ارسال به دوستان
کد خبر : 193825
تاریخ انتشار : 5/18/2018 1:35:00 PM

درس هایی از قرآن 16 ـ شکر 4

خطیب: آیت الله دکتر رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ
تاریخ: 18.05.2018 



بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.


توجّه به نعمت و شناخت آن و بهره گیری از نعمت در جای خود و اظهار و آشکار نمودن نعمت و انتساب آن به مُنعم در موضوع شکر بسیار مهم است. لذا در برخی از روایات آمده است که یادآوری نعمت­ها نیز نوعی شکر است و ترک این یادآوری، کفر و ناسپاسی به حساب می آید: «التَّحَدُّثُ بِنِعَمِ اللَّهِ شُكْرٌ وَ تَرْكُ ذَلِكَ كُفْر»[1]

از جمله مسائلی که در موضوع شکر باید به آن توجّه داشت اینست که نعمتهای الهی بسیار زیاد و در واقع غیرقابل شمارش هستند. این نعمتها سراسر وجود انسان و پیرامون او را فرا گرفته اند. لذا باید توجّه داشت که چگونه و با چه روش­هائی انسان می تواند حق شکر الهی را بجا آورد. از اینرو دانستن اقسام شکر نیز از اهمیت خاصی برخوردار است.

اقسام شکر

مرحوم فیض کاشانی در کتاب حقائق فرموده: «الشُكْرُ بالقَلبِ قَصدُ الخیرِ وَ اضمارُه لکافةِ الخَلقِ؛ وَالشكرُ باللسانِ إظهارُ الشكرِ للّهِ بالتمجيد الدّال علیه؛ وَالشكرُ بالجوارحِ فهو استعمالُ نعمِ اللّه في طاعتهِ وَ التوقي من الاستعانة بها على معصيته»

شکر قلبی: بنده شاکر خدای متعال کسی است که در قلب خود نسبت به بندگان خدا قصد و نیت خیر می نماید و هرگز نسبت به هیچ کسی نیت و قصد بدخواهی نمی کند و به تعبیر دیگر در دل و قلب با کسی کینه نخواهد داشت. البته این نکته را باید توجّه داشته باشد این خصوصیت نسبت به دوستان خدا و پیامبران الهی است؛ زیرا نسبت به دشمنان خدا و دشمن کرامت انسان، دوستی، محبت و عشق ورزیدن معنا ندارد.

شکر زبانی: منظور از این نوع شکر، حمد و ستایش الهی با زبان و بر لب داشتن ذکر شریف «الحمدّ لله ربّ العالمین» است. اینکه آدمی همواره یادآور نعمت­های الهی باشد و زبان تشکر و سپاس داشته باشد.


شکر جوارحی: در بیان مرحوم فیض کاشانی، منظور از این نوع شکر، به کارگیری درست نعمت­های الهی در جای خود می باشد. اینکه همه اعمال و رفتار انسان باید در جهت طاعت و بندگی خدا باشد و همه ما خود را از فرو رفتن در نافرمانی حضرت حق حفظ نمائیم.

در بیان مرحوم خواجه نصیرالدین طوسی نیز آمده که انسان از سه طریق می تواند شکر الهی را بجا آورد: اوّل معرفت و شناخت نعمت است. دوم شادمانی از وصول نعمت و سوم جهد و تلاش برای تحصیل رضای منعم به قدر استطاعت.

 مرحوم امام خمینی (ره) هم دربارۀ شکر فرموده است: بدانکه «شکر» عبارت است از قدردانی نعمت مُنعم. و آثار این‏ ‏قدردانی در قلب به طوری بروز می کند؛ و در زبان به طوری؛ و در‏ ‏افعال و اعمال جوارح به طوری. اما در قلب، آثارش از قبیل خضوع‏ ‏و خشوع و محبت و خشیت و امثال آن است. و در زبان، ثنا و مدح‏ ‏و حمد. و در جوارح، اطاعت و استعمال جوارح در رضای منعم، و‏ ‏امثال این است.[2]

اگر مطالبی که علماء بزرگ اخلاق دربارۀ شکر به آن توجّه نموده اند، جمع آوری شود نکات بسیار عمیق و ارزشمندی به دست می آید. اینکه دربارۀ شکر در قرآن، روایات، کلمات علمای اخلاق و در عرفان عملی این همه بحث و تأکید شده است به این جهت است که انسان شاکر با نعمت های خداوند ارتباط درست برقرار کند و با بکارگیری هر نعمتی در جای خود به کمالات وجودی نائل شود؛ زیرا اگر دست، پا، چشم، گوش، شکم، ... و در مجموع همه جوارح و جوانح آدمی به درستی شناخته شود و همه آنها در مسیر بندگی حق به کار برده شود، از انسان یک شخصیت ارزشمند و جامع می سازد و انسان را غنی و توانگر می نماید؛ چه اینکه در روایت آمده است: «الشُكْرُ زینةُ الغِنی»[3] و نیز در عبارت دیگر آمده که سپاسگزاری مایه ایمنی از بدبختی است: «شُكْرُ النِّعْمَةِ أمانٌ مِنْ حُلُولِ النِّقْمَةِ»[4] و آدمی با شکرگزاری خود را به گرامی ترین خلق خدا می رساند چه اینکه از امام صادق(ع) سوال شده است: « مَنْ أَكْرَمُ اَلْخَلْقِ عَلَى اَللَّهِ؟ چه كسى ارجمندترين مردم نزد خداست ؟» حضرت در جواب فرمودند: « قَالَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ مَنْ إِذَا اُعْطِيَ شَكَرَ وَ إِذَا اُبْتُلِيَ صَبَرَ؛ امام عليه السّلام فرمود: آن كس كه چون نعمتی به او رسد، سپاس گزارد و چون به بلايى دچار شود، شكيبايى ورزد»[5]

و البته شاکران واقعی آنهایی هستند که صفت شکر به طور مطلق در وجود آنها استقرار یافته است. آنان که هر نعمتی را با قلب و زبان و عمل به خداوند مستند می کنند و با شناخت ماهیت و جایگاه آن نعمت برای رسیدن به کمال از آن بهره مند می شوند و همواره نعمت را به یاد می آورند؛ به گونه ای که در هر نعمتی وجود حق را می بینند. چه اینکه حضرت علی(ع) فرمودند: «ما رَأیتُ شیئاً إلاّ و رَأیتُ اللّهَ قَبلَهُ و بَعدهُ و مَعَهُ» و البته به همین جهت است که شکر واقعی و مطلق دشوار است.

در آموزه های اسلامی روایت شده که حضرت داود(ع) به خداوند عرض می کند: الهی، چگونه تو را شکر گویم و حال آنکه شکر من نسبت به تو، خود نعمتی از جانب توست؟! آنگاه خداوند به او وحی کرد که اکنون مرا شکر گذاشتی. یعنی همین که دانستی همه نعمتها از من است، در حقیقت شکر مرا نموده ای.

بنده شاکر به مرحله ای می رسد که اگر سخنی از جانب خداوند به او رسد، آن را نیز نعمت می داند و بر آن شکرگزار خواهد بود و هرچه از دوست رسد را نیکو می داند.






[1] . وسائل الشیعه، ج 7، ص 40 ؛ سفینة البحار، ج 8، ص 281.

[2] . تهذیب نفس و سیر و سلوک از دیدگاه امام خمینی (س)؛ بخش سوم: منازل و مقامات سلوک، فصل چهاردهم: شکر

[3] . بحارالانوار، ج 77، ص 422.

[4] . غررالحکم و دررالحکم، ج 4، ص 160.

[5] . تحف العقول، ترجمه جعفری، ج1، ص 343؛ و نیز مشکاة الانوار، ص 22.



نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :