ارسال به دوستان
کد خبر : 193305
تاریخ انتشار : 4/21/2018 9:41:00 AM

ویژه نامه اعیاد شعبانیه - ولادت با سعادت امام حسین،امام سجاد و حضرت عباس علیهما السلام


خلاصه ای از زندگی نامه حضرت امام حسین علیه السلام

نام : حسين
كنيه: ابو عبد اللّه

لقب : خامس آل عبا، سبط، شهيد، وفى ، زكى
پدر : حضرت على بن ابى طالب (ع )
مادر: حضرت فاطمه (س )
تاريخ ولادت : شنبه سوم شعبان ، سال چهارم هجرى
مكان ولادت : مدينه
مدت عمر : 57 سال
زمان شهادت : جمعه دهم محرم ، سال 61 هجرى
مكان شهادت و دفن : كربلا

امام حسین علیه السلام در سوم شعبان  سال چهارم هجری در مدینه به دنیا آمد . رسول خدا صلی الله علیه و آله نام این فرزند زهرا سلام الله را حسین نهاد . وی مورد علاقه شدید پیامبر صلی الله علیه و آله بود و آن حضرت درباره او فرمود : " حسینُ مِنی و اَنا من حسین ... " و در آغوش پیامبر صلی الله علیه و آله بزرگ شد . هنگام رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله تنها شش سال داشت . در دوران پدرش علی بن ابی طالب علیه السلام  نیز از موقعیت والایی برخوردار بود ، علم ، بخشش ، بزرگواری ، فصاحت ، شجاعت ، تواضع ، دستگیری از بینوایان ، عفو ، حلم و ... از صفات برجسته این حجت الهی بود . در دوران خلافت پدرش ، در کنار آن حضرت بود و در سه جنگ جمل ، صفین و نهروان شرکت داشت .

پس از شهادت پدرش که امامت به حسن بن علی علیه السلام رسید ، همچون سربازی مطیع رهبر و مولای خویش و همراه برادر بود . پس از انعقاد پیمان صلح ، با برادر و بقیه اهل بیت علیهم السلام به مدینه آمد . با شهادت امام مجتبی علیه السلام در سال 49 یا 50 هجری ، بار امامت بر دوش سیدالشهدا علیه السلام قرار گرفت . در دوران 10 سال که معاویه بر حکومت مسلط بود ، امام حسین علیه السلام همراه یکی از معترضین سرسخت نسبت به سیاست های معاویه و دستگیری ها و قتل های او بود و نامه های متعددی در انتقاد از رویه معاویه در کشتن حجر بن عدی و یارانش و عمرو بن حمق خزاعی که از وفاداران به علی علیه السلام بود و اعمال ناپسند دیگر بود نوشت . در عین حال ، حسین علیه السلام یکی از محورهای وحدت شیعه و از چهره های برجسته و شاخص بود که مورد توجه قرار داشت و همواره سلطه اموی از نفوذ شخصیت او بیم داشت . با مرگ معاویه در سال 60 هجری ، یزید به والی مدینه نوشت که از امام حسین علیه السلامبه نفع او بیعت بگیرد . اما حضرت که فساد یزید و بی لیاقتی او را می دانست ، از بیعت امتناع کرد و برای نجات اسلام از بلیه سلطه یزید که به زوال و محو دین می انجامید  ، راه مبارزه را پیش گرفت . از مدینه به مکه هجرت کرد و در پی نامه گذاری های کوفیان و شیعیان عراق با آن حضرت و دعوت برای آمدن به کوفه ، آن امام ابتدا مسلم بن عقیل را فرستاد و نامه هایی برای شیعیان کوفه و بصره نوشت و با دریافت پاسخ کوفیان در بیعتشان با مسلم بن عقیل ، در روز 8 ذیحجه سال 60 هجری از مکه به سوی عراق ، حرکت کرد .

پیمان شکنی کوفیان و شهادت مسلم بن عقیل ، اوضاع عراق را نامطلوب ساخت و سیدالشهدا علیه السلام که همراه خانواده ، فرزندان و یاران به سوی کوفه می رفت ، پیش از رسیدن به کوفه در سرزمین " کربلا " در محاصره سپاه کوفه قرار گرفت . تسلیم نیروی یزیدی نشد و سرانجام در روز عاشورا در آن سرزمین ، مظلومانه و تشنه کام ، همراه اصحابش به شهادت رسید ، از آن پس ، کربلا کانون الهام و عاشورا سرچشمه قیام  و آزادگی شد و کشته شدن وی ، سبب زنده شدن اسلام و بیدار شدن وجدانهای خفته گردید .

فضایل این امام شهید علیه السلام ، بیش از آن است که در این مختصر بگنجد ، چرا که او آویزه عرش الهی و پرورده دامن رسول خدا صلی الله علیه و آله می باشد . پیامبر  صلی الله علیه و آله درباره او چنین فرومدند : قسم به آنکه مرا به حق به پیامبری فرستاد ، حسین بن علی در آسمان بزرگتر از زمین است و بر سمت راست عرش الهی نوشته شده است " مِصباحُ الهُدیً و سفینةُ النِجاة .

در پایان ذکر یک نکته را لازم میدانم که یادآور شوم و آن این که : ای مردم ، حسین علیه السلام به دنیا نیامد تا در کربلا به دست خونخواران به ظاهر مسلمان کشته شود و ما برای او گریه کنیم و ثوابی از این کار ببریم ، البته گریه بر مصیبت حسین علیه السلام از فرموده های ائمه علیهم السلام است که ثواب زیادی دارد ، او خود را قربانی کرد تا اسلام زنده بماند ، تا امر به معروف و نهی از منکر احیا شود ، تا نماز را  به عنوان وسیله ای برای تعالی انسان زنده کند چیزی که امروزه ، مردمانی با نام اسلام ، گروه های  نادان مردم را به دور خود جمع می کنند و ادعای سلوک عرفانی می کنند و می گویند وقتی به عارفی تبدیل شدی دیگر نیاز به واجبات نداری و تو خودت دیگر حجت خدایی و نماز و روزه بر تو واجب نسیت اما در روز عاشورا ، امام حسین علیه السلام - که عارف به تمام معنا هست – نماز ظهر را سر وقت اقامه می کند و ثابت می کند که هر فردی تا آخر عمرش به واجبات دین نیاز دارد .


خلاصه ای از زندگی نامه حضرت امام سجاد علیه السلام

نام مبارک: علی

لقب مشهور: زین العابدین، سجاد.

پدر بزرگوارش: امام حسین بن علی علیه السلام.

مادر مکرمه: شهربانو دختر یزد گرد آخرین پادشاه ساسانی.

ولادت: یکشنبه 15 جمادی الاولی یا پنجم شعبان سال 38 هجری، مدینه.

تاریخ شهادت: 25 محرم سال 94 یا 95 هجری، مدینه.

مدت عمر: حدود 57 سال.

مدت امامت: 34 سال.

مزار مطهر: بقیع/مدینه.

اسم مبارك آن بزرگوار علي است و مشهورترين القاب آن حضرت زين العابدين و سجّاد است و مشهورترين كنية او ابامحمد وابوالحسن است. مدّت عمر آن بزرگوار مثل پدر بزرگوارش پنجاه و هفت سال است زيرا پانزدهم جمادي الاول سال سي و هشت از هجرت به دنيا آمد. تولد آن بزرگوار دو سال قبل از شهادت اميرالمؤمنين (ع) است و تقريباً بيست و سه سال به پدر بزرگوار زندگي كرد. پس مدت امامت آن بزرگوار سي و چهار سال است.
حضرت سجّاد (ع) پدري چون حسين دارد و مادرش دختر يزدگرد پادشاه ايران است كه دست عنايت حق بطور خارق العاده اين دختر را به امام حسين مي رساند. شرافت اين زن آن است كه مادر نه نفر از ائمة طاهرين مي شود و چنانچه حسين (ع) اب الائمه است. اين زن نيز ام الائمه است. و اما از نظر فضايل انساني: امام سجّاد (ع) گرچه با اهل بيت عليهم السلام وجه اشتراك در همة فضايل دارند و هيچ فرقي ميان آنان از نظر صفات و فضايل انساني نيست، اما از نظر گفتار و كردار شباهت تامّي به جدشان اميرالمؤمنين عليه السلام دارد.

علی بن الحسین علیه السلام در واقعه کربلا همراه پدرش بود و در آن هنگام از عمر شریفش 23 سال می گذشت. فرزند ایشان، امام محمد باقر علیه السلام که از کربلا تا شهادت همراه پدر بود، سه یا چهار ساله بود. امام زین العابدین (ع) در آن هنگام به سبب بیماری در جهاد شرکت نکرد و خداوند او را برای هدایت مسلمانان نگه داشت و نسل رسول الله صلی الله علیه و آله از فاطمه (س) در ذریه امام حسین علیه السلام به امام سجاد علیه السلام و اولاد او منحصر گردید

آن حضرت به مدت 34 سال امامت کردند. در این مدت امام سجاد علیه السلام از یک سو تحت مراقبت شدید ماموران شام بودند. ماموران مراقب بودند بر آنکه مبادا از آل علی و خاندان او نامی به نیکی برده شود و به همین جهت مردم تلاش می کردند خود را از چشم آنان دور نگاه دارند مبادا متهم شوند، تا آنجا که امام سجاد علیه السلام می فرماید: «در مکه و مدینه بیست تن نیست که ما را دوست بدارد

صحیفه سجادیه که نیایش های حضرت سجاد (ع) را در بر دارد، شمال 75 دعاست. دعاهای صحیفه که در ظاهر جهت راز و نیاز با خداست، در واقع صحبت های امام با شیعیان و مبارزات سیاسی آن امام بزرگوار است. بینش سیاسی امام و موقعیت و شرایطی که امام سجاد در آن حضور داستند را در نیایش های این کتاب می توان یافت. حقایق و معارف اسلامی، قوانین شرعی و مسائل اجتماعی از دیگر موضوعات صحیفه سجادیه است.

 آن امام بزرگوار روز 18 یا 22 یا 25 محرم، توسط وليد بن عبدالملك به شهادت رسید.

 

خلاصه ای از زندگی نامه حضرت ابالفضل العباس علیه السلام

نام مبارک: «عباس»

پدر بزرگوار: حضرت امام علی (ع)

نام مادر مکرمه: فاطمه معروف به «ام البنین»، دختر «حزام بن خالد کلبی»

زمان ولادت : روز چهارم ماه شعبان، سال بیست و شش هجری قمری

مکان ولادت: مدینه  

القاب: «قمر بنی‏هاشم» «باب‏الحوائج»

کنیه‏ها: «ابوالفضل» و «ابوفاضل»

 مدت عمر : 34 سال

زمان شهادت: روز دهم ماه محرم الحرام، سال شصت و یک هجری قمری

مکان شهادت: کربلا

مرقد: کربلا

 خاندان حضرت عباس علیه السلام:

در سال 26 هجری قمری، حضرت عباس علیه السلام پا به عرصه گیتی نهاد. مادر گرامیش فاطمه، دخت حزام بن خالد بن ربیعه بن عامر کلبی و کنیه اش(ام البنین) بود.

چند سال پس از شهادت حضرت فاطمه علیها السلام بود، که امیرالمومنین از برادرش عقیل، که به اصل و نسب قبایل آگاه بود، درخواست کرد زنی را از دودمانی شجاع برای او خواستگاری کند و عقیل، فاطمه کلابیه (ام البنین) را برای آن حضرت خواستگاری کرد و ازدواج صورت گرفت.

امیرالمومنین علیه السلام از این بانوی گرامی، صاحب چهار پسر به نام های عباس، عثمان، جعفر و عبدالله شد.

عباس علیه السلام ازبرادران دیگرش بزرگ تر بود و هر چهار برادر به امام خویش، حسین علیه السلام وفادار بودند و در روز عاشورا در راه آن امام جان خود را نثار کردند.

ارادت قلبی ام البنین علیها السلام به خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله آنقدر بود که امام حسین علیه السلام را از فرزندان خود بیشتر دوست می داشت؛ بطوری که وقتی به این بانوی گرامی خبر شهادت چهار فرزندش را دادند فرمود: مرا از حال حسین علیه السلام باخبر سازید و چون خبر شهادت امام حسین علیه السلام به او داده شد، فرمود: رگهای قلبم گسسته شد، اولادم و هر چه زیر این آسمان کبود است، فدای امام حسین علیه السلام.

دوران کودکی حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام

در روزهای کودکی عباس، پدر گرانقدرش چون آیینه معرفت، ایمان، دانایی و کمال در مقابل او قرار داشت و گفتار الهی و رفتار آسمانی اش بر وی تاثیر می نهاد. او از دانش و بینش علی علیه السلام بهره می برد. حضرت در باره تکامل و پویایی فرزندش فرمود: «ان ولدی العباس زق العلم زقا؛ همانا فرزندم عباس در کودکی علم آموخت و به سان نوزاد کبوتر، که از مادرش آب و غذا می گیرد، از من معارف فرا گرفت».

در آغازین روزهایی که الفاظ بر زبان وی جاری شد، امام علیه السلام به فرزندش فرمود: بگو یک. عباس گفت: یک، حضرت ادامه داد: بگو دو، عباس خودداری کرد و گفت: شرم می کنم با زبانی که خدا را به یگانگی خوانده ام، دو، بگویم.

پرورش در آغوش امامت و دامان عصمت، شالوده ای پاک و مبارک برای ایام نوجوانی و جوانی عباس فراهم کرد تا در آینده نخل بلند قامت استقامت و سنگربان حماسه و مردانگی باشد. گاه که علی علیه السلام با نگاه بصیرت آمیز خود آینده عباس را نظاره می کرد، با لبختدی رضایت آمیز، سرشک غم از دیدگان جاری می کرد و چون همسر مهربانش از علت گریه می پرسید، می فرمود: دستان عباس در راه یاری حسین علیه السلام قطع خواهد شد.

آنگاه از مقام و عظمت پور دلبندش نزد خداوند چنین خبر می داد: پروردگار متعال دو بال به او خواهد داد تا به سان عمویش جعفر بن ابی طالب در بهشت پرواز کند. محبت پدری گاه علی علیه السلام را بر آن می داشت تا پاره پیکرش را ببوسد، ببوید و با آداب و اخلاق اسلامی آشنا سازد. از این رو لحظه ای عباس را از خود دور نمی ساخت. فرزند پاکدل علی علیه السلام در مدت 14 سال و چهل و هفت روز، که با پدر زیست، همیشه در حرب و محراب و غربت و وطن در کنار او حضور داشت.

در ایام دشوار خلافت، لحظه ای از وی جدا نشد و آنگاه که در سال 37 هجری قمری جنگ صفین پیش آمد، با آن که حدود دوازده سال داشت، حماسه ای جاوید آفرید.

مقام علمی حضرت عباس علیه السلام

حضرت عباس علیه السلام در خانه ای زاده شد که جایگاه دانش و حکمت بود. آن جناب از محضر امیرمومنان علیه السلام و امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام کسب فیض کردند و از مقام والای علمی برخوردار شدند.

لذا از خاندان عصمت علیهم السلام در مورد حضرت عباس علیه السلام نقل شده است که فرموده اند: «زق العلم زقا» یعنی همان طور که پرنده به جوجه خود مستقیماً غذا می دهد، اهل بیت علیه السلام نیز مستقیماً به آن حضرت علوم و اسرار را آموختند.

علامه محقق، شیخ عبدالله مامقانی، در کتاب نفیس تنقیح المقال، در مورد مقام علمی و معنوی ایشان گفته است: آن جناب از فرزندان فقیه و دانشمندان ائمه علیهم السلام و شخصیتی عادل، مورد اعتماد، با تقوا و پاک بود.

مقام حضرت عباس علیه السلام نزد ائمه علیه السلام

اگر بخواهیم مقام و منزلت حضرت عباس علیه السلام را از دیدگاه امامان معصوم علیهم السلام دریابیم، کافی است به سخنان آن بزرگوار درباره حضرت عباس علیه السلام توجه کنیم.

در شب عاشورا، وقتی دشمن در مقابل کاروان امام حسین علیه السلام حاضر شد و در راس آنها عمربن سعد شروع به داد و فریاد کرد، امام حسین علیه السلام به حضرت عباس علیه السلام فرمود: برادر جان، جانم به فدایت، سوار مرکب شو و نزد این قوم برو و از ایشان سوال کن که به چه منظور آمده اند و چه می خواهند.

در این ماجرا دو نکته مهم وجود دارد یکی آنکه امام به حضرت عباس می فرماید: من فدایت شوم. این عبارت دلالت بر عظمت شخصیت عباس علیه السلام دارد، زیرا امام معصوم العیاذ بالله سخنی بی مورد و گزاف نمی گوید و نکته دوم آنکه، حضرت به عنوان نماینده خود عباس علیه السلام را به اردوی دشمن می فرستد.

روز عاشورا هنگامی که حضرت عباس علیه السلام از ا سب بر روی زمین افتاد، امام حسین علیه السلام فرمودند: «الان انکسر ظهری و قلت حیاتی؛ یعنی اکنون پشتم شکست و چاره ام کم شد».[1] این جمله بیانگر اهمیت حضرت عباس علیه السلام و نقش او در پشتیبانی از امام حسین علیه السلام است.

امام زمان علیه السلام، در قسمتی از زیارتنامه ای که برای شهدای کربلا ایراد کردند، حضرت عباس علیه السلام را چنین مورد خطاب قرار می دهند: «السلام علی ابی الفضل العباس بن امیرالمومنین المواسی اخاه بنفسه، الاخذ لغده من امسه، الفادی له، الوافی الساعی الیه بمائه، المقطوعه یداه لعن الله قاتله یزید بن الرقاد الجهنی و حکیم بن طفیل الطائی» [2]

«امام زین العابدین علیه السلام به عبیدالله بن عباس بن علی بن ابی طالب علیه السلام نظر افکند و اشکش جاری شد. سپس فرمود: هیچ روزی بر رسول خدا علیه السلام سخت تر ازروز جنگ احد نبود، زیرا در آن روز عموی پیامبر، شیر خدا و رسولش حمزه بن عبدالمطلب کشته شد و بعد از آن روز بر پیامبر هیچ روزی سخت از روز جنگ موته نبود، زیرا در آن روز پسر عموی پیامبر جعفر بن ابی طالب کشته شد سپس امام زین العابدین علیه السلام فرمود: هیچ روزی همچون روز مصیبت حضرت امام حسین علیه السلام نیست که سی هزار تن در مقابل امام حسین علیه السلام ایستادند و می پنداشتند، که از امت اسلام هستند و هر یک از آنها می خواستند از طریق ریختن خون امام حسین علیه السلام به پروردگار نزدیک شوند. به خدا سوگند، آن حضرت، ایشان را موعظه می فرمود ولی در آنان مؤثر واقع نشد و کار را تا آنجا کشاندند که حضرتش را از روی ظلم وجور و دشمنی به شهادت رساندند.

آنگاه امام زین العابدین علیه السلام فرمود: خداوند حضرت عباس علیه السلام را رحمت کند که به حق ایثار کرد و امتحان شد و جان خود را فدای برادرش کرد تا آنکه دو دستش قطع شد. لذا خداوند عزوجل در عوض، دو بال به او عطا کرد تا همراه ملائکه در بهشت پرواز کند، همان طور که به جعفر بن ابی طالب علیه السلام هم دو بال عطا فرمود و به تحقیق، حضرت عباس علیه السلام نزد پروردگار مقام و منزلتی دارد که روز قیامت همه شهدا به آن مقام و منزلت غبطه می خورند». [3]

ایثار و جانبازی، راز و رمز تعالی حضرت عباس علیه السلام

با توجه به روایاتی که در شان حضرت عباس علیه السلام از ائمه علیهم السلام رسیده و در آن به ایثار و فداکاری در راه امام خویش تصریح شده است، به روشنی، فضیلت و مقام آن بزرگوار آشکار می شود. حضرت عباس علیه السلام فرزند کسی است که آیه «و من الناس یشری نفسه ابتغاء مرضات الله»[4] در شانس نازل شد و از سلاله دودمانی است که اسوه ایثار و از خودگذشتگی بودند و سوره هل اتی، در شان ایثار ایشان نازل شده است.

فداکاری، ایثار و جانبازی در اسلام و مکتب اهل بیت علیهم السلام از جایگاه ویژه ای برخوردار است؛ به طوری که امیرمومنان در جایی ایثار را برترین فضیلت اخلاقی می داند.

در جایی دیگر، علی علیه السلام ایثار را بالاترین عبادت معرفی می نماید و در روایتی دیگر غایت و هدف تمام مکارم اخلاقی را ایثار و از خودگذشتگی می داند.

علی علیه السلام در قسمتی از نامه خود به حارث همدانی می فرماید: بدان که برترین مومنان کسی است که در گذشتن از جان و خانواده و مال خویش از دیگر مومنان برتر باشد.

حال در اینجا این سوال مطرح می شود که، مگر سایر شهیدان از جان خود نگذشتند، پس چه چیزی حضرت عباس را از سایر شهیدان متمایز می سازد؟

جواب این است که معرفت حضرت عباس علیه السلام از همه شهیدان والاتر و اطاعتش از امام خویش، کاملتر بود. براساس دیدگاه اسلام و مکتب اهل بیت علیه السلام آنچه اعمال نیک را از یکدیگر متمایز می سازد و ارزش اعمال را متفاوت می کند، همان معرفت و بینش و نیت شخص است و کلام پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله که فرمود: «ضربة علی یوم الخندق افضل من عباده الثقلین»[5] شاید ناظر به این معنا باشد.

در ضمن روایاتی که در مورد ثواب و عقاب عمل به صورتهای گوناگون و متفاوت نقل شده، به این دلیل است که ثواب یا عذاب یک عمل معین، با توجه به معرفت و نیت عامل آن متفاوت می شود. به عنوان مثال، ثواب زیارت امام رضا علیه السلام در روایت های معتبر به صور متفاوت نقل شده است و در بعضی روایات تصریح شده که این تفاوت ثواب، به دلیل تفاوت در معرفت اشخاص است.

آری حضرت عباس علیه السلام با کمال معرفت در راه دین و امام خویش جانبازی نمود و مراحل کمال و تعالی را طی کرد.

القاب تابناک حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام

-قمر بنی هاشم

بهره مندی بسیار عباس از جمال و جلال و سیمای سپید و زیبا و سیرت سبز و نورانی، زمینه ساز این لقب است.

-باب الحوائج

کریمی از دودمان کریمان که چون حاجتمندی سوی او روی کند، خواسته هایش را برآورده می سازد.

-طیار

بیانگر مقام و عظمت حضرت عباس علیه السلام در فضای عالم قدس و بهشت جاودان است.

-الشهید

شهادت، که نشان نمایان ابوالفضل علیه السلام است و در چهره حیات او درخشندگی بسیار دارد، زمینه ساز این لقب است.

-سقا

دلاوری عباس در صحنه های حیرت آور آب رسانی به تشنگان، سبب این لقب شد.

-عبد صالح

لقبی که حضرت صادق علیه السلام در زیارت عموی گرانقدرش بدان اشاره دارد:

«السلام علیک ایها العبد الصالح؛ سلام بر تو، ای بنده صالح خدا»

-سپه سالار

صاحب لواء یا سپه سالار لقب بزرگترین شخصیت نظامی است و عباس در روز عاشورا این لقب را از آن خود ساخت.

-پرچمدار و علمدار

یادآور دلاوی و حفظ لشکر در برابر دشمن است. علمداری عباس علیه السلام این لقب را برایش به ارمغان آورد.

-ابوقربه

(صاحب مشک)، عمید (یاور دین خدا)، سفیر(نماینده حجت خدا)، صابر(شکیبا)، محتسب(به حساب خدا گذارنده تلاش ها)، مواسی(جانباز و مدافع حق)، مستعجل(تلاش گری مهربان در برآوردن حاجات دیگران) و. .. از دیگر لقب های ابوالفضل است.

 عباس بن علی علیهما السلام

فرزند امیر المؤمنین، برادر سید الشهدا،فرمانده و پرچمدار سپاه امام حسین علیه السلام در روز عاشورا. عباس مادرش«فاطمه کلابیه»بود که بعدها با کنیه «ام البنین» شهرت یافت. علی علیه السلام پس ازشهادت فاطمه زهرا با ام البنین ازدواج کرد. عباس،ثمره این ازدواج بود. ولادتش را در[6] شعبان سال 26 هجری در مدینه نوشته اند و بزرگترین فرزند ام البنین بود و این چهارفرزند رشید، همه در کربلا در رکاب امام حسین علیه السلام به شهادت رسیدند. وقتی امیر المؤمنین شهید شد، عباس چهارده ساله بود و در کربلا 34 سال داشت. کنیه اش «ابو الفضل» و «ابو فاضل» بود و از معروفترین لقبهایش،قمر بنی هاشم،سقاء،صاحب لواء الحسین،علمدار،ابو القربه،عبد صالح،باب الحوایج و...است.

عباس با لبابه،دختر عبید الله بن عباس(پسر عموی پدرش)ازدواج کرد و از این ازدواج،دو پسر به نام های عبید الله و فضل یافت. بعضی دو پسر دیگر برای او به نامهای محمد و قاسم ذکر کرده اند.

آن حضرت،قامتی رشید،چهره ای زیبا و شجاعتی کم نظیر داشت و به خاطر سیمای جذابش او را«قمر بنی هاشم» می گفتند. در حادثه کربلا، سمت پرچمداری سپاه حسین علیه السلام و سقایی خیمه های اطفال و اهل بیت امام را داشت و در رکاب برادر، غیر از تهیه آب، نگهبانی خیمه ها و امور مربوط به آسایش و امنیت خاندان حسین علیه السلام نیر بر عهده او بود و تا زنده بود،دودمان امامت،آسایش و امنیت داشتند.[7]

روز عاشورا، سه برادر دیگر عباس پیش از او به شهادت رسیدند. وقتی علمدار کربلا از امام حسین علیه السلام اذن میدان طلبید حضرت از او خواست که برای کودکان تشنه و خیمه های بی آب، آب تهیه کند. ابو الفضل، به فرات رفت و مشک آب را پر کرد و در بازگشت به خیمه ها با سپاه دشمن که فرات را در محاصره داشتند درگیر شد و دست هایش قطع گردید و به شهادت رسید. البته پیش از آن نیز چندین نوبت، همرکاب با سید الشهدا به میدان رفته و با سپاه یزید جنگیده بود. عباس، مظهر ایثار و وفاداری و گذشت بود. وقتی وارد فرات شد، با آنکه تشنه بود، اما بخاطر تشنگی برادرش حسین علیه السلام آب نخورد و خطاب به خویش چنین گفت:

یا نفس من بعد الحسین هونی

و بعده لا کنت ان تکونی

هذا الحسین وارد المنون

و تشربین بارد المعین

تالله ما هذا فعال دینی

و سوگند یاد کرد که آب ننوشد.[8]

تا اینکه علمدار کربلا به شهادت رسید. شهادت عباس، برای امام حسین بسیار ناگوار و شکننده بود. جمله پر سوز امام، وقتی که به بالین عباس رسید، این بود: «الآن انکسر ظهری و قلت حیلتی و شمت بی عدوی».[9] و پیکرش،کنار«نهر علقمه»ماند و سید الشهدا به سوی خیمه آمد و شهادت او را به اهل بیت خبر داد.هنگام دفن شهدای کربلا نیز،در همان محل دفن شد. از این رو امروز حرم ابا الفضل با حرم سید الشهدا فاصله دارد.

مقام والای عباس بن علی بسیار است. تعابیر بلندی که در زیارتنامه اوست، گویای آن است. این زیارت که از قول حضرت صادق علیه السلام روایت شده،از جمله چنین دارد:

«السلام علیک ایها العبد الصالح المطیع لله و لرسوله و لأمیر المؤمنین و الحسن و الحسین. ..

اشهد الله انک مضیت علی ما مضی به البدریون و المجاهدون فی سبیل الله المناصحون فی جهاد اعدائه المبالغون فی نصرة اولیائه الذابون عن أحبائه...»[10] که تأیید و تأکیدی بر مقام عبودیت و صلاح و طاعت او و نیز تداوم خط مجاهدان بدر و مبارزان با دشمن و یاوران اولیاء خدا و مدافعان از دوستان خداست. امام سجاد علیه السلام نیز سیمای درخشان عباس بن علی را اینگونه ترسیم فرموده است: «رحم الله العباس فلقد آثر و ابلی و فدا اخاه بنفسه حتی قطعت یداه فابدله الله عز و جل بهما جناحین یطیر بهما مع الملائکة فی الجنة کما جعل جعفر بن ابی طالب و ان للعباس عند الله تبارک و تعالی منزلة یغبطه بها جمیع الشهداء یوم القیامة»[11] که در آن نیز مقام ایثار، گذشت، فداکاری، جانبازی، قطع شدن دستانش و یافتن بال پرواز در بهشت، همبال با جعفر طیار و فرشتگان مطرح است و اینکه: عمویم عباس، نزد خدای متعال، مقامی دارد که روز قیامت، همه شهیدان به آن غبطه می خورند و رشک می برند.

عباس یعنی تا شهادت یکه تازی عباس یعنی عشق، یعنی پاکبازی

عباس یعنی با شهیدان همنوازی عباس یعنی یک نیستان تکنوازی

عباس یعنی رنگ سرخ پرچم عشق یعنی مسیر سبز پر پیچ و خم عشق

جوشیدن بحر وفا، معنای عباس لب تشنه رفتن تا خدا،معنای عباس [12]

در زیارت ناحیه مقدسه نیز از زبان حضرت مهدی عجل الله فرمه به او اینگونه سلام داده شده است: «السلام علی ابی الفضل العباس بن امیر المؤمنین،المواسی اخاه بنفسه،الآخذ لغده من امسه،الفادی له،الواقی الساعی الیه بمائه،المقطوعة یداه...».[13]

کربلا کعبه عشق است و من اندر احرام شد در این قبله عشاق، دو تا تقصیرم

دست من خورد به آبی که نصیب تو نشد چشم من داد از آن آب روان تصویرم

باید این دیده و این دست دهم قربانی تا که تکمیل شود حج من و تقدیرم[14]

پی نوشت ها:

[1] در سوگ امير آزادى(ترجمه مثير الأحزان )، ص: 259

[2] مجلسی، بحارالانوار، ج 45، 66.

[3] الامالی للصدوق، ص 462.

[4] بقره، 207

[5] شرح الكافي-الأصول و الروضة(للمولى صالح المازندراني)، ج‏12، ص: 393

[6] الیوم نامت اعین بک لم تنم و تسهدت اخری فعز منامها.

[7] مجلسی، بحارالانوار،ج 45،ص. 41

[8] معالی السبطین،ج 1،ص 446.مقتل خوارزمی،ج 2،ص. 30

[9] مفاتیح الجنان،ص. 435

[10] سفینة البحار،ج 2،ص. 155

[11]الأمالي(للصدوق)، النص، ص 463- 462

[12] خلیل شفیعی.

[13] مجلسی، بحارالانوار، ج 45، ص 66.

[14] انصار الحسین،ص 105،تنقیح المقال، مامقانی، ج 2،ص. 133

 

 

 

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :