانان تولید می گردد سلسله فتاوای تکفیری است که بر اساس آن به جواز قتل مسلمان حکم می دهند.

* فتوای جواز قتل مسلمان با تکیه بر کدام اجتهاد روشمند و منطقی است

پرسش اساسی که علمای دین و مراکز علمی و دانشگاهی باید به آن همت گمارند این است که این فتوا که به صورت علنی و صریح اعلام می گردد با کدام مدرک و مستند و با کدام آیه و روایت به دست آمده است؟ با تکیه بر کدام اجتهاد روشمند و منطقی و طبق کدامیک از مذاهب اسلامی است که به تخریب زیارتگاه های اسلامی یا ریختن خون بی گناهان فتوا داده می شود؟

تا کی باید بنشینیم و کنایه های کسانی را شاهد باشیم که خود آتش بیار معرکه اند و با طعنه می­گویند: در چین 500 دین و آئین به طور مسالمت آمیز کنار هم زندگی می کنند ولی مسلمانان با یک دین و یک خدا و یک پیامبر و یک کتاب با هم می جنگند و هر گروهی کشته خود را شهید می دانند؟!

آیا موقع آن نرسیده است که به صورت قاطع، غیر علمی بودن این فتاوا اعلام گردد و در محاکم شرعی یا نزد مراجع قانونی بین المللی، صاحبان این نوع فتاوی مورد بازخواست قرار گیرند و عواقب فتاوای خطرناک خود را بر گردن گیرند؟

* خواهان ارجاع پرونده فتاوای مخرب به مراجع قانونی جهان اسلام هستیم

بر این اساس ما خواهان ارجاع پرونده چنین فتاوای مخربی به مراجع قانونی جهان اسلام و نهادهای بین الملل هستیم تا ریشه تفکر تکفیری به عنوان یک اقدام غیر قانونی و مخل امنیت جهانی خشکانده شود.

* تکفیر تنها حق خدا ست/ حوزه کفر و ایمان تنها در مرز ضروریات دین و انکار اصول دین تعیین می شود

نکته هفتم: عرفی شدن جریان تکفیر دنباله خطرناکی است که بعد از صدور فتواهای تکفیری پدید آمده و بر اساس آن حکّام جابر منطقه به خود اجازه می دهد مخالفان سیاسی را به دلایل واهی کافر بخواند تا جایی که گاهی حتی در موارد اختلاف میان مردم و حکام، به شهروندان معترض و بی پناه نسبت کفر می دهند و با کینه پروری در صدد تهدید جان و مال آنان بر می آیند.  این در حالی است که مقولۀ تکفیر تنها حق خدا ست و کسی حق ندارد مطابق اغراض سیاسی اجتماعی یا امیال و منافع شخصی یا گروهی خودش دیگری را به خاطر داشتن عقائد مذهبی اش تکفیر نماید. در اسلام حوزه کفر و ایمان تنها در مرز ضروریات دین و انکار اصول دین تعیین می شود و در غیر این مورد هیچ توجیهی برای نسبت دادن کفر یا شرک وجود ندارد.

از این رو، باید برخی از اختصاصات مذاهب مانند اعتقاد به توسل، شفاعت، زیارت، واسطه فیض و امثال آن در حوزه اعتقادات و عملیات فرق اصلی اسلامی مورد بازخوانی و تبیین قرار گیرد تا باشند هیچ منافات و تعارضی با اعتقاد به توحید ندارد. و از سوی دیگر به قدرتهای سیاسی حاکم اجازه بازی و سوء استفاده از واژهای شرعی داده نشود و از دخالت غیر متخصصین در حوزه دین و مسائل دینی جلوگیری به عمل آید. اعدام شیخ نمر و محاکمه شیخ قاسم عیسی و صدها نمونه دیگر مصادیق چنین سوء استفاده هایی است که هر روزه توسط قدرتهای حاکم منطقه دنبال می گردد.

* ارتقاء آموزش های اصیل اسلامی از عوامل ایستادگی در مقابل جریانهای تکفیری است

نکته هشتم: یکی از عوامل ایستادگی در مقابل جریانهای تکفیری ارتقاء آموزش های اصیل اسلامی در درون و بیرون جامعه اسلامی است. مسأله آموزش و تربیت راه حل مهمی برای مقابله بلند مدت با گروههای افراط گرا به شمار می رود چرا که بر اساس فهم عمیق از اسلام و آیات کلام الله مجید روشن می شود که خشونت و افراط و آن چه که وجهه همت تکفیریون گشته است هیچ سنخیتی با اسلام حقیقی ندارد. چگونه می توان به پیروان حقیقی پیامبر رحمت نسبت خشونت داد، در حالی که او خود می فرماید: و الذی بعثنی بالحق لقد امرنی ربی بمداراة الناس. در این رابطه به نظر می رسد دانشگاهها بزرگ اسلامی از جمله جامعه المصطفی و جامعه الازهر باید نقش اساسی را ایفا کنند تا اعتدال و عقلانیت بتواند جای افراط و تکفیر را پر کند.

* منابر و رسانه های دینی باید مصالح امت اسلام را بر مصالح قومی و قبیله ای ترجیح دهند

نکته نهم: از دیگر عوامل مؤثر برای کنترل افراطی گری، گسترش پژوهش ­های اسلامی در میان علمای اسلام مبتنی بر متد عقلانی و منطقی و نیز ترویج نتایج آن در قالب کنفرانس ها و جلسات متعدد و گسترده در مساجد و مراکز اسلامی و منابر وعظ و خطابه و نمازهای جمعه و جماعات و گسترش آن به فضاهای رسانه ای و تولید فیلم و کارتن و برنامه تلویزیونی در راه مقابله با افراط است. منابر و رسانه های دینی باید از ارائه مطالب اسلامی به شکل سطحی پرهیز کنند و مصالح امت اسلام را در هر زمانی بر مصالح قومی و قبیله ای با هر نگاهی ترجیح دهند و از شدّت بخشیدن به تعصب های مذهبی پرهیز کنند. باید با فرهنگ سازی، اعتدال و عقلانیت و نفی خشونت و تندروی و سایر مفاهیم فرا ملیتی نهادینه گردد و روح تعاون و همکاری و دفاع از حق حیات به عنوان یک اصل قرآنی و عقلانی ترویج گردد.

نکته دهم: برخی از قدرتهای بزرگ جهانی و برخی از قدرت های منطقه ای و رسانه های بین المللی و کسانی که به اسلام هراسی دامن می زنند و به نوعی آب به آسیاب افراطیون و تکفیریون می ریزند و مجال توجیه را برای آنان نسبت به اقدامات غیر انسانی باز می کنند باید بدانند که ادامه مدیریت خشونت و صنعت جنگ و بحران در نهایت به نفع آنان نیز نخواهد بود و همان طور که شعله های جنگ در برخی کشورهای اسلامی افروخته شد ممکن است نا امنی و تعصبات به سایر نقاط دنیا نیز کشیده شود و این تلخاب چیزی نیست که کام کسی به آن شیرین گردد.

* خط روشن عقلانیت و اعتدال به نفع همه مذاهب و همه ادیان و همه فرهنگ هاست

خط روشن عقلانیت و اعتدال به نفع همه مذاهب و همه ادیان و همه فرهنگ هاست. مسلمانان با وجود اختلافات سیاسی در ادوار مختلف قرن ها در کنار هم زندگی کرده اند و با وجود تهدیدها ونزاع ها هیچگاه مشکلات بین آنان به این سطح که منجر به تکفیر و قتل و عام گردد نرسید و تعرض و تعدی و تجاوز و ناامنی و وحشت به گستره­ی وسیع موجود پدید نیامد. این دخالت مدیریت جهانی نظام سلطه است که در قالب تأیید و تسلیح و تجارت مرگ، دنیا را از نفرت پر کرده و مجالی برای رحمت و اخلاق باقی نگذاشته است. لذا امت اسلام باید به خود آید و به کسانی که به دنبال برانگیختن تعصبات مذهبی و مروج گفتمان خصمانه اند راه نفوذ را بربندند. به نظر می رسد برگزاری جلسات آشتی بین امت اسلام پیشنهاد سازنده ای است که باید با وساطت علمای فریقین سر بگیرد تا آتش کینه ها و انتقام ها را خاموش سازد و ملت ها و دولت ها را آشتی دهد. ان شاء الله.

در پایان بار دیگر از حضور و بذل توجّه دانشمندان حاضر در جلسه تقدیر می نمایم و به طور ویژه از دبیر محترم همایش جناب حجت الاسلام و المسلمین خادمی امام و مدیر مسجد امام علی علیه السلام کپنهاگ و دوستان و عوامل اجرایی تشکّر و قدردانی به عمل می آورم و نیز از دولت دانمارک و خصوصاً مسؤولین کپنهاگ به خاطر فراهم آوردن زمینه ساخت و تأمین امنیت این مرکز اسلامی سپاسگزاری می نمایم. 



در پایان بیانیه این اجلاس به شرح زیر قرائت گردید:

بسم الله الرحمن الرحیم

 وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا

  ال عمران/103

بیانیه ­ی پایانی اجلاسیه­ ی وحدت اسلامی اروپا

 

از سوی علمای امّت از فریقین حاضر در اجلاسیه

1و2 خرداد 1396 برابر با 22و23 مای 2017

 

با شعار: امّت اسلام خواهان امنیت و صلح برای همگان

مقدّمه

امروز دین مقدّس اسلام و مجموعه­ی پیروان و متدیّنان به آن، بخشی انکار نشدنی از هویت اروپا هستند. وجود مسلمانان بسیاری از نسل های گذشته که در سالیان دراز در این سرزمین زیسته­اند، جمعیت مسلمان زادگانی که در این قاره نشو و نما یافته­اند و همچنین مهاجرانی که در این سرزمین ماندگار شده­اند، گواه و شاهد روشن بر این مدّعاست.

نگاهی به نقشه­ ی جغرافیایی ـ فرهنگیِ قاره­ی سبز نشان می­دهد که این وضعیت، نمونه­ای از تکثّر ادیان، گرایش ها و فرهنگ هاست و طبعاً این گونه آمیختگی فرهنگی، تعامل و همزیستی بین آنها را رقم زده و می­زند. تاریخ نشان داده که اسلام و فرهنگ اصیل و غنی آن، همواره در این همزیستی­ها، به تدریج در ذهن و دل و آداب و رسوم فرهنگ­های متقابل، جای خود را باز کرده، و به سبب عناصر فرهنگی والا و ارزش­های انسانی اصیل و مبانی اندیشه­ای عمیقش، به شکل کاملا سالم و فرهنگی، پیام انسانی و الهی خود را عرضه کرده است.

نیز قرآن کریم، با معرّفی پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله و سلّم به عنوان «رحمة للعالمین»، و دعوت موکّد به عقلانیت و معنویت، و همچنین معرّفی امت اسلامی به مثابه «امة وسطا»، و «خیر امة اخرجت للناس» دین اسلام را بر دو پایه­ی مهم عقلانیت و معنویت بر اساس رحمت عام بنا نهاده است تا ملّت­های مسلمان، با تمسّک به سیره­ی پیامبر رحمت و مهربانی، حضرت محمّد مصطفی صلّی الله علیه و آله وسلم میوه­ی شیرین دوستی، صلح، همزیستی مسالمت آمیز و امنیت پایدار را برای همه­ی بشریت به بار نشانند: لیقوم الناسُ بالقسط.

 قرآن کریم همچنین با فراخواندن اهل کتاب به مشترکات و «کلمة سواء بیننا و بینکم» مانیفست اسلام را برای تعامل بین المللی نشان داده است که محور آن، اجتماع بر مشترکات، دوری از اختلاف، احترام به آراء و گفت و گو و تعامل سازنده­ی فرهنگی حول محورهای مشترک است. حضور چنین دینی در هر عرصه­ی جهانی، و درآمیختگی آن با ملّت­ها، همیشه فرصت و موقعیت نشر و گسترش ارزش­های انسانی نظیر صلح و ثبات و احترام به قدر و شأن انسان­ها می­باشد و باید باشد.

لکن متاسفانه امروزه شاهد آن هستیم که گروه­هایی به ظاهر با پرچم اسلام، با اقدامات غیر عقلایی، افراطی و خشن، چهره­ای غیر قابل زندگی و نامعقول از آن به نمایش گذاشته و همان را به جای اسلام حقیقی که حیات بخش دل­ها و نجات بخش جان­های انسان­های آزاده و فطرت­های بیدار است، می­شناسانند و به جای تبشیر و جلب و جذب، باعث تنفّر و دفع و ردع از دین اسلام و آموزه­های وحیانی آن می­شوند؛ طوری که بسیاری از شهروندان غربی که امروز به خاطر سیطره­ی مادی گرایی، و اندیشه­ها و ریشه­های پوچ گرایانه بر تمام جوانب و مظاهر زندگی، تشنه­ی معنا و حقیقت هستند، حتی این احتمال از خاطرشان نیز نگذرد که ممکن است، اسلام، همان دین و آیین و طرز سلوک، زندگی، نگرش و گرایشی باشد که داروی دردها و سیراب کننده­ی کام عطشناک جان آنهاست.

اکنون نخستین اجلاسیه­ی وحدت اسلامی اروپا با حضور علمای امّت اسلامی از فریقین سنّی و شیعه در شرایطی برگزار می­شود که گروه­های عمدتاً تکفیری و منجمد و خشونت طلب که بدواً و استدامۀً توسط برخی مراکز قدرت و پول و فساد، بنیان گذاری، سازماندهی و پشتیبانی می­شوند، دست به سلاح برده و به میدان تاخته و با تهدید صلح و امنیت جهانی، در ملّت­ها و به خصوص شهروندان غربی، بیش از پیش حس اسلام هراسی و اسلام گریزی و تنفّر از این آیین مقدس را برانگیخته­اند.

علمای امّت اسلام و منتشر کنندگان پیام رحمة للعالمین در این وضعیت فتنه گون، وظیفه­ای سنگین دارند و باید با تبیین آشکار و بیان استوار، به مقابله با جهل بپردارند وبه نشر حقائق سلمی اسلام عزیز همّت گمارند.

این ضرورت آشکار باعث شد که اتحادیه­ی اروپایی علما و تئولوگ های شیعه  با همکاری مسجد امام علی علیه السلام دانمارک، با دعوت از علمای اسلام از فریقین سنّی و شیعه، موضوع مهم و مبتلا به روز، یعنی وظیفه­ی ما برای ایجاد «وحدت اسلامی» در راستای تقویت صلح و امنیت جهانی و نفی افراطی­گری را به بحث و بررسی بگذارد. جمع حاضر برای بررسی ابعاد گوناگون وحدت اسلامی، یافتن راه چاره، و چگونگی عینیت بخشیدن به آرمان های اسلام، و به ویژه معرّفی اسلام به عنوان «دین رحمت» و تحقق معنویت، عقلانیت و اعتدال، از جای جای قاره گرد هم آمده­اند تا در این موضوع به هم اندیشی بپردازند و اکنون پس از بحث و گفت و گو، در آستانه­ی شهرالله الاکبر رمضان المبارک ضمن گرامیداشت این ماه شریف، نکات زیر را به عنوان چکیده­ی مذاکرات و نتیجه­ی رایزنی­ها و بیانیه­ی پایانی اعلام می­دارند:

1ـ علمای امّت اسلامی در اروپا مانند همیشه از دولت­ها و جوامع مربوطه­ی خود در اروپا به خاطر فراهم ساختن زمینه و بستر مناسب برای حضور و انجام دادن فعالیت­های دینی اسلامی سپاس گزاری کرده، اعلام می­دارند: مسلمانان به عنوان بخشی از شهروندان شایسته­ی اروپا، خود را در مسائل و سرنوشت این جامعه شریک و سهیم می­دانند و بر نفی خشونت گرایی، تفاهم و تقارب سلائق و اندیشه­ها، همزیستی مسالمت آمیز بین پیروان ادیان، قانون گرایی و حفظ کرامت انسان تاکید می­ورزند.

2ـ حضور مسلمانان در جوامع اروپایی، برای شهروندان این قاره فرصتی مغتنم است تا بتوانند از نزدیک با مسلمانان آشنا شده، پیوندهای مودّت و دوستی با آنان برقرار سازند و از توان نخبگان و نیروی فکر و کار آنان بهره مند گردند. نیز حضور علمای اسلام، موجب ثبات و گسترش فرهنگ معنویت و آرامش روحی و روانی تحت تعالیم اسلام است، و در کنار دستاوردهای علمی و صنعتی، موجب غنای فکر و فرهنگ و معنویت در اروپا خواهد شد. در این راستا علمای امّت اسلام آمادگی خود را جهت ارائه­ی خدمات آموزشی، فرهنگی و معنوی به جامعه مسلمانان و سایر مشتاقان اروپایی اعلام می­دارند.

3ـ علمای امّت اسلامی از فریقین سنّی و شیعه مقدّسات مذاهب متقابل را قابل احترام می­شمرند و بر اساس رهنمودهای گرانسنگ قرآن کریم و رسول اعظم صلی الله علیه و آله و سلم یکدیگر را برادران خویش می­دانند و تحکیم پیوندهای محبّت و مودّت و اصلاح ذات بین را دستور الهی می­شمرند: انما المؤمنون اخوة فاصلحوا بین اخوَیکم.

4ـ با قاطعیت اعلام می­داریم هر گونه خشونت، ارعاب و ترور از ذات اسلام، بیگانه، و خارج از تعالیم پیامبر رحمت صلی الله علیه و آله وسلم و موجب آزردگی روح مطهر آن حضرت می باشد. از این جهت، ما از ترور و کشتن انسان بیزاری جسته، هر گونه سوء استفاده از مفاهیم مقدّسی چون جهاد توسط برخی از گروه­های تکفیری را محکوم می­کنیم؛ چرا که جهاد در اسلام، رویکردی انسان گرا دارد و به معنای به کار گرفتن نهایت جهد و تلاش برای تحقّق زیبایی­های معنوی و ارزش­های انسانی و تقابل با موانع تحقّق آنهاست و هرگز به معنای ویرانگری و کشتار و جنایت نیست؛ بلکه در معنای وسیع خود حتی شامل گروه هایی است که وظیفه­ی خدمت رسانی به محرومین را بر عهده می­گیرند. بدین روی، آنچه که تحت عنوان «داعش» یا «دولت اسلامی» انجام می­گیرد، از نظر ما به هیچ روی قابل انتساب به اسلام نیست، و رفتار و قواعد به کار گرفته شده نزد آنان، خارج از چارچوب های شناخته شده اسلام نزد شیعه و سنّی است.

5ـ کنترل خط افراط در درون جوامع اروپایی از دغدغه های اصلی همگان به ویژه حاکمان این کشورهاست و بهترین راه مقابله با آن، آموزش و روشن ساختن اذهان عمومی جوانان مسلمان اروپایی می باشد که احیاناً در اثر نقص اطلاعات و القای نادرست مطالب از سوی بعضی از جریان­های اجتماعی به سمت انحراف کشیده می­شوند. بدین روی از همه­ی دولت­های اروپایی درخواست می کنیم با گسترش دانشگاه های اعتدال محور و پشتیبانی و انجام حمایت لازم و عملی از مراکز اسلامی اعتدال گرا به مقابله با تفکّر افراطی و باطل برخیزند.

6ـ علمای امّت اسلامی در اروپا نگرانی خود را از روند رو به گسترش افراطی گری وخشونت در عراق، یمن، سوریه، لبنان، بحرین و هر جای دیگر که توسط برخی از حکومت­های دست نشانده در منطقه به آن دامن زده می شود، ابراز می­دارند و از حکومت بحرین می­خواهد حق، شأن، و حریم علمای اسلام به خصوص آیت الله شیخ عیسی قاسم را مراعات نماید.

7ـ آزادی بیان از ارزش های پذیرفته شده­ی عقلایی است که باید حدّ و مرز آن نیز ترسیم و تعریف گردد؛ و آن، جایی است که آزادی و امینت دیگران نقض می­شود. از این رو، توهین به اعتقادات و علاقه مندی های دیگران، و خصوصاً اهانت و تمسخر رهبران ومقدّسات ادیان، امری خارج از محدوده­ی مجاز آزادی بیان و مغایر با حفظ حرمت و آبروی اشخاص، و مصداق آزار و اذیت روانی پیروان مذاهب و نیز عامل تحریک و جریحه­دار کننده­ی عواطف، و اخلال به آرامش جامعه و تهدیدی برای امنیت است. این امر همچنین می تواند سرآغاز عکس العمل های کنترل نشده و شدید، و ناسازگار با منطق گفت و گو و احترام متقابل به عقائد مختلف و مخالف باشد، و همچنین منافی با اخلاق و ادب عمومی و حتی ناقض قوانین جزائی موجود در برخی از کشور های اروپایی است. لذا از همه­ی رسانه­های جمعی می­خواهیم با احترام گذاشتن به افکار و عقائد، از اهانت به مقدّسات دیگران بپرهیزند.

8ـ داشتن حقوق شهروندی یکسان، برای همه­ی شهروندان از هر دین و آیین و مسلکی، از جمله برای مسلمانان اروپا لازمه­ی تحقق شعار عدالت است. در همین راستا، حق و آزادی انتخاب حجاب، به عنوان یکی از حقوق زنان مسلمان و مصداقی از آزادی­های فردی است که باید به آن احترام گذاشته شود. متاسفانه موضع گیری هایی که گاهی نسبت به موضوع حجاب زنان مسلمان مشاهده می­شود، نشان دهنده­ی این امر است که در برخی از سطوح جامعه­ی اروپایی، درک و نگرش صحیحی از پوشش زن مسلمان وجود ندارد که باید تصحیح گردد؛ چرا که از نظر زن مسلمان، حجاب یک انتخاب آزاد و وظیفه­ی شرعی برای حفظ کرامت انسانی زن است که در ادیان ابراهیمی دیگر نیز وجود داشته است.

9ـ مراجع شیعه و علمای بزرگ اهل سنّت در طول تاریخ، همیشه نماد معنویت، عقلانیت و اعتدال بوده و هستند و ارتباط مسلمانان با آنان، یک ارتباط عقیدتی و تاریخی است که ریشه­های دینی و عقلی دارد. دراین راستا، از علمای بزرگ اهل سنّت و مراجع اعلای شیعه که با فتاوای سازنده، امّت اسلامی را به وحدت دعوت نموده و خط افراطی گری را محکوم کرده­اند تقدیر و تشکّر می­نماییم.

10ـ همکاری و هم افزایی علمای امّت اسلامی از فریقین سنّی و شیعه به مثابه کانون های اسلام اعتدالی، ترسیم گرِ آینده ای روشن برای امّت اسلامی است و بی گمان، آثاری مطلوب و مبارک در پی خواهد داشت. لذا از همه­ی مراکز اسلامی فریقین که در نخستین اجلاسیه­ی علمای امّت اسلامی در کپنهاگ فعّالانه شرکت جستند، خصوصاً از دبیر محترم همایش، امام و مدیر مسجد امام علی علیه السلام کپنهاگ، به خاطر تلاش­های مخلصانه و مجدّانه تقدیر به عمل می­آید. همچنین از ریاست محترم اتحادیه­ی اروپایی علما و تئولوگ­های شیعه و امام مرکز اسلامی هامبورگ به خاطر این اقدام ارزشمند سپاس گزاری می­شود.

والسلام علیکم ورحمة الله و برکاتة

علمای امّت اسلامی از فریقین، حاضر در اجلاسیه­  وحدت اسلامی اروپا

کپنهاگ – 23/5/2017





نظر شما



نمایش غیر عمومی