ارسال به دوستان
کد خبر : 263686
تاریخ انتشار : 10 آذر 1398 16:16

اوصاف متّقین (35)

خطیب:  حجت الاسلام والمسلمین دکتر مفتح امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ

تاریخ : 28.11.2019 
بسم الله الرحمن الرحيم

اَلْحَمْدُ لِلّهِ بِجَمِیعِ مَحَامِدِه کُلِّهَا عَلَی جَمِیعِ نِعَمِهِ کُلِّهَا... اَلْحَمْدُ لِلّهِ مالِکِ الْمُلْکِ مُجْرِی الْفُلْکِ مُسَخِّرِ الرِّیاحِ فالِقِ الاْصْباحِ دَیّانِ الدّینِ رَبِّ الْعَالَمینَ اَلْحَمْدُ لِلّهِ عَلی حِلْمِهِ بَعْدَ عِلمِهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ عَلی عَفْوِهِ بَعْدَ

 قُدْرَتِهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ عَلی طُولِ اَناتِهِ فی غَضَبِهِ وَهُوَ قادِرٌ عَلی ما یُریدُ

ثم الصلاه و السلام علی محمد عبده و رسوله ارسله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لو کره المشرکون

اوصیکم عبادالله و نفسی بتقوی الله و اتباع امره و نهیه، و اخوفکم من عقابه


هفتمین نشانه متقین: 

-       وَخُشُوعاً فِي عِبَادَةٍ، 

و خشوع در عبادت. 

خشوع حضور قلب توام با تواضع و ادب و احترام است، اهل تقوا در نماز، تمام توجهشان به باطن و حقیقت نماز است. خشوع توأم با خوف و خشیت بوده، و در برابر آن قساوت است که حالت سنگدلی و عدم تأثر دل می باشد. 

خشوع در لغت به معنی ترسی است آمیخته با تعظیم، و در اصطلاح به حالتی گفته می شود که گویا کسی در برابر سلطانی قاهر قرار گرفته به طوری که تمام توجهش به وی معطوف گشته و از همه جا بریده باشد. از رسول خدا پرسیدند: خشوع چیست؟ فرمود: « التّوَاضُعُ في الصَّلاةِ، وَ أن يُقْبِلَ الْعَبْدُ بِقَلْبِهِ كُلِّهِ عَلَى رَبِّهِ؛ فروتنی در نماز و اینکه بنده با تمام قلبش متوجّه خدا باشد.» (بحارالانوار، ج81، ص264)

خشوع در قرآن و حدیث

قرآن مجید یکی از ویژگی های مؤمنان رستگار را خشوع در نماز دانسته و می فرماید: 

-       قَدْ اَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ؛ الَّذِینَ هُمْ فِی صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ (مؤمنون:۱-۲)

به تحقیق رستگار شدند مؤمنان؛ آنان که در نمازشان خشوع دارند.

وقتی مؤمن حالت خشوع پیدا کند، آثارش در بدن و اعضا و جوارحش ظاهر می شود و سراسر وجودش غرق عشق و شیدایی حق می گردد و جسم جانش در هر عبادتی، خشوعی هماهنگ با آن خواهد داشت. قرآن در این باره می فرماید: 

-       اللَّهُ نَزَّلَ اَحْسَنَ الْحَدِیثِ کِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِیَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِینُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ اِلی ذِکْرِ اللَّهِ (زمر:۲۳)

خدا بهترین سخن را نازل کرده است. کتابی متشابه و دو تا، دوتا، که از تلاوت آن تن کسانی که از پروردگارشان می ترسند بلرزد. سپس تن و جانشان به یاد خدا آرام می گیرد.

مهم آن است که جسم و جان باید توام با هم در برابر خدا خضوع و خشوع کند؛ زیرا خشوع قلب، خشوع اعضا و جوارح را نیز در پی دارد چنان که امیرالمؤمنین فرمود:

-       لِیَخْشَعْ لِلّهِ سُبْحَانَهُ قَلْبُکَ، فَمَنْ خَشَعَ قَلْبُهُ خَشَعَتْ جَمِیعُ جَوَارِحِه (غررالحکم، ج۵، ص۴۶۰)   

باید قلبت برای خدای سبحان خاشع شود و کسی که قلبش خاشع شد همه اعضایش خاشع می شود.

خشوع جوارح بدون خشوع قلب، تظاهر به خشوع و نوعی نفاق است که به فرموده پیامبر اکرم باید از آن پرهیز کرد: 

-       إیّاکُمْ وَ تَخَشّعِ النّفَاقِ وَ هُو أنْ یُرَی الْجَسَدُ خَاشِعاً وَ الْقَلْبُ لَیْسَ بِخَاشِعٍ؛ ( بحارالانوار، ج۷۴، ص۱۶۴(

از خشوع نمایی منافقانه بپرهیزید و آن این است که اندام خاشع دیده شوند ولی قلب خاشع نباشد.

خشوع اولیاء الله

اولیاء الهی در تمام امور زندگی، به ویژه به هنگام عبادت، عالی ترین نمونه خشوع را دارا می باشند. آن مردان بزرگ فقط در مقابل خدا خاضع هستند خداوند به حضرت موسی و هارون چنین وحی فرستاد: «إنّمَا یَتَزَیّنُ لي أوْلِیَائي بِالذّلِّ وَ الْخُشُوعِ وَ الْخَوْفِ؛ دوستان من، خود را با افتادگی و خشوع و ترس برای من می آرایند (بحارالانوار، ج۱۳، ص۴۹)

رسول خدا وقتی به نماز می ایستاد، از ترس خدا رنگش می پرید و صدای سوزناکی از او به گوش می رسید (فلاح السائل، ص۱۶۱). امیرالمؤمنین در هنگام نماز و عبادت، لرزه بر اندامش می افتاد و رنگ رخسارش دگرگون می شد (بحارالانوار، ج۸۱، ص۲۴۸)

نماز معنوی زان علی بود                که جان او ز نور حق جلی بود

که پیکان برکشیدش مرد از پای نجنبید از حضور خویش از جای

امام صادق (علیه السّلام) از قول پدرش امام باقر (علیه السّلام) چنین نقل می کند: 

-       کَانَ عَلِیُّ بن الحُسَینِ إذَا قَامَ في الصَّلاةِ کَأنّهُ سَاقُ شَجَرَةٍ لا یَتَحَرّکُ مِنْهُ شَیءٌ إلّا مَا حَرّکَت الرّیحُ مِنهُ (بحارالانوار، ج۸۱، ص۲۴۸)

امام سجاد (علیه السّلام) وقتی به نماز می ایستاد همچون ساقه درختی بود و هیچ جزئی از بدن و لباس او حرکت نمی کرد، مگر آن مقداری را که باد به حرکت در می آورد.

خشوع لازمه عبادت

عبادت، هنگامی ارزشمند است که با توجّه کامل و خشوع انجام پذیرد، و گرنه عبادت بدون توجّه تنها رفع تکلیف بوده و نشان دهنده آن است که صاحبش فاقد ایمان قوی و یقین است. امام صادق (علیه السّلام) می فرماید: 

-       لا إیمَانَ إلّا بِالْعَمَلِ وَ لا عَمَلَ إلّا بِالْیَقِینِ وَ لا یَقِینَ إلّا بِالْخُشُوعِ (بحارالانوار، ج۷۸، ص۳۰)

ایمانی (ارزشمند) نیست مگر با عمل، و عملی (پذیرفته) نیست مگر با یقین، و یقین وجود ندارد مگر در صورت وجود خشوع.

خشوع مومنان جان نماز است  از آن معنی که با او دوست راز است

اگر از جان و دل با حق به رازی       یقین می دان که دایم در نمازی

 

مصلي را فلاح اندر خشوع ست خشوع دوستان در عین جوع ست

ببُر از خلق و با حق گیر پیوند           به کلّی اقتدا کن رکعتی چند

موانع خشوع

بزرگ ترین مانع خشوع در نماز و غافل شدن از یاد خدا، دور شدن از مکتب وحی و ارتکاب گناه است که انسان مؤمن باید به شدّت از آنها پرهیز نماید. همچنین باید از کارهایی دوری کند که اگرچه در ظاهر گناه نیست، ولی قساوت قلب می آورد یا انسان را از توجّه به عبادت و حالت خشوع باز می دارد.. امیرالمؤمنین می فرماید: 

-       لا یَعْبَث الرَّجُلُ في صَلَاتِهِ بِلِحْیَتِهِ وَ لا بِمَا یَشْغَلُهُ عَنْ صَلَاتِهِ (بحارالانوار، ج۸۱، ص۲۳۹)

مرد نباید در نمازش با ریش خود و هر چه او را از توجه به نماز باز می دارد بازی کند.

قرآن مجید مؤمنان را در مورد خطر خاشع نبودن دل هشدار داده و می فرماید:

-       أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ (حدید:۱۶)

آيا براى كسانى كه ايمان آورده‏ اند هنگام آن نرسيده كه دلهايشان به ياد خدا و آن حقيقتى كه نازل شده نرم [و فروتن] گردد و مانند كسانى نباشند كه از پيش بدانها كتاب داده شد و [عمر و] انتظار بر آنان به درازا كشيد و دلهايشان سخت گرديد و بسيارى از آنها فاسق بودند.

علّامه طباطبایی در تفسیر این آیه می نویسد: در این آیه شریفه عتابی است به مؤمنان به خاطر قساوتی که دل هایشان را گرفته و در مقابل ذکر خدا خاشع نمی شود... خدای تعالی با این کلام خود به این حقیقت اشاره نموده که دل های مسلمانان مانند دل های امتهای پیشین دچار قساوت شده و قلب قاسی از آنجا که در مقابل حق، خشوع و تاثیر و انعطاف ندارد، از زیّ عبودیت خارج است و در نتیجه از مناهی الهی متاثر نمی شود و با بی باکی مرتکب گناه و فسق می شود. (ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۲۸۴)

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :