ارسال به دوستان
کد خبر : 264516
تاریخ انتشار : 6 دی 1398 21:41

اوصاف متّقین(37)

خطیب:  حجت الاسلام والمسلمین دکتر مفتح امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ
تاریخ : 27.12.2019 
بسم الله الرحمن الرحيم

اَلْحَمْدُ لِلّهِ بِجَمِیعِ مَحَامِدِه کُلِّهَا عَلَی جَمِیعِ نِعَمِهِ کُلِّهَا... اَلْحَمْدُ لِلّهِ مالِکِ الْمُلْکِ مُجْرِی الْفُلْکِ مُسَخِّرِ الرِّیاحِ فالِقِ الاْصْباحِ دَیّانِ الدّینِ رَبِّ الْعَالَمینَ اَلْحَمْدُ لِلّهِ عَلی حِلْمِهِ بَعْدَ عِلمِهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ عَلی عَفْوِهِ بَعْدَ

 قُدْرَتِهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ عَلی طُولِ اَناتِهِ فی غَضَبِهِ وَهُوَ قادِرٌ عَلی ما یُریدُ

ثم الصلاه و السلام علی محمد عبده و رسوله ارسله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لو کره المشرکون

اوصیکم عبادالله و نفسی بتقوی الله و اتباع امره و نهیه، و اخوفکم من عقابه

نهمین نشانه متقین:

-       وَ صَبْراً فِي شِدَّةٍ،

و در سختى ها بردبار،

جمله «صَبْراً فِي شِدَّةٍ» اشاره به استقامت و شکيبايى اهل تقوا در برابر شدائد روزگار و حوادث ناگوار است که این صبر و استقامت، از نشانه های متقین شمرده می شود.

در حديثى از پيامبر اکرم مى خوانيم که فرمود: «إنَّ الصَّبْرَ نِصْفُ الإيمانِ؛ صبر نیمی از ایمان است»(شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج1، ص319؛ بحارالانوار، ج79، ص137) و در حديث ديگرى از آن حضرت آمده است: «الإيمانُ نِصْفانِ; نِصْفٌ فِى الصَّبْرِ وَ نِصْفٌ فِي الشُّکْرِ؛ ايمان دو نیمه است; نيمى از آن صبر است و نيمى از آن شکر (صبر در برابر مشکلات و ناملايمات و شکر در برابر نعمتها)».(بحارالانوار، ج74، ص151)


سختی ها و مشکلات بخشی جدا ناپذیر از زندگی در این جهان هستند؛ ولی همین سختی ها و مشکلات زندگی انسان را قوی کرده و او را بسوی پیشرفت رهنمون می سازند. در فرهنگ اسلامی به سختی ها و مشکلات، با دید مثبت و ارزشی نگاه شده و آن را امتحان مؤمن قلمداد کرده است. امام حسن عسکری علیه السلام می فرماید: «ما مِنْ بَلِيَّة إِلاّ وَ لِلّهِ فيها نِعْمَةٌ تُحيطُ بِها؛ هيچ بلايى نيست مگر اين كه نعمتى از طرف خدا آن را احاطه کرده است.» (بحار الأنوار‏، ج‏75، ص374)

قرآن کریم آزمون الهی را متوجه تمامی انسانها دانسته، و درباره کسانی که از این آزمونها سربلند بیرون می آیند می فرماید:

-       وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ؛ الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ؛أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ(بقره: 155-۱۵۷)

و قطعا شما را به چيزى از [قبيل] ترس و گرسنگى و كاهشى در اموال و جانها و محصولات مى ‏آزماييم و مژده ده شكيبايان را؛ [همان] كسانى كه چون مصيبتى به آنان برسد مى‏ گويند ما از آن خدا هستيم و به سوى او باز مى‏ گرديم؛ بر ايشان درودها و رحمتى از پروردگارشان [باد] و راه‏يافتگان [هم] خود ايشانند.

اثر دنیائی صبر

خداوند در قرآن کریم به آسان شدن کارها بعد از سختی و مرارت، بشارت می دهد: «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً؛ پس بدان که بعد از هر سختی، آسانی هست»(انشراح:5) و برای تأکید بیشتر، در آیه بعدی باز هم تکرار می کند: «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً؛قطعاً بعد از هر دشوارى، آسانى است.»(انشراح:6)

انسان تا در هر کاری سختی و مرارت نکشد به نتیجه مطلوب نخواهد رسید؛ احوال دانشمندان و فرزانگان، در ابتدا با رنج و سختی و مشقت بوده است؛ موفقیت هر انسانی در گرو مبارزه با سختی ها و بلاهای زندگی و تلاش و همت او در طول مسیر زندگی است؛ قرآن کریم این مطلب را بصورت کلی بیان می کند که موفقیت هر انسانی (چه در این دنیا و چه آن دنیا) در گرو سعی و کوشش اوست. «وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى‏؛ و اينكه براى انسان جز آنچه تلاش كرده، هيچ نصيب و بهره‏ اى‏ نيست.» (نجم: 39)

چه بسا انسان های معلول جسمی که با همت بلند و مبارزه با مشکلات و سختی ها به موفقیت هایی رسیده اند، و چه بسا افرادی که خدا به آنها مال و مکنتی داده، ولی چون همت ندارند، استفاده مفید از مال و مکنت خود به عمل نیاورده و همه چیز را از دست می دهند.

مولوی داستان عارفی را نقل می کند که زنی بداخلاق داشت. مریدی برای دیدار او به در خانه اش رفت، ولی زن با دشنامهای بسیار نسبت به عارف، آن مرید را از در منزل راند. مرید در راه بازگشت، در جنگل عارف را دید که روی انبوهی از هیزم بر پشت شیری نشسته، و ماری به دست گرفته و می آید.

اندرین بود او که شیخ نامدار            زود پیش افتاد بر شیری سوار

شیر غران هیزمش را می کشید بر سر هیزم نشسته آن سعید

تازیانه ش مار نر بود از شرف          مار را بگرفته چون خرزن به کف

مرید به عارف سلام کرد و پرسید چرا با اینهمه مقامات و کرامات، چنین زن دشنام گویی دارید؟ عارف گفت این مقام را به سبب تحمل جفاهای زنم یافته ام، و تازه این کرامت که می بینی بخش کوچکی از آن چیزی است که به سبب صبرم در برابر اخلاق زنم به دست آورده ام:

گرنه صبرم می کشیدی بار زن          کی کشیدی شیر نر بیگار من

این قدر خود درس شاگردان ماست      کر و فر ملحمهٔ ما تا کجاست

تا کجا آنجا که جا را راه نیست جز سنابرق مه الله نیست

از همه اوهام و تصویرات دور نور نور نور نور نور نور


اثر اخروی صبر

خداوند هر کسی را بیشتر دوست داشته باشد، بیشتر او را در مشکلات و سختی ها می اندازد؛ امام موسی کاظم علیه السلام در این باره می فرماید: «اَلمُؤمِنُ مِثلُ کفَّتَی المِیزانِ کُلَّما زیدَ في إیمَانِهِ زیدَ في بَلائِهِ؛ مؤمن همانند دو کفه ترازوست. هرگاه به ایمانش افزوده گردد، به بلایش نیز افزوده می گردد.»( تحف العقول، ص408)

انسان وقتی خود را بدون مشکل و بی دغدغه می بیند حالت غرور و برتری جویی به او دست می دهد؛ چه نسبت به خداوند متعال و چه نسبت به افراد پیرامون خود؛ ولی همین انسان، وقتی به بلاها و گرفتاری ها دچار می شود، دنبال نصرت خداوند و امدادهای غیبی او برای غلبه بر مشکلات خود است؛ بنابراین خداوند، مؤمن را در رنج و سختی نگه می دارد تا علاوه بر بالا بردن تدبیر زندگی او، میزان تعهد او را در برابر دین و معنویت بالا ببرد؛ چه بسا افراد با دین و ایمانی باشند، ولی در سختی ها و مشکلات، نسبت بخدا بدبین شوند «وَ أَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبىّ‏ أَهَانَن‏؛ و هر گاه پروردگارش او را امتحان كند و روزيش را تنگ نمايد، مى‏ گويد: پروردگارم به من توهين كرده است.»( فجر:16)

یکی از فلسفه های بلاها و گرفتاری های افراد مؤمن و متقی، امتحان آنهاست؛ امیرالمؤمنین می فرماید: «إِنَ‏ الْبَلَاءَ لِلظَّالِمِ‏ أَدَبٌ‏ وَ لِلْمُؤْمِنِ امْتِحَانٌ وَ لِلْأَنْبِيَاءِ دَرَجَةٌ وَ لِلْأَوْلِيَاءِ كَرَامَةٌ؛ همانا بلا براي انسان ستمگر، تأديب است و براي مؤمن، امتحان و براي پيامبران، مقام و برای اولیاء الهی، کرامت.»( تحف العقول، ص408)

 

ارزش صبر کردن افراد مؤمن و متقی بر سختی ها و مشکلات در آن دنیا معلوم می شود؛ آنجا که به فرموده قرآن کریم فرشتگان به استقبال مؤمنان آمده و بخاطر صبر آنها در مسیر دینداری و صبر در برابر نیشخندهای افراد بی اعتنا به دین و معنویت، به آنها خوش آمد می گویند:

-       وَالَّذِينَ صَبَرُوا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِيَةً وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُولَئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ؛ جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَالْمَلَائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِمْ مِنْ كُلِّ بَابٍ؛ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ ﴿رعد: 22-۲۴﴾

و كسانى كه براى طلب خشنودى پروردگارشان شكيبايى كردند و نماز برپا داشتند و از آنچه روزيشان داديم نهان و آشكارا انفاق كردند و بدى را با نيكى مى‏ زدايند ايشان راست فرجام خوش سراى باقى ؛ [همان] بهشتهاى عدن كه آنان با پدرانشان و همسرانشان و فرزندانشان كه درستكارند در آن داخل مى ‏شوند و فرشتگان از هر درى بر آنان درمى ‏آيند؛[و به آنان مى‏ گويند] درود بر شما به [پاداش] آنچه صبر كرديد راستى چه نيكوست فرجام آن سراى.






نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :