ارسال به دوستان
کد خبر : 193944
تاریخ انتشار : 5/25/2018 1:36:00 PM

درسهایی از قرآن 17 (شکر 5)

خطیب: آیت الله دکتر رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ


تاریخ: 25.05.2018 


بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

در جلسات قبل دربارۀ صفت شکر که از صفات حمیده و پسندیده انسان می باشد سخن گفتیم. اینکه انسان باید با شناخت نعمت ها و اظهار و انتساب آن ها به خدای متعال و با به کارگیری آن در جای خود از طریق زبان، قلب و عمل، قدردان نعمت های الهی باشد تا خدای متعال نیز نعمت هایش را برای انسان افزایش دهد و وجود انسان توسعه پیدا کند.

از نکات مهمی که دانستن آن در تربیت انسان بسیار مفید و مؤثر می باشد، اینست که اگر انسان شاکر نعمتهای الهی باشد خدای متعال هم نسبت به این انسان شاکر خواهد بود؛ لذا خدای متعال در قرآن کریم خود را به  صفت «شاکر» متصف نموده و در سوره نساء می فرماید: «وَ كانَ اللَّهُ شاكِراً عَلِيماً»[1] و در آیه دیگری در سوره بقره فرموده است: «فَإِنَّ اللَّهَ شاكِرٌ عَليم»[2] همچنین در چهار آیه دیگر با عنوان شکور از این وصف خود پرده برداشته است: «إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَكُور»[3] «إِنَّهُ غَفُورٌ شَكُور»[4] «وَ اللَّهُ شَكُورٌ حَليم»[5] «إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُور»[6]

همانطور که از دو وصف «شاکر» و «شکور» بر می آید این دو اسم از مادّه شکر است که به عنوان اسمای حُسنای الهی از آن یاد شده و از صفات فعلیه حق تعالی شمرده می شوند و گویای این مهم هستند  که اگر بنده ای از نعمت های الهی در جای خود به طور صحیح استفاده نماید، خدای متعال نیز نعمتش را بر بنده افزایش می دهد و او را مورد عنایت خود قرار می دهد.

شاکر و شکور، دو وصف برای خداوند

 در آیات شریفه دو لفظ «شکور» و «شاکر» دیده می شود که «شکور» مبالغه «شاکر» بوده و در صورت اتصاف حق تعالی به آن به معنای بسیار سپاس پذیر و کسی که در برابر طاعتِ اندک و خدمت بسیار ناچیز بنده، پاداش بسیار می دهد، می باشد. البته برای شاکر و یا شکور، اگر به خدای متعال نسبت داده شود معانی دیگری هم ذکر شده است مانند اینکه خداوند برای شکرگزاری نعمت به بندگانش توفیق عطاء می کند و با این حال به آنها با کمیِ طاعاتشان پاداش زیاد عنایت می فرماید و به خاطر اعمال آنها در روزگار محدود دنیا، نعمت های نامحدود در آخرت اعطاء می کند. معنای دیگر اینکه خداوند آن پروردگاری است که کم را از بنده اش قبول و در برابر آن بخشش زیادی به او عنایت می کند. معنای دیگر آنست که خدای متعال به خاطر شکرگزاری بندگانش و به کارگیری نعمت ها در جای خود به آنها ثواب و پاداش عنایت خواهد فرمود.[7] توجّه به این نکته ضروریست که به نظر مرحوم علامه طباطبایی مفسر بزرگ قرآن کریم و مؤلّف تفسیر گرانقدر المیزان، اطلاق صفت شاکر و شکور برای خداوند یک اطلاقِ حقیقی است، یعنی حقیقتا می توان به خداوند شاکر و یا شکور گفت.[8]

 

اوصاف مشترک بین خدا و انسان

 روشن است اوصافی که به صورت مشترک برای انسان و خدا اطلاق می شود مانند سمیع، بصیر، عالم، قادر، حکیم، شاکر و شکور گرچه حقیقت آن معانی میان انسان و خدای متعال مشترک است؛ اما دربارۀ انسان با مقدماتی محقق می شود مانند شنیدن و یا دیدن که برای انسان بدون مقدمات و ابزار ممکن نیست ولی برای خدای تبارک و تعالی اینگونه نیست که نیاز به مقدمات مانند چشم و گوش داشته باشد بلکه خدای متعال بدون این ابزار، شنوا و بیناست و همینگونه است علم الهی و علم انسان؛ زیرا در علم انسان خصوصاً بخشی که متکی به حواس است انسان به واسطه حواس پنج گانه و در علوم اکتسابی با آموزش و استاد دیدن، علم و دانش پیدا می کند ولی دربارۀ خداوند اینگونه نیست بلکه اولاً خداوند بدون حواس ظاهری و باطنی نسبت به همه چیز علم و آگاهی دارد و علم خداوند از صفات ذاتیه خداوند است مانند قدرت و حیات که از صفات ذاتیه خداوند می باشند؛ به همین جهت همه اسمای الهی «اَحسن» یعنی نیکوترین است بدین معنی که در بردارنده برترین کمال از کمالات است و ثانیاً هیچ نقص و ابزار و مقدماتی برای اتصاف آن صفت به خداوند وجود ندارد زیرا خداوند هر کمال وجودی را در کامل ترین مرتبه داراست. باقی موجودات نیز کمالشان را از خدای متعال دریافت می کنند.

پس اگر گفته می شود خداوند و انسان شاکرند هر دو به معنای حقیقی است منتهی در انسان به این معنا است که نعمت هایی که به او داده شده اظهار می کند و آنرا به خداوند منتسب می نماید و در جای خود مورد بهره برداری قرار می دهد و آنگاه به مرحله ای می رسد که مانند خدای متعال به دیگران عنایت و لطف می کند، اعمال ناچیز آنها را قبول می کند، به آنها پاداش می دهد و این صفت خدای متعال را در خود تحقق می بخشد؛ همچنین برای انسان این امکان وجود دارد که به صفات الهی آراسته شود چه اینکه فرمودند: «تَخَلّقُوا بِاخلاقِ اللّهِ ؛ به صفات الهی آراسته بشوید»[9] همانطور که خداوند علم، قدرت، حکمت و حلم دارد شما نیز چنان باشید و همانطور که خداوند شاکر است شما نیز شاکر باشید. لذا علامه طباطبایی(ره) معتقد است بر اساس آیه 19 سوره اسراء که فرمود: «وَ مَنْ أَرادَ الْآخِرَةَ وَ سَعى‏ لَها سَعْيَها وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ كانَ سَعْيُهُمْ مَشْكُوراً»[10] همانطور که ما شاکر خدای متعال می شویم، خدای متعال هم شاکر سعی و تلاش انسان می شود. با توجه به این آیه شریفه انسان مشکور می شود و خداوند، شاکر می گردد چه اینکه در سوره هَل اتی که فرموده: «إِنَّ هذا كانَ لَكُمْ جَزاءً وَ كانَ سَعْيُكُمْ مَشْكُورا»[11] اشاره می کند به اینکه سعی اهل البیت (علیهم السلام) مشکور است بنابراین خداوند شاکر می شود و همان وصفی که در مورد انسان به کار می رود در مورد خدای متعال هم به کار برده می شود.

از اینرو انسانها باید تلاش کنند با تهذیب نفس به صفات الهی آراسته شوند و با اجرای اوامر خدای متعال جلوه های آن صفات مانند حکمت، حلم، قدرت، علم و یا شکر و عفو و غفران را به نمایش بگذارند. این همان مهمی است که آدمی دربارۀ راز و فلسفه خلقت و آفرینش خود باید به آن توجّه عمیق داشته باشد و جایگاه عظیم انسان بر این اساس روشن می شود. پس فلسفه خلقت انسان به یک معنا آنست که خود را به صفات الهی آراسته کند، چنانکه در روایت است: «عَبْدِى أَطِعْنِى حَتَّى أَجْعَلَكَ مَثَلِى أقولُ لِلشي‏ء كُن فَيَكون وَ تَقُولُ لِلشي‏ء كُن فَيَكون»[12] ای بنده! مرا اطاعت کن تا اینکه تو را مثل و مانند خود گردانم. به این معنا که هرچه تو بگویی و اراده کنی به اذن و اراده حق تعالی همان خواهد شد، چه اینکه آنچه را من بگویم و اراده کنم همان خواهد شد.




[1] . نساء، 147.

[2] . بقره، 158.

[3] . فاطر، 34.

[4] . همان، 30.

[5] . تغابن، 17.

[6] . شوری، 23.

[7] . رضا رمضانی گیلانی، درآمدی بر اسماء الهی از دیدگاه قرآن و عرفان، ص 282 و 283.

8.علامه طباطبایی،المیزان فی تفسیر القرآن،ج1،ص 387:« إطلاق الشاكر عليه تعالى على حقيقة معنى الكلمة من غير مجاز.»

9. علامه مجلسی،بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏58، ص129

.إسراء،19[10]

.إنسان،22[11]

.علامه مجلسی،بحارالأنوار،ج 102،ص 165[12]


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :