ارسال به دوستان
کد خبر : 192741
تاریخ انتشار : 3/23/2018 3:06:00 PM

درسهائی از قرآن (11) « توکل 3 »

خطیب: آیت الله دکتر رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ تاریخ: 23.03.2018 



بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

با توجه به این که «حقیقت توکّل» در زندگی فردی و اجتماعی آثار فراوانی را به دنبال دارد، لذا باید توجّه داشت که برای انجام بسیاری از کارها ممکن است موانع متعددی از درون و بیرون وجود داشته باشد. امّا انسان مؤمن می تواند با تکیه به قدرت مطلق خدای تعالی این موانع را کنار زده و از آن عبور کند. بویژه در خصوص موانعی نظیر: سستی اراده، خوف، اندوه، اضطراب، حرص، نادانی، خجالت، بدگمانی و ... که از درون پدید می آیند. چرا که گاهی هر کدام از این موانع می تواند انسان را از انجام بسیاری از کارها منصرف سازد، امّا اگر آدمی به خدا توکّل نماید و خود را پس از هر نوع تلاش و تدبیری به او بسپارد، بدون شک در موفق شدن نسبت به تصمیمی که گرفته است نباید تردیدی به خود راه دهد. بنابر این آنچه که اهمیت دارد این است که داشتن این فضیلت نفسانی، در همۀ مراحل زندگی می تواند به پیشبرد اهداف انسان در مراحل زندگی کمک کند. به همین جهت بر مؤمنین لازم است داستان هر کدام از پیامبران الهی را که با توکّل به قدرت مطلق الهی، در انجام رسالت خود موفق شده اند را مورد مطالعه جدی قرار دهند.

در مباحث پیشین نسبت به حیات توأم با توکّل حضرت نوح(ع) مطالبی عنوان شد، و در ادامه به موارد دیگری که در قرآن مورد اشاره قرار گرفته است، اشاره می گردد.

توکل نمودن حضرت هود(ع) به خدای تعالی

حضرت هود(ع) یکی از پیامبرانی است که پس از دعوتِ قومش به راه راست، به شدت مورد تهدید قرار گرفت، امّا آن پیامبر آسمانی(ع) با بالاترین درجۀ توکّل در برابر هر نوع اذیت و آزار قومش مقاومت نمود؛ و در مقابل، آنان را نسبت به این که هیچ کاری نمی توانند بکنند، تهدید نمود. چرا که ایشان براین باور بود که با توکل نمودن به ذات اقدس الهی، هیچ خطری از سوی مخالفین متوجه او نخواهد شد. لذا در مقام پاسخ به آنان می فرمود: من به خدایم که قادر متعال است توکّل نموده ام: «قالَ إِنِّي أُشْهِدُ اللَّهَ وَ اشْهَدُوا أَنِّي بَري‏ءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ * مِنْ دُونِهِ فَكيدُوني‏ جَميعاً ثُمَّ لا تُنْظِرُونِ * إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَ رَبِّكُم‏؛ (هود) گفت: «من خدا را به شهادت مى ‏طلبم، شما نيز گواه باشيد كه من بيزارم از آنچه شريك (خدا) قرار مى ‏دهيد * از آنچه غير او (مى ‏پرستيد)! حال كه چنين است، همگى براى من نقشه بكشيد؛ و مرا مهلت ندهيد! (اما بدانيد كارى از دست شما ساخته نيست!) * من، بر «اللَّه» كه پروردگار من و شماست، توكل كرده ‏ام!».[1]

توکل در سیرۀ حضرت ابراهیم(ع)

در قرآن کریم مباحث زیادی دربارۀ حضرت ابراهیم(ع) مطرح شده است که طرح آن موضوعات نیازمند مباحثی بسیار طولانی است. لکن از آنجا که آن معمار توحید امتحانهای بسیار سخت و سنگینی را داشته است، در همۀ این آزمایش ها، با توکّل بر خدای تعالی پیروز و سربلند بیرون آمده است. به همین جهت از سوی خداوند سبحان به مقام امامت و رهبری نائل آمده است. آن پیامبر توحید(ع) با توجه به آن مشکلات و سختی هایی که برایش پدید آمد، در هیچ  یک از آنها ضمن اینکه اعتراضی نکرده، خود را به عنوان عبد الهی به معبودش می سپارد؛ و با کمال اطمینان و آرامش به رسالت الهی خود عمل می کند. آن پیامبر الهی(ع) در یکی از مأموریتهایش همسر و فرزند دلبندش را در سرزمینی خشک و سوزان، و بی آب و علف رها می کند، و از آنجا به وطن خود باز می گردد: «رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتي‏ بِوادٍ غَيْرِ ذي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنا لِيُقيمُوا الصَّلاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوي إِلَيْهِمْ وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُون‏؛ پروردگارا! من بعضى از فرزندانم را در سرزمين بى‏ آب و علفى، در كنار خانه ‏اى كه حرم توست، ساكن ساختم تا نماز را برپا دارند؛ تو دلهاى گروهى از مردم را متوجّه آنها ساز؛ و از ثمرات به آنها روزى ده؛ شايد آنان شكر تو را بجاى آورند!».[2]

یکی دیگر از ابتلائات این پیامبر گرامی(ع) آن زمانی است که قومش او را محاکمه نموده، و داخل منجنیق گذاشتند؛ که در این هنگام حضرت جبرئیل(ع) نزد وی می آید و به ایشان چنین می فرمایند: «و لَمّا القِيَ إبراهيمُ(ع) فِي النّارِ تَلَقّاهُ جَبرَئيلُ(ع) فِي الهَواءِ وهُوَ يَهوي إلَى النّارِ، فَقالَ: يا إبراهيمُ، ألَكَ حاجَةٌ؟ فَقالَ: أمّا إلَيكَ فَلا؛ زمانى كه جناب ابراهيم(ع) را در آتش انداختند، جبرئيل(ع) او را در فضا در حالى كه به زمين مى ‏آمد ملاقات كرد و عرضه داشت: اى ابراهيم، آيا حاجتى دارى؟ حضرت(ع) فرمود: امّا به تو، حاجتى ندارم».[3] این پاسخ از سوی این وجود نورانی، در حقیقت بیانگر اوج مقام توحید عملی آن پیامبر بزرگ الهی است. لذا مناسب است آیات مربوط به مقام «یقین و اطمینان» و نیز آیات مربوط به احتجاج ایشان با «ماه پرستان، خورشید پرستان، ستاره پرستان» با دقت مورد تبیین واقع شود، و سخنان او با این افراد برای اثبات نمودن وجود حضرت حق مورد توجّه قرار گیرد. «قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلين‏؛ گفت: «غروب‏كنندگان را دوست ندارم!».[4]

با توجه به سخنان حضرت ابراهیم(ع) در تمامی مطالبی که بیان گردید و همچنین بیان آن پیامبر الهی(ع) در مقام اثبات ذات اقدس ربوبی، می بایست تمام حرکت ها، در جهت رضایتمندی حق به عنوان یک الگو برای همه موحدانِ عالم قرار گیرد. به همین جهت خدای تعالی در قرآن کریم در این خصوص می فرماید: «قُلْ إِنَّ صَلاتي‏ وَ نُسُكي‏ وَ مَحْيايَ وَ مَماتي‏ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏؛ بگو: نماز و تمام عبادات من، و زندگى و مرگ من، همه براى خداوند پروردگار جهانيان است‏».[5]

توکل نمودن حضرت شعیب(ع)

در قرآن کریم ماجرای حضرت شعیب(ع) نیز مقام توکّل آن پیامبر خدا در مواجهه با قوم بت پرست و مشرک و تهدیدات آنها بازگو شده است، تا همۀ این بزرگواران به عنوان الگو قرار داده شوند: «إِنْ أُريدُ إِلاَّ الْإِصْلاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَ ما تَوْفيقي‏ إِلاَّ بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنيب؛‏ من جز اصلاح ـ تا آنجا كه توانايى دارم ـ نمى ‏خواهم! و توفيق من، جز به خدا نيست! بر او توكّل كردم؛ و به سوى او باز مى ‏گردم‏».[6]

توکل سایر انبیاء الهی

قرآن کریم در بیان داستان توکل سایر پیامبران الهی از جمله: حضرت یعقوب، حضرت یوسف، حضرت موسی و آخرین پیامبر خدا حضرت محمّد(ص) به مقام و منزلت توکّل آن پیامبران الهی نسبت به نحوۀ مواجهه آنان با دشمنان الهی اشاره می کند، و به برجسته سازی نقش «توکّل» برای پیروزی آنها اشاره می کند. چه اینکه در برخی از آیات نیز سنت مبارزه پیامبران الهی با توکّل را مورد تأکید قرار داده است. آنجا که می فرماید: «وَ ما لَنا أَلاَّ نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَ قَدْ هَدانا سُبُلَنا وَ لَنَصْبِرَنَّ عَلى‏ ما آذَيْتُمُونا وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُون‏؛ و چرا بر خدا توكّل نكنيم، با اينكه ما را به راه ‏هاى (سعادت) رهبرى كرده است؟! و ما بطور مسلّم در برابر آزارهاى شما صبر خواهيم كرد (و دست از رسالت خويش بر نمى ‏داريم)! و توكّل كنندگان، بايد فقط بر خدا توكّل كنند».[7] 

نتیجۀ توکل نمودن به خداوند در مرتفع ساختن مشکلات

توکل به خدای تعالی جایگاه بسیار مهمی در از بین بردن مشکلات دارد، به گونه ای که خدای قادر متعال در بیان نتیجۀ افراد توکل کننده به خودش ـ جهت عبور از مصائب و مشکلات ـ  وعدۀ نجات و پیروزی می دهد، و این را به عنوان یک دستورالعمل پیروزی معرفی می کند. «وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدْراً؛ و هر كس بر خدا توكّل كند، كفايت امرش را مى‏كند؛ خداوند فرمان خود را به انجام مى‏رساند؛ و خدا براى هر چيزى اندازه‏اى قرار داده است‏».[8] 

 



[1]. هود/54ـ56.

[2]. ابراهیم/37.

[3]. ابن بابويه، محمد بن على، علل الشرائع، ج1، ص36، ح6، قم، كتاب فروشى داورى، چ اول، 1385ش.

[4]. الانعام/76.

[5]. الانعام/162.

[6]. هود/88.

[7]. ابراهیم/12.

[8]. الطلاق/3.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :