ارسال به دوستان
کد خبر : 192880
تاریخ انتشار : 3/30/2018 5:05:00 PM

درسهائی از قرآن (12) « توکل 4 »

خطیب: آیت الله دکتر رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ

تاریخ: 30.03.2018 


بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

وجود تعابیر گوناگون دربارۀ «توکّل» به جهت اهمیت آن در زندگی علمی و عملی انسان است. چرا که در این مورد روایات متفاوتی از ائمه هدی(ع) وجود دارد که بیانگر این مهم است. نظیر این بیان نورانی از وجود مبارک امیرالمؤمنین(ع) که در خصوص این موضوع می فرمایند:«فِي التَّوَكُّلِ حَقِيقَةُ الْإِيقَان‏؛ حقيقت يقين، در توكّل است‏».[1] همچنین از امام کاظم(ع) در این باره نقل شده است:«فَلْتَكُنْ سَفِينَتُكَ فِيهَا تَقْوَى اللَّهِ وَ حَشْوُهَا الْإِيمَانَ وَ شِرَاعُهَا التَّوَكُّل‏‏؛ پس بايد كشتىِ [نجات‏] تو، پَروامندى از خداوند متعال، و پُل تو ايمان به خدا، و بادبان كشتى ‏ات توكّل باشد‏».[2] و اینکه در بیانی دیگر از امام صادق(ع) توکّل به عنوان کلید ایمان قرار داده شده است«جَعَلَ اللَّهُ التَّوَكُّلَ مِفْتَاحَ الْإِيمَان‏».[3] و در بیانی دیگر از امام علی(ع) این عنصر بهترین تکیه گاه در ناملایمات زندگی برای انسان شمرده شده است«التَّوَكُّلُ خَيْرُ عِمَاد».[4] همچنین حضرت امیر(ع) در بیان دقیق دیگری فرموده است: «الْإِيمَانُ لَهُ أَرْكَانٌ أَرْبَعَةٌ التَّوَكُّلُ عَلَى اللَّهِ وَ تَفْوِيضُ الْأَمْرِ إِلَى اللَّهِ وَ الرِّضَا بِقَضَاءِ اللَّهِ وَ التَّسْلِيمُ لِأَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ؛ ایمان دارای چهار رکن است:

1ـ توکل به خدا

2ـ تفویض امر به او

3ـ رضا به قضای

4ـ تسلیم تقدیرات الهی».[5]

آثار و پیامدهای توکل

اگر انسان مؤمن به آثار و پیامدهای توکّل توجه داشته باشد، بدون شک در پی آن خواهد بود و برای آن تلاش می کند. چرا که چنین انسانی با توجّه به توحید افعالی، و اینکه همه چیز در این عالم مستند به خدای تعالی است، و از او سرچشمه می گیرد توکّل خود را افزایش دهد. بویژه اینکه امروزه وجود ناملایمات فراوان در زندگی آدمیان، ـ چه آنچه که مربوط به خود انسان است، و چه آنچه که مربوط به نزدیکان و اطرافیان می باشد، و چه مسائلی که مربوط به جامعه بشری است ـ هر کدام از آنها چه بسا بدون توکّل طاقت و تحمّل انسان را بسیار کم می کند، و گاهی نیز باعث ناامیدی می شود. خطر ناامیدی نیز به اندازه ای روشن و آشکار است که نیازی به توضیح ندارد. لذا برای برون رفت از آسیبها و آفتهای اجتماعی، فقط با توکّل واقعی و عملی و نه زبانی، انسان می تواند خود را خلاص کند.

یکی دیگر از آثار مهم توکّل که اهمیّت آن را آشکار می سازد، این است که به انسان قدرت مقابله و مقاومت می دهد. چرا که با وجود هجمه های فراوان از مشکلات، انسان بایستی دارای اراده ای قوی باشد تا بتواند بر مشکلات پیروز شود. چه اینکه پیامبر اکرم(ص) در این خصوص فرموده اند: «مَن أحَبَّ أن يَكونَ أقوَى النّاسِ فلْيَتَوكَّلْ علَى اللَّهِ تعالى‏؛  کسی که دوست دارد تا قوی ترین انسان ها باشد، پس باید به خدا توکّل کند».[6] در چنین حالتی است که انسان در زندگی اش شکست راه نمی یابد، بلکه همیشه پیروز میدان خواهد بود. هرچند گاهی به ظاهر شکست خورده، امّا همین که به وظیفه و تکلیف خود عمل نموده است، خود این حرکت بر اساس تکلیفی که بر عهده داشته است،  یک نوع موفقیت است. زیرا خود را از صحنه کنار نکشیده، و از این جهت برای او یک پیروزی رقم خورده است.

در بیانات نورانی حضرات معصومین(ع) در مسیر زندگی انسان متوکّل، شکست هیچگاه راه ندارد، لذا در بیان امام باقر(ع) آمده است: «مَنْ تَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ لَا يُغْلَبُ وَ مَنِ اعْتَصَمَ بِاللَّهِ لَا يُهْزَم‏؛ آن كه به خدا توكّل كند، مغلوب نشود و آن كه به خدا توسّل جويد، شكست نخورد».[7]

توکل و تقویت روح انسان

آدمی با توکّل از یک قوۀ درونی و نیروی الهی برخوردار است، که در برخورد با صحنه های گوناگون با نفسی آرام و ضمیری روشن مواجهه می شود، و ذره ای احساس کمبود و کاستی نمی کند. بلکه با تمام وجود با واقعیت مواجهه می شود و از آن عبور می کند. لکن عبور او بر اساس شناخت وظیفه و تکلیف خواهد بود. چه اینکه انسان متوکّل همواره احساس عزتمندی از جانب خدا نموده، و خود را بی نیاز از مردم می داند. لذا امام صادق(ع) در این خصوص می فرماید: «إِنَّ الْغِنَى وَ الْعِزَّ يَجُولَانِ فَإِذَا ظَفِرَا بِمَوْضِعِ التَّوَكُّلِ أَوْطَنَاً؛ بى نيازى و توانمندى جولان مى ‏دهند، پس آن گاه كه به جايگاه توكّل مى ‏رسند آن جا را وطن خود بر مى‏ گزينند».[8] چنین فردی از امدادهای غیبی حضرت حق نیز بهره مند می شود«مَنْ كَانَ مُتَوَكِّلًا لَمْ يَعْدَمِ الْإِعَانَة؛ هر كس توكّل پيشه كند، بى ‏ياور نمى ‏ماند»،[9] و خود را در پس تدبیر و توکّل به خدایش می سپارد. لذا انسان متوکّل در چنین شرائطی از همۀ بدیها و دشواریها نجات می یابد. چون برای امان از دشمن، خود را به خدای خویش سپرده است«التَّوَكُّلُ عَلَى اللَّهِ نَجَاةٌ مِنْ كُلِّ سُوءٍ وَ حِرْزٌ مِنْ كُلِّ عَدُوٍ؛ توكّل بر خداوند، مايه نجات از هر بدى و محفوظ ماندن از هر دشمنى است‏»؛[10] و با این روش در مسیر ترقی و تعالی و رشد قرار گرفته، و در همۀ مراحل زندگی احساس پیشرفت می نماید«مَنْ وَثِقَ بِاللَّهِ آوَاهُ السُّرُورَ وَ مَنْ تَوَكَّلَ عَلَيْهِ كَفَاهُ الْأُمُور؛ هر كس به خدا اعتماد كند، خداوند، شادمانى را به وى مى ‏نماياند و هر كس بر او توكّل كند، كارهاى او را كفايت مى ‏نمايد».[11]

انسان مؤمن هیچگاه نباید از نقش توکّل در زندگی غافل شود، چرا که پیامبران و اولیای الهی بارزترین نمونۀ توکّل به حضرت حق بوده اند و همواره در سخت ترین شرائط احساس طمأنینه و آرامش می کردند و همۀ آزار و اذیت ها را تحمل می نمودند. زیرا می دانستند کسی که خود را به خدایش سپرده و به او توکّل نموده، باید هزینۀ ایمان و دعوت به حق را بپردازد. از این رو با سخت ترین فشارهایی که به آنان وارد می آمد در هیچ مرحله ای از آن، عقب نشینی نمی کردند. لذا در قرآن نمونه های فراوانی از توکّل نسبت به پیامبران و بندگان الهی آمده که مطالعۀ آنها بر درجۀ ایمان و اعتقاد و باور انسان می افزاید.

امروزه جامعه بشری برای نجات از بسیاری از تهدیدها و خطرها باید به خدای قادر متعال توکّل نموده، و با تمام قوای خود با مشکلات درونی و بیرونی مواجه شود؛ و خود را از این گرداب ها و آلودگی ها رهانده و خلاص نماید.

سخن پایانی

این بحث را با روایتی از امام باقر(ع) که گزارشی از سفر پیامبر اکرم(ص) دربارۀ توکّل نقل شده، پایان می دهیم. آن امام بزرگوار فرموده اند«لَقِيَ‏ رَسُولَ‏ اللَّهِ(ص)‏ فِي‏ بَعْضِ‏ أَسْفَارِهِ‏ رَكْبٌ فَقَالُوا السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ(ص) فَقَالَ مَنْ أَنْتُمْ قَالُوا نَحْنُ مُؤْمِنُونَ يَا رَسُولَ اللَّهِ(ص) قَالَ فَمَا حَقِيقَةُ إِيمَانِكُمْ قَالُوا الرِّضَا بِقَضَاءِ اللَّهِ وَ التَّفْوِيضُ إِلَى اللَّهِ وَ التَّسْلِيمُ لِأَمْرِ اللَّهِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) عُلَمَاءُ وَ حُكَمَاءُ كَادُوا أَنْ يَكُونُوا مِنَ الْحِكْمَةِ أَنْبِيَاء؛ پیامبر اکرم(ص) در یکی از سفرها به قافله ای برخورد می کند، و آنان به رسول خدا(ص) سلام کردند. پیامبر فرمودند شما کیستید؟ پاسخ دادند: ما مؤمنان هستیم، پیامبر(ص) پرسید: حقیقت ایمان چیست؟ پاسخ دادند: رضا به قضای الهی و موکول کردن امور به خدا و تسلیم در برابر تصمیمات خدا، پیامبر(ص) فرمودند: اینان عالمان حکمت پیشه اند و چه بسا درباب حکمت، همچون پیامبران خدا باشند».[12]

«امید است با توفیق الهی و درک حقیقت توحید افعالی و فهم دقیق از توکّل از زمرۀ متوکلان واقعی باشیم».






[1]. تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، غرر الحكم، ص477، ح42، قم، دار الكتاب الإسلامي، چ دوم،1410ق.

[2]. كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، ج1، ص16، ح12، تهران، دار الكتب الإسلامية، چ چهارم، 1407ق.

[3]. منسوب به جعفربن محمد، امام صادق(ع)، مصباح الشريعة، ص164، بیروت، اعلمى، چ اول، 1400ق.

[4]. تميمى آمدى، همان، ص35، ح547.

[5]. كلينى، همان، ج2، ص47، ح2.

[6]. شعيري، محمد بن محمد، جامع الأخبار، ص117، نجف، مطبعة حيدرية، چ اول، بى تا.

[7]. همان، ص118.

[8]. کلینی، همان، ج2، ص65، ح3.

[9]. تميمى آمدى، همان، ص598، ح483.

[10]. اربلى، على بن عيسى، كشف الغمة في معرفة الأئمة، ج2، ص346، تبریز، بنى هاشمى، چ اول، 1381ق.

[11]. شعيري، همان، ص117.

[12]. طبرسى، على بن حسن، مشكاة الأنوار في غرر الأخبار، ص19، نجف، المكتبة الحيدرية، چ دوم، 1385ق.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :