ارسال به دوستان
کد خبر : 190917
تاریخ انتشار : 12/15/2017 7:58:00 AM

درسهائی از قرآن (1) «اجتماعی بودن دین اسلام» (1)

خطیب: آیت الله دکتر رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ
تاریخ: 15.12.2017 

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

یکی از مسائل بسیار مهمی که دین مبین اسلام برای آن اهمیت زیادی قائل است، موضوع زندگی اجتماعی افراد بشر است. از همین رو ضمن تأکید بر این سبک زندگی، انتخاب سایر شیوه های زندگی نظیر: «عزلت و گوشه نشینی و انزوا طلبی» را امری نامطلوب می شمارد. به همین جهت تلاش می کند جامعۀ مسلمین را به اجتماع گرایی و تعامل با انسانها ـ و به تعبیر دیگر به هم زیستی و به یکدیگر کمک کردن و روح تعاون و یاری رساندن ـ سوق دهد. لذا سؤال اساسی که در این موضوع قابل طرح است، این است که آیا انسان در گرایش به هر یک از این دو طبیعتی (فردگرایی ـ جمع گرایی) که دارد باید بر اساس آن حرکت نماید؟ یا اینکه هیچ گرایشی در وجود انسان نیست؟ و به دنبال این بحث آیا اصالت با فرد انسانی است یا جامعه؟

اصالت فردگرایی یا جمع گرایی

در خصوص موضوع مورد بحث، دید گاه های متفاوتی وجود دارد، بدین بیان که برخی «انزوا طلبی» را ترجیح داده، و برخی «اجتماع گرایی» را پسندیده اند. چه اینکه برخی اصالت را به فرد داده، و برخی به اصالت جمع معتقد شده اند؛ و نیز بعضی طبع و طبیعت انسان را مدنی و اجتماع گرا می دانند و برخی بر خلاف آن نظر داده اند.

بررسی اجمالی در آیات قرآن نشان می دهد که قرآن کریم دربارۀ انسان به شکل های فراوانی از جمع گرایی ایشان سخن به میان آورده است. بدین بیان که این کتاب نورانی و وحیانی، در کنار هم بودن و زندگی جمعی و توسعه ارتباطات را در عرصه های مختلف مورد تأکید قرار داده، و به نوعی از گوشه نشینی و فاصله با اجتماع، و با تعابیر مخصوص به خود انسان را از «رُهبانیت و عُزلت و انزوا طلبی» پرهیز داده، و این نوع سبک زندگی را بدعتی تهدیدآور در حیات اجتماعی انسان دانسته است.[1]

تاریخچۀ رهبانیت

در برهه ای از تاریخ بشر در حدود قرن سوم میلادی با ظهور امپراطوری رومی «دیسیوس» و مبارزه شدید او با پیروان حضرت مسیح(ع) این بدعت و سبک زندگی پیدا شد. زیرا پیروان آن حضرت(ع) پس از شکست از این امپراطور مستبد و خونخوار، به کوه ها و بیابان ها پناه بردند و بذر رهبانیت در میان آنان پاشیده شد.[2] 

نفی گوشه نشینی و انزواطلبی در آموزه های ادیان الهی

تتبع و تفحص در متون ادیان الهی، انزوا طلبی و عزلت نشینی را ـ در روح آموزه های وحیانی توسط پیامبران  الهی ـ نفی می کند. به این بیان که حتی این موضوع در تعلیمات سه قرن اول میلادی در میان مسیحیت وجود نداشته است، بلکه به وسیلۀ افراد نادان ـ و بدون آنکه ربطی به آموزه های صحیح مسیحیت داشته باشد ـ به عنوان یک سنت نادرست پدید آمده است. لازم به ذکر است یکی از مباحثی که میان جامعه شناسان اسلامی و غیر اسلامی مطرح شده و بسیاری آن را پذیرفته اند، این است که انسان موجودی مدنی بالطبع است. به این معنا که آدمی بر اساس طبیعتی که دارد، اجتماعی آفریده شده تا بر اساس آن بتواند در کنار سایر هم نوعانش بر اساس قواعد و ضوابط خاصی زندگی کند. برخی دیگر از جامعه شناسان، اجتماعی بودن انسان را به گونه ای دیگر تفسیر نموده اند، به این بیان که چون آدمیان نیازهای متنوعی دارند به تنهایی نمی توانند نیازهای خود را تأمین کنند؛ بلکه برای رفع نیازمندی های خود به یکدیگر احتیاج دارند.

اصالت جمع گرایی از منظر قرآن

نیازهای گوناگون آدمی همچون نیاز به مسکن، غذا، بهداشت، امنیت و ... اثبات می کند که انسان قادر نیست به تنهائی همۀ آنها را تأمین کند. پس می بایست انسان ها از طریق ارتباط با یکدیگر و تعامل سازنده، نیازهای مختلف خود را تأمین کرده و بر مشکلات فائق آیند.

خدای تعالی نیز در قرآن کریم ضمن تأکید بر زندگی اجتماعی، در بخش عمده ای از آیات به برخی از قواعد زندگی اجتماعی پرداخته است. که از میان آنها به این آیات می توان اشاره نمود: «تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى‏ وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ؛ و (همواره) در راه نيكى و پرهيزگارى با هم تعاون كنيد! و (هرگز) در راه گناه و تعدّى همكارى ننماييد!»،[3] «اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى‏؛ عدالت كنيد، كه به پرهيزگارى نزديكتر است!»،[4] « يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ خَبير؛ اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيره‏ها و قبيله‏ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد؛ (اينها ملاك امتياز نيست،) گرامى‏ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست؛ خداوند دانا و آگاه است!»[5]

این سنخ آیات مربوط به حوزه های اجتماعی در قرآن کریم فراوان است، به گونه ای که می توان بر اساس  کتاب و سنت و دلیل عقلی ادّعا نمود و به این نتیجه دست یافت که اصل زندگی انسان بر اجتماع گرایی بنا نهاده شده، و با فراهم شدن شرایط مطلوب در جامعه، انسانها می توانند به اهداف عالیه خود مانند: کرامت، عدالت و امنیت نائل شوند. لذا گوشه گیری و انزوا طلبی نه با فطرت انسان سازگاری دارد و نه با روح آموزه های اسلام! بلکه حتی اسلام در عبادات هم روح جمع گرایی را ترویج می کند. مانند: نماز جماعت و جمعه، احکام و مباحث مربوط به حقوق بشر، و سایر احکام اجتماعی نظیر: امر به معروف و نهی از منکر، قوانین مدنی و شهروندی و... . از همین رو اسلام یک دین اجتماعی بوده، و نسبت به توسعه روابط بشری و همکاری و زندگی مسالمت آمیز احکام فراوانی دارد.

دقت نظر در آیاتی که به مسائل اجتماعی انسان اشاره دارد، هر آیه ای به یک نوع، به موضوع جمع گرایی تأکید می کند که این دو آیه نمونه ای از آن آیات هستند: «وَ إِنْ يُريدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنينَ * وَ أَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِي الْأَرْضِ جَميعاً ما أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ إِنَّهُ عَزيزٌ حَكيمٌ؛ و اگر بخواهند تو را فريب دهند، خدا براى تو كافى است؛ او همان كسى است كه تو را، با يارى خود و مؤمنان، تقويت كرد * و دلهاى آنها را با هم، الفت داد! اگر تمام آنچه را روى زمين است صرف مى ‏كردى كه ميان دلهاى آنان الفت دهى، نمى ‏توانستى! ولى خداوند در ميان آنها الفت ايجاد كرد! او توانا و حكيم است!».[6]

بر اساس آیه ای که مرور شد اگر اسلام برای انزوا و گوشه گیری و عزلت گزینی ارزش قائل بود، هیچگاه تألیف میان قلوب مؤمنین و پیوند آنها را به یکدیگر به عنوان یک معجزۀ بزرگ برای پیامبر اکرم(ص) بیان نمی کرد. این نوع بیان بر این مهم تأکید می ورزد که پیوند دلها و یکپارچگی روحیۀ جمع گرایی امری ضروری و لازم است. زیرا این مسأله یک از مهم ترین رسالت های پیامبر اکرم(ص) می باشد. چرا که آن پیامبر رحمت و مهربانی ها(ص) فرهنگ منحط جاهلیت زمانۀ خود را، که بر پایۀ جهل و جهالت و نادانی استوار بود، و کینه و حقد و حسادت و جنگ و جدایی، نتیجۀ آن فرهنگ بود را، با آموزه هایی مبتنی بر رحمت، الفت، (یعنی اجتماع توأم با انسجام) انس و الیتام تبدیل نمود؛ و دلهای آکنده از بغض و کینه را به مهر و عطوفت و سازگاری مبدل ساخت. که این تغییر ساختار در روح و جسم آدمی، یکی از مهم ترین و ژرف ترین معجزات پیامبر اعظم(ص) بود. چرا که فرهنگ جاهلی آمیخته با خشونت و بی رحمی را به فرهنگ نبوی توأم نموده، و به روحیۀ هم گرایی و کمک رسانی تبدیل کرد؛ که بهترین نمود آن برخورد انسان دوستانه انصار نسبت به مهاجرین بود که پس از ورود آنان به مدینه، انجام گرفت. همچنین آشتی میان اقوامی که دهها سال با کینه و جنگ و خشونت زندگی می کردند و آنها را با هم برادر نمودن و روحیه تعاون و مدارا را در آنها احیاء و زنده کردن، نمونه ای دیگر از تغییرات فرهنگی نبی مکرم اسلام(ص) در روزگار خود است. خدای تعالی در قرآن کریم نیز این نعمت بزرگ دوری از کینه ها و فاصله ها را مورد تأکید قرار داده، و در خصوص آن می فرماید: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ كُنْتُمْ عَلى‏ شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُون‏؛ و همگى به ريسمان خدا [قرآن و اسلام، و هر گونه وسيله وحدت‏]، چنگ زنيد، و پراكنده نشويد! و نعمت (بزرگِ) خدا را بر خود، به ياد آريد كه چگونه دشمن يكديگر بوديد، و او ميان دلهاى شما، الفت ايجاد كرد، و به بركتِ نعمتِ او، برادر شديد! و شما بر لبِ حفره ‏اى از آتش بوديد، خدا شما را از آن نجات داد؛ اين چنين، خداوند آيات خود را براى شما آشكار مى ‏سازد؛ شايد پذيراى هدايت شويد».[7]

یکی از آموزه های مهم در این آیه این است که پس از دعوت به وحدت و انسجام بر اساس «اعتصام به حبل الله» اگر انسان در مسیر انزوا و عزلت قرار گیرد، دوستی و اتحاد بر اساس اعتصام به حبل الله برای گروه های مختلف معنا و مفهومی نمی داشت. لذا بسیار جالب است که بدانیم آیه مزبور، عداوت و دشمنی را یک از سنت های عصر جاهلی بشر شمرده، و دوستی و محبت را از ویژگی های آموزه های وحیانی اسلام می داند. لذا می فرماید: در گذشته دشمن بودید و امروز برادر یکدیگرید. همچنین با بیان دیگری بر این نکته تأکید می کند که در گذشته شما بر لب حفره ای از آتش بودید، امّا خداوند شما را از آنجا برگرفت و نجات داد؛ و این گونه خداوند آیات خود را بر شما آشکار می سازد تا هدایت شوید. «وَ كُنْتُمْ عَلى‏ شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها كَذلِكَ ...».

 



[1]. «وَ رَهْبانِيَّةً ابْتَدَعُوها ما كَتَبْناها عَلَيْهِمْ؛ و رهبانيتى را (ترك دنيا و انقطاع از مردم براى عبادت را) هم از خود اختراع كردند كه ما برايشان مقرر نداشته بوديم‏»(الحدید/27).

[2]. دائرة المعارف قرن بیستم، ماده رهب.

[3]. المائدة/2.

[4]. المائدة/8.

[5]. الحجرات/13.

[6]. الأنفال/62ـ63.

[7]. آل عمران/103.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :