پنج شنبه 23 فوریه 2012 (Hamburg)
فجــر 05:27
طلوع افتـاب 07:21
ظهــر 12:33
عصـــر 15:09
مغـرب 18:12
عشــاء 19:13
نیمه شب 23:35
صفحه اصـلی :: اخبار :: 2011.06.29 - گزارش مراسم عزاداری و سوگواری امام حسين (ع)...
نقدها: 0

گزارش مراسم عزاداری و سوگواری امام حسين (ع) در دهه نخست محرم





همزمان با فرا رسیدن ماه محرم ، مراسم عزاداری و سوگواری حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) در دهه نخست محرم 1433 به مدت سیزده شب ، از شنبه  26 نوامبر تا پنجشنبه 8 دسامبر 2011 با حضور صدها تن از مسلمانان و ارادتمندان خاندان عصمت و طهارت (ع) از ملیتهای مختلف با شکوه و عظمتی خاص در مرکز اسلامی هامبورگ برگزار گردید .

 همچنین مرکز اسلامی هامبورگ میزبان مراسم عزاداری مسلمانان عرب زبان و اردو زبان نیز بود که هر یک به طور جدا گانه به برپایی مراسم عزاداری پرداختند.

در این شبهای نورانی ، سوگواران حسینی پس از اقامه نماز جماعت مغرب و عشاء به امامت حضرت آیت الله رمضانی ، ضمن قرائت پرفیض زیارت عاشورا و شنیدن احکام توسط حجت الاسلام والمسلمین شاه آبادی ، از سخنرانی حضرت حجت الاسلام والمسلمین شهاب مرادی ، بهره مند شدند .

در این مراسم که همزمان به زبان آلمانی نیز ترجمه می گردید ، مداح اهل بیت عصمت و طهارت ، جناب آقای احمد نیکبختیان نیز با ذکر مصیبت و مرثیه سرایی به شرح بخشی از وقایع و مصائب اهل بیت (ع) پرداخته و عزاداران حسینی نیز با سوگواری و سینه زنی ، یاد و خاطره حماسه خونین تاسوعا و عاشورای حسینی را گرامی داشتند .

در ظهر روز عاشورا نیز عزاداران حسینی ابتدا با شور و حال خاصی زیارت عاشورا را زمزمه کردند . در ادامه حجت الاسلام والمسلمین مرادی به ایراد سخنرانی پرداختند . ایشان در بخشی از سخنانشان به بحث انتظار و وظایف منتظر اشاره کرده و افزودند :

در طول تاریخ بشر در چند نوبت انتظار را تجربه کرده است .

یکی از این انتظارات که انتظار بسیار مهمی هم بود ، اولین انتظار که خیلی مهم بود انتظار آمدن آخرین پیامبر الهی بود . حضرت موسی (ع) و حضرت عیسی (ع) از جانب خدا خبر و نشانه های آخرین پیامبر خدا را به مردم داده بودند . و با اینکه می دانستند با نشانه هایی که بیان شده بود ، آخرین پیامبر خدا ظهور کرده ، متاسفانه ایمان نیاورده و با آن حضرت به مخالفت پرداختند .

انتظار دیگری که می توان به آن اشاره نمود ، انتظار مردم کوفه برای آمدن امام حسین (ع) به کوفه بود . همان طور که می دانید موضوع انتظار برای قیام امام حسین (ع) از سال 41 هجری قمری یعنی 20 سال پیش از واقعه عاشورا آغاز شده بود . بعد از شهادت امام حسن مجتبی (ع) این موضع شدت بیشتری پیدا کرد و نامه های بسیاری برای امام ارسال شد که حضرت فرمودند ما در معاهده با معاویه هستیم و تا زمانی که او زنده است قرار است حکومت در دست او باشد و بعد از او ما اقامه عدل خواهیم کرد و حکومت اسلامی را بر اساس احکام شرعی بر پا خواهیم کرد . بعد از فوت معاویه مردم کوفه حدود 20 هزار نامه برای امام حسین (ع) ارسال کرده و از ایشان مجدداً دعوت کردند که به کوفه بیایند . ولی بعد از آمدن مسلم بن عقیل به کوفه او را یاری نکردند و حتی خیلی از کسانی که به امام نامه نوشته بودند در کربلا در سپاه یزید به مقابله با امام حسین (ع) پرداختند .

امّا امروز مردم جهان ، مخصوصاً مسلمانان در انتظار دیگری به سر می برند ، در انتظار سوم به سر می بریم ، مردم دوره های قبل در دو انتظار قبلی شکست خورده و فریب هوسهای دنیوی را خوردند . چرا ؟ چون فکر می کردند منتظر  فقط باید دعوت کند و چشم به راه باشد اما ایشان اصل کار یعنی آمادگی و خودسازی را فراموش کرده بودند . انتظار یعنی آماده بودن ، یعنی پا به رکاب بودن . تمرین این آمادگی این است که ما بدانیم امام زمان (عج) از ما چه می خواهد ؟ امام زمان (عج) از ما مهربانی و گذشت می خواهد . انفاق از مال و جان برای بارور شدن دین را می خواهد . باید در عاشورا مشق انتظار کنیم و سعی نماییم رضایت امام زمان (عج) را جلب نماییم .


در شب پایانی این مراسم امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ حضرت آیت الله دکتر رمضانی به ایراد سخنرانی پرداختند . ایشان در بخشی از سخنانشان با طرح این سؤال که « چه اموری در جامعه مسلمانان رخ داد که بعد از گذشت حدود پنجاه سال از رحلت پیامبر اکرم (ص) فاجعه بزرگ عاشورا رخ داد و فرزند رسول خدا (ص) به بدترین وضع به شهادت رسید ؟ » ، به تشریح و تبیین این موضوع پرداخته و افزودند : رسول خدا (ص) دین اسلام را به عنوان آخرین و کاملترین دین به انسانها عرضه نمود و معجزهء ایشان قرآن کریم است . برخی از پیامبر (ص) معجزه فعلی هم  طلب کردند که بیش از شش هزار معجزه از ایشان نقل شده است و  برخی نیز با شنیدن سخنان پیامبر(ص) به دین اسلام گرویدند چرا که دیدند که پیامبر (ص) چیزی جز خدا پرستی ، معنویت ، اخلاق ، عدالت و مانند اینها را آموزش نمی دهد .

دین برای حیات است که انسان حیات و عزت در دنیا و آخرت داشته باشد. در بحث اخلاق جهانی هم می گویند اگر جامعه امروزی می خواهد به اخلاق جهانی برسد باید از دین استفاده کند . برای اینکه  دین است که انسان را متحول می کند . در جایی که دینداری ، خداپرستی و معنویت نباشد آلودگی جامعه را فرا می گیرد .

دین عامل رشد انسان است . دین باعث رشد انسان در سه بعد اخلاق ، عقیده و عمل می شود. انسان بوسیلهء دین باید هم نفس ، هم عقل و هم قالب یعنی چشم ، دست ، زبان و سایر اعضاء و جوارح را تربیت کند . انسان دیندار مراقب تمام امور زندگی و فعل و انفعالات خویش است . دین قیام می کند و انسان خودش قائم می شود به پا می خیزد و به حیات واقعی دست می یابد .

دین بهترین وسیله برای حیات انسان خواهد بود ، به شرط اینکه در متن زندگی باشد و تنها لقلقه زبان نباشد . لذا در رابطه با عاشورا و یکی از دلایلی که بعد از گذشت پنجاه سال از وفات پیامبر (ص) این فاجعه بزرگ رخ داد این بود که دین فقط لقلقه زبان شده و در حاشیه بود و در متن زندگی و دل و جان مردم جایگاهی نداشت . عده ای از افراد جامعه به وضعیتی رسیده بودند که فقط دنبال حب دنیا و ثروت و قدرت بودند و به حدی این تعلقات دنیوی توسعه پیدا کرد که حاضر شدند دین را هم ملعبه ، بازیچه و ابزار مطامع خود قرار دهند . چنانچه حضرت علی (ع ) می فرمایند : گاهی زمانه ای بر ما می گذرد که دین به دست اشرار و پلیدان جامعه می افتد ، آنهایی که پستند و دین را هم نه برای اصلاح خود و جامعه می خواهند بلکه از دین به عنوان ابزاری برای رسیدن به قدرت و ثروت استفاده می کنند . یزید و یزیدیان دین خدا را به مسخره گرفته بودند و رسالت ، اخلاق و همه امور ارزشی و آرمانی انسان به فراموشی سپرده شده بود . می خواستند یک دین اشرافی برای یک عدهء خاص را ترویج دهند و فقط برای اینکه قدرت داشته باشند و ثروت جامعه را به خود اختصاص دهند و همه چیز را استعمار کنند نقاب دینداری به خود زده بودند .

امام حسین (ع) می فرمایند : من قیام کردم چرا که دیدم سنت پیامبر (ص) نابود شده بود و تمام معارف اسلام و اخلاقیات و دینداری از بین رفته بود .

آن چنان بی مهری نسبت به دین خدا ، قرآن و سنت پیامبر (ص) کردند که امام حسین (ع) می فرمایند : در این زمان انسان بمیرد بهتر از زنده ماندن با ذلت است . چه اینکه حضرت فرموده است : « موت فی عزّ خیر من حیات فی ذل »

لذا درسهای زیادی را می توان از مکتب عاشورا فرا گرفت . کربلا دو جبهه بود جبهه حق و جبهه باطل . جبهه حق با امام نور و جبهه باطل با امام نار بود . انسان با بررسی جبهه نور می تواند درس دینداری ، معنویت ، فداکاری ، اخلاص ، شجاعت ، عفت و پاکدامنی و اخلاق بیاموزد و از طرف دیگر از تمام زشتیهایی که در جبهه باطل جمع شده بود درس عبرت بگیرد .

این دو جبهه ممکن است در هر زمانی وجود داشته باشد لذا مهم آنست که هر انسانی وظیفه و تکلیف خود را درست و صحیح  بشناسد .

تصاویر بیشتر