ارسال به دوستان
کد خبر : 194070
تاریخ انتشار : 6/1/2018 2:10:00 PM

درسهائی از قرآن 18 (شکر 6)

خطیب: آیت الله دکتر رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ


تاریخ: 01.06.2018 

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه و علی آله الطاهرين و اصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! اوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

از آیات و روایات استفاده می شود که شکر نعمت عامل برکت خواهد بود و باعث می شود همه امور زندگی انسان به سبب نگاهی که انسان مؤمن نسبت به نعمت ها و انتساب آنها به خداوند دارد با برکت تر شود که این مسأله جزء باورها و اعتقادات مسلمین می باشد، گرچه ممکن است افراد غیر مؤمن هیچ نوع اعتقاد و باوری به برکت در زندگی نداشته باشند. لذا قرآن کریم تصریح می کند که: اگر شکرگزار باشید ما به فکر، اندیشه، آداب، اخلاق، مال و ثروت شما برکت می دهیم و در یک کلام خودتان را زیاد می کنیم: «وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابي‏ لَشَديد؛ و آنگاه كه پروردگارتان اِعلام كرد كه اگر واقعاً سپاسگزارى كنيد، شما را افزون خواهم كرد، و اگر ناسپاسى نماييد، قطعاً عذاب من سخت خواهد بود.»[1] و این وعده بسیار مهمی است که خدای متعال به انسان ها داده است. آنچه مهم به نظر می رسد اینست که انسان مؤمن هر آنچه از جانب خدای متعال به او داده شد، همواره آن را از خدا بداند چون هر نعمتی از جانب اوست؛ چه اینکه هر بدی که به انسان برسد از سوء اختیار خود انسان می باشد: «ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِك‏»[2]

با توجّه به اینکه روایات از معصومین در هر موضوعی تفسیر و تبیین آیات می باشد، مناسب است هرچند گذرا، نگاهی به روایات دربارۀ موضوع شکر داشته باشیم تا اهمیت آن برای همۀ ما روشن تر گردد.

مراحل تحقق شکر نعمت های الهی

1.شکر قلبی: از مجموع برخی روایات استفاده می شود که انسان باید در شناخت نعمت ها و انتساب آن ها به خداوند توجّه خاصی داشته باشد تا جایی  که حتی اگر به واسطه غفلت، زبان او شاکر نبود، در قلب خود منشأ نعمت ها را خدا بداند و نسبت به منشأ نعمت ها که از جانب خداست قلباً شاکر خالق یکتا باشد چنانکه امام صادق(ع) فرمودند: «مَنْ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ نِعْمَةً فَعَرَفَهَا بِقَلْبِهِ‏ وَ عَلِمَ‏ أَنَّ الْمُنْعِمَ عَلَيْهِ اللَّهُ فَقَدْ أَدَّى شُكْرَهَا وَ إِنْ لَمْ يُحَرِّكْ لِسَانَه»[3] کسی که خدای متعال نعمتی به او عطا می کند اگر آن نعمت را با قلب خودش بشناسد و بداند آن کسی که این نعمت را به او داده، خدای متعال است؛ همین دانستن و شناخت، نوعی شکر است گرچه با زبانش ذکر نگوید.

2.شکر زبانی: اگر انسان مؤمن علاوه بر شکر قلبی، الفاظ دالّ بر شکر را نیز بر زبان بیاورد و مثلاً بگوید «اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ» به تعبیر امام صادق(ع) به یک معنا به تمام شکر رسیده است؛ زیرا با این ذکر هر حمدی که صادر شود در حقیقت حمد خدا می باشد. [4]


3.شکر عملی

مرحله اوّل: در برخی روایات اشاره شده که تحقق شکر به اینست که انسان در مقام عمل آن را به کار گیرد؛ چه اینکه امیرالمؤمنین علی(ع) فرمود: « شُكْرُ الْعَالِمِ‏ عَلَى عِلْمِهِ، عَمَلُهُ بِهِ وَ بَذْلُهُ لِمُسْتَحِقِّه »[5] به عنوان مثال شکر یک عالم آن است که آنچه آموخته است را به دیگران تعلیم دهد. چه اینکه « زَكَاةُ الْعِلْمِ‏ تَعْلِيمُهُ‏ مَنْ لَايَعْلَمُه ‏»[6] در این روایت شریف، زکات علم، تعلیم آن دانسته شده است.

شکر یک انسان ثروتمند و غنی آنست که به مستمندان و فقراء کمک کند؛ چه اینکه نسبت به نعمت هایی که به انسان داده شد، شکر عملی آن نعمت ها اینست که هر کدام از نعمت ها در جای خود به کار گرفته شود؛ از زبان، چشم، گوش، دست و پا گرفته تا دیگر اعضاء جوارحی و جوانحی؛ و این مرحله خیلی دقیق، عمیق و دشوار است.

مرحله دوم: دسته دیگر از روایات شکر را به این می داند که انسان مؤمن در مسیر نافرمانی و عصیان حرکت نکند چه اینکه علی(ع) فرمود: «شُكْرُ كُلِّ نِعْمَةٍ الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّه»[7] و در روایت دیگر از آن حضرت نقل شده است که فرمود: «أَقَلُ‏ مَا يَلْزَمُكُمْ‏ لِلَّهِ [سُبْحَانَهُ‏] أَلَّا تَسْتَعِينُوا بِنِعَمِهِ عَلَى مَعَاصِيه»[8] کمترین چیزی که خدای متعال برای شما لازم می داند اینست که نعمت های خدا را وسیلۀ معصیت و مخالفت با خدای متعال قرار ندهید.

دسته ای دیگر از روایات انسان را به هر درجه ای هم که رسیده باشد، ناتوان از این می داند که بخواهد حق شکر الهی را بجا آورد، چه اینکه در دعای عرفه، امام حسین(ع) به این نکته اشاره فرموده اند که اگر تمام مدّت عمرم بخواهم شکر یک نعمت از نعمت های تو را به جا آوردم «ما استطعت» بی شک بدون توفیق خدای متعال این توان را ندارد. به همین جهت است که در عبارات برخی از بزرگان آمده است: «غاية الشكر إنّما هو الاعتراف بالقصور»[9] منتها درجه شکر این است که انسان اعتراف کند که نمی تواند شکر خدای متعال را به جا آورد و لذا در بیان امام صادق(ع) آمده است: «تَمَامُ الشُّكْرِ اعْتِرَافُ‏ لِسَانِ‏ السِّرِّ خَاضِعاً لِلَّهِ تَعَالَى بِالْعَجْزِ عَنْ بُلُوغِ أَدْنَى شُكْرِهِ لِأَنَّ التَّوْفِيقَ لِلشُّكْرِ نِعْمَةٌ حَادِثَةٌ يَجِبُ الشُّكْرُ عَلَيْهَا»[10] حقیقت شکر عبارت است از اعتراف زبانِ باطن در حالی که احساس خضوع ویژه ای در پیشگاه خدا داشته و به عجز خود از ادای کمترین مرتبۀ شکر اعتراف کرده باشد؛ زیرا شکر و توفیقِ سپاسگزاری، نعمتی است که نیاز به شکری دیگر دارد.

از مجموع روایات مراحل تدریجی شکر مورد نظر قرار گرفت که هر مرحله ای در جای خود از اهمیت خاصی برخوردار است؛ چه اینکه دانستن نعمت از جانب خداوند با ابزار قلب و درون و آنگاه اظهار آن با زبان و نطق به کلمه «اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ» و بعد به کارگیری نعمت ها در جای خود و اینکه هیچگاه از نعمت ها در مسیر تحقق نافرمانی خدا استفاده نشود و در نهایت خود را عاجز دانستن از شکر واقعی و حتی مقصر دانستن و عاجز بودن از ادای حقیقت شکر نکاتی است که همواره باید مورد توجّه انسان مؤمنِ شاکر قرار گیرد.





[1]. ابراهیم، 7.

2. نساء،79 .

3. ابن شعبة حرانی، تحف العقول، ص 369 .

[4]. امام صادق(ع) فرمود: «تمام الشکر قول الرجل الحمدلله رب العالمین»کلینی،الکافی(ط _ دارالحدیث)،ج3،ص 246

[5]. غررالحکم و درر الکلم،ص 407

6. ابن فهد حلی، عدة الداعي و نجاح الساعي، ص: 72

[7]. طبرسی،مشکاة الانوار، 35.

8. شریف رضی، نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 533

9. مجموعه رسائل در شرح احاديثى از كافى، ج‏2، ص: 250

[10]. علامه مجلسی،بحارالانوار(ط_ بیروت)،ج 68، ص 52.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :