ارسال به دوستان
کد خبر : 192968
تاریخ انتشار : 4/6/2018 4:06:00 PM

حقیقت تقوا (7) راه تشخیص افراد با تقوا (3)

خطیب: حجت الاسلام والمسلمین موسوی تاریخ: 06.04.2018

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين و اصحابه المنتجبين.

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه

ابتدا خودم و شما نمازگزاران محترم را به تقوای الهی دعوت میکنم چرا که تقوا شرط قبولی اعمال است ورضای خداوند متعال تنها از راه تقوا بدست می آید نه از راه ادعا یا آرزو. خداوند در این رابطه حتی با فرزندان انبیاء الهی تعارف ندارد. در رابطه با فرزند حضرت آدم میفرماید: انما یتقبل الله من المتقین، ودرباره فرزند حضرت نوح علیه السلام میفرماید: انه لیس من اهلک، ودرباره عموی خاتم الانبیاء صلی الله علیه وآله وسلم یک سوره اختصاصی در مذمت ونفرین او نازل شد. در نتیجه باید بدانیم با شعار وادعا دلمان را خوش نکنیم. قال الله تعالی: لیس بامانیکم ولا اماني اهل الکتاب من یعمل سوءا یجز به ولایجد له من دون الله ولیا و لا نصیرا.

در ادامه بحث گذشته معلوم شد عملکرد صحیح مبتنی بر درون سالم در دو بعد فکری وقلبی میباشد، وبرای تشخیص سلامت درونی نمیشود به ارزیابی خود اکتفا کرد بلکه باید خود را به افراد متخصص عرضه کنیم واز سلامت عقل وقلب خودمان تحقیق کنیم وگرفتار توهم کاذب نشویم (عالم رباني ومتعلم علی سبیل نجات).

بنابراین تقوا بدون سلامت درون محقق نمیشود وبرای تشخیص سلامت درونی راه های متعدد وجود دارد که در قرآن وروایات بیان شده ودر صورت عدم دسترسی به افراد متخصص لازم است به راه ها ونشانه های صحیح مراجعه کرد تا هویت واقعی خودمان را تشخیص دهیم.

هویت واقعی چند بخش دارد: بخش عبادی، بخش اجتماعی، بخش خانوادگی، بخش اقتصادی، بخش سیاسی... در همه این بخشها باید معلوم شود تقوا داریم یا نداریم. وهر کدام از این بخشها راه های مشخصی دارد تا بتوانیم از سلامت ودرستی آن اطلاع پیدا کنیم.

ابتدا به بخش عبادی میپردازیم. آیا عباداتی که از ما ودیگران سر میزند بیانگر سلامت درونی ما است یا خیر؟ از کجا بدانیم که نمازها روزه ها حج ها انفاق ها ... در نامه حسنات ما نوشته شده وبیهوده واقع نشده؟ مگر شیطان چند هزار سال عبادت نکرد؟ ولی بالاخره معلوم شد ارزش ندارد.

متأسفانه در این زمینه نشانه های کاذب وجود دارد که میان مردم رایج است وبا توجه به این نشانه ها خیال میکنند بهترین عبادت از آنان سر زده ودر نتیجه از افراد با تقوا در جامعه هستند درحالیکه سخت در اشتباه اند. ابتدا به نشانه ها کاذب میپردازیم ودر فرصت بعدی به نشانه های صحیح از دیدگاه قرآن وسنت می پردازیم ان شاء الله.

یکی از نشانه های اشتباه و رایج در تشخیص سلامت عبادات: گریه و اشک می باشد. بعضی فکر میکنند هر وقت عبادت با اشک وگریه همراه بود یعنی عبادت با کیفیت خوب صورت گرفته. گریه بعضی وقت ها اینطور است نه همیشه. خیلی وقتها همین گریه ها فساد درونی خودمان را میپوشاند وگول مان میزند. به این روایت توجه کنید: فیما اوحی الی داود علیه السلام: لربما صلّى العبد فأضرب بها وجهه وأحجب عني صوته . أتدري من ذلك يا داود ؟.. ذلك الذي يكثر الالتفات إلى حرم المؤمنين بعين الفسق ..... كم ركعة طويلة فيها بكاءٌ بخشية قد صلاّها صاحبها لا تساوي عندي فتيلاً حين نظرت في قلبه فوجدته أن سلّم من الصلاة ، و برزت له امرأةٌ وعرضت عليه نفسها أجابها ، و إن عامله مؤمنٌ خانه . (عدة الداعي)

روایت دوم از امیر المؤمنین علیه السلام: يا كميل !.. لا تغتّر بأقوام يصلّون فيطيلون ، ويصومون فيداومون ، ويتصدّقون فيحسبون أنهّم موقوفون.  يا كميل !.. أُقسم بالله لسمعت رسول الله (ص) يقول: إنّ الشيطان إذا حمل قوماً على الفواحش مثل الزنا ، وشرب الخمر ، والربا ، وما أشبه ذلك من الخنى والمآثم ، حبّب إليهم العبادة الشديدة ، والخشوع والركوع ، والخضوع والسجود ، ثم حملهم على ولاية الأئمة الذين يدعون إلى النّار ويوم القيامة لا ينصرون . .... يَا كُمَيْلُ : لَيْسَ الشَّأْنُ أَنْ تُصَلِّيَ وَ تَصُومَ وَ تَتَصَدَّقَ ، الشَّأْنُ أَنْ تَكُونَ الصَّلَاةُ بِقَلْبٍ نَقِيٍّ ، وَ عَمَلٍ عِنْدَ اللَّهِ مَرْضِيٍّ ، وَ خُشُوعٍ سَوِيٍّ . وَ انْظُرْ فِيمَا تُصَلِّي ، وَ عَلَى مَا تُصَلِّي ، إِنْ لَمْ يَكُنْ مِنْ وَجْهِهِ وَ حِلِّهِ فَلَا قَبُولَ .

دومین نشانه اشتباه ورایج: کثرت عبادات وزیارات .... است. عن اسحاق بن عمار عن ابي عبد الله ع قال :قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ لِي جَاراً كَثِيرَ اَلصَّلاَةِ كَثِيرَ اَلصَّدَقَةِ كَثِيرَ اَلْحَجِّ لاَ بَأْسَ بِهِ قَالَ فَقَالَ يَا إِسْحَاقُ‏ كَيْفَ عَقْلُهُ قَالَ قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ لَيْسَ لَهُ عَقْلٌ قَالَ فَقَالَ لاَ يَرْتَفِعُ بِذَلِكَ مِنْهُ.

در این زمینه روایات زیاد است. ان شاء الله بحث را در فرصت بعدی دنبال میکنیم.

از خداوند متعال مسألت میکنیم تا راه درست را به ما نشان بدهد وتوفیق عمل صحیح به دستورات دین عنایت بفرماید


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :