ارسال به دوستان
کد خبر : 193381
تاریخ انتشار : 4/24/2018 11:34:00 AM

گزارش مراسم جشن میلاد حضرت امام سجاد (ع) و حضرت اباالفضل العباس (ع)

حضرت اباالفضل و امام سجاد عليهما السلام احیاگران گوهر دین
همزمان با فرا رسيدن ایّام ولادت سید الساجدین حضرت امام سجاد (ع) و حضرت اباالفضل العباس (ع) مراسم جشنی با حضور مسلمانان و دوستداران اهل البیت (ع) با ملّیت های مختلف  در روز شنبه 21 آپریل 2018 در مرکز اسلامی هامبورگ گردید.

این مراسم با شکوه شامل برنامه های متنوعی از جمله: تلاوت قرآن، مولودی خوانی، اجرای تواشیح، سخنرانی، مسابقه و اهداء جوایز بود.

در این مراسم حجت الاسلام والمسلمین دکتر ترابی مدیر آکادمی اسلامی آلمان ضمن تبریک اعیاد هفته نخست ماه شعبان از حضرت امام سجاد (ع) و حضرت اباالفضل العباس (ع) به عنوان احیاگران گوهر دین بعد از دوران رسالت یاد کرده و افزودند: فَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَأُخْرِجُوا مِن دِيَارِهِمْ وَأُوذُوا فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُوا وَقُتِلُوا لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ثَوَابًا مِّنْ عِندِ اللَّهِ وَاللَّهُ عِندَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ     ال عمران/195

پس، پروردگارشان دعاى آنان را اجابت كرد [و فرمود كه:] من عمل هيچ صاحب عملى از شما را، از مرد يا زن، كه همه از يكديگريد، تباه نمى كنم؛ پس، كسانى كه هجرت كرده و از خانه هاى خود رانده شده و در راه من آزار ديده و مبارزه کردند و كشته شدند، سیّئاتشان را از آنان مى زدايم، و آنان را در باغهايى كه از زيرِ [درختان ] آن نهرها روان است درمى آورم؛ [اين ] پاداشى است از جانب خدا و پاداش نيكو نزد خداست.

ولادت امام حسین(ع)، امام سجاد(ع) و حضرت عباس(ع) که در ابتدای شعبان واقع شده است، هرکدام نمونه هایی برای زندگی هستند. این میلادهای پی در پی و معنادار را تبریک و شادباش عرض می کنم. راجع به حضرت ابالفضل العباس و امام سجاد علیهما السلام بحث های بسیار زیادی می توان مطرح کرد و ما در دقایق محدود به جای معرفی ویژگی های شناسنامه ای، به مسأله ای مهم تنها در حد طرح بحث می پردازیم که برای امروز ما ضرورت دارد و آن مسأله احیاگری آن بزرگواران نسبت به گوهر و حقیقت دین است. آنان احیاگران گوهر دین بعد از دوران رسالت بودند، در شرایطی که همه چیز به ظاهر برای امحاء نور دین مهیا شده بود.

در واقع دوران ۵۶ ساله زندگانی حضرت سجاد علیه السلام را می توان به چند دوره تقسیم کرد:

ـ دوران حسنین ( ع) (۶۱-۳۸ه)؛ ـ دوران کربلا و ایام اسارت سال ۶۱ه؛ ـ دوران امامت ( ۹۴-۶۱ه-ق)

در این مجال کوتاه، نگاهی گذارا خواهیم داشت بر دوره اخیر حیات امام سجاد علیه السلام و عملکرد ایشان در ترسیم سرنوشت تشیع در دوران حکومت آل ابی سفیان و در ضمن آن اشاراتی خواهیم داشت بر نقش حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام در این راستا.

شرایط اجمالی دورن بنی امیه

حوادث سال ۶۱هجری و اتفاقات قبل و بعد از آن موجب شد تا شیعیان به جمع بندی نو برای آینده خود برسند. پس از این واقعه خط مشی ها و راهبردها باز تعریف گردد تا استراتژی های بروز و متناسب با شرایط پدید آمده اتخاذ شود. برخی از ویژگی های دوران از این قرار بود:

الف ـ حاکمیت فضای امنیتی و پلیسی

پس از شهادت امام حسین علیه السلام و یارنش، امویان توانستند، فضای امنیتی و پلیسی را که از زمان نشست ثقیفه بنی ساعده و به منظور پس زدن امام علی علیه السلام و شیعیانش شروع کرده بودند به طور فزاینده ای گسترش داده و جانبداری از خط اهل البیت علیهم السلام و هر گونه انتساب به آنان را بسیار پر مخاطره و پرهزینه سازند. نتیجه طبیعی ایجاد چنین فضای سنگین و پرهزینه، پراکنده شدن عامه مردم از اطراف ائمه اطراف و تنها ماندن محور ولایت بود. برخوردهای فیزیکی خشن که با میثم تمارها شروع شد با قتل حجربن عدی ها ادامه یافت و به طور رسمی طرفداری از ولایت اهل البیت علیهم السلام جرمی با اشد مجازات شمرده شد و با این استدلال که هر مخالفتی محاربه با حکومت خلیفه رسول الله صلی الله  علیه و آله است ضدّ ارزش تلقی گردید. از سال ۴۱ هجری هزاران منبر و نماز جمعه، لعن امام علیه علیه السلام را به عنوان عمل دینی مقبول عندالله بجای می آوردند و دشمنی با اهل البیت علیهم السلام را ترویج می کردند.

تأثیر روانی فضای امنیتی موجود در خود واقعه کربلا به گونه ای بروز کرد که نه تنها کسی از کوفه به یاری سیدالشهدا علیه السلام نشتافت بلکه بسیاری از آنان از ترس دنیای خود عملا در مقابل امام خویش قرار گرفتند. لذا حضور پر رنگ یل بنی هاشم حضرت ابا الفضل العباس و برادرانش و نیز برخی از اصحاب رسول الله صلی الله علیه و آله مانند حبیب بن مظاهر رضوان الله علیه در متن جریان کربلا از یک جهت تلاشی بود در جهت شکستن هیمنه ی فضای امنیتی موجود که گرچه در کوتاه مدت چندان اثر بخش نبود ولی در جمع بندی نهایی آثار عظیمی برجا گذاشت.

ب ـ انشعاب در شیعیان

با انزوای خط امامت منصوص که به مثابه فصل الخطاب و عامل وحدت کلمه در میان جریان های شیعی قلمداد می شد انشعابات و خرده جریان ها در جغرافیای وسیع شیعه آغاز شد. از مهم ترین خرده جریان ها جریان مبارزه طلب کوفه بود که به برخورد نظامی با بنی امیه اعتقاد داشت. جنبش مختار ( که در تاریخ کیسانیه نام گرفت) در این مسیر فعال بود ( طبری،ج۴، ص۴۸۷). آنان کوفه به محمد بن حنفیه تمایل پیدا کرد. حس ضرورت انتقام از قتله کربلا که مختار و توابین پرچمدار آن بودند باعث شد عده زیادی از شیعیان کوفه با آنان همراه شوند. (یعقوبی،ج۲،ص۱۹۹) از این رو جمع کثیری از شیعیان به محمد حنفیه رو آوردند. (تشیع در مسیرتاریخ،ص۲۱۵.)

در این جوّ خود محوری و گریز از مرکز، تحلیل عصمت آمیز امام سجاد علیه السلام از حوادث واقعه، واقع بینانه می نماید. امام با درک دقیق شرایط نامناسب کف میدان، به حفظ جان شیعیان و پیشبرد اندیشه ولایت با جنبشی نرم می اندیشید.



گسست فرهنگی

توسعه شتابان جغرافیایی حوزه حضور مسلمانان که از پیش از بنی امیه شروع شده بود در این زمان به حدّی رسید که عملا خطوط مهمی از شرق تا غرب عالم مانند ایران، هند، شام، جزیره، مصر و ... از سرحدّات کشور اسلامی شمرده شد و اقوام، فرهنگ ها و تمدن هایی مهم روزگار در گوشه هایی از این پهنه وسیع قرار گرفتند. لذا در میان نوکیشان برداشت های متفاوت و حتی متناقض با متن اصلی اسلام چندان دور از ذهن وعجیب نیست. دیگر آتش پرست، یهودی، مسیحی، بت پرست و ... از شهروندان جدید کشور اسلامی بودند که به رغبت یا مصلحت بانگ مسلمانی می دادند، در حالی که هنوز الفبای فرهنگی اسلامی را نمی شناختند و تحت رسوخ و نفوذ باطنی اعتقادات سابق خود بودند.  

مجموع این عوامل در کنار ناکارآمدی نظام فکری اموی موجب شد تا به جای تلفیق فرهنگی بسامان (که از اخذ گوهر دین و پالایش فرهنگ های بومی می توانست شکل گیرد) یک نوع گسست فرهنگی عمیق به چالشی جدّی برای جامعه اسلامی تبدیل شود؛ به گونه ای که هر آن خطر تحریف بزرگ شبیه تحریف دین مسیح توسط پولس و شورای نیقیه وجود داشت.

این در حالی بود که برخی از مناطق تازه مسلمان نشین از چنان بنیاد های مستحکم تمدّنی و فرهنگی سابقه دار و پر از هیمنه ظاهری برخواردار بود که دارای ظرفیت و قابلیت تأثیر گذاری بر اندیشه های عامه را داشت. باورهای اباحی گری، تجمل و تشریفات گروی، جبرگرایی، سلطان ستایی، غلو و... تنها گوشه ای از امواج باورهای جدید بود.

و البته اسلام بنی امیه و مبلّغان مورد تأیید آن در خلأ حضور اسلام پاسخگوی اهل البیت علیهم السلام، خود بزرگترین آسیب بودند و دستگاه عریض و طویل خلافت که باید حافظ وحدت فرهنگی دین می شد کارکرد معکوس یافته بود.

دـ فروپاشی نظم اجتماعی

در سایه بی کفایتی یزید و حوادث سه گانه سه سال حکومت او، به ویژه شهادت بیدار ساز امام حسین  علیه السلام، نظام اجتماعی و سیاسی تا مرز فروپاشی پیش رفته بود و پایه های حکومت بنی امیه به شدت می لرزید تا جایی که در نهایت به قدرت یافتن بنی مروان منجر شد. (یعقوبی، ج۲، ص ۱۹۷.)

قیام مردم مدینه در برابر ماهیت فاسد حکومت (تاریخ خلیفه بن خیاط، ص ۱۵۵) و توحش امویان در سرکوب قیام حره و حلال ساختن نوامیس مردم مدینه به مدت سه روز توسط فرمانده اموی به اذن یزید (تاریخ تشیع، ج۱، ۱۹۹)، فتح مکه توسط ابن زبیر و کوبیدن مکه و خانه کعبه با منجنیق توسط امویان، مرگ یزید، پرهیز فرزند یزید از پذیرش خلافت، فرار کارگزان اموی از کوفه، قیام مختار و فتح کوفه و ... فرازهای مهم این فصل است. 

تقسیم سرزمین اسلامی به سه ناحیه شام اموی، حجاز زبیری و عراق مختار پی آمد این فروپاشی بود که گرچه عبدالملک بن مروان ـ فرزند مروان حمار و دومین نفر از مروانیان ـ توانست همه مخالفان را سرکوب کند، ولی با اتخاذ روش­های غیر انسانی و کارگزارنی که بویی از انسانیت نبرده بودند مانند عبدالملک حجاج بن یوسف ثقفی (والی عراق)  آتشی زیر خاکستر فراهم ساخت که هر آن انتظار اشتعال آن می رفت. زندان بی سقفی که چند هزار نفر از زنان مردان به صورت عریان در آن جا داده شده بودند نمادی از چهره زشت حکومتی بود که ادعای اسلام داشت.



ه. تغییر در مناسبات دین و دولت

امویان بعد از سی سال سلطه بر شام در نهایت در سال ۴۱ هجری بر تمامی جهان اسلام استیلا یافتند. معاویه در سال های آخر حاکمیت خود نظام سلطانی را به جای نظام خلافتی در بین مسلمانان مستقر ساخت ( تاریخ تحول دولت در اسلام، ۲۱۹) نظام سلطانی ویژگی هایی داشت که موجب تحوّلی بزرگ در مناسبات دین و دولت شمرده می شد. روش دولت سلطانی نه تنها با اسلام ناب و ویژگی های دقیق آن در جمع بین حق الله و حق الناس فاصله داشت بلکه حتی با حکومت خلفای راشدین که نوعی «دولت عرفی متشرعه» بود نیز ناسازگار بود. این تحول بزرگ در سطح کلان به نوبه خود آثار مخربی بر تمام سطوح متوسط و خرد باقی گذاشت. در این مقام در صدد بررسی همه جانبه نوع جدید حکومت داری بنی امیه و بنی مروان نیستیم ولی شاید بتوان سخن معاویه هنگام ورود به کوفه را تبیینی بر باطن و روح حاکم بر آن شمرد که گفت: من با دین شما کاری ندارم و فقط در صدد حکومت بر شما هستم. این بیان را بسا بر حکومتی لائیک که نسبت به امر دین لابشرط است بتوان حمل کرد. و حتی نوعی ضدّیت عملی با دین را در وارثان او می توان سراغ داد.

تطبق شرایط با مسائل امروز

در شرایط امروز و دنیا معاصر برخی از مشکلات دوران حضرت ابالفضل العباس و امام سجاد علیهما السلام قابل رویت است. مثلا در مورد حکومت پلیسی شاهد هستیم که در عربستان و بحرین و برخی نقاط دیگر مسلمین در چنین شرایطی قرار دارند. همچنین در مسأله انشعاب در میان شیعیان شاهد تلاش برخی دست های پیدا و پنهان برای ایجاد انشعاب هستیم که شیعه انگلیسی امروزه نماد این جریان است. در بخش گسست فرهنگی نیز با گسترش اسلام در اروپا و مناطق غربی و وارد شدن تازه مسلمانان و نیز نسل دوم وسوم مسلمانانی که در چند دهه گذشته وارد اروپا شدند خطر این گسست فرهنگی به روشنی وجود دارد تا جایی که برخی از آنان حتی نام پیامبر اسلام را بدون درنگ نمی توانند یادکنند و بسیاری از آنان نام ائمه اهل البیت علیهم السلام را به طور کامل یا به ترتیب نمی شناسند و در این صورت پر واضح است که تا چه حد با تفکر عمیق آنان و حقایق زندگانی ایشان آشنا هستند!    همچنین فروپاشی نظم اجتماعی در سوریه و یمن و لیبی و تلاش مدیریت پنهان استکبار جهانی برای ایجاد فروپاشی در عراق و ایران و ... از مخاطراتی است که همواره باید مورد نظر باشد. همچنین تغییر در مناسبات دین و دولت در روزگار ما کاملا مشهود است به طوری که وجود فضای بی تفاوتی نسبت به امر دین در حکومت های سکولار در مناطق اسلامی و ضدیت با نمادهای دینی مسلمین در اروپا به وضوح مشاهده می شود. سخن غیر مسؤولانه وزیر کشور آلمان مبنی بر این که اسلام جزئی از آلمان نیست و قانون منع حجاب از دختران بین ده تا چهارده سال در اتریش و بررسی آن در برخی از ایالات آلمان از موارد ضدیت با دین است. از این رو بررسی راهبردها و رویکردهای احیاگرانه حضرت ابالفضل العباس و امام سجاد علیه السلام می تواند برای امروز ما مهم باشد.

راهبردها و رویکردهای احیاگرانه

نقش برجسته حضرت ابالفضل علیه السلام به لحاظ عملی و سهم امام سجّاد«ع» به لحاظ نظری و عملی در احیای تشیع و حفاظت از مکتب در برابر خطر نابودی بی بدیل بوده است. امام سجاد«ع» با شناخت عمیقی که از زمانه داشت و اعمال روشهای معقول و منطقی و حکمت های عملی به پشتوانه گنجینه عاشورا، گامهای مهمی برای پاسدار از مکتب تشيّع که حقیقت اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و اله و سلم است برداشتند که یک مورد آن نجات مدينه و بلکه تشیّع و شيعيان از خطر نابودی به دست كسانى چون يزيد و عبدالملك مروان در جریان قیام حره بود.

در ادامه به بخشی از رویکردهای جدید امام سجاد علیه السلام برای غلبه بر شرایط پیش گفته  در جهت حفظ و احیای دین اشاره می شود:

1ـ تربیت و  نیرو سازی

تربیت و نیروسازی مکتبی همیشه مهم ترین ضرورت زمانه برای انسان های بزرگ است. شیخ طوسی ۱۷۱نفر را از زمره اصحاب و راویان حضرت آورده است. ( رجال کشی، ص۳۰۴ ) از جمله: ثابت بن دینار، معروف به ابو حمزه ثمالی، ابوخالد کابلی، یحیی بن ام الطویل، جابر ابن عبدالله انصاری صحابی، سعید بن جبیرکوفی و ... (تشیع در مسیرتاریخ، ص۲۱۶.)

با یک حساب سرانگشتی میزان تأثیر گذاری این تعداد اسلام شناس در فضای آن روز کاملا قابل فهم است.  البته این رویکرد تربیتی تنها منحصر به حوزه نخبگان علمی نبوده به طوری که شاهد تربیت انسان نخبه در امور معنوی نیز هستیم. برخی معتقدند امام سجاد علیه السلما در اواخر عمر خود موفق به جمع آوری گروه کوچکی از هواداران در اطراف خود شد که زمینه را برای ادامه کار توسط امام باقر و امام صادق علیهما السلام فراهم آورد.

2ـ احیای مرجعیت معنوی (بسامان رساندن معنوی شیعی)

دانشمندان و علمای بزرگ، پس از عمری تلاش و تعلیم و تعلم برای بیان کردن یا نوشتن مطلبی، زمان زیادی را به مطالعه و کنکاش می پردازند، ولی امام سجاد علیه السلام این مضامین بلند و مطالب عالی را در وقت مناجات با خالق خویش و در هنگامی که تمام توجه اش به معبود، معطوف بوده، نجوا می کرده است، و این نیست مگر جوششی از روح لطیف امام معصوم. در تاریخ نقل شده که امام علیه السلام شبانگاهان به پرده کعبه می آویخت و مناجاتی می کرد که دل سنگ را آب می ساخت. و به این طریق به اذن و اراده الهی جامعه ای را که رو به فراموشی یاد خدا بود اینگونه از فضای معطر وسازنده معنویت منقلب می ساخت. طبق روایت امام سجاد علیه السلام چنان عباداتی داشت که وقتی امام صادق علیه السلام عبادات پدرش را دید و دلش به حال پدر سوخت، امام باقر علیه السلام او را به کتاب عبادات زین العابدین ارجاع داد؛ یعنی عبادت من در برابر پدرم حضرت سجاد چیزی نیست! (این روایت را امام خمینی ظاهرا در کتاب اربعین نقل فرموده است) 




 3ـ تأسیس مکتبی با سبک آموزشی و تعلیمی خاص

اقدام مهمّ دیگری که از سوی امام سجاد«ع» و به عنوان کار آموزشی و فرهنگی با سبکی خاص صورت گرفت، عرضه صحيفع سجاديّه و رساله مختصر حقوق بود. ایشان در آن صحيفه که از سوی محقّقان، خواهر قرآن یا انجیل اهل بیت یا زبور آل محمد«ع» نام گرفته است، در ضمن دعا، معارف اسلام، سياست اسلام، اخلاق اسلام، اجتماعيّات اسلام، حقانيّت شيعه، حقانيّت اهل بيت، انتقاد از ظلم و ظالم، سفارش به حق و حقيقت و بالاخره يك دوره معارف اسلامى را نه تنها به مسلمین، بلکه به بشریّت آموختند. این کتاب گران بها، پس از قرآن مجید و نهج البلاغه، بزرگترین گنجینۀ معارف اسلامی است. امام سجاد(ع) تنها دعا می خواند مساله، مساله دعا نیسمسأله خط دهی فکری و جریان سازی فرهنگی و معنوی است برای ساختن تمدنی در آینده که آن روز امکان ظهور و بروز آن به شکل کامل وجود نداشت کتاب شریف صحیفه سجادیه یکی از بزرگترین و مهمترین گنجینه های حقایق و اسرار الهی به شمار می رود، به همین خاطر به القابی چون «انجیل اهل بیت » و «زبور آل محمد» و «اخت القرآن » مشهور گشته است و نظر به اهمیت و عظمت این کتاب، شرح های زیادی بر آن نوشته شده که صاحب کتاب «الذریعة » ، چهل و هفت شرح را نام برده است .

دعا درمکتب امام سجاد علیه السلام نه فقط ارتباط خصوصی بین مخلوق و خالق بلکه سبکی در ارائه معارف بود، در زمانی که امکان برگزاری سایر سبک های آموزشی وجود نداشت و راویان ادعیه شاگردان این مدرسه بودند. این همان حرکتی بود که در دوره کوتاهی بعد از ایشان توسط امام باقر علیه السلام  وصادق علیه السلام  به شکوفایی رسید و مدرسه عظیم شیعی در مدینه به صورت رسمی تأسیس گردید.  عظمت صحیفه و گستره تأثیر گذاری آن را در قضیه خانم پروفسور آنه ماری شیمل در کتاب مسجد آبی نقل کرده ام که می توانید به آنجا مراجعه کنید.

4ـ محوریت بخشیدن به کتاب خدا

یکی از فضایل امام سجاد این است که آن حضرت سخت با قرآن مأنوس بوده و با آن عشق می ورزیده است.

قرآن به مثابه نازله الهی در اسلام است، و مقدس ترین چیز و به تعبیر رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم ثقل اکبر و اکبر شیء دون الله است. همان طور که در مسیحیت ـ حالا به زغم خودشان ـ عیسی نازله الهی است و انجیل کتابی ذاتا مقدس و کلمات و الفاظ الهی نیست بلکه مقدس بودن آن از آن جهت است که درباره یک شخص مقدس یا یک موضوع مقدس سخن می گوید. این جایکاه قرآن است در اسلام که باعث شده بعضی از محققین از نظر فنی و علمی موضوعات تطبیقی بین قرآن و انجیل را ناصواب بشمرند و بگوید قیاس مع الفارق است.

یکی از مسائل امام سجاد علیه السلام و همه امامان ما عشق آنان به قرآن با درک جاگاه آن است . امام سجاد علیه السلام از خوش صداترین افراد بود و ممکن نبود کسی صدای قرآن خواندن او را بشنود و تحت تاثیر قرار نگیرد؛ لذا مورخان گفته اند: سقاهایی که از در خانه امام می گذشتند، می ایستادند تا صدای امام را بشنوند (اصول کافی، ج 2، ص 616)

آن حضرت می فرمود: «لو مات مابین المشرق والمغرب لما استوحشت بعد ان یکون القرآن معی؛  اگر آنچه بین مشرق و مغرب است از میان برود، وقتی با من باشد، بیمی به خود راه نمی دهم. (بحارالانوار، ج 46، ص 107)

آن حضرت می فرمود: «آیات القرآن خزائن، کلما فتحت خزانة ینبغی لک ان تنظر ما فیها؛ آیات قرآن گنجینه هایی اند، هر وقت گنجینه ای گشوده شود، شایسته است که به دقت در آن بنگری» .برای همین، حضرت در نماز عبارت «مالک یوم الدین » را آن قدر تکرار می کرد که نزدیک بود جان از جسمش جدا شود. (تحلیلی از زندگانی امام سجاد علیه السلام، باقر شریف قرشی، ص 5؛ اصول کافی، ج 2، ص 602  )

امام زین العابدین علیه السلام در بخشی از دعای بسیار طولانی ختم قرآن خود، بارها این عشق و دلدادگی اش را آشکار می سازد. از جمله عرض می کند: اللهم صل علی محمد و آله واجعلنا ممن یعتصم بحبله ویاوی من المتشابهات الی حرز معقله ویسکن فی ظل جناحه ویهتدی بضوء صباحه؛ خداوندا! بر محمد و آل او درود فرست و ما را از کسانی قرار بده که به ریسمان [محکم] قرآن چنگ می زنند و در [درک معانی] متشابهات به پناهگاه محکم محکمات قرآن پناه می برند و در زیر بال قرآن به آرامش می رسند و به وسیله نور صبحگاهی آن هدایت می شوند. (صحیفه سجادیه، دعای 41 . الارشاد،ج۲، ص)


5ـ احیای سنّت دینی محبّت به اهل البیت علیهم السلام

محبت به اهل البیت علیهم السلام یک سنت قطعی نزد شیعه و سنی است. قرآن کریم می فرماید: «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى» شوری / 23 و در آیۀ دیگری می فرماید: «قُلْ ما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ سبأ / 47؛ و در آیه ای دیگر «قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاَّ مَنْ شاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلى‏ رَبِّهِ سَبيلاً» فرقان / 57 یعنی ای پیامبر به مردم بگو من اجر رسالت نمی خواهم؛ اجر زحمات من با خداست، ولی یک چیز می خواهم و آن، مودّت به قربی است و آن هم به نفع خودتان است. و اگر کسی بخواهد راه خدایی برگزیند یعنی بخواهد سعادت دنیـا و آخـرت را پیدا کند، بایـد از طریق محبت و مودت اهل البیت علیهم السلام وارد شود.

البته ما در اینجا نمی خواهیم درباره آثار این محبت در متن زندکی یک مؤمن سخن بگوییم بلکه تحلیل و تأکید بر نقش حضرت ابی الفضل علیه السلام از حیث الگودهی عملی و نقش امام سجاد علیه السلام از حیث تبیین نظری همان الگو برای احیای این سنت دینی است.

نقطه کانونی بحث اینجاست که بنی امیّه در خلال 50 سال حکومت خود یک هدف اساسی را دنبال می کردند و آن علو و برتری جویی قومی بود و راهبرد آنها هم مشخصا حذف سنّت دینی اسلامی محبت اهل البیت علیهم السلام و پایه گذاری محبت به معاویه تحت عنوان جعلی خال المؤمنین و خلیفه رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و برجسته ساختن افرادی مثل ابوسفیان و خالد بن ولید و امثالهم بود که حتی در همین حرکت مشکوک داعش دیدیم که برخی از نیروهای رزمی خود را به همین القاب نام گذاری کردند.

به هر حال بنی امیه بعد از کار فکری و فرهنگی گسترده ای که راجع به امام علی علیه السلام  کار را تا آنجا پیش بردند که با اعمال سیاسیت فریب، تهدید و تطمیع و ....اکثریت مردم در آن دوران، جايگاه اهل بيت«ع» را به درستي نمي شناختند و حتّي خوف آن بود که نام پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به فراموشي سپرده شود. به گواهي تاريخ در ابتدای دوره بنی امیه، مردم در اثر جهل خود و تلاش دستگاه رسانه ای بنی امیه خود، خود را از بهره مند شدن از برکات وجود اهل البیت علیهم السلام بی نیاز می دیدند و دیگران را بر آنان ترجیح می دادند و تفکر ناب اسلامی وسنت اصیل دینی اسلام در انزواي عجيبي بود تا جایی که در نهایت بنی امیه موفق شد دست مردم را به خون امام معصوم آلوده سازد.

به عنوان مثال طبق یک نقل تاریخی يک عرب در خانۀ خدا از ابن عبّاس سؤالي پرسيد. ابن عبّاس که در محضر امام حسن و امام حسين«ع» بود، خجالت کشيد در حضور ايشان آن سؤال را پاسخ دهد. پس، رو کرد به امام دوم و پاسخ سؤال را از ايشان خواست. امّا آن عرب حاضر به شنيدن پاسخ ايشان نشد و از ابن عبّاس پاسخ خود را طلب کرد.

در نقطه مقابل حضرت عباس با ارائه الگوی عملی محبت اهل البیت  علیهم السلام و بعد از او حضرت سجاد علیه السلام با تبیین و روشن گري نظری آن الگو دقیقا در صدد خنثی سازی و عقیم گذارشتن این راهبرد برآمد و به گواهی تاریخ موفق هم شدند. تشویق به محبّت ورزی به اهل بیت«ع» یک نمونه از اقدامات امام در راستای مقابله با توطئه بنی امیه بود که در ماجرای هشام و فرزدق شاعر در سینه تاریخ به یادگار مانده است:

هشام بن عبدالملك  خلیفه مروانی در بخشی از دوران امامت امام سجاد«ع» به حکومت رسید. هشام یک سال برای حج به مکه رفت. كثرت جمعيت طوری بود که مانع استلام حجر توسط او شد. پس، در گوشه‏اى براى او فرشى انداختند و نشست. در آن هنگام مشاهده کرد که امام سجاد«ع» وارد مطاف شدند و وقتى به حجرالاسود رسيدند، مردم كنار رفتند و آن حضرت مكرّر استلام حجر نمودند. هشام که با بی اعتنایی مردم مواجه شده بود، با دیدن این صحنه بسیار ناراحت شد. يكى از اطرافيان پرسيد: اين مرد كيست كه مردم چنين به او احترام می گذارند؟! هشام خود را به نفهمیدن زد و گفت: نمی ‏دانم! فرزدق شاعر آنجا بود. وقتی این حرف را از هشام شنید به شدت متأثر شد و با قصيدۀ  مفصّلى که در مدح اهل بیت«ع» انشاء کرد جواب او را داد. فرزدق در بخشی از آن قصیده می گوید:

هذَا الَّذِى تَعْرِفُ الْبَطْحاءُ وَطْأتَهُ‏     وَالْبَيتُ يعْرِفُهُ‏وَالْحِلُّ وَالْحَرَمُ‏

مَا قَالَ لَاقَطُّ الَّا فِى تَشَهُّدِهِ‏          لَوْلَا التَّشَهُّدُ كَانَتْ لَائُهُ نَعَمُ‏   

يغْضِى حَياءً وَبُغْضَى مِنْ مَهَابَتِه          مِنْ مَعْشَرٍ حُبُّهُمْ دِينٌ وَبُغْضُهُم‏

كُفْرٌ وَقُرْبُهُمْ مُنْجى وَمُعْتَصَمُ‏            مُقَدَّمٌ بَعْدَ ذِكْرَ اللّهِ ذِكْرُهُمْ‏

هشام از شنيدن اين قصيده، به شدت عصبانی شد و بعد به تلافي آن، دستور داد فرزدق را در راه مکه و مدینه به زندان بیندازند. در مقابل، امام سجاد با حمایت های معنوی و مادی در زندان از او دلجویی کرد تا ارزش این فداکاری را به همه گوشزد نموده و به قول ما فرهنگ سازی فرماید. البته طبق نقل سرانجام فرزدق را به شهادت رسانیدند. المناقب، ج4، ص169

عبدالرحمن جامي، شاعر معروف که سنّی مذهب بوده، قصيدۀ فرزدق را به نظم فارسي در آورده است. در بخشی از شعر مفصّل جامی چنین آمده است:

آن کس است این که مکه و بطحا              زمزم و بو قبیس و خیف و منی

هر یک آمد به قدر او عارف                  بر علوّ مقام او واقف

حب ایشان دلیل صدق و وفاق              بغض ایشان نشان کیفر و نفاق

ذکرشان سابق است در افواه                   بر همه خلق بعد ذکر الله

همچنین جامی نقل می کند که پس از مرگ فرزدق، در خواب از او پرسيدند: خداوند با تو چه كرد؟ پاسخ داد: خداوند مرا به واسطۀ همان قصيده كه در مدح علي بن الحسين سرودم، آمرزيد. سپس، جامي اضافه مي كند: اگر خداوند همۀ مردم را به خاطر اين قصيده بيامرزد، عجيب نيست.

 غرض سخن این است که حضرت عباس سلام الله علیه در طول عمر مبارک خود و در اوج آن، در فراز کاروان کربلا از یک نگاه تفسیری است بر حقیقت احیای محبت اهل البیت علیهم السلام. مرحوم آیت الله العظمی بهجت می فرمود: «حضرت ابا الفضل  علیه السلام نیز با آن فداکاری هایش می خواست به آنان بفهماند که محبت خدا و محبت دوستان خدا چیز دیگری است که تحمل هر گونه دشواری و ناگواری و سختی در راه رسیدن به آن سهل و آسان و شیرین است»   

در واقع اقدامات فکری و فرهنگی مؤثّر حضرت زين العابدين«ع» بعد از قيام عاشورا، شهادت امام حسين«ع»، حماسه حضرت اباالفضل باعث شد مردم متوجّه نعمت عظيم اهل بيت«ع» شوند. به قول استاد بزرگوار ما «در حقیقت محبّت اهل بيت«ع» در دوران امامت امام سجّاد«ع» همگاني شد و انتظار قرآن کريم از مردم راجع به محبت ورزیدن به اهل البیت علیهم السلام تا حدّي جامۀ عمل پوشيد. آيۀ شريفه مودت قربی در آن دوران نوراني، ظهور و بروز عجيبي در بين مردم پيدا کرد. » (مظهرحق، از تألیفات معظّم له صص 63-60)

و حمایت معنوی ایشان از شاعرانی مثل فرزدق بود که یک مبنای دینی محکم شد برای این که حکومت بنی امیه در مدّت کوتاهي پس از عاشورا، قدرت سياسي و موقعيّت اجتماعي خود را از دست بدهد و در هم کوبیده شود.

البته ایرانی ها و فارسی زبان ها این افتخار را داشتند که همیشه پرچم محبت اهل البیت را بیش از دیگران و بهتر از آنان در دست گرفتند و به تعبیر استاد ما آیت الله العظمی مظاهری «همیشه با نبوغ خاص خود، دُرّ تشیّع را در دریای متلاطم روزگار یافته اند و تحت تأثیر نفوذ عاطفی ائمۀ طاهرین«ع» در تاریخ سربلند شده اند. چراکه طبق گواهی تاریخ، ایرانی ها در نابودی و انقراض بنی امیّه و بنی عبّاس نقش ویژه و تأثیر گذار داشته اند، چنان که از قرآن کریم استفاده می شود که بالأخره همین ایرانی ها به رهبری حضرت ولیّ عصر«ارواحنافداه» ظلم را در طراز جهانی نابود می سازند». (مظهرحق، از تألیفات معظّم له صص 63-60)

جمع بندی راهبردها: در شرایط امروز ما به ویژه در جامعه مسلمانان اروپا راهبردهای فوق می تواند قابل الگوبرداری باشد؛ راهبردهایی مانند: تربیت و  نیرو سازی، احیای مرجعیت معنوی شیعه و تأکید و ترویج معنویت شیعی، محوریت بخشیدن به کتاب خدا، و گفتمان سازی قرآنی، رویکرد آموزشی با سبک های مناسب، احیای سنّت دینی محبّت به اهل البیت علیهم السلام.





نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :