ارسال به دوستان
کد خبر : 197440
تاریخ انتشار : 1/14/2019 4:55:00 PM

پنجاه و سومین نشست اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان در اروپا

 مرکز اسلامی هامبورگ در تاریخ 12 و 13 ژانویه 2019 میزبان پنجاه و سومین نشست اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان در اروپا بود. این همایش با حضور 45 نماینده از دانشجویان و فعّالان انجمن های اسلامی کشورهای مختلف اروپایی برگزار گردید.

 این همایش دو روزه شامل برنامه­ های متنوع علمی، فرهنگی از جمله ارائه گزارش اعضای شورای مرکزی، انتخابات سالانه و سخنرانی شخصیت های علمی و فرهنگی بود.

از جمله برنامه­ های این همایش، سخنرانی حجت السلام والمسلمین دکتر مفتح، امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ بود. ایشان در بخشی از سخنان خویش ضمن خوشامدگویی  و  ابراز خرسندی از حضور دانشجویان در مرکز اسلامی هامبورگ، از این مرکز به عنوان پناهگاه اولیه تمامی مسلمانان در اروپا، خصوصاً دانشجویان یاد کرده که همواره از بدو تاسیس برگزارکننده و نیز میزیان همایش های علمی و فرهنگی دانشجویان و نیز برنامه های دیالوگ در راستای ترویج اسلام عقلانی بوده است. ایشان در بخش دیگری از سخنان خویش با اشاره به حدیثی از پیامبر اکرم (ص)،  بر غنیمت شمردن فرصتها و نعمتهایی که خداوند متعال در اختیار انسان قرار داده است تاکید نموده و اظهار داشتند: استفاده بهینه از عمر و فرصت ها، پایه اساسی موفقیت و رشد و تکامل مادی و معنوی انسان می باشد. چنانچه پیامبر اکرم (ص) نیز در حدیثی می فرمایند: لا تَزُولُ قَدَمُ ابْنِ آدَمَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مِنْ عِنْدِ رَبِّهِ حَتَّى يُسْأَلَ عَنْ خَمْسٍ، عَنْ عُمُرِهِ فِيمَ أَفْنَاهُ وَعَنْ شَبَابِهِ فِيمَ أَبْلَاهُ وَمَالِهِ مِنْ أَيْنَ اكْتَسَبَهُ وَفِيمَ أَنْفَقَهُ وَمَاذَا عَمِلَ فِيمَا عَلِمَ. (سنن الترمذی 9/253) پای فرزند آدم از نزد پروردگار تکان نخواهد خورد تا این که از وی پنج سؤال پرسیده شود: از عمرش که آن را در چه راهی و در چه چیزی صرف کرده است. از جوانی اش که در چه راهی و چه چیزی کهنه اش ساخته است. از مالش که از چه راهی به دست آورده است.  مالش را در چه راهی خرج نموده است و از علمش، که با آموخته اش چه کاری انجام داده است.

علاّمه محمد تقی جعفری در مورد استادش، عارف بزرگ شیخ مرتضی طالقانی، می گوید: «در حوزه نجف حدود یک سال و نیم از محضر وی استفاده کردم. دو روز به مسافرت ابدی اش مانده بود. مثل هر روز به محضرش شتافتم. فرمود: برای چه آمدی آقا؟

عرض کردم: آمده ام که درس بفرمایید. فرمود: آقاجان! درس تمام شد، برخیز و برو. چون دو روز به ماه محرم مانده بود، عرض کردم: آقا! هنوز دو روز به محرم مانده است. فرمود: آقاجان به شما می گویم درس تمام شد، من مسافرم. «خر طالقان رفته پالانش مانده، روح رفته جسدش مانده.» این جمله را به پایان رساند و بعد کلمه «لا اله الاّ اللّه» را تکرار کرد و اشک از چشمانش سرازیر شد.

در این هنگام متوجّه شدم شیخ از سفر ابدی خویش خبر می دهد. و این در حالی بود که هیچ گونه نشانی از کسالت و ناخوشی نداشت.

عرض کردم: آقا! حالا یک چیزی بفرمایید تا مرخص شوم. فرمود: آقا! فهمیدی؟ متوجه شدی؟ بشنو:

تا رسد دستت به خود، شو کارگر              چون فتی از کار، خواهی زد به سر

فردای آن روز در مدرسه صدر اصفهانی بودم. خبر آمد که شیخ مرتضی طالقانی به ابدیت پیوست.

شایان ذکر است در این همایش حجت الاسلام و المسلمین اژه ای نیز به ایراد سخنرانی پرداختند.

 

  


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :