ارسال به دوستان
کد خبر : 196677
تاریخ انتشار : 11/28/2018 5:00:00 AM

گزارش برگزاری جشن میلاد فرخنده حضرت محمّد (ص) و حضرت امام جعفر صادق (ع)

همزمان با سالروز ولادت با سعادت فخر کائنات حضرت رسول اکرم (ص) و امام عارفان و عاشقان، حضرت امام جعفر صادق (ع) مرکز اسلامی هامبورگ صحنه حضور پرشور مسلمانان و عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت (ع) از ملیت های مختلف در تاریخ 24 نوامبر 2018 بود که با شرکت در مراسم ویژه جشن میلاد نبوی (ص) و امام جعفر صادق (ع) این روز بزرگ را گرامی داشتند.

این محفل با شکوه شامل برنامه های متنوعی از جمله تلاوت قرآن کریم، کلیپ تصویری، مسابقه، اجرای سرود، تواشیح، سخنرانی به زبان فارسی و آلمانی و مداحی بود.

در این مراسم حجت الاسلام والمسلمین دکتر مفتح امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ به ایراد سخنرانی پرداختند. ایشان ضمن تبریک میلاد پیامبر گرامی اسلام (ص) و امام جعفر صادق (ع) به سيره رسول اکرم (ص) در خصوص جهاد ابتدائي اشاره نموده و افزودند: از جمله اتـّهاماتي که پاره اي از نويسندگان و تحليل گران تاريخ اسلام بر اين دين الهي و الگوي تمدّن بشري انساني وارد مي کنند آن است که اسلام سوار بر شمشير به پيش رفته است، و هر فتح و پيروزي که به دست آورده در سايه جنگ افروزي و نبرد با اقوام و قبائل ديگر بوده است. اين اتـّهام متکی بر يکی از اقدامات حکومتی است که پيامبر اکرم صلی الله عليه و آله  از ماههای اوّليه تشکيل دولت اسلامی در مدينه انجام داد، که همانا تنظيم لشکريان و انجام عمليّات رزمی متناوب و مکرّر مي باشد. در پاره ای از اين عمليّات شخص پيامبر فرماندهی لشکريان را بر عهده داشت  که به نام غزوه ناميده شده اند، و در پاره ای ديگر ايشان شرکت نمي کرد بلکه لشکر را به فرماندهی شخص ديگری اعزام می نمود  که به نام سريّه ناميده می شوند.

علی القاعده مراد فقيهانی همچون صاحب جواهر نيز از سيره قطعی رسول الله در اقدام به جهاد ابتدائی همين تجهيز و اعزام مکرّر لشکريان به صورت غزوات و سرايا می باشد.

لکن دقّت در حقائق تاريخی پيرامون اين غزوات و سرايا به خوبی روشن گر آن است که آن اتهام و اين سيره قطعی مورد ادّعا به هيچ وجه بر عملکرد پيامبر اعظم انطباقي ندارد، بلکه تحرّکات نظامی که رسول اللهصلي‏الله‏عليه‏وآله در شهر مدینه – با فاصله زماني اندکي از تشکيل دولت اسلامي– آغاز کردند چند هدف را تعقيب مي کرد :

http://fa.izhamburg.de/files/141/Image/Articles/1397/9/7/8d3fff8283ee42c39dc58693efba2ab2.jpg

 يکي از اين اهداف ايجاد همدلي بيشتر ميان اقشار و گروههاي مختلف مردم تابع اين حکومت بود. مسلـّم است که در مسافرت افراد همسفر با خـُلقيات فردي و خصوصيات شخصي يکديگر آشنا مي شوند و در اثر توليد خاطرات مشترک با يکديگر انس و الفت بيشتر پيدا مي کنند. مسافرت چنانچه با تدبير اداره گردد مي تواند موجب نزديکي قلبي همسفران گردد و در عين حال چنانچه چنين تدبيري در کار نباشد بدترين عامل براي ايجاد و تشديد تفرقه و تشتـّت در ميان جمعيتي با سوابق و علائق گوناگون مي باشد. از اين رو رسول گرامي اسلام در تمامي تحرّکات و سفرهاي رزمي، چنانچه خود حضور داشتند مهاجران و انصار را همراه و همسفر مي کردند تا با مديريت مدبّرانه خويش همدلي و قرابت بيشتري ميان رعاياي دولت اسلامي فراهم آورند.

هدف دوّمي که در اين تحرّکات رزمي مسلمانان تحت امر پيامبر اکرم نهفته بود آشنائي مهاجران با سرزمين يثرب و احوال جغرافيائي پيرامون آن بود تا در صورت نياز و هنگام حمله دشمنان، رزمندگاني که از مهاجران در لشکر اسلام به صحنه هاي نبرد گسيل مي گردند نسبت به پستي و بلندي هاي اين سرزمين و نقاط استراتژيک آن شناخت کافي داشته باشند .

هدف سوّم اين مسافرتهاي مسلـحانه تمرين هاي موسمي براي ايجاد و حفظ آمادگي رزمي در مردم تحت حاکميت رسول الله بود. در زمان ما که عدّه اي از جوانان هر مرز و بوم لباس رزم بر تن دارند و وظيفه آنان دفاع از ميهنشان است مشاهده مي کنيم که هر از چندي در قالب رزمايش هائي که ارتش برگزار مي کند آمادگي نظامي سربازان محک زده مي شود و بر آن افزوده مي گردد، و در آن زمان که چنين ارتش آماده اي در کار نبود و مردم عادي کوچه و بازار بايد از کيان خويش حراست مي کردند انجام چنين رزمايش هائي ضرورت بيشتري مي يافت، و پيامبر اکرم از اين نکته غفلت نداشته و به آن اقدام نمود.

چهارمين هدفي که مي توان براي اين تحرّکات نظامي برشمرد همانا ناامن کردن مسير حرکت کاروانهاي تجاري مشرکان مکـّه مي باشد. مي دانيم که زندگاني بزرگان مکـّه بر داد و ستد و بازرگاني استوار بوده و حيات آنان را مسافرتهاي تجاري تأمين مي نمود. و از سوئي مکـّيان دشمنان اصلي مسلمانان بودند، که اموال مهاجران و نيز خانواده هاي ايشان را در مکـّه مورد تعرّض قرار داده و دائماً با رايزني ها و مذاکرات با قبائل ساکن در شبه جزيره به ايجاد مشکل براي پيامبر و ياران مسلمان ايشان مبادرت مي ورزيدند. اين بود که پيامبر چاره را در آن مي ديد که با ناامن کردن مسير حرکت کاروانهاي تجاري قريش، ضرب شستي به مکـّيان نشان دهد، و به آنان بفهماند که رگ حيات شما در دستان ما است و هر زمان که اراده کنيم مي توانيم با قطع آن، زندگي را بر شما تنگ نمائيم.

مؤيّد اين تحليل تاريخی آن است که در بسياری از اين غزوات و سرايا دشمنی وجود نداشته است تا درگيري و جنگي واقعي در بگيرد، بلکه مسلمانان با دشمن فرضي نبرد می کرده اند، همان که در تمامي رزمايشهای کنونی نيز واقع مي گردد.

اوّلين جنگي که بين مسلمانان مدينه و مشرکان مکـّه درگرفت در نزديکي چاههاي بدر اتفاق افتاد و به غزوه بدر کبری مشهور گشت . آنگاه که به رسول گرامي اسلام خبر رسيد که لشکري از مشرکان مکـّه به سوي مدينه در حال حرکتند و قصد نبرد با مسلمانان را دارند پيامبر با مسلمانان در حال انجام يکي از مانورهاي نظامي و رزمايشهائي بودند که از آغاز تشکيل دولت اسلام در مدينه در قالب غزوات و سرايا اقدام به آنها مي نمودند

إبن هشام و واقدی روايت مي کنند که پس از رسيدن اين خبر به رسول خدا، ايشان اصحاب خود را جمع کرده خبر حرکت قريش را به اطلاع آنها رسانيد و براي بازگشت به مدينه و يا جنگ با قريش با آنها مشورت کرد.

-     ابتدا مقداد (از مهاجران) برخاست و گفت: اي رسول­خدا هر چه خداوند برايت مقدر فرموده بدون تأمل اجرا کن که ما با تو هستيم، به خدا ما آنچه را بني­اسرائيل به موسي گفتند به تو نمي­گوئيم که گفتند: «تو با پروردگارت برويد و جنگ کنيد ما اينجا نشسته و منتظريم» (المائدة:24) بلکه ما مي­گوئيم تو و پروردگارت برويد و بجنگيد ما هم پشت سر شما مي­جنگيم .

-     رسول­خدا مقداد را ستود و در حقش دعا کرد. سپس فرمود: اي مردم راهي را پيش پاي من بگذاريد و بگوئيد چه بايد کرد؟

روي سخن در اينجا متوجه انصار و مردم مدينه بود زيرا آنها اکثريت داشتند و از طرفي هنگامي که اينان در عقبه با آن حضرت بيعت کردند گفتند: اي رسول­خدا هر گاه تو خود را به شهر ما برساني ما همانطور که از فرزند و ناموس خويش دفاع مي­کنيم از تو نيز به همان نحو دفاع مي­کنيم؛ و معناي اين سخن آن بود که اگر دشمني در شهر مدينه به آن حضرت حمله کند آنان متعهد هستند که از او دفاع کنند ولي در خارج از شهر مدينه تعهدي ندارند. از اين رو رسول­خدا مي­خواست رأي آنان را نيز در اين خصوص بداند.

-     سعد بن معاذ (از سران انصار) که متوجه مطلب شده بود عرض کرد: اي رسول­خدا گويا منظورت از اين سخن مائيم؟

-     فرمود: آري.

-     عرض کرد: اي رسول­خدا ما به تو ايمان آورديم و تو را تصديق کرديم و گواهي داديم که آنچه آورده­اي همگي حق است، و روي همين اساس به تو عهد و پيمان داديم که اوامر تو را به جان بپذيريم، اکنون نيز گوش به فرمان تو هستيم و به هر کجا خواهي برو که ما به دنبال تو خواهيم آمد، سوگند به آن کسي که تو را به حق فرستاده اگر خود را به دريا بزني ما نيز پشت سر تو خواهيم بود و يک نفر از ما تخلف نخواهد کرد، براي ما هيچ دشوار نيست که فردا با دشمن روبرو شويم، و ما در جنگ مردماني شکيبا و بردبار هستيم و هنگام برخورد با دشمن پابرجا و ثابت قدم مي­باشيم. (إبن هشام، 1/615- واقدی، ‏1/ 48)

همين مشورت پيامبر خصوصاً با انصار نشان دهنده آن است که نه آن رزمايش مقارن با خبريافتن از لشکرکشی مشرکين قريش، و نه هيچ يک از تحرّکات نظامي پيش از آن، به قصد آغاز جنگ با قبيله يا گروهي نبوده است، بلکه تنها مانوری نظامی بوده که اهداف پيش گفته را تعقيب مي نموده است، در غير اينصورت مشورت با انصار وجهي نداشت.

 مؤيّد اين تحليل آن که سيره نويسان تعداد غزوات و سرايای دوران زمامداری رسول الله را 27غزوه و 38 سريه برشمرده اند، که تنها در 9 غزوه از آنها جنگ درگرفته است (إبن هشام، 2/609). و تمامي اين نُه غزوه نيز يا با لشکرکشي و هجوم از سوي دشمنان آغاز شده، و يا پس از عهد شکني و توطئه گری هم پيمانان سابق شکل گرفته است. به اين ترتيب به جرأت مي توان ادّعا کرد که پيامبر اکرم در طول دوران حاکميّت خويش هيچ گاه به جهاد ابتدائی دست نزده است.

 















نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :