ارسال به دوستان
کد خبر : 188509
تاریخ انتشار : 7/21/2017 11:29:00 AM

خانواده در قرآن کریم 37 (برکات و آثار مثبت خانواده داری)

خطیب: حجت الاسلام والمسلمین دکتر ترابی
زندگی درس ریاضی نیست؛ معجونی است از عقل، عشق، میل و سلیقه، نظم، سازگاری و مدارا
 
تاریخ
:21.07.2017 

موضوع: نیاز به نظم و انضباط

 
بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه و لا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه. وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. عبادالله، أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه. قال الله الحکیم فی محکم کتابه.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم:

الرَّحْمَنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الْإِنْسَانَ عَلَّمَهُ الْبَيَانَ الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ يَسْجُدَانِ وَالسَّمَاءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِيزَانَ أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزَانِ  

[خداى] رحمان قرآن را ياد داد انسان را آفريد به او بيان آموخت خورشيد و ماه بر حسابى [روان]اند بوته و درخت چهره ‏سايانند و آسمان را برافراشت و ترازو را گذاشت تا مبادا از اندازه درگذريد»  (الرحمن/ 1ـ 8)

مقدّمه

در خطبه ­های گذشته از آثار و برکات خانواده و همسرداری سخن گفتیم و دانستیم هر انسان عادی در کنار نیازهای مادی، 20 نیاز عاطفی هم دارد که خانواده بهترین محمل برای به دست آوردن حمایت­های عاطفی در این موارد است. تا کنون درباره­ی پانزده مورد از نیازهای عاطفی سخن گفتیم که عبارت بودند از: نیاز به «محبّت»، «احترام»، «قبول عذر»، «امنیت»، «قدردانی و تشکّر»، « ابراز وجود»، «تعریف و تحسین»، «تأیید و پذیرفته شدن»، «خوب درک شدن»، «محفوظ ماندن حریم خصوصی»، «تعلّق و همبستگی اجتماعی»، «احساس پاک بودن»،  «احساس قدرت و توانایی»، «مورد اعتماد و اطمینان واقع شدن» و «احساس توانگری و دارا بودن». و امروز بإذن الله به شانزدهمین نیاز عاطفی انسان و نقش مثبتی که خانواده در این­باره می­تواند ایفا کند می­پردازیم. بحث این هفته در مورد نیاز به «نیاز به نظم و انضباط» است.

مطلب اوّل: اهميت نظم و جايگاه تقسيم اوقات

اهمّيت نظم و ضرورت برنامه ريزي در زندگي، يك امر عقلايي و مورد توافق همه­ي عقلاست. بديهي است كه نظم و برنامه ريزي با مقوله­ي زمان و «بهره­وري»[1] از آن، در هم تنيده شده و براي آن ناگزير از تقسيم اوقات ـ بر اساس ملاك­ها و مباني فكري ـ هستيم. در منابع ديني نيز بر اين امر عقلايي صحّه گذاشته شده و به دليل ارزش والاي اوقات عمر، نظم و برنامه ريزي در جهت تقسيم اوقات، امري ضروري دانسته شده است.

امير مؤمنان علیه السلام آن­گونه که در نهج البلاغه آمده، توصيه به نظم را يكي از وصاياي خود در واپسين لحظات زندگي قرار داده و فرمودند: «اُوصِيكُمَا وَ جَمِيعِ اَهلِي وَ وَلَدِي وَ مَن بَلَغَهُ كِتَابِي بِتَقوَي اللّهِ وَ نَظمِ اَمرِكُم»[2]

براي تحقّق نظم و برنامه­ريزي مطلوب در زندگي، چاره­اي از تقسيم اوقات روزانه نيست.

تقسيم اوقات در اصل، يك سنّت الهي است، چنان که خداوند، زمان را به سال، ماه و روز تقسيم فرمود:

«إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِي كِتَابِ اللَّهِ»[3]  

و وقتي كه مردم از پيامبر اعظم صلی الله علیه و اله وسلم درباره­ي «هلال­ها» و تقسيم بندي سال پرسش كردند، خداوند متعال به پيامبر خود فرمود: به آن ها بگو كه اين ماه‏ها نشان دهنده­ي وقت‏ها براي نظام زندگي مردم است: «قُل هِي مَوَاقِيتٌ لِلنّاسِ».[4] همچنين خداوند متعال همان گونه كه در نظام تكوين، گردش ماه و خورشيد را منظّم و تقسيم بندي شده در منازل و فلك معيّن قرار داده،[5] اعمال عبادي بندگان را نيز با برنامه ي منظّم روزانه در طول اوقات شبانه روز تقسيم فرموده تا ضرورت نظم، زمان بندي و برنامه ريزي را در همه ي امور زندگي به بشر بياموزد.

مطلب دوم: (نظم نیاز عاطفی ماست)

در آیات اوایل سوره مبارکه الرحمن که در ابتدای سخن تلاوت گردید سخن از میزان و هشدار به خارج نشدن از میزان است. همان طور که برخی از بزرگان (شهید امام موسی صدر) نیز به نوعی اشاره دارند، این آیات را می توان رهیافتی از نظم انضباط تکوینی به سوی ضرورت نظم و انضباط دقیق تشریعی و اعتباری عرفی در دو حوزه فردی و اجتماعی برشمرد: «وَضَعَ الْمِيزَانَ أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزَانِ»  

اهمیت نظم و انضباط تکوینی در جهان هستی در جهان خارج و داخل انسان به حدّی است که برخی آن را یکی از مهمترین دلایل برای کشف عقلانیت حاکم بر جهان و هدفمندی آن و در نتیجه دلیلی بر وجود یا یگانگی پروردگار و صانع برای هستی می شمرند. در این راستا تا کنون تقریرات و بیانات متعددی از برهان نظم در کلام و فلسفه ارائه شده است.

در حوزه اعتباری نیز همه ما معمولا به طور شخصی این تجربه را از سر گذرانده ایم که در یک خانه یا اتاق کار زمانی که حتی فقط یکی از وسایل با نظم و ترتیب و به صورت درست در جای خاص خود قرار داده نشود همه به زحمت می افتند و سراسیمه و بی قرار می شوند. در جامعه بزرگ بشری نیز برای پیشرفت زندگی اجتماعی، نظم و انضباط حایز اهمیت فراوانی است؛ بلکه اگر نظم و انضباط نباشد هرج و مرج و آنارشیزم جامعه و آثار تمدن و فرهنگ را نابود خواهد کرد.

موضوع سخن این است که در حوزه اعتباری عرفی پیش از آنکه جامعه به نظم نیاز داشته باشد خود انسان در وجود خودش در ابعاد مختلف به نظم و انضباط احتیاج دارد؛ چون اگر انسان پی در پی با بی نظمی و بی انضباطی مواجه گردد سردرگم و گیج و کلافه می­شود و در صورت استمرار این حالات از حالت تعادل روحی و روانی خارج می گردد. بنابراین احتیاج به نظم و انضباط یک نیاز روحی و عاطفی برای انسان شمرده می شود. یکی از برکات خانواده تأمین این نیاز و نیز پرورش و جهت دهی آن برای افراد خانه است.

مطلب سوم (انضباط درونی و بیرونی)

یکی از آثار مثبت نظم موفقیت در امور است که به دو مؤلفه برنامه ریزی و اقدام مؤثر رابطه دارد. برنامه ریزی و اقدام مؤثر به دو نوع نظم و انضباط نیاز دارد که باید در حوزه اعتباری عرفی انسان مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد: یکی بیرونی (انضباط عملی) و دیگری درونی (انضباط فکری). این دو نظم و انضباط از هم بیگانه نیستند بلکه معمولا بر هم تأثیر گذار هستند. کسی که انضباط بیرونی نداشته باشد چه بسا انضباط فکری خود را هم نتواند حفظ کند و بر عکس. انضباط درونی (فکری) آن است که اوّلا موقع فکر و تصمیم گیری، مسائل مختلف بیجا و ناشیانه با هم مخلوط نشود. مثلا مسائل عاطفی با مسائل اقتصادی و سیاسی و خانوادگی و غیره با هم خلط و خبط نشود. ثانیاً در مورد چیزهایی که باید در آن مورد فکری شود به صورت متمرکز فکر شود و پراکنده نگری نباشد؛ یعنی اجازه ندهد موارد دیگر قدرت تمرکز او را بر هم بزند و هوش و حواسش را پرت کند.

خلاصه انضباط درونی یعنی نظم و ترتیب چهارچوبهای فکری و روندهای مدیریت «شناخت» و روند تأملات برای تفکیک و حل مسائل. امّا بحث ما در نیازهای عاطفی فعلا راجع به نیاز به نظم بیرونی (عملی) است.

خلاصه، موفقیت در گروه برنامه ریزی و اقدام مؤثر است و برای این دو باید هر دو نوع نظم درونی و بیرونی مورد نظر قرار گیرد.

مطلب چهارم (اعتدال در منضبط سازی)

یکی از نکات حایز اهمیت رعایت تعادل در مدیریت انضباط سازی یا تعریف انضباط به حسب شرایط و موارد است. سه نکته در اینجا حائز اهمیت است:

1ـ انسان همان طور که به نظم و انضباط نیاز دارد به راحتی و آزادی عمل هم نیاز دارد. تعریف نظم و انضباط نباید به گونه ای خشک و افراطی صورت گیرد که رعایت آن در توان عرفی اشخاص نباشد و یا زندگی را به یک زندگی ماشینی تبدیل کند.

2ـ انسان همانگونه که به نظم احتیاج دارد در برخی از موارد به مشارکت زنده و فعال در موارد و فرصت های کمتر پیش بینی شده هم نیاز دارد. استفاده از فرصت های پدید آمده گاهی نوعی نوسان و انعطاف و سیال بودن و قدرت مانور را برای ایجاد فضای ابتکار اقتضا می کند که با نظم و انضباط شرایط عادی فرق دارد. این درست نیست که به بهانه نظم و انضباط هرگونه تصمیم های موقعیتی را که پدید می آید از بین ببریم و به صورت ماشینی و مکانیکی عمل کنیم. به عنوان مثال شما هر روز شام را در خانه میل می کنید. این بار دوستی که از راه دوری آمده شما را به میهمانی شام بیرون خانه دعوت کرده و برنامه پیشنهادی طوری نیست که ضربه به خواب یا امور دیگر بزند. در اینجا درست نیست که دعوت او را به این دلیل که امروز صرف شام در خارج خانه جزء برنامه من نیست رد کنید. البته این طور هم درست نیست که انسان هر دعوتی را قبول کند بلکه باید مصالح و مفاسدش را بسنجد.

3ـ انسان همانگونه که به نظم احتیاج دارد به مشارکت در تعریف نظم شخصی هم احتیاج دارد. باید برای تعریف نظم به دیگران و نظرات و سلایق آنان احترام گذاشت. این درست نیست که در تعریف نظم در خانه به صورت دیکتاتوری و یک جانبه اقدام شود. نظام خانواده ولایی است نه دیکتاتوری. فرق نظام ولایی با دیکتاتوری این است که دیکتاتور هر چه خودش دلش بخواهد به قانون تبدیل می کند و از همه انتظار دارد رعایت کنند و گرنه مستحق توبیخ کلامی یا تنبیهات دیگر باشند. ام در نظام ولایی، ولی با رعایت مصالح و سلایق مولی علیهم مقررات و آیین نامه ها را تنظیم می کند. خلاصه، زندگی درس ریاضی نیست؛ بلکه معجونی است از عقل، عشق، نظم، میل و سلیقه، سازگاری و مدارا. خصوصا وقتی که در ارتباط با دیگران معنا شود.  

مطلب پنجم: (چند نمونه)

خوب است در پایان از باب مثال به نمونه هایی از نظم و انضباط در خانه و محل کار که به خوب شدن حال انسان کمک می کند اشاره گردد:

1ـ نظم عبادی در خانه: حضرت یعقوب در پاسخ التماس دعا از سوی فرزندان آن را به آینده یعنی شب جمعه موکول کرد. البته این منافات با دعاهای آنی ندارد بلکه تأکیدی بر این نکته است که یشانطبق برنامه ریزی و انضباط عبادی خود، دعای رسمی را به مناسب ترین زمان تعریف شده برای دعا موکول کرد. این یک درس است که ما در خانه و خانواده برای مسائل عبادی نظم و انضباط داشته باشیم.

2ـ نظم ارتباطی بین اعضا: تعریف نظم ارتباطی (کنتاکت) بین اعضا خانواده بسیار حایز اهمیت است. روند امور در خانه باید به گونه ای باشد که همیشه فرصت لازم و کافی برای شنیدن سخن همسر، رسیدگی به امور فرزندان و رسیدگی به امور خانه و خلوت شخصی وجود داشته باشد. مثلا همسر همواره به طور منظم و ثابت نیاز به این دارد که بعد از چند ساعت دوری از همسرش مورد مورد تفقد قرار گیرد. اگر این نظم و انضباط ارتباطی مختل گردد مشکلات جدی تری پدید خواهد آمد.

3ـ تقسیم اوقات روزانه و تعیین جدول برنامه ریزهای عادی و فوق عادی می تواند به عنوان یک مثال کلان در نظر گرفته شود. لذا شایسته است که انسان برای هر یک بخشی از زمان شبانه روز اختصاص یابد تا به همه امور لازم به صورت بنامه ریزی شده رسیدگی گردد. طبق روایات باید اوقات به اجزائی تقسیم شود که (محورهای آن) عبارتند از: اصلاح امر معاش؛ توشه اندوختن براي معاد [قدم برداشتن در مسير آخرت]؛ لذّت بردن از غير حرام. «[پس بكوشيد اوقات­تان چهار بخش باشد.] مسلم عاقل [تا عقلش برجاست] بايد:

1ـ بخشي از وقت را براي عمل به آن چه كه بين او و خداي متعال است (عبادت) اختصاص دهد [پس ساعتي را با خداوند نيايش كند و ساعتي را به محاسبه ي نفس] [راجع به آن چه كه انجام داده يا به تأخير انداخته] بپردازد [و ساعتي براي تفكّر در آفريدگان خداي بزرگ قرار دهد]؛

2ـ [بخشي از وقت را براي معيشت و كسب روزي صرف كند و زندگي خود را سامان دهد]؛

3ـ بخشي از وقت را با دوستان و نزديكان بگذراند؛ فيض معنوي دهد و فيض بگيرد. [ساعتي را به همنشيني با برادراني اختصاص دهيد كه مورد اطمينان هستند و عيوب­تان را به شما مي­شناسانند و در نهان نسبت به شما اخلاص مي­ورزند] و [همدلي مي­نمايند] و [ساعتي براي حضور نزد عالمان بصيرت بخش و خيرخواه] [تا] [در امر دين ياري­اش نمايند]؛

4ـ بخشي از وقت را براي لذّت بردن از غير حرام [آن­چه كه حلال است و زينت است] خالي كند؛ چرا كه اين باعث موفّقيت در دو امر ديگر [امر آخرت و امور كسب و كار] مي شود [و باعث آسودگي روح و آرامش قلبي مي­گردد.]

[شخص عاقل بايد نسبت به زمان خود بصير باشد و به آن­چه كه مناسب شأن اوست روي آورد؛ مواظب زبانش باشد. كسي كه سخن را جزء عملش بشمارد، كلامش كوتاه خواهد شد، مگر در جاي مناسب و بجا.] [سپس فرمود: كسي كه دنيا را دوست بدارد ذليل مي­شود.] [و با زماني كه به تفريحات اختصاص مي­دهيد در سه ساعت ديگر موفق خواهيد شد. خود را از فقر مترسانيد و به طولاني بودن عمر اميدوار نسازيد؛ زيرا كسي كه به نداري بينديشد بخل خواهد ورزيد و كسي كه به درازي عمر اميد بندد حريص خواهد شد. براي خود بهره اي از دنيا قرار دهيد و تمايلات حلالي را كه به مروّت آسيب نمي­رساند و زياده روي نباشد برآوريد تا از آن بر امر دين ياري جوييد. در روايت است: از ما نيست كسي كه دنيا را به طور كامل به خاطر دينش ترك كند يا دينش را به خاطر دنيايش كنار گذارد...»[6]




مهمترین مناسبت این ایام سالروز شهادت حضرت امام جعفر صادق علیه السلام است. شخصیتی که باید او را حقیقتا مغز متفکّر جهان اسلام در روزگار گسترش این آیین الهی نامید و جایگاه ایشان نزد برادران علمای اهل سنت از جایگاه رفیعشان نزد شیعیان اهل البیت علیهم السلام کمتر نیست چرا که علمای چهارگانه آنان مستقیم یا غیر مستقیم شاگرد امام صادق علیه السلام بودند و به آن افتخار می ورزند. در اینجا جا دارد همه دانشگاهها و محافل علمی غرب و خصوصا آلمان را به شناخت مکتب اهل البیت علیهم السلام دعوت کنم چرا که مکتب شیعه اهل البیت آنچنان که باید به خاطر مسائل تاریخی و سیاسی به غرب معرفی نشده و ناشناخته مانده است.


[1]. به معناي بهره­مندي حداكثري و بهينه.

[2]. محمّد بن حسين شريف الرضي، همان، نامه 47، ص558؛ «شما را، و تمام فرزندان و خاندانم را، و کساني را که اين وصيت به آن­ها مي­رسد، به ترس از خدا و نظم در امور زندگي سفارش مي­کنم».

[3]. التوبه، 36؛ «تعداد ماه­ها نزد خداوند در کتاب [آفرينش] الهي، دوازده ماه است».

[4]. البقره، 189؛ بگو: «آن­ها، بيان اوقات [و تقويم طبيعي] براي [نظام زندگي] مردم است».

.[5] يس، 39ـ38.

[6] . إِنَّ فِي‏ حِكْمَةِ آلِ‏ دَاوُدَ يَنْبَغِي لِلْمُسْلِمِ الْعَاقِلِ أَنْ لَا يُرَي ظَاعِناً إِلَّا فِي ثَلَاثٍ: مَرَمَّةٍ لِمَعَاشٍ أَوْ تَزَوُّدٍ لِمَعَادٍ [خُطْوَةٍ فِي معاد] أَوْ لَذَّةٍ فِي غَيْرِ ذَاتِ مُحَرَّمٍ. [اجْتَهِدُوا فِي أَنْ يَكُونَ زَمَانُكُمْ أَرْبَعَ سَاعَاتٍ] يَنْبَغِي لِلْمُسْلِمِ الْعَاقِلِ [مَا لَمْ يَكُنْ مَغْلُوباً عَلَي عَقْلِهِ] 1ـ أَنْ يَكُونَ لَهُ سَاعَةٌ يُفْضِي بِهَا إِلَي عَمَلِهِ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ [فَسَاعَةٌ يُنَاجِي‏ فِيهَا رَبَّهُ‏ و سَاعَةٌ يُحَاسِبُ فِيهَا نَفْسَهُ] [فِيمَا قَدَّمَ وَ أَخَّرَ] [وَ يَتَفَكَّرُ فِيمَا صَنَعَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ] [و سَاعَةً لِأَمْرِ الْمَعَاشِ و يَرُمُّ مَعَاشَهُ] وَ سَاعَةٌ يُلَاقِي إِخْوَانَهُ الَّذِينَ يُفَاوِضُهُمْ وَ يُفَاوِضُونَهُ فِي أَمْرِ آخِرَتِهِ [و سَاعَةً لِمُعَاشَرَةِ الْإِخْوَانِ‏ وَ الثِّقَاتِ الَّذِينَ يُعَرِّفُونَكُمْ عُيُوبَكُمْ وَ يُخْلِصُونَ لَكُمْ فِي الْبَاطِنِ] [و يصدقونه عن نفسه] [وَ سَاعَةٌ يَأْتِي أَهْلَ الْعِلْمِ الَّذِينَ يُبَصِّرُونَهُ أَمْرَ دِينِهِ وَ يَنْصَحُونَهُ] [و ينصرونه امر دينه]  وَ سَاعَةٌ يُخَلِّي بَيْنَ نَفْسِهِ وَ لَذَّاتِهَا فِي غَيْرِ مُحَرَّمٍ [بِحَاجَتِهِ مِنَ الْحَلَالِ فِي المَطْعَمِ وَ الْمَشْرَبِ] [فِيمَا يَحِلُّ وَ يَجْمُلُ] فَإِنَّهَا عَوْنٌ عَلَي تِلْكَ السَّاعَتَيْنِ. [و اسْتِجْمَامٌ لِلْقُلُوبِ وَ تَوْزِيعٌ لَهَا] [تفريغ لها] [وَ عَلَي الْعَاقِلِ أَنْ يَكُونَ بَصِيراً بِزَمَانِهِ مُقْبِلًا عَلَي شَأْنِهِ حَافِظاً لِلِسَانِهِ فَإِنَّ مَنْ حَسَبَ كَلَامَهُ مِنْ عَمَلِهِ قَلَّ كَلَامُهُ إِلَّا فِيمَا يَعْنِيهِ] [ثُمَّ قَالَ مَنْ أَحَبَّ الْحَيَاةَ ذَلَّ] [وَ بِهَذِهِ السَّاعَةتَقْدِرُونَ عَلَي الثَّلَاثِ سَاعَاتٍ لَا تُحَدِّثُوا أَنْفُسَكُمْ بِفَقْرٍ وَ لَا بِطُولِ عُمُرٍ فَإِنَّهُ مَنْ حَدَّثَ نَفْسَهُ بِالْفَقْرِ بَخِلَ وَ مَنْ حَدَّثَهَا بِطُولِ الْعُمُرِ يَحْرِصُ اجْعَلُوا لِأَنْفُسِكُمْ حَظّاً مِنَ الدُّنْيَا بِإِعْطَائِهَا مَا تَشْتَهِي مِنَ الْحَلَالِ وَ مَا لَا يَثْلِمُ الْمُرُوَّةَ وَ مَا لَا سَرَفَ فِيهِ وَ اسْتَعِينُوا بِذَلِكَ عَلَي أُمُورِ الدِّينِ فَإِنَّهُ رُوِيَ لَيْسَ مِنَّا مَنْ تَرَكَ دُنْيَاهُ لِدِينِهِ أَوْ تَرَكَ دِينَهُ لِدُنْيَاه] [تَفَقَّهُوا فِي دِينِ اللَّهِ فَإِنَّهُ أَرْوِي مَنْ لَمْ يَتَفَقَّهْ فِي دِينِهِ مَا يُخْطِئُ أَكْثَرُ مِمَّا يُصِيبُ َإِنَّ الْفِقْهَ مِفْتَاحُ الْبَصِيرَةِ وَ تَمَامُ الْعِبَادَةِ وَ السَّبَبُ إِلَي الْمَنَازِلِ الرَّفِيعَةِ وَ خَاصُّ الْمَرْءِ بِالْمَرْتَبَةِ الْجَلِيلَةِ فِي الدِّينِ وَ الدُّنْيَا وَ فَضْلُ الْفَقِيهِ عَلَي الْعِبَادِ كَفَضْلِ الشَّمْسِ عَلَي الْكَوَاكِبِ وَ مَنْ لَمْ يَتَفَقَّهْ فِي دِينِهِ لَمْ يُزَكِّ اللَّهُ لَهُ عَمَلًا]؛


نظر شما



نمایش غیر عمومی