ارسال به دوستان
کد خبر : 187640
تاریخ انتشار : 6/2/2017 3:39:00 PM

حیات دینی 14

خطیب: آیت الله دکتر رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ
تاریخ: 02.06.2017 

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

یکی مهمترین موضوعاتی که دین در آن نقش مهمی ایفاء می کند مسألۀ کاهش رنجها و آلام بشری است. به همین جهت باید در خصوص این موضوع بررسی های عمیقی صورت پذیرد، تا اینکه جایگاه و تأثیر دین در مرتفع ساختن مشکلات روحی و روانی ـ که به نوعی منجر به تحیر و سرگردانی و بی هویتی بسیاری از جوامع امروزی شده است ـ مشخص گردد. همچنین به این موضوع نیز که آیا می توان از گوهر و حقیقت دین اسلام کمک گرفت، و راه درمانی را برای برون رفت از این مشکلات فراروی انسانها قرار داد؟، پرداخته شود.

تأثیر و نقش دینداری در زدودن مشکلات روحی و روانی

در پاسخ به این پرسش اجمالاً می توان گفت: دین این ویژگی را دارد که اگر به درستی به آن عمل شود و از آثار دین داری بهره برده شود، قطعاً می توان برای این نوع از مشکلات نیز، از دین کمک گرفت. امّا لازم است انسان با صبر و حوصله و با دقت به ابعاد دین، به این موضوع توجّه کند. لذا نباید به صورت سطحی از آن گذر کند، و با تأثیر پذیری از رسانه ها و فضای مجازی نسبت های بی مورد و بی اساسی نظیر: خشونت طلبی، رعب و وحشت، و... به دین بدهد. بلکه بایستی این امور را از ساحت منزه دین دور بداند، و آنچه که در برخی از کشورهای اسلامی به نام دین رخ می دهد را با دین و گوهر آن بیگانه بداند. لذا اگر با دیدۀ انصاف به آن نگریسته شود، قطعاً هر انسانی به این نتیجه خواهد رسید که دین نقش تربیتی کامل نسبت به درمان این نوع بیماریها خواهد داشت. و می تواند انسان را به یک آرامش و نشاط روحی پایدار و ماندگار برساند. امّا مهمّ این است که خود را به دین بسپارد و نسبت به آموزه های آن به دیدۀ تردید و شک نگاه نکند.

تکامل حقیقی انسان در گرو تحمل سختی و مشکلات دنیا

در خصوص نوع مواجهه دین با رنجها و آلام بشری باید بر این نکته تأکید نمود که اسلام یک دین حقیقت گرا و واقع گرا است،[1] و نسبت به تفسیر انسان چنین نگاه حقیقی و واقعی ارائه داده است. چراکه مرحوم علامه طباطبائی(ره) در تفسیر سورۀ بلد می نویسد: «این سوره بیانگر این حقیقت است که آفرینش انسان بر اساس رنج و مشقت است و هیچ شأنی از شئون حیات را نخواهی یافت که توأم با تلخی ها و رنج ها و خستگی ها نباشد، از آن روزی که در شکم مادر، روح به کالبدش دمیده شد تا روزی که از این دنیا رخت بر می بندد، هیچ راحتی و آسایشی که خالی از تعب و مشقت باشد نمی بیند و هیچ سعادتی را خالص از شقاوت نمی یابد. و تنها خانۀ آخرت است که راحتی اش آمیخته با تعب نیست».[2] لذا واضح و روشن است که انسانها از آغاز زندگی حتی از آن هنگامی که نطفه او در قرارگاه مادر واقع می شود، مراحل زیادی از مشکلات و درد و رنج ها را طی می کنند تا متولد شوند. پس از تولد نیز در دوران طفولیت و سپس نوجوانی و جوانی و از همه مشکل تر دوران پیری، با انواع مشقت ها و رنج ها مواجه می شود. لذا در حقیقت طبیعت زندگی دنیا با سختی و دشواری های زیادی گره خورده است. پس با یک نگاه واقع شناختی، رنج و درد و مشقت در آفرینش و نیز در کمال جوئی انسان آن هم در همه مراحل وجودی اش از جمادی، نباتی، حیوانی تا انسانی قرار داده شده است. به همین جهت انسان برای اینکه خود را به کمال وجودی برساند باید از ظرفیت های خود بهره مند شود، و برای تحمل نمودن زحمت ها و رنجها تلاش نماید. بنابراین این نوع رنج در طبیعت وجود انسان برای رسیدن به مرحلۀ کمال قرار داده شده است، که انسان باید با مقاومت خود این مراحل را تا رسیدن به کمال حقیقی طی نماید.

انواع رنجها و مشکلات انسان

انسان علاوه بر این که یک سری از رنجهای تکوینی و طبیعی ـ که لازمه حیات انسانی است و به نوعی برای همگان است ـ متوجه او می باشد، رنجهای دیگری نیز با برخورد دارند که البته اکتسابی و اختیاری هستند. به این بیان که توسط خود انسان پدید می آیند و باعث می شوند انسان در یک سری محدودیت ها و گرفتاریها به سر ببرد. توضیح آنکه اموری که باعث این سختیها می شود برخورد افراطی و تفریطی با مسائل گوناگون است. بلکه گاهی اوقات نیز این مشکلات در اثر گناه و انحراف از مسیر آفرینش پدید می آیند، و آدمیان با یک سری عذابهایی مواجه می شوند که خودشان عامل بروز و ظهور این سختی ها و مشکلات هستند. لذا می توان رنجها و سختی ها را به یک معنی «هدفدار و معنادار» و رنج های «بی هدف و بیهودده و بی معنا» تقسیم نمود.

بسیار روشن است که رنجهای هدفدار انسان را به کمال و رشد و بالندگی می رساند، و باعث عزت و کرامت انسان ها می گردد، چرا که خدای تعالی در این خصوص می فرماید: «وَ لَنُذيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذابِ الْأَدْنى‏ دُونَ الْعَذابِ الْأَكْبَرِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُون؛‏ به آنان از عذاب نزديك (عذاب اين دنيا) پيش از عذاب بزرگ (آخرت) مى‏چشانيم، شايد بازگردند!».[3] لذا انسان عذابهای دنیایی را برای بازگشت در مسیر اصلی ـ که حرکت به سوی کمال مطلق است ـ تحمل می کند. چرا که رنجهای بزرگ باعث پختگی و آبدیدگی انسان می گردد و آدمی را به کمالات بیشتری رهنمون می سازد، مانند آنچه که برای حضرت ابراهیم(ع) اتفاق افتاد که هر کدام از آن بلایا و امتحانها از سختی خاصی برخوردار بوده است، اما در نهایت باعث شد که حضرت ابراهیم(ع) به مقام امامت و رهبری جامعه بشری نائل گردد. بر این اساس آدمی با این رنجها به حقائق جدیدی می رسد و روح حیات را در خود تجلّی بیشتری می دهد.

از رنج کشیدن آدمی حرّ گرد                          قطره چو کشد جسر صدف درّ گردد

 تحمل مشکلات و رسیدن به سعادت و کمال

در حقیقت رنج و لذّت و مصیبت و سعادت با هم آمیخته اند، و به تعبیر دقیق تر آنها نوعی ورزش و تمرین روح اند برای رسیدن به کمال و مقام جدید. بنابراین باید به این مهمّ توجّه داشت که با رنج های غیر طبیعی یا رنج هایی که منشأ انسانی دارند، به دو صورت می توان برخورد کرد. یک ـ آن که انسان به صورت «دفعی» با آنها برخورد کند و آن به این صورت است که با عقاید و اخلاق و اعمال درست، خود را تربیت کند که رنج و یا سختی برای خود و یا دیگری به وجود نیاید. به عنوان مثال نباید اجازه دهد که شیطان صفتان در او تردید و شک به وجود آوردند بلکه با نوعی خودباوری و خودساختگی و بینش توحیدی، اجازه وسوسه و اضطراب را ندهد. و این همت بلندی را می طلبد که انسان زندگی خود را در مسیر توحید قرار دهد.

دوـ امّا نوع دوم مواجهه و برخورد با رنج های غیر طبیعی آنست که انسان سعی کند با آن سختیها و انحراف ها و هر چه که او را تهدید می کند مقابله و مبارزه کند. مثلاً در صورت بیماری، آن را درمان نماید و نیز تلاش کند که بر آن مشکلات پیروز شود و از قوه و اختیار خود برای بیرون رفتن از آن مشکلات بهره جوید، و لحظه ای از مقابله با آن کوتاه نیاید. البته خداوند هم وعده داده افرادی که برای سازندگی خود قدم بر می دارند، و برای اصلاح خود تلاش می کنند، به آنها کمک کند و از آنها دستگیری نماید. به گونه ای که هیچگاه احساس تنهائی و دلتنگی نکند و شیطان بر آنها مسلط نشود. چرا که آنها در حقیقت با توجّه و بازگشت حقیقی به سوی خداوند و آشتی با او، راه را برای خود هموار می سازند تا بار دیگر در مسیر رشد و ترقی و تعالی قرار گیرند، لکن باید سعی کنند که بازگشت خود را خالصانه قرار دهند. و این همان توبه نصوح است که قرآن کریم بر آن تأکید می ورزد: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد بسوى خدا توبه كنيد، توبه‏اى خالص‏».[4]

 









[1]. مطهرى، مرتضى، ‏مجموعه آثار شهيد مطهرى‏(جهان ‏بينى توحيدى)، ج2، ص87، تهران ـ قم‏، صدرا، چ هشتم، 1377ش‏.

[2]. طباطبايى، محمدحسين، ترجمه تفسير الميزان‏، ج20، ص483، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چ پنجم، 1374ش‏.

[3]. السجدة/21.

[4]. التحریم/8.


نظر شما



نمایش غیر عمومی